نقد و بررسی
نقد ولگردها (Tramps) | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدی جنایی در لباسی عاشقانه «Tramps» فیلمی است که از دل یک مأموریت کوچک و مشکوک، به سفری شهری دربارهٔ اعتماد، معاشرت و امکانِ آغاز دوباره راه میبرد. دنی و الی برای جابهجایی پنهانی یک چمدان وارد ماجرایی میشوند که قرار است ساده و سریع باشد؛ اما اشتباه دنی در برداشتن چمدانی دیگر، رشتهٔ امور را از هم میگسلد و آن دو را وادار میکند برای یافتن بستهٔ درست، در نیویورک و حومهٔ آن پرسه بزنند.
آدام لئون این موقعیت را نه بهانهای برای تریلری پرتنش، بلکه چارچوبی برای برخورد دو آدم جوان و کموبیش سرگردان میگیرد؛ کسانی که شاید از نقشهٔ اصلی کمتر، و از شناختن یکدیگر بیشتر بهره میبرند. فیلم از همان ابتدا روشن میکند که قرار نیست قواعد ژانر جنایی را با جدیت کامل دنبال کند. جابهجایی چمدانها، آدمهای مشکوک و تهدیدهای پراکنده حضور دارند، اما مرکز ثقل اثر نه کشف رازهای مجرمانه است و نه تعقیبوگریزی نفسگیر.
آنچه اهمیت دارد، حرکت دو شخصیت در فضایی ناآشنا و تغییر تدریجیِ فاصلهٔ میان آنهاست. همین انتخاب به فیلم لطافتی ویژه میدهد، هرچند گاه از قدرت دراماتیک آن نیز میکاهد. شهر بهمثابه میدان برخورد نیویورک در «Tramps» صرفاً پسزمینهای زیبا برای ماجرا نیست؛ شهر، با ایستگاهها، خیابانها، مسیرهای رفتوآمد و حاشیههای آرامترش، ریتم و جنس رابطهٔ دنی و الی را شکل میدهد.
شخصیتها مدام در حرکتاند، اما این جابهجایی به معنای پیشروی سریع قصه نیست. گاهی مقصد اصلی تنها بهانهای است برای آنکه گفتوگویی شکل بگیرد، سکوتی میان دو نفر جا خوش کند یا تفاوت منششان آشکار شود. تضاد میان فضای شهریِ متراکم و محیطهای خلوتتر بیرون شهر، به اثر تنوع بصری و عاطفی میبخشد.
« فیلم از همان ابتدا روشن میکند که قرار نیست قواعد ژانر جنایی را با جدیت کامل دنبال کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
برخورد این دو آدم با مکانهایی که از نظر اقتصادی و اجتماعی با زندگی خودشان فاصله دارند، نوعی نابرابریِ آرام را نیز به چشم میآورد. فیلم این تفاوت را به خطابه بدل نمیکند؛ بیشتر آن را در موقعیتهای کوچک و رفتارهای روزمره مینشاند. دنی و الی نه جهانگردانی آسودهخاطر، بلکه دو جوانیاند که هر مکان را با حساب پول، فرصت و محدودیتهایشان میسنجند.
دنی و الی؛ نیروی اصلی فیلم اگر «Tramps» در ذهن میماند، بیش از هر چیز بهسبب حضور کالوم ترنر و گریس ون پتن در نقشهای اصلی است. دنی با نوعی صداقتِ دستوپاچلفتی وارد داستان میشود؛ آدمی که به نظر میرسد چندان برای کارهای خلاف ساخته نشده، اما از سر گرفتاری و پیوندهای خانوادگی پایش به ماجرا باز شده است.
الی در نگاه نخست خویشتندارتر و محتاطتر است و انگیزههایش را کمتر بروز میدهد. کنار هم قرار گرفتن این دو خصلت، گفتوگوها و موقعیتهای ساده را زنده میکند. شیمی میان بازیگران، فیلم را از خشکی طرح داستانیاش نجات میدهد. نزدیکی آنها حاصل اعترافهای بزرگ یا لحظههای پرزرقوبرق عاشقانه نیست؛ در مکثها، شوخیهای کمصدا و واکنشهای کوچک شکل میگیرد.
