نقد و بررسی
نقد The Automat | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
یک رستوران، یک قرن و یک خاطرهٔ جمعی مستند «The Automat» به کارگردانی Lisa Hurwitz، تاریخ Horn & Hardart را از مسیر زندگی روزمره دنبال میکند: از پنجرههای کوچک غذاخوریهای اتوماتیک تا میزهایی که غریبهها را کنار هم مینشاندند. فیلم بهجای آنکه صرفاً سرگذشت یک کسبوکار را ردیف کند، از دل خاطرات مشتریان و کارکنان، تصویری از شهری میسازد که در آن غذاخوردن میتوانست تجربهای عمومی و مشترک باشد.
موضوع، در ظاهر، رستورانی قدیمی است؛ اما در عمق، پرسشی دربارهٔ دگرگونی عادتهای شهری، مفهوم دسترسی و آن چیزی است که یک مکان را به بخشی از حافظهٔ مردم بدل میکند. «The Automat» به این ترتیب تاریخ خوراک را به تاریخ اجتماع پیوند میزند، بیآنکه سنگینی یک درسگفتار دانشگاهی پیدا کند.
تاریخ از پشت شیشههای کوچک قلب جذابیت اتومات در سازوکار ساده و درعینحال نمایشی آن بود: مشتری سکهای میانداخت، دستگیره را میچرخاند و خوراکی را از محفظهای شیشهای برمیداشت. فیلم این تجربه را نه فقط بهعنوان راهی برای سرو غذا، بلکه بهمنزلهٔ صحنهای کوچک از مدرنیته بازسازی میکند؛ جایی که ماشین، نظم شهری و میل به سرعت در کنار هم قرار میگرفتند.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، مستند بهخوبی یادآوری میکند که این خودکاربودن تا اندازهای نمایشی بود: پشت پنجرههای درخشان، کارکنانی کار میکردند تا خوراک تازه آماده و محفظهها مرتب پر شوند. همین فاصله میان جلوهٔ ماشینی و کار انسانی، به روایت عمق میدهد و اجازه نمیدهد اتومات صرفاً به شیئی نوستالژیک تبدیل شود.
خاطرهها؛ نیروی اصلی روایت بخش عمدهای از گرمای فیلم از گفتوگوهای کسانی میآید که این رستورانها را از نزدیک تجربه کردهاند. روایتهای شخصی، بهویژه وقتی با شوخطبعی و جزئیات کوچک همراه میشوند، تاریخ را از حالت انتزاعی بیرون میآورند: انتخاب میان غذاها، طعم قهوه، صدای محیط و احساسی که نشستن کنار آدمهایی از طبقات و پیشینههای گوناگون برمیانگیخت.
حضور چهرههایی چون Mel Brooks، Carl Reiner و Ruth Bader Ginsburg به گفتوگوها طنین فرهنگی میدهد، اما ارزش این خاطرات فقط به شهرت راویان وابسته نیست. صمیمیت و بیتکلفی آنهاست که به فیلم امکان میدهد رستوران را همچون بخشی از زندگی عادی و روزمره بازنمایی کند. تماشاگر بهجای شنیدن شرحی رسمی، با مجموعهای از یادها روبهرو میشود که هرکدام گوشهای از یک تجربهٔ مشترک را روشن میکنند.
« صمیمیت و بیتکلفی آنهاست که به فیلم امکان میدهد رستوران را همچون بخشی از زندگی عادی و روزمره بازنمایی کند. »
شخصیتها و اجرا
نوستالژی؛ هم فضیلت و هم محدودیت «The Automat» آشکارا به گذشته مهر میورزد. این دلبستگی، نقطهٔ قوت مهم فیلم است: روایت با لحنی گرم و تصاویر آرشیوی، جهانی را احضار میکند که در آن غذاخوری میتوانست مکانی برای مکث، تماشا و معاشرت باشد. عکسها و فیلمهای قدیمی، در کنار بازسازی فضای رستورانها، به این خاطرات جسمیت میبخشند؛ انگار شیشهها، فلز براق و میزهای مشترک هنوز در دسترساند.
اما همین محبت گاه به آرمانیکردن گذشته نزدیک میشود. وقتی بیشتر صداها در ستایش اتومات همنوا هستند، مجال کمتری برای بررسی تناقضها و تجربههای متفاوت باقی میماند. مستند به این پرسش نزدیک میشود که آیا این فضا واقعاً برای همه به یک اندازه پذیرا بود، اما همیشه آن را با همان دقتی که خاطرههای شیرین را دنبال میکند، نمیکاود.
در نتیجه، نگاه انتقادی فیلم محدودتر از ظرفیت تاریخی موضوعش به نظر میرسد. از غذاخوری مردمی تا دگرگونی آمریکا سرگذشت Horn & Hardart در فیلم به الگویی بزرگتر از افول یک زنجیرهٔ رستورانی تبدیل میشود. تغییر ذائقهها، گسترش فستفود و دگرگونی شهرهای آمریکا در پسزمینهٔ روایت حضور دارند؛ عواملی که فضای اجتماعی و اقتصادی اتومات را بهتدریج تغییر دادند.
