نقد و بررسی
نقد تعدی بر ما (Trespass Against Us) | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سرآغاز: آزادی در حصار خانواده «Trespass Against Us» در ظاهر فیلمی جنایی دربارهٔ خانوادهای است که با یورش به خانههای اعیانی، شکار غیرقانونی و گریز از پلیس روزگار میگذراند؛ اما نیروی اصلیاش در تعارضی خصوصیتر نهفته است: چگونه میتوان از میراث خانواده فاصله گرفت، بیآنکه پیوندهای خونی و عاطفی را انکار کرد؟
آدم اسمیت این پرسش را در دل چشماندازی روستایی و جامعهای حاشیهنشین طرح میکند؛ جایی که قانون بیرونی با سنتهای درونخانوادگی درگیر است و هیچکدام، دستکم برای چد کاتلر، راهی ساده به سوی رهایی نمیگشایند. عنوان فیلم نیز بهنحوی با این وضعیت همآواست. «تجاوز» یا «دستدرازی» فقط به ورود غیرقانونی به املاک دیگران اشاره ندارد؛ خانوادهٔ کاتلر خود در معرض هجوم نیروهایی است که میخواهند شیوهٔ زیستش را برچینند، حال آنکه همین شیوه، با خشونت و قانونگریزیاش، آزادی دیگران را نقض میکند.
فیلم از همین تناقض تغذیه میکند، هرچند همیشه نمیتواند آن را به درامی به همان اندازه پرقدرت تبدیل کند. داستانی دربارهٔ گریز و بازگشت چد میان دو آینده ایستاده است: از یک سو پدری که فرمانبرداری از سنت خانوادگی را وفاداری میداند، و از سوی دیگر همسر و فرزندانی که امکان زندگی متفاوت را پیش چشمش میآورند.
مسئلهٔ او تنها ترککردن یک کسبوکار مجرمانه نیست؛ باید از جهانی فاصله بگیرد که از کودکی زبان، ارزشها و تصورش از مردانگی را شکل داده است. این جدایی، در نتیجه، به تصمیمی عملی محدود نمیشود و بار عاطفی و هویتی پیدا میکند. با این حال، فیلم گاهی میان چند مسیر روایی پراکنده میشود. ماجراهای خلافکارانه و تعقیبوگریزها تحرک بیرونی فراهم میکنند، اما رابطهٔ چد با پدرش و نگرانی او برای آیندهٔ فرزندانش ظرفیت دراماتیک عمیقتری دارند.
« عنوان فیلم نیز بهنحوی با این وضعیت همآواست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
برخی گرهها و انگیزهها نیز بهاندازهٔ کافی روشن نمیشوند؛ بنابراین ممکن است تماشاگر در بخشهایی بیش از آنکه درگیر تحول شخصیتها باشد، در پی فهم دقیق اتفاقها بماند. این ابهام همیشه حاصل ظرافت نیست و گاه به کمپرداختی نزدیک میشود. پدر و پسر؛ کشمکش دو نسل محور عاطفی فیلم رابطهٔ چد و پدرش، کولبی، است.
کولبی مردی است که اقتدارش را نه فقط با خشونت، بلکه با روایت و باور تثبیت میکند: گذشته را به صورت قانونی ناگفته عرضه میکند و از پسرش میخواهد آن را ادامه دهد. برای او، خانواده هم پناهگاه است و هم نظامی که اعضایش را در جایگاههای ازپیشتعیینشده نگه میدارد. در سوی دیگر، چد میخواهد پدر باشد، اما نمیخواهد همان پدری شود که خود تجربه کرده است.
مایکل فاسبندر و برندن گلیسون این تعارض را عمدتاً از راه حضور فیزیکی و واکنشهای خاموش پیش میبرند. فاسبندر در نقش چد، میان مهارت و درماندگی نوسان دارد: مردی که در گریز از پلیس چابک و کارآزموده است، اما در برابر الگوی زندگی موروثی خود، گاه ناتوان به نظر میرسد. گلیسون نیز به کولبی اقتداری آمیخته با جذابیت میبخشد؛ او نه هیولایی یکبعدی است و نه پدری که بتوان رفتارهایش را با مهر خانوادگی توجیه کرد.
همین دوگانگی، رابطهٔ آنها را دیدنی میکند، حتی وقتی فیلمنامه از پیگیری کامل ظرفیت آن بازمیماند. خانواده بهمثابه میراث و میدان نبرد حضور نسل سوم، بهویژه پسر چد، معنای کشمکش را گسترش میدهد. اکنون پرسش فقط این نیست که چد چه میخواهد؛ مسئله این است که چه چیزی را به فرزندش منتقل خواهد کرد.
« این ابهام همیشه حاصل ظرافت نیست و گاه به کمپرداختی نزدیک میشود. »
شخصیتها و اجرا
رفتارهای خانوادگی که در گذشته شاید عادی یا اجتنابناپذیر مینمودند، با ورود نگاه کودکانه به صحنه، بُعد اخلاقی آشکارتری پیدا میکنند. پدرشدن، چد را ناچار میکند گذشته را از نو بسنجد و میان وفاداری به پدر خودش و مسئولیت در قبال فرزندش تمایز بگذارد. با این همه، فیلم به شخصیتهای پیرامونی فرصت یکسانی نمیدهد.
کلی، همسر چد، نمایندهٔ میل به گسستن از این چرخه است، اما خواستهها و تجربهٔ او گاهی بیشتر در خدمت بحران چد قرار میگیرد تا آنکه بهتنهایی بهطور کامل بسط یابد. این محدودیت مهم است، زیرا تصمیم چد بر زندگی همهٔ خانواده اثر میگذارد؛ با پرداخت بیشتر به دیدگاه کلی، تنش خانوادگی میتوانست چندصداتر و پیچیدهتر شود.