همین خویشتنداری باعث میشود رابطه به کلیشهٔ رمانتیکِ شکرین فرو نغلتد. بااینحال، فیلم همیشه فرصت کافی برای پرورش این پیوند فراهم نمیکند. تماشاگر گاهی تغییر عاطفی میان دو شخصیت را بیش از آنکه از دل تحولهای پرمایه ببیند، در جذابیت بازیها و دلنشینیِ همراهیشان میپذیرد. در نتیجه، رابطه باورپذیر و دوستداشتنی است، اما میتوانست عمق بیشتری پیدا کند.
« فیلم این تفاوت را به خطابه بدل نمیکند؛ بیشتر آن را در موقعیتهای کوچک و رفتارهای روزمره مینشاند. »
شخصیتها و اجرا
عاشقانهای بیادا فیلم در برخورد با عشق، به جای اغراق و نمایش احساسات بزرگ، به تدریج بر صمیمیت تکیه میکند. دنی و الی در شرایطی با یکدیگر همراه میشوند که هر دو دلایل عملی برای ماندن کنار هم دارند؛ اما این همراهی کمکم از ضرورت فراتر میرود. جذابیت این مسیر در آن است که فیلم برای تبدیل آشنایی به دلدادگی، به مجموعهای از تصادفهای پرزرقوبرق یا جملههای حکیمانه متوسل نمیشود.
گاه تنها هممسیرشدن، تقسیم نگرانیها و دیدن سویههای متفاوت دیگری کافی است تا کششی شکل بگیرد. البته این ظرافت روی دیگری نیز دارد: رابطه در چند نقطه شتابزده به نظر میرسد. دنی و الی بهسرعت از دو همکار ناخواسته به همراهانی صمیمی بدل میشوند و فیلم همیشه نمیتواند فاصلهٔ میان این دو مرحله را بهخوبی پر کند.
با این همه، بازیهای کنترلشده و پرهیز از احساساتگرایی افراطی، به این عاشقانه اعتباری میبخشند که در بسیاری از کمدیهای رمانتیکِ مشابه کمتر دیده میشود. احساسات در فیلم حاضرند، اما اثر برای واداشتن مخاطب به دوستداشتن شخصیتها دست به فشار عاطفی نمیزند. طرحی که زیر بار خودش کم میآورد نقطهٔ ضعف اصلی «Tramps» همان طرح جناییای است که حرکت داستان را آغاز میکند.
اشتباه در تعویض چمدانها ظرفیت بالقوهای برای تعلیق، آشفتگی و حتی طنز موقعیت دارد، اما مسیر بازگرداندن چمدان درست همیشه از انسجام و کشش کافی برخوردار نیست. سرنخها و جابهجاییهای پیاپی میتوانند مخاطب را درگیر کنند، ولی در بخشهایی از فیلم بیشتر بهانهای برای فرستادن شخصیتها از مکانی به مکان دیگر به نظر میرسند تا اجزای زندهٔ یک معمای رو به گسترش.
« عاشقانهای بیادا فیلم در برخورد با عشق، به جای اغراق و نمایش احساسات بزرگ، به تدریج بر صمیمیت تکیه میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
به همین دلیل، میزان خطر نیز گاه مبهم میماند. فیلم انتظار ندارد تماشاگر از هر برخورد نگرانِ پیامدهای جدی باشد، اما همزمان از موقعیت مجرمانهاش برای به حرکت درآوردن روایت استفاده میکند. این دوگانگی در جاهایی به سود اثر است، زیرا فضا را سبک و بیتکلف نگه میدارد؛ در جاهایی دیگر، کمبود تعلیق را آشکار میکند.
مخاطبی که چشمانتظار تریلری پرحادثه یا طرحی دقیق و پیچیده باشد، احتمالاً از سادهبودن و گاه گیجکنندگیِ مسیر ناامید خواهد شد. ریتم، لحن و کارگردانی آدام لئون با لحنی آرام و مشاهدهگر، از شلوغکاریهای مرسوم کمدی جنایی فاصله میگیرد. فیلم در بسیاری از لحظهها اجازه میدهد شخصیتها در فضا حضور داشته باشند و گفتوگوهایشان بیآنکه فوراً به نقطهای نمایشی برسد ادامه پیدا کند.