« نوستالژی؛ هم فضیلت و هم محدودیت «The Automat» آشکارا به گذشته مهر میورزد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
مستند در این بخش، پیوند میان کسبوکار و فرهنگ را برجسته میکند: رستوران تنها با کیفیت غذا زنده نمیماند؛ به شیوهٔ رفتوآمد مردم، ساختار شهر و انتظارات تازهٔ مشتریان نیز وابسته است. اشاره به تأثیر این تجربه بر کسبوکارهای بعدی، از جمله Starbucks، راهی برای نشاندادن تداوم برخی ایدههاست؛ هرچند فیلم بیش از آنکه پیوندها را به تحلیلی اقتصادی تبدیل کند، آنها را در قالب خاطره و میراث فرهنگی عرضه میکند.
ارزش این رویکرد در ملموسبودن آن است، و محدودیتش در آنکه گاه پیچیدگی دگرگونی بازار در حاشیه میماند. تصویر و ریتم تصاویر آرشیوی از بهترین ابزارهای فیلماند. آنها فقط تزئین بصری نیستند؛ به روایت امکان میدهند میان خاطرهٔ فردی و فضای واقعی رستوران رفتوآمد کند. قابهای قدیمی، جلوهٔ معماری و جزئیات طراحی داخلی، حس مکانی میسازند که شاید بسیاری از تماشاگران هرگز ندیده باشند.
موسیقی و آهنگسازی نیز در حفظ لحن دلپذیر اثر سهم دارند و از تبدیل آن به گزارشی خشک جلوگیری میکنند. بااینهمه، اتکای فراوان به مصاحبهها و خاطرههای همجنس، در بخشهایی یکنواختی میآفریند. شماری از گفتهها، هرچند شنیدنی و صمیمیاند، مضمونهای نزدیک به هم را تکرار میکنند و حرکت روایت را کند میسازند.
« ارزش این رویکرد در ملموسبودن آن است، و محدودیتش در آنکه گاه پیچیدگی دگرگونی بازار در حاشیه میماند. »
قوتها و کاستیها
فیلم میتوانست با حذف یا فشردهکردن برخی تکرارها، همان عاطفه را با ضرباهنگی چابکتر حفظ کند. این کشآمدن بیش از آنکه از کمبود موضوع ناشی شود، حاصل انتخاب تدوینی است که به تقریباً هر خاطره فرصت کاملتری برای ماندن میدهد. فاصلهٔ میان یادبود و نقد یکی از پرسشهای مهم دربارهٔ چنین مستندی، نسبت میان ادای احترام و بررسی انتقادی است.
«The Automat» در نخستین سوی این نسبت بسیار موفق است: تاریخ را زنده میکند، به آدمها مجال میدهد از تجربههایشان بگویند و اهمیت یک نهاد روزمره را پیش چشم مخاطب میگذارد. اما در سوی دیگر، کمتر به سراغ پرسشهایی میرود که میتوانستند تصویر کاملتری بسازند: چه گروههایی از این فضا بهره میبردند، چه کسانی از روایت حذف شدهاند و کدام تغییرات اقتصادی را نمیتوان تنها با نوستالژی توضیح داد؟
نبودن این پرسشها فیلم را بیارزش نمیکند، اما مرز آن را روشن میسازد. اثر بیش از آنکه پژوهشی انتقادی دربارهٔ صنعت رستورانداری باشد، یادبودی تصویری و انسانی برای مکانی ازدسترفته است؛ یادبودی که گاه پیچیدگی را فدای مهر خود میکند. جمعبندی «The Automat» مستندی خوشساخت و دلنشین دربارهٔ مکانهایی است که کارکردشان از سیرکردن مشتری فراتر میرفت و به بخشی از زندگی شهری بدل میشد.
« فیلم میتوانست با حذف یا فشردهکردن برخی تکرارها، همان عاطفه را با ضرباهنگی چابکتر حفظ کند. »
جمعبندی
ارزش اصلی فیلم در ترکیب تاریخ با خاطره، شوخطبعی و تصویرهای آرشیوی است؛ در تواناییاش برای آنکه محفظههای کوچک غذا را به دریچههایی رو به یک قرن تغییر اجتماعی تبدیل کند. در مقابل، ستایشگرایی روایت، تکرار برخی یادها و ریتم کند، مانع از آن میشوند که فیلم به کاوشی کاملاً ژرف و بیطرفانه بدل شود.
بااینحال، تماشاگر را به تأملی فراتر از گذشتهٔ یک رستوران میکشاند: چه چیزی در تجربهٔ غذاخوردن جمعی از میان رفته و آیا در شهرهای امروز جایی برای همان نوع مکث و همنشینی باقی مانده است؟ پاسخ فیلم بیشتر در گرمای خاطرههایش نهفته است تا در تحلیل صریح؛ و همین، هم امتیاز عاطفی آن است و هم حد نهایی نگاهش.



ثبت دیدگاه