چشمانداز روستایی و زبان تصویر یکی از امتیازهای فیلم، استفاده از فضای روستایی بریتانیاست؛ منطقهای که زیبایی طبیعیاش با شکاف طبقاتی و حضور املاک باشکوه در کنار زندگی آشفتهٔ خانوادهٔ کاتلر تضاد دارد. طبیعت در اینجا صرفاً پسزمینهای چشمنواز نیست؛ هم پناهگاه است و هم عرصهٔ تعقیب.
زمینهای باز، جادهها و حاشیههای روستا به شخصیتها امکان حرکت میدهند، اما این آزادی همواره شکننده است، زیرا نیروهای قانون در پی محدودکردن قلمرو آنها هستند. تعقیبوگریزهای خودرو نیز به فیلم ضرباهنگ و هیجان میبخشند. این لحظهها مهارت عملی چد را به نمایش میگذارند و با فضای روایی اثر تناسب دارند؛ بااینحال، گاهی هیجان صحنهها جای بسط تنش اخلاقی را میگیرد.
« با این همه، فیلم به شخصیتهای پیرامونی فرصت یکسانی نمیدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم میان درام خانوادگی، تریلر جنایی و تصویری از جامعهای حاشیهنشین در رفتوآمد است، اما این ژانرها همیشه به شکلی یکپارچه در هم نمیآمیزند. نتیجه، لحظههایی پرکشش در کنار بخشهایی است که از نظر لحن یا مسیر داستانی کمتر استوار به نظر میرسند. بازیها؛ تکیهگاه اصلی اثر بازیها مهمترین دلیل تماشاییبودن فیلماند.
گلیسون به کولبی نیرویی میدهد که هم میتواند سرگرمکننده و پرجاذبه باشد و هم نگرانکننده؛ او شخصیت را از نمونهٔ آشنای پدر مستبد فراتر میبرد، چون عشق و سلطه را در رفتارش از هم جدا نمیکند. فاسبندر نیز چد را مردی کمحرف و گرفتار میسازد که کشمکشش بیشتر در مکثها و تغییرهای کوچک رفتارش دیده میشود تا در توضیحهای مستقیم.
بازیگران مکمل نیز به فضای خشن و نامطمئن خانواده کمک میکنند، اما فیلم بیش از همه بر دو بازیگر اصلی تکیه دارد. همین اتکا گاه سودمند است و گاه ضعف ساختار را آشکار میسازد: هرجا فیلمنامه رابطهٔ پدر و پسر را به مرکز میآورد، بازیها بار عاطفی صحنه را حمل میکنند؛ هرجا روایت از این محور دور میشود، کمبود پرداخت در داستان بیشتر به چشم میآید.
خشونت، سگها و مرز همدلی فیلم از مخاطب میخواهد با خانوادهای همدلی کند که در عین گرفتار بودن در ساختارهای اجتماعی و خانوادگی، خود نیز به دیگران آسیب میرساند. این انتخاب میتوانست تصویری اخلاقاً پیچیده و بیتعارف بسازد، اما اثر همیشه میان نمایش بیپردهٔ زندگی خشن کاتلرها و دعوت به درک وضعیتشان تعادل برقرار نمیکند.
« نتیجه، لحظههایی پرکشش در کنار بخشهایی است که از نظر لحن یا مسیر داستانی کمتر استوار به نظر میرسند. »
قوتها و کاستیها
برخی تماشاگران ممکن است رفتار شخصیتها را بیشتر مایهٔ فاصلهگرفتن ببینند تا همدلی؛ برخی دیگر، تناقض میان مهر خانوادگی و قانونگریزی را بخش مهم جذابیت فیلم خواهند یافت. ماجرای بهخطر افتادن سگها نیز از عناصر عاطفی فیلم است که ممکن است برای شماری از تماشاگران آزاردهنده باشد. این بخشها بر بیپناهی موجودات زنده در جهانی تأکید میکنند که در آن، وفاداری و خشونت بارها در کنار هم قرار میگیرند.
بااینحال، حساسیت این لحظات میتواند از مسیر درام خانوادگی توجه را منحرف کند و واکنشی فوریتر از تأمل دربارهٔ شخصیتها برانگیزد. جمعبندی «Trespass Against Us» فیلمی دربارهٔ دشواری گسستن از میراثی است که هم آدمی را شکل میدهد و هم در بند نگه میدارد. رابطهٔ پدر و پسر، بازیهای قدرتمند فاسبندر و گلیسون، فضای روستایی متمایز و چند صحنهٔ پرتنش، به اثر جاذبهای روشن میبخشند.
در مقابل، روایت در بخشهایی گنگ میشود، بعضی روابط و موقعیتها مجال پرورش کافی نمییابند و فیلم گاه به درامی جنایی آشنا نزدیک میشود، بیآنکه همهٔ امکانهای بالقوهاش را به فعلیت برساند. حاصل، اثری نابرابر اما تماشایی است؛ فیلمی که ارزش اصلیاش نه در پیچیدگی طرح جنایی، بلکه در کشمکش نسلی و پرسش دشوارش دربارهٔ وفاداری قرار دارد.
چد میخواهد برای فرزندانش آیندهای دیگر بسازد، اما رهایی از گذشته صرفاً با خواستن ممکن نیست: گذشته در زبان، عادتها و پیوندهای خانوادگی خانه کرده است. همین کشاکش، حتی وقتی روایت در پرداخت آن کم میآورد، هستهٔ ماندگار فیلم را میسازد.
« ماجرای بهخطر افتادن سگها نیز از عناصر عاطفی فیلم است که ممکن است برای شماری از تماشاگران آزاردهنده باشد. »



ثبت دیدگاه