نقد و بررسی
نقد کنسرت تیلور سوییفت 2023 (TAYLOR SWIFT | THE ERAS TOUR) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کنسرتی که به فیلم بدل میشود «تیلور سوئیفت: تور اِرس» بیش از آنکه روایتی سینمایی با آغاز و گرهافکنی و فرجام باشد، ثبتِ پرشور یک رویداد زنده است؛ رویدادی که خودِ اجرا، تماشاگران و خاطرهٔ جمعیِ هواداران، مصالح اصلی آن را میسازند. فیلم، بخشهایی از کنسرتهای لسآنجلس را به قاب میآورد و تیلور سوئیفت را در میانهٔ نمایشی مینشاند که هم بزرگمقیاس است و هم عمیقاً شخصی: سفری در دورههای گوناگون کارنامهٔ موسیقایی او.
از همان ابتدا روشن است که قرار نیست با مستندی پشتصحنهای یا پرترهای زندگینامهای روبهرو باشیم. دوربین کمتر در پی توضیح دادنِ هنرمند است و بیشتر میکوشد حضور او را روی صحنه ثبت کند؛ حضوری که از آهنگ، حرکت، طراحی صحنه و واکنش جمعیت شکل میگیرد. فیلم در این انتخاب صریح و وفادار است، اما همین وفاداری محدودهٔ آن را نیز مشخص میکند: تجربهای که بیش از هر چیز برای تماشاگرِ آمادهٔ ورود به جهان سوئیفت طراحی شده است.
ساختارِ دورهها و منطقِ روایت تقسیم اجرا به بخشهایی برگرفته از دورههای هنری خواننده، به فیلم ساختاری روشن میدهد. هر بخش، با رنگوبو و زبان بصری خاص خود، فصل تازهای از مسیر موسیقایی او را تداعی میکند. این جابهجایی میان دورهها فقط راهی برای کنار هم چیدن ترانهها نیست؛ نوعی روایت فشرده از تغییرات هنری سوئیفت نیز هست: از صمیمیت ترانهسرایی آغازین تا گستردگیِ پاپِ صحنهپردازیشده و فضاهای تیرهتر یا خیالانگیزترِ آثار متأخر.
با این همه، فیلم بهندرت میایستد تا این تغییرات را تفسیر کند. پیوند میان فصلها عمدتاً از راه موسیقی و طراحی اجرا برقرار میشود، نه از طریق گفتار یا توضیح. برای مخاطبی که آلبومها و دورههای مختلف را میشناسد، این چینش میتواند لذتِ تشخیص و یادآوری داشته باشد؛ هر ترانه، دریچهای به خاطرهای موسیقایی است.
« از همان ابتدا روشن است که قرار نیست با مستندی پشتصحنهای یا پرترهای زندگینامهای روبهرو باشیم. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
برای بینندهای ناآشنا، اما ممکن است تفاوت میان بخشها بیشتر در ظاهر و حالوهوا خلاصه شود و پیوند تاریخیِ آنها چندان آشکار نگردد. تیلور سوئیفت در مرکز قاب ستون اصلی فیلم، توانایی سوئیفت در حفظ ارتباط با جمعیتی عظیم است. او در اجرایی طولانی، میان آواز، حرکت و خطاب مستقیم به تماشاگران، ریتمی پیوسته میسازد و صحنه را به فضایی بدل میکند که در آن، ستاره و مخاطب مدام به یکدیگر پاسخ میدهند.
انرژی اجرا صرفاً محصول حرکات پرتحرک یا جلوههای بصری نیست؛ تسلط او بر زمانبندی و تغییر لحن نیز اهمیت دارد. گاه با لحنی نمایشی و پرقدرت ظاهر میشود و گاه به سوی اجرای صمیمیتر و کمپیرایهتر میرود. این جابهجاییِ لحن، در بهترین لحظهها نشان میدهد که قدرت سوئیفت فقط در بزرگیِ تولید نیست.
