نقد و بررسی
نقد آخرین فیلم (The Last Movie) | 1971
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
اثری میان روایت و تأمل «The Last Movie» ساختهٔ Dennis Hopper، وسترنی متعارف نیست؛ حتی اگر با گروهی بازیگر و عوامل سینما آغاز شود که در پرو فیلمی وسترن میسازند. فیلم خیلی زود از قصهگویی خطی فاصله میگیرد و به اثری خودبازتابنده بدل میشود: فیلمی دربارهٔ خودِ سینما، قدرت تصویر و پیامدهایی که ورود یک خیالِ ساختهشده میتواند در زندگی واقعی بر جای بگذارد.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این انتخاب، مهمترین سرچشمهٔ جذابیت اثر است و همزمان دشواری اصلی آن را پدید میآورد. تماشاگر بهجای آنکه با روایتی منظم و روشن پیش برود، باید میان صحنهها، خاطرهها و لایههای گوناگون تصویر راه خود را پیدا کند. محور قصه کَنز است؛ مردی که پس از پایان فیلمبرداری در روستایی پرویی میماند و میکوشد زندگی تازهای بسازد.
« این انتخاب، مهمترین سرچشمهٔ جذابیت اثر است و همزمان دشواری اصلی آن را پدید میآورد. »
شخصیتها و اجرا
در غیاب گروه سینمایی، شماری از اهالی روستا با دوربینهایی دستساز به بازسازی صحنههای فیلم روی میآورند، اما مرز میان بازی و واقعیت را آنگونه که عوامل خارجی میشناسند درنمییابند. کَنز میکوشد این تفاوت را توضیح دهد. این موقعیت ساده، دریچهای برای طرح پرسشهایی پیچیدهتر باز میکند: چه کسی حق دارد تصویر بسازد؟
« این موقعیت ساده، دریچهای برای طرح پرسشهایی پیچیدهتر باز میکند: چه کسی حق دارد تصویر بسازد؟ »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تصویر چگونه معنا میشود؟ و آیا سینما میتواند از پیامدهای فرهنگی
ثبت دیدگاه