نقد و بررسی
نقد Hera Pheri | 2000
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدی از دل تنگنای اقتصادی «هِرا پِهری» ساختهٔ پریادارشان، کمدیای است که موتور محرکش نه یک موقعیت عجیبِ صرف، بلکه احتیاج روزمرهٔ آدمهایی معمولی است: اجاره، کار، بدهی و آرزوی سادهٔ رسیدن به پولی که بتواند زندگی را از بنبست بیرون بکشد. دو مستأجر و صاحبخانهشان، هر سه گرفتار کمبود پولاند و تماس تلفنی اشتباهی آنها را به ماجرایی پرخطر و وسوسهانگیز میکشاند.
از همین پیشفرض جمعوجور، فیلم زنجیرهای از سوءتفاهمها و تصمیمهای شتابزده میسازد؛ زنجیرهای که خنده را از فاصلهٔ میان نیت شخصیتها و پیامدهای واقعی کارهایشان بیرون میکشد. سادگی طرح، یکی از امتیازهای مهم فیلم است. «هِرا پِهری» برای راهاندازی کمدی، به جهانسازی پیچیده یا توضیحهای طولانی نیاز ندارد.
کافی است سه آدم با خلقوخوهایی متفاوت، در موقعیتی قرار بگیرند که هر یک آن را به شیوهٔ خودش بفهمد و مدیریت کند. البته همین سادگی به معنی بیدردسر بودن مسیر نیست: هرچه نقشهها پیش میروند، آدمهای بیشتری وارد بازی میشوند و کنترل اوضاع دشوارتر میشود. فیلم، بدون آشکار کردن سرانجام ماجرا، از همین لغزش تدریجی میان نقشه و آشفتگی، تعلیق کمیک میسازد.
سه شخصیت و یک مرکز ثقل قلب فیلم در رابطهٔ سه شخصیت اصلی میتپد: راجو، شیام و بابورائو. هرکدام انرژی نمایشی متفاوتی دارد و فیلم از برخورد این تفاوتها جان میگیرد. راجو چابک و فرصتطلب است؛ شیام بیشتر با تردید و درماندگی دستوپنجه نرم میکند؛ و بابورائو، صاحبخانهای که خود نیز گرفتاریهای مالی دارد، با واکنشهای خاص و خلقوخوی نامتعارفش به محور بسیاری از لحظههای خنده بدل میشود.
« سادگی طرح، یکی از امتیازهای مهم فیلم است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تفاوتها صرفاً در معرفی شخصیتها باقی نمیمانند؛ در هر تصمیم و مشاجره، دوباره به شکل تازهای با هم برخورد میکنند. بازی آکشای کومار و سونیل شتی، دو سوی متفاوت این ترکیب را پشتیبانی میکند. کومار در نقش راجو از سرعت بدنی و جسارت کمدی بهره میگیرد، درحالیکه شتی با آرامش و گرفتاری درونی شیام، وزنهای متعادل در برابر اوست.
اما پارش راوال با بازی بابورائو بیش از همه در ذهن میماند. او مکثها، سوءبرداشتها، عصبانیتها و درماندگی شخصیت را با دقتی بازی میکند که از اغراق صرف فراتر میرود. خندهٔ بسیاری از صحنهها نه فقط از آنچه بابورائو میگوید، بلکه از زمانبندی واکنش و نحوهٔ مواجههاش با اطرافیان میآید.
مهندسی موقعیت کمیک فیلم بیش از آنکه بر شوخیهای مستقل و جدا از داستان تکیه کند، از موقعیت کمیک بهره میبرد. یک تماس، یک سوءتفاهم یا یک تصمیم نسنجیده، زمینهٔ اتفاق بعدی را فراهم میکند و شخصیتها را به دردسر تازهای میاندازد. این پیوستگی سبب میشود بخش بزرگی از کمدی طبیعی به نظر برسد: خنده از دل واکنش آدمها به وضعیتی بیرون میآید که خودشان در ساختنش سهم داشتهاند.
تماشاگر همزمان میبیند نقشهای در حال شکلگیری است و حدس میزند که این جمع بعید است بتواند آن را بینقص پیش ببرد. بااینحال، آشفتگی روایی گاهی از حد شوخیِ ثمربخش فراتر میرود. ورود شخصیتها و جابهجایی سریع میان ماجراها ممکن است در بعضی بخشها تشخیص رابطهٔ علت و معلولی را دشوار کند.
« بازی آکشای کومار و سونیل شتی، دو سوی متفاوت این ترکیب را پشتیبانی میکند. »
شخصیتها و اجرا
این ویژگی برای تماشاگرانی که از کمدی پرتحرک و شلوغ لذت میبرند، بخشی از جذابیت فیلم است؛ اما برای کسانی که روایت روشن و کمواسطه میخواهند، میتواند مایهٔ سردرگمی شود. فیلم در بهترین لحظات، هرجومرج را به ریتم تبدیل میکند؛ در لحظات ضعیفتر، به نظر میرسد صرفاً بر حجم اتفاقها میافزاید.
دیالوگ، تکرار و حافظهٔ تماشاگر یکی از دلایل ماندگاری فیلم، گفتوگوهایی است که از شخصیتها و روابطشان جدا نمیشوند. دیالوگهای بهیادماندنی، بهویژه آنهایی که با لحن و واکنش بابورائو گره خوردهاند، به کمدی فیلم هویت میدهند. تماشاگر تنها با شنیدن جملهای خندهدار روبهرو نیست؛ آن جمله را در بافتی میشنود که بازیگر، مکث، نگاه و آشفتگی اطراف نیز در ساختنش نقش دارند.
