نقد و بررسی
نقد آسمانخراش جهنمی (The Towering Inferno) | 1974
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
آسمانخراش بهمثابه دام «The Towering Inferno» از همان آغاز، فاجعه را در دل شکوهی مدرن مینشاند: برجی عظیم، تازهساز و سرشار از غرور معماری، میزبان جشنی باشکوه است؛ اما زیر سطح شیشهای و درخشانش، نقصهایی پنهاناند که بهتدریج به تهدیدی مرگبار بدل میشوند. آتش در این فیلم فقط نیرویی ویرانگر نیست؛ حاصل زنجیرهای از تصمیمهای انسانی است، از بیاحتیاطی و سهلانگاری تا ترجیح سود و اعتبار بر ایمنی.
برج بهتدریج از نشانهٔ پیشرفت به فضایی محصور و هراسآور تبدیل میشود. راهروها، آسانسورها و طبقات بلند که در شرایط عادی نماد آسایشاند، در وضعیت بحران به موانعی برای فرار بدل میشوند. فیلم با همین جابهجایی معنا، هستهٔ تعلیق خود را شکل میدهد: هرچه ساختمان باشکوهتر به نظر میرسد، دامنهٔ خطر درون آن هولناکتر میشود.
تعلیق؛ از هشدار تا محاصره فیلم خطر را یکباره بر سر تماشاگر فرود نمیآورد. ابتدا نشانههایی از سهلانگاری و بیاعتنایی دیده میشود و سپس، مرحلهبهمرحله، بحران گستردهتر میگردد. این روند تدریجی، به مخاطب فرصت میدهد تا هم اندازهٔ تهدید را دریابد و هم پیامدهای هر تصمیم را پیشبینی کند.
تعلیق از انتظار برای فاجعه نیرو میگیرد، اما پس از شعلهورشدن آتش، از دشواری مهار آن و محدودشدن راههای نجات نیز تغذیه میکند. برج در حکم صحنهای چندلایه عمل میکند؛ خطر در بخشهای گوناگون ساختمان شکل میگیرد و شخصیتها هرکدام با موانع متفاوتی روبهرو میشوند. این انتخاب ظرفیت نمایشی اثر را بالا میبرد، ولی همیشه به سود انسجام روایت نیست.
« برج بهتدریج از نشانهٔ پیشرفت به فضایی محصور و هراسآور تبدیل میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
جابهجایی مکرر میان گروهها و موقعیتها گاهی تمرکز را پراکنده میکند و دنبالکردن جایگاه همهٔ افراد را دشوار میسازد. بااینحال، همین پراکندگی حس فراگیری بحران را نیز تقویت میکند: حادثه فقط برای یک قهرمان رخ نمیدهد، بلکه سراسر ساختمان و جمعی از آدمها را دربرمیگیرد. مککوئین و نیومن؛ دو نیروی مکمل یکی از جذابیتهای اصلی فیلم، رویارویی و همکاری Steve McQueen و Paul Newman است.
حضور این دو ستاره صرفاً به اعتبار نامهایشان متکی نیست؛ تفاوت در شیوهٔ بازی و جنس اقتدارشان، به رابطهٔ میان شخصیتها انرژی میدهد. Newman در نقش معمار، با آرامش و منطق کسی ظاهر میشود که با ساختمان پیوندی شخصی دارد و اکنون باید با پیامدهای نقصهای آن روبهرو شود. McQueen در نقش رئیس آتشنشانی، نیرویی عملگرا و کمحرف به فیلم میآورد؛ شخصیتی که در میانهٔ خطر، بهجای نمایش و تشریفات، بر تصمیم و اقدام تکیه میکند.
تقابل این دو، فقط تقابل دو چهرهٔ مشهور نیست؛ برخورد دو نوع دانش و مسئولیت است. یکی ساختمان را میشناسد و دیگری آتش و خطر را. فیلم از این تفاوت بهره میبرد تا تنش را هم در سطح عملیاتی و هم در سطح شخصیتی پیش ببرد. در کنار آنان، گروه بزرگ بازیگران از جمله William Holden، Faye Dunaway و Fred Astaire، به جهان فیلم تنوع و وزن میبخشد.
البته پرستارهبودن گروه همیشه به معنای پرداخت برابر شخصیتها نیست؛ بسیاری از نقشها بیشتر در خدمت گستردگی بحراناند تا تحول عمیق فردی. گروه بازیگران و چهرههای گرفتار فیلم میکوشد تجربهٔ فاجعه را از منظر آدمهایی با موقعیتها و خلقوخوهای گوناگون نشان دهد. برخی شخصیتها با شجاعت یا خونسردی واکنش نشان میدهند و برخی دیگر در برابر خطر، درمانده یا خودخواه میشوند.
« تقابل این دو، فقط تقابل دو چهرهٔ مشهور نیست؛ برخورد دو نوع دانش و مسئولیت است. »
شخصیتها و اجرا
این تنوع، به روایت وجهی اجتماعی میدهد: در لحظهٔ بحران، عنوان و جایگاه بیرونی آدمها دیگر تضمینکنندهٔ امنیت نیست و واکنشهایشان بیش از هر چیز اهمیت پیدا میکند. اما شمار زیاد شخصیتها هزینهای روایی دارد. فیلم گاهی از یک موقعیت به موقعیتی دیگر میپرد، پیش از آنکه فرصت کافی برای ماندن در کنار هر شخصیت و پرورش رابطههایش فراهم شود.
