نقد و بررسی
نقد The United States vs. Billie Holiday | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
پرترهای در سایهٔ یک نبرد «The United States vs. Billie Holiday» فیلمی زندگینامهای است که از همان عنوانش میکوشد نگاه ما را از چهرهٔ یک ستاره به رابطهٔ پرتنش میان یک هنرمند و دستگاه قدرت معطوف کند. فیلم به کارگردانی Lee Daniels، بیلی هالیدی را در دورهای از زندگیاش دنبال میکند که محبوبیت عمومی و صدای متمایزش در تضادی تلخ با نظارت و فشار حکومتی قرار میگیرد.
محور اصلی، تلاش مأموران فدرال برای هدفگرفتن اوست؛ تلاشی که با اجرای «میوهٔ عجیب» و حساسیت سیاسی پیرامون آن گره میخورد. فیلم از این راه میخواهد نشان دهد موسیقی چگونه میتواند از سرگرمی فراتر رود و به گواهی علیه خشونت و نژادپرستی بدل شود. این انتخاب موضوع، بالقوه ظرفیت ساخت درامی فشرده و عمیق را دارد: هنرمندی که صدایش را نمیتوان بهسادگی خاموش کرد، اما زندگیاش زیر فشار نیروهایی قرار گرفته که از شهرت، اعتیاد و آسیبپذیری او علیه خودش استفاده میکنند.
بااینحال، فیلم میان روایت زندگی شخصی هالیدی و بازنمایی تعقیب سیاسی او همواره تعادل نمییابد. گاهی چنان میکوشد همهٔ ابعاد را در بر بگیرد که تمرکز خود را از دست میدهد؛ گویی چند فیلم متفاوت در یک اثر جا داده شدهاند، بیآنکه پیوندی کاملاً ارگانیک میانشان شکل بگیرد. آندرا دی؛ حضوری که فیلم را نگه میدارد مهمترین دستاورد فیلم، بازی آندرا دی در نقش بیلی هالیدی است.
او صرفاً ظاهر یا لحن خوانندهای مشهور را بازسازی نمیکند؛ شخصیت را با ترکیبی از غرور، فرسودگی، شوخطبعی، سرکشی و脆ندگی عاطفی میسازد. هالیدیِ او در برابر دیگران گاه تند و گریزپا است، اما در لحظههای اجرا ناگهان به حضوری متمرکز و نافذ بدل میشود. این تفاوت میان زنِ زیر فشار و هنرمندی که در برابر جمعیت نیرویی تازه پیدا میکند، به نقش عمق میبخشد.
« پرترهای در سایهٔ یک نبرد «The United States vs. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
قدرت بازی دی به تقلید صرف از یک اسطوره وابسته نیست. او در سکوتها، نگاهها و تغییرات ظریفِ حالت چهره نیز شخصیتی را میسازد که گذشتهاش بر لحظهٔ اکنون سنگینی میکند. نتیجه، اجرایی است که حتی وقتی فیلمنامه مسیر روشنی پیش پای شخصیت نمیگذارد، تماشاگر را به او نزدیک نگه میدارد. در بسیاری از صحنهها احساس میشود بازیگر اصلی از مصالح پراکندهٔ فیلم نظمی عاطفی میسازد؛ نظمی که خود روایت بهاندازهٔ کافی فراهم نکرده است.
آواز؛ جایی که درام جان میگیرد صحنههای آواز از زندهترین لحظههای فیلماند. اجراها تنها میانپردههای موسیقایی نیستند؛ راهیاند برای آشکارشدن چیزی که دیالوگها گاه از بیانش ناتوان میمانند. در این لحظهها، صدا هم ابزار بیان هنری است و هم محل برخورد هویت فردی با فشار بیرونی. بازی دی در اجراها پرشور و متقاعدکننده است و فیلم بهخوبی نشان میدهد چرا صدای هالیدی میتوانست هم محبوب باشد و هم برای صاحبان قدرت ناخوشایند.