ترانهها هنوز میتوانند مرکز عاطفی اجرا باشند؛ حتی وقتی صحنه با نور، گروه رقصنده و سازههای عظیم احاطه شده است. با این حال، فیلم بیشتر بر توانایی او در ادارهٔ نمایش تأکید میکند تا بر جنبههای پیچیدهترِ ترانهسرایی یا تحول هنریاش. برای شناخت عمیقترِ شخصیت خلاق او، این اثر کافی نیست؛ اما برای دیدنِ هنرمندی که چگونه یک سالن بزرگ را زیر نفوذ خود میگیرد، تصویری قانعکننده عرضه میکند.
تماشاگران؛ گروه کرِ فیلم یکی از مهمترین انتخابهای فیلم، پنهان نکردن صدای جمعیت است. هواداران نه پسزمینهای محو، بلکه بخشی فعال از تجربهاند: همخوانی میکنند، واکنش نشان میدهند و با شور خود به اجرا نیرویی تازه میبخشند. حاصل، حسی نزدیک به حضور در سالن است؛ تماشاگرِ فیلم گاهی نه فقط ناظر کنسرت، بلکه عضوی از جمعی به نظر میرسد که ترانهها را با هم به یاد میآورند و بازمیخوانند.
« تیلور سوئیفت در مرکز قاب ستون اصلی فیلم، توانایی سوئیفت در حفظ ارتباط با جمعیتی عظیم است. »
شخصیتها و اجرا
این ویژگی در عین حال دو لبه دارد. همخوانی جمعیت، حس اجتماع و سرزندگی را تقویت میکند، اما در بعضی لحظهها صدای خواننده را میپوشاند. آنچه برای حاضران در سالن میتواند بخشی دلپذیر از مشارکت باشد، روی پرده گاه به مانعی صوتی تبدیل میشود؛ بهویژه برای کسی که میخواهد جزئیات آواز را بیواسطه بشنود.
فیلم در این زمینه میان ثبتِ واقعیت کنسرت و ارائهٔ تجربهای پالوده از موسیقی، جانب اول را میگیرد. این تصمیم از نظر مستندسازیِ حالوهوای اجرا قابلفهم است، اما همواره برای گوش مخاطب خوشایند نیست. تصویر، صحنه و مقیاسِ نمایش صحنهآراییهای بزرگ، تغییر لباسها، نورپردازی و حرکتهای هماهنگ، به فیلم نیروی دیداری قابلتوجهی میبخشند.
دوربین میکوشد هم عظمت فضای اجرا را نشان دهد و هم سوئیفت را در مرکز آن نگه دارد. این رفتوآمد میان نماهای نزدیک و تصویرهای باز، گاه حس حضور در ردیفهای نزدیک را زنده میکند و گاه مقیاس عظیم برنامه را به رخ میکشد. نتیجه برای تماشای پردهای مناسب است: جزئیاتی که در یک اجرای زنده ممکن است از فاصلهٔ دور گم شوند، اینجا با وضوح بیشتری دیده میشوند.
با این حال، فیلمبرداری کنسرت بهخودیخود معادلِ تجربهٔ زنده نیست. سالن واقعی با فشار صدا، حرکتِ جمعیت و انتظارِ لحظهای خود، کیفیتی جسمانی دارد که تصویر نمیتواند به تمامی بازآفرینی کند. فیلم از راه قاببندی و تدوین، شور اجرا را منتقل میکند، اما آن را در قالبی کنترلشده و تکرارپذیر قرار میدهد.
« همخوانی جمعیت، حس اجتماع و سرزندگی را تقویت میکند، اما در بعضی لحظهها صدای خواننده را میپوشاند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بدینترتیب، تماشاگر هم به صحنه نزدیکتر میشود و هم از آن فاصله میگیرد: نزدیک، چون میتواند اجرای خواننده را از زوایای گوناگون ببیند؛ دور، چون دیگر در معرضِ غیرقابلپیشبینی بودنِ یک شب زنده نیست. ریتم و مسئلهٔ طولانی بودن گستردگی برنامه، برای طرفداران فرصتی است تا مجموعهای پرشمار از ترانههای محبوب را در یک تجربهٔ واحد دنبال کنند.