در نتیجه، تماشاگر ممکن است در بعضی لحظات بیش از آنکه با سرگذشت فردی خاص همراه شود، صرفاً در پی تشخیص این باشد که چه کسی در کدام بخش برج گرفتار است. این پراکندگی با منطق نمایش یک فاجعهٔ جمعی سازگار است، اما از صمیمیت و تمرکز درام میکاهد. مسئولیت، غرور و بهای سهلانگاری زیر لایهٔ حادثهمحور فیلم، پرسشی روشن دربارهٔ مسئولیتپذیری قرار دارد: وقتی ایمنی قربانی شتاب، منفعت یا اعتماد بیجا به فناوری میشود، چه کسی باید پاسخگو باشد؟
«The Towering Inferno» از این راه، آتش را به پیامد انتخابهای انسانی پیوند میزند. تهدید اصلی تنها شعلهها نیستند؛ بیاعتنایی به هشدارها و این تصور است که سازهای عظیم و نو، از آسیبپذیری مصون خواهد بود. این مضمون گاه مستقیم و کمظرافت بیان میشود، اما در دل موقعیت پرتنش فیلم کارکرد دارد.
بحران، فاصلهٔ میان ظاهر مطمئن و واقعیت شکننده را آشکار میکند. برج با همهٔ ارتفاع و شکوهش، به پناهگاهی امن تبدیل نمیشود؛ و تخصص، قدرت یا ثروت نیز بهتنهایی راه نجات نمیگشایند. فیلم از این منظر، بیش از آنکه دربارهٔ یک آتشسوزی باشد، دربارهٔ هزینهٔ بیمسئولیتی در ساختن و ادارهکردن جهان مدرن است.
« اما شمار زیاد شخصیتها هزینهای روایی دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
جلوههای بصری و زبان سینمایی برای فیلمی از سال ۱۹۷۴، نمایش آتش و خطر در مقیاس بزرگ همچنان بخش مهمی از تجربهٔ تماشاست. استفاده از جلوههای عملی، طراحی صحنه و بدلکاریها به حادثه حضوری ملموس میدهد؛ تماشاگر با فضایی روبهروست که بهجای آنکه صرفاً پسزمینهای برای گفتوگو باشد، پیوسته شکل و موقعیت درام را تغییر میدهد.
ارتفاع، دود، شعله و محدودیت مسیرها، همه در ساختن حس محاصره سهم دارند. البته قدمت فیلم در برخی جلوهها و شیوههای تصویری آشکار است. تماشاگر امروز ممکن است بعضی لحظات را مصنوعی یا متعلق به دورهای دیگر ببیند؛ اما همین نشانههای تاریخی بخشی از هویت اثر نیز هستند. فیلم به جای اتکا به تصویرسازی دیجیتال، خطر را با ابزارهای زمان خود مجسم میکند و در بهترین لحظات، همین مادیبودن به صحنهها وزن میدهد.
موسیقی نیز در همراهی با اوجگیری بحران، بر شکوه و اضطراب میافزاید، هرچند گاهی گرایش فیلم به تأکیدهای ملودراماتیک را برجستهتر میکند. ریتم و طول روایت یکی از ضعفهای محسوس اثر، طولانیشدن آن است. فیلم زمان زیادی صرف معرفی موقعیتها و شخصیتها میکند و در بعضی بخشها، حرکت روایت کند میشود.
این مکثها گاهی به ایجاد انتظار کمک میکنند، اما همیشه به عمقبخشیدن به شخصیتها نمیانجامند؛ از همین رو، ممکن است بعضی تماشاگران فاصلهای میان صحنههای پرتنش احساس کنند. بهخصوص وقتی روایت میان گروههای متعدد جابهجا میشود، طول فیلم بیش از آنکه به غنای درام بینجامد، گاه حس کشآمدن را تشدید میکند.
« ارتفاع، دود، شعله و محدودیت مسیرها، همه در ساختن حس محاصره سهم دارند. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، فیلم در لحظات اوج توانایی خود را بهخوبی نشان میدهد. وقتی راههای گریز محدود میشوند و خطر از چند سو نزدیک میشود، تعلیق دوباره جان میگیرد. اثر میداند چگونه از ارتفاع ساختمان، دشواری امدادرسانی و ناتوانی انسان در مهار سریع بحران استفاده کند. همین تفاوت میان بخشهای کندتر و لحظات فشرده، تجربهٔ تماشای فیلم را ناهموار میکند، اما آن را از هیجان تهی نمیسازد.
جمعبندی «The Towering Inferno» نمونهای شاخص از سینمای فاجعهمحور دههٔ هفتاد است: فیلمی پرشخصیت و پرحادثه که شکوه یک سازهٔ مدرن را به صحنهای برای آزمودن مسئولیت، شجاعت و همکاری بدل میکند. حضور McQueen و Newman، گروه بازیگران چشمگیر، افزایش تدریجی خطر و جلوههای عملیِ متناسب با زمانه، از برجستهترین امتیازهای آناند.
در سوی دیگر، روایت پراکنده، طول زیاد و برخی نشانههای آشکار قدمت، از انسجام و سرعت فیلم میکاهند. با وجود این لغزشها، اثر همچنان در ساختن حس مقیاس و محاصره تواناست. برجِ فیلم نهفقط مکانی برای وقوع حادثه، بلکه تصویری از غروری است که ایمنی را بدیهی میپندارد. نتیجه، تماشایی پرتنش و گاه ناهموار است که جذابیت ستارگان و قدرت موقعیتهایش، آن را تا پایان زنده نگه میدارند.
« بااینحال، فیلم در لحظات اوج توانایی خود را بهخوبی نشان میدهد. »
ثبت دیدگاه