«میوهٔ عجیب» بهویژه بار معنایی سنگینی دارد. فیلم آن را نشانهای از پیوند موسیقی و اعتراض میگیرد: ترانهای که نمیگذارد خشونت نژادی در پسِ سرگرمی یا فراموشی پنهان شود. هر بار که آواز به مرکز صحنه میآید، فیلم به ایدهٔ اصلی خود نزدیکتر میشود؛ یعنی اینکه صدای یک هنرمند میتواند به عرصهای عمومی برای مقاومت بدل شود.
افسوس که همین تمرکز و نیروی حسی در بخشهای دیگر همواره حفظ نمیشود. روایت پراکنده و ریتم نابرابر بزرگترین ضعف فیلم در شیوهٔ روایت آن است. داستان میان اجراها، رابطههای شخصی، اعتیاد و فشار مأموران جابهجا میشود، اما این خطوط همیشه به یکدیگر راه نمیبرند. گاه صحنهای مهم بهسرعت جای خود را به رویدادی دیگر میدهد، پیش از آنکه پیامد عاطفی یا معناییاش فرصت رسوب پیدا کند.
« قدرت بازی دی به تقلید صرف از یک اسطوره وابسته نیست. »
شخصیتها و اجرا
در نتیجه، تماشاگر ممکن است اطلاعات بسیاری دربارهٔ وضعیت هالیدی دریافت کند، بیآنکه احساس کند این اطلاعات به تصویری یکپارچه از شخصیت و مسیر زندگی او تبدیل شدهاند. ریتم نیز از همین مشکل تأثیر میپذیرد. فیلم با وجود فراوانی رویدادها، در بخشهایی کشدار و کمتحرک به نظر میرسد؛ نه از آن نوع مکثی که تأمل ایجاد کند، بلکه مکثی که گاه از نبودِ تمرکز سرچشمه میگیرد.
تکرار الگوهای مشابه، از فشار بیرونی تا فروپاشی شخصی و بازگشت به اجرا، میتواند اثرگذاری موقعیتهای تازه را کاهش دهد. این ناهماهنگی میان انبوه اتفاقها و کندی تجربهٔ تماشا، یکی از تناقضهای اصلی فیلم است. سیاست و زندگی شخصی؛ پیوندی که کامل نمیشود فیلم میخواهد هم به سیاست نژادی و هم به زندگی خصوصی هالیدی بپردازد.
این دو حوزه بالقوه جداییناپذیرند: فشار سیاسی فقط بیرون از شخصیت اتفاق نمیافتد، بلکه بر بدن، روابط و انتخابهای او نیز اثر میگذارد. اما اثر در پیوند دادن این ساحتها همیشه موفق نیست. گاهی تعقیب حکومتی به طرحی تاریخی و توضیحی تقلیل مییابد؛ گاهی نیز آشفتگی زندگی شخصی چنان برجسته میشود که مسئلهٔ اصلی، یعنی نسبت میان قدرت و هنر، به حاشیه میرود.
رابطهٔ هالیدی با Jimmy Fletcher میتوانست تضادی انسانی و پیچیده به داستان ببخشد؛ رابطهای که در آن صمیمیت و خیانت، همدلی و وظیفه، یا میل شخصی و خشونت ساختاری به هم گره بخورند. بااینحال، شخصیتپردازی این خط داستانی به اندازهٔ ظرفیتش بسط نمییابد و در نتیجه، رابطه بیش از آنکه دریچهای تازه به جهان درونی دو شخصیت باشد، یکی از چند محور پراکندهٔ روایت باقی میماند.
« این ناهماهنگی میان انبوه اتفاقها و کندی تجربهٔ تماشا، یکی از تناقضهای اصلی فیلم است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این کمبود، بهویژه در فیلمی که بخش مهمی از نیروی خود را از تنشهای عاطفی میگیرد، محسوس است. جهان بصری و بازیگران پیرامونی فضاسازی دورهای و عناصر دیداری فیلم به ساختن جهانی کمک میکنند که در آن زرقوبرق شهرت با خشونت و بیثباتی زندگی روزمره همنشین است. لباسها، صحنههای اجرا و حضور جمعیت، هالیدی را در جایگاه ستارهای محبوب نشان میدهند؛ در مقابل، موقعیتهای مربوط به نظارت و فشار، حس محاصرهشدن او را تقویت میکنند.