به همین سبب، بعضی لحظهها با تماشای دوباره همچنان اثر میگذارند و حتی از پیشدانستن جملهها چیزی از لذتشان نمیکاهد. در سوی دیگر، فیلم گاهی بیش از اندازه بر یک الگوی خندهآور اصرار میکند. تکرار یک نوع واکنش یا بازگشت دوباره به شوخیای که پیشتر اثر خود را گذاشته، از تیزی آن میکاهد.
همچنین شلوغی و فریاد و رفتوآمد، هرچند با جنس کمدی فیلم تناسب دارد، همیشه به خندهٔ تازهای نمیانجامد. اینجا مرز میان تکرارِ عامدانه، که میتواند شوخی را تشدید کند، و کشدادنِ یک موقعیت، باریک است؛ فیلم گاه از این مرز بهخوبی عبور میکند و گاه در سوی کماثرتر آن میماند. ریتم، اجرا و شلوغی صحنهها کارگردانی پریادارشان بر حرکت سریع میان موقعیتها و برخورد شخصیتها استوار است.
« دیالوگهای بهیادماندنی، بهویژه آنهایی که با لحن و واکنش بابورائو گره خوردهاند، به کمدی فیلم هویت میدهند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
صحنهها معمولاً با ورود یک مشکل یا برداشت تازه جان میگیرند و بازیگران با واکنشهای جسمانی و کلامی، انرژی آنها را بالا میبرند. این شیوه برای ساختن کمدی جمعی مناسب است؛ زیرا خنده فقط به یک شخصیت وابسته نمیماند و از رفتوبرگشت میان چند نفر شکل میگیرد. در لحظههایی که همهٔ اجزای صحنه—بازی، دیالوگ و موقعیت—همزمان کار میکنند، فیلم به کمدیای پرجنبوجوش و دقیق بدل میشود.
اما ریتم در سراسر فیلم یکدست نیست. با وجود حرکت و سر و صدا، بعضی بخشها کش میآیند و شوخیها فرصت مییابند بیش از اندازه ادامه پیدا کنند. ازدحام رویدادها نیز گاهی به بهای شفافیت تمام میشود؛ تماشاگر ممکن است سرگرم آشوب باشد، اما برای مدتی از مسیر اصلی قصه فاصله بگیرد. این نوسان، ضعف مهم فیلم است، هرچند توان گروه بازیگران و کیفیت بسیاری از موقعیتهای کمیک اجازه نمیدهد افتها بر تجربهٔ کلی سایه بیندازند.
زمینهٔ اجتماعی و جذابیت فراتر از شوخی زیر لایهٔ کمدی، تصویری از فشار اقتصادی و ناامنی زندگی روزمره دیده میشود. شخصیتها از موقعیتهای مرفه و آسوده نمیآیند؛ برایشان پول مسئلهای فوری است و همین نیاز، تصمیمهایشان را شکل میدهد. فیلم این فشار را بیشتر از راه رفتار و انتخاب نشان میدهد تا با سخنرانی یا توضیح مستقیم.
در نتیجه، مخاطب میتواند هم به خطاهای شخصیتها بخندد و هم بفهمد چرا وسوسهٔ رسیدن به پول آسان چنین نیرویی بر آنان دارد. البته «هِرا پِهری» در درجهٔ نخست یک کمدی عامهپسند است، نه مطالعهای جدی و موشکافانه دربارهٔ فقر یا نابرابری. مسائل اقتصادی در آن بیشتر زمینهساز موقعیتاند تا موضوعی که فیلم بخواهد با پیچیدگی بررسی کند.
« با وجود حرکت و سر و صدا، بعضی بخشها کش میآیند و شوخیها فرصت مییابند بیش از اندازه ادامه پیدا کنند. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، همین پیوند میان گرفتاری ملموس و شوخی اغراقآمیز به اثر گرما میبخشد. خندهٔ فیلم از شخصیتهایی برمیآید که خطا میکنند، اما خطاهایشان در خلأ رخ نمیدهد؛ هرکدام زیر فشار زندگی میکوشند راهی برای رهایی پیدا کنند. جمعبندی «هِرا پِهری» کمدیای پرانرژی و شخصیتمحور است که قوت اصلیاش را از شیمی میان آکشای کومار، سونیل شتی و پارش راوال میگیرد.
طرح ساده، دیالوگهای ماندگار و موقعیتهایی که از سوءتفاهم و تصمیمهای شتابزده زاده میشوند، آن را به فیلمی خوشتماشا و سزاوار بازبینی تبدیل کردهاند. بابورائوِ پارش راوال بهویژه حضوری برجسته دارد و بخش بزرگی از لحظههای خندهدار را با بازی دقیق و زمانبندی سنجیدهاش ماندگار میکند.
در مقابل، تکرار بعضی شوخیها، افتوخیز ریتم و آشفتگی گاهبهگاه روایت از انسجام اثر میکاهد. بااینهمه، فیلم بیش از آنکه به ظرافت روایی متکی باشد، به لذت برخورد شخصیتها و شور جمعی بازیگران تکیه دارد؛ و در همین قلمرو، اغلب موفق است. حاصل، کمدیای است که شاید در همهٔ لحظات به یک اندازه منظم نباشد، اما صدای ویژه و شخصیتهای بهیادماندنیاش همچنان توان خنداندن دارند.
« بااینحال، همین پیوند میان گرفتاری ملموس و شوخی اغراقآمیز به اثر گرما میبخشد. »
ثبت دیدگاه