تداوم اجرا و تنوع بخشها، فیلم را به مجموعهای از لحظههای پرانرژی بدل میکند که هر یک حالوهوای خود را دارند. اما همین فراوانی، مسئلهٔ ریتم را جدی میسازد. در نزدیکیِ سه ساعت، طول فیلم گاهی از توانِ تغییرات بصری و موسیقایی پیشی میگیرد و بعضی بخشها کشدار به نظر میرسند. این کندی لزوماً از ضعف یک اجرای مشخص ناشی نمیشود؛ بیشتر نتیجهٔ تراکمِ برنامه و تکرار الگوی کلیِ «ترانه، تغییر صحنه، ترانه» است.
وقتی هیجانِ نخستین فروکش میکند، تماشاگر ممکن است بهجای همراهی با هر لحظه، منتظر بخش بعدی بماند. تدوینی فشردهتر میتوانست پیوستگی بیشتری پدید آورد، اما در عوض بخشی از حس حضور در یک کنسرت کامل را از میان میبرد. فیلم ظاهراً حفظِ گسترهٔ رویداد را بر ایجاز ترجیح میدهد؛ انتخابی که برای هواداران احتمالاً پذیرفتنیتر از مخاطبان عمومی است.
مخاطب و حدودِ دسترسی «تور اِرس» در درجهٔ نخست برای کسی ساخته شده که با موسیقی سوئیفت رابطهای از پیش موجود دارد. شناخت ترانهها، دورهها و نشانههای بصری، تجربه را غنیتر میکند و به هر بازگشت موسیقایی بارِ خاطره میبخشد. برای چنین بینندهای، فیلم میتواند هم سرگرمی باشد و هم نوعی بازدید دوباره از آهنگهایی که با لحظههای شخصی پیوند خوردهاند.
« تداوم اجرا و تنوع بخشها، فیلم را به مجموعهای از لحظههای پرانرژی بدل میکند که هر یک حالوهوای خود را دارند. »
قوتها و کاستیها
اما این وابستگی به شناخت قبلی، دسترسی فیلم را محدود میکند. مخاطبی که طرفدار سوئیفت نیست یا با کارنامهاش آشنایی اندکی دارد، ممکن است از کیفیت اجرا و شکوه بصری لذت ببرد، ولی بهسختی همان شدت عاطفی را تجربه کند. اثر برای جذب تازهواردان کوششی جدی نمیکند؛ توضیحی دربارهٔ زمینهٔ ترانهها یا مسیر هنری خواننده نمیدهد و از مخاطب میخواهد خود را با منطق کنسرت همراه کند.
از این رو، ارزش آن کمتر در گشودن دریچهای تازه به موسیقی سوئیفت و بیشتر در کاملکردن تجربهٔ هواداری اوست. جمعبندی «تیلور سوئیفت: تور اِرس» ثبتِ پرانرژی و دیدنیِ اجرایی بزرگ است که موسیقی، صحنهآرایی و مشارکت جمعیت را در هم میآمیزد. فیلم در انتقال شور سالن و نمایش توانایی سوئیفت در هدایت یک برنامهٔ عظیم موفق است؛ همچنین با کنار هم نشاندن دورههای گوناگون، تصویری فشرده از گسترهٔ کارنامهٔ او میسازد.
در برابر، طول زیاد، صدای گاه مسلطِ تماشاگران و اتکای شدید به آشنایی قبلی با ترانهها، از محدودیتهای اثرند. این فیلم را بهتر است نه بهعنوان تحلیل جامعِ هنرمند، بلکه بهمثابه یادگاری سینمایی از یک کنسرت پرشکوه دید. برای هواداران، تجربهای سرشار از خاطره و همخوانی است؛ برای دیگران، نمایشی خوشساخت اما طولانی که جذابیتش بیش از هر چیز به میزان علاقهشان به موسیقی و جهان تیلور سوئیفت بستگی دارد.
« اما این وابستگی به شناخت قبلی، دسترسی فیلم را محدود میکند. »
ثبت دیدگاه