این تضاد، در بهترین لحظهها، مضمون فیلم را بدون توضیح مستقیم منتقل میکند. بااینهمه، بازیگران فرعی و شخصیتهای پیرامونی فرصت یکسانی برای جانگرفتن ندارند. برخی حضورها توجه را جلب میکنند، اما فیلم کمتر مکث میکند تا رابطهٔ آنها با هالیدی را به پیوندی ماندگار تبدیل کند. حاصل آن است که پیرامون شخصیت اصلی گاه شلوغ به نظر میرسد، اما از نظر دراماتیک چندان پُرمایه نیست.
بازی دی همچنان مرکز ثقل اثر باقی میماند؛ مزیتی که فیلم را سرپا نگه میدارد و همزمان ضعف بخشهایی از گروه بازیگران را آشکارتر میکند. فیلمی دربارهٔ صدایی خاموشنشدنی «The United States vs. Billie Holiday» بیش از هر چیز فیلمی دربارهٔ تضاد است: میان آواز و سکوت، شهرت و تنهایی، مقاومت و فرسودگی.
این تضادها در ایدهٔ مرکزی اثر نیرومندند، اما در ساختار روایی آن به وحدتی کامل نمیرسند. فیلم گاه به جای آنکه تجربهٔ هالیدی را از درون سازمان دهد، مجموعهای از لحظههای مهم را کنار هم میچیند و از تماشاگر انتظار دارد خود میان آنها پیوند بسازد. این رویکرد باعث میشود اثر از نظر عاطفی نابرابر باشد.
« این کمبود، بهویژه در فیلمی که بخش مهمی از نیروی خود را از تنشهای عاطفی میگیرد، محسوس است. »
قوتها و کاستیها
صحنههای اجرا و لحظههایی که دی در نقش هالیدی با تمام نیروی خود حاضر میشود، میتوانند تأثیرگذار و بهیادماندنی باشند؛ اما بخشهایی از روایت، بهسبب شتاب در عبور از رویدادها یا مکثهای بیحاصل، آن تأثیر را تضعیف میکنند. فیلم همچنین گاه بیش از آنکه خودِ هالیدی را در تمام پیچیدگیهایش بشناسد، از او بهعنوان نماد مبارزه بهره میگیرد.
این انتخاب موضوعی قابلفهم است، اما درام به شخصیتی زنده و ملموس نیاز دارد، نه فقط تصویری تاریخی. جمعبندی این فیلم تماشایی است که بازی آندرا دی و نیروی موسیقیاش آن را از فروپاشی کامل نجات میدهند. دی حضوری قدرتمند و چندلایه دارد و اجراهای آواز، هم از نظر حسی و هم از نظر مضمون، بخشهایی از اثر را به اوج میرسانند.
موضوع فیلم نیز مهم و دراماتیک است: کشمکش میان هنرمندی که صدایش حقیقتی تلخ را بیان میکند و دستگاهی که میکوشد او را مهار کند. اما ساختار پراکنده، ریتم نابرابر و کمعمقی شماری از شخصیتهای فرعی، مانع میشوند که این ظرفیت به فیلمی کاملاً منسجم بدل شود. اثر بیش از آنکه تصویری جامع و پیوسته از بیلی هالیدی ارائه کند، لحظههایی از زندگی او را کنار هم میگذارد؛ لحظههایی که بعضی درخشاناند و بعضی بیاثر میمانند.
حاصل، فیلمی با قهرمانی فراموشنشدنی در مرکز و روایتی است که همیشه شایستگیِ همراهی با او را ندارد.
« این انتخاب موضوعی قابلفهم است، اما درام به شخصیتی زنده و ملموس نیاز دارد، نه فقط تصویری تاریخی. »



ثبت دیدگاه