این رویکرد با حالوهوای صمیمی اثر سازگار است و به نیویورکگردیِ دو شخصیت فرصت میدهد که به تجربهای انسانی بدل شود، نه صرفاً رشتهای از رخدادها. اما همین آرامش گاهی به کندی میانجامد. بعضی صحنهها بیش از اندازه درنگ میکنند، بیآنکه به رابطه یا قصه لایهای تازه بیفزایند. فیلم در چنین لحظاتی نه آنقدر تعلیق دارد که مخاطب را در انتظار نگه دارد و نه همیشه بهاندازهٔ کافی مشاهدهٔ ظریف عرضه میکند تا مکثها خودشان جذاب باشند.
نتیجه اثری است که ریتم یکنواخت و کمشتابی دارد؛ ویژگیای که برای تماشای آسوده مناسب است، اما ممکن است در بخشهایی از تجربه، انرژی روایت را پایین بیاورد. بازیگری و حسِ خودمانی ترنر و ون پتن در مرکز توجهاند، اما تأثیر بازی آنها فقط به اجرای دو نقش اصلی محدود نمیشود؛ کیفیت بازیشان حالوهوای کلی فیلم را تعیین میکند.
« به همین دلیل، میزان خطر نیز گاه مبهم میماند. »
قوتها و کاستیها
دنی و الی هیچکدام قهرمانانی استثنایی یا تبهکارانی هراسآور نیستند. آنها آدمهایی معمولیاند که در موقعیتی نامعمول گرفتار شدهاند و همین اندازهٔ انسانی، همدلی با آنها را آسان میکند. فیلم از بازیگران نمیخواهد شخصیتها را به چهرههایی پرادعا تبدیل کنند؛ نیروی اثر در خصلتهای کوچک و حضور طبیعی آنهاست.
این حسِ خودمانی یکی از مهمترین امتیازهای فیلم است. «Tramps» نه داستان خود را بزرگتر از اندازهاش جلوه میدهد و نه برای ساختن هیجان مصنوعی به ریتم تند یا حوادث پرشمار پناه میبرد. انتخابی آگاهانه است که هم به سود اثر تمام میشود و هم محدودیتهای آن را پررنگتر میکند: وقتی داستان از جاهطلبیهای بزرگ دوری میکند، باید شخصیتها و جزئیات روزمره بار اصلی جذابیت را به دوش بکشند.
فیلم در این زمینه موفق است، اما نه در تمام لحظات به یک اندازه. جمعبندی «Tramps» کمدی رمانتیکی مستقل و کمادعاست که از یک مأموریت آشفته، ماجرایی دربارهٔ همراهی و نزدیکی میسازد. طرح چمدانها گاهی کمرمق و گیجکننده است، ریتم در بخشهایی افت میکند و رابطهٔ دو شخصیت میتوانست زمان بیشتری برای رشد داشته باشد.
در مقابل، بازیهای دلنشین کالوم ترنر و گریس ون پتن، شیمیِ طبیعی میان آنها و نگاه گرم فیلم به شهر و آدمهایش، اثر را از یک قصهٔ ساده فراتر میبرد. این فیلم برای تماشاگرانی مناسب است که در یک کمدی عاشقانه بیش از پیچشهای داستانی و تعلیق، به شخصیتهای دوستداشتنی، لحن صمیمی و حالوهوای سبک اهمیت میدهند.
« دنی و الی هیچکدام قهرمانانی استثنایی یا تبهکارانی هراسآور نیستند. »
جمعبندی
«Tramps» شاهکاری بلندپروازانه نیست و نمیکوشد چنین وانمود کند؛ فیلمی جمعوجور است که بهترین لحظاتش را در مسیرها، گفتوگوها و فاصلهای مییابد که میان دو آدم کمکم کوتاهتر میشود.
ثبت دیدگاه