نقد و بررسی
نقد Down Periscope | 1996
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قصهای آشنا، با دریایی از فرصتهای کمدی «Down Periscope» ساختهٔ دیوید اس. وارد، کمدی نظامی سال ۱۹۹۶ است که ماجرایش را بر پایهٔ تضادی ساده و مؤثر بنا میکند: فرماندهای نامتعارف در برابر دستگاهی خشک و مقرراتزده، و زیردریایی کهنهای در برابر بهترین نیروهای نیروی دریایی. تام داج، افسر کارآزمودهای که هنوز فرصت دارد تواناییاش را ثابت کند، فرماندهی استینگری را بر عهده میگیرد؛ شناوری فرسوده با خدمهای که بیشتر به دردسر شباهت دارند تا یک گروه منظم.
مأموریت تمرینیِ پیش رو، هم آزمونی برای کشتی است و هم برای رهبری داج. فیلم از همان ابتدا قصد ندارد تماشاگر را با پیچیدگی روایی غافلگیر کند. ساختار آن بر الگوی آشنای گروه بازندهها استوار است: مجموعهای از آدمهای کماعتبار و کموبیش ناسازگار، فرصت پیدا میکنند استعدادهایشان را نشان دهند و در کنار هم کاری را پیش ببرند که از نظر دیگران ناممکن به نظر میرسد.
تازگی اثر، اگر بتوان از تازگی سخن گفت، بیش از آنکه در خود این الگو باشد، در محیط بستهٔ زیردریایی و در برخورد میان انضباط نظامی و آشفتگی خدمه نهفته است. فضای بستهای که به میدان شوخی بدل میشود زیردریایی در ذات خود مکانی محدود، پر از ابزار و راهروهای تنگ و وابسته به همکاری جمعی است؛ بنابراین برای کمدی گروهی زمینهای آماده فراهم میکند.
هر نقص کوچک میتواند به دردسری بزرگ تبدیل شود و هر خطای فردی، دیگران را نیز درگیر کند. فیلم از این امکان برای ساخت موقعیتهای طنز استفاده میکند: کشتیای که باید بهسختی سرپا بماند، خدمهای که هنوز با نظم مشترک کنار نیامدهاند، و فرماندهی که ناچار است از دل آشفتگی نوعی هماهنگی بسازد.
« قصهای آشنا، با دریایی از فرصتهای کمدی «Down Periscope» ساختهٔ دیوید اس. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
با این حال، استینگری صرفاً پسزمینهای تزئینی نیست؛ شخصیت جمعی و حتی گاه مرکز عاطفی فیلم به شمار میآید. فرسودگی آن، نقصها و نیاز مداومش به مراقبت، با حالوهوای خدمه همخوانی دارد. این پیوند میان شناور و آدمهایش به فیلم هویتی ملموس میدهد: هر دو در نگاه اول نامناسب و دستکمگرفتهشدهاند، اما امکان دارند در شرایط دشوار کارآمدتر از آن چیزی ظاهر شوند که دیگران انتظار دارند.
تام داج؛ فرماندهی بیرون از قالب کلسی در نقش تام داج تکیهگاه اصلی فیلم است. او شخصیت را با آرامشی بازی میکند که در برابر هیاهوی اطرافش قرار میگیرد؛ داج نه فرماندهای بینقص است و نه شورشی که تنها به مخالفت با مقررات دلخوش باشد. او میداند تجربه و غریزهاش ارزشمند است، اما باید آنها را در محیطی به کار گیرد که اقتدار رسمی را با انعطافناپذیری اشتباه میگیرد.
بازی کلسی به این شخصیت نوعی اطمینان و شوخطبعی میبخشد و از افتادنش به دام خودنمایی افراطی جلوگیری میکند. یکی از جذابیتهای داج این است که رهبریاش بیشتر از دستور دادن، بر شناخت موقعیت و آدمها متکی است. او مجبور است میان فرماندهی و اعتمادسازی تعادل پیدا کند؛ خدمه را وادار به همکاری کند، بیآنکه هویت فردیشان را کاملاً از میان ببرد.
فیلم این وجه را با ظرافتی محدود اما قابلقبول پیش میبرد. تحول داج عمیق یا پیچیده نیست، ولی برای یک کمدی سبک، همین تفاوت میان «فرمان دادن» و «هدایت کردن» به قصه نیروی کافی میدهد. خدمهای پررنگتر از پیرنگ بخش بزرگی از سرگرمی فیلم از خدمهٔ استینگری میآید. این شخصیتها مجموعهای از تیپهای کمدیاند: هرکدام عادت یا مهارتی دارند که میتواند مفید واقع شود، اما همان ویژگیها گاه منبع آشفتگی نیز هستند.
« با این حال، استینگری صرفاً پسزمینهای تزئینی نیست؛ شخصیت جمعی و حتی گاه مرکز عاطفی فیلم به شمار میآید. »
شخصیتها و اجرا
فیلم بهجای آنکه زمان زیادی صرف پیشینهپردازی کند، خدمه را از خلال واکنشها، گفتوگوها و موقعیتهای روزمره معرفی میکند. حاصل، گروهی دوستداشتنی است که حضورشان حتی در صحنههایی که شوخیها چندان اثرگذار نیستند، به فیلم جنبوجوش میدهد. بازیگران مکمل به حفظ این انرژی کمک میکنند. هری دین استنتون، راب اشنایدر و ویلیام اچ.
میسی هرکدام رنگ متفاوتی به فضای گروهی میافزایند؛ در سوی دیگر، بروس درن با چهرهای سختگیر و خصمانه، نیروی بازدارندهٔ قصه را شکل میدهد. لورن هالی نیز در میان گروهی عمدتاً مردانه جایگاهی دارد، هرچند شخصیت او به اندازهٔ ظرفیتش بسط نمییابد. در بعضی لحظهها فیلم بهجای آنکه به او کنش و عمق مستقل بدهد، از حضورش برای پیشبرد شوخیهای ساده یا مسیر قابلپیشبینی روابط استفاده میکند.
این محدودیت، بهویژه در بازبینی امروزی، آشکار است. شوخیها؛ گاه دقیق و گاه کمجان «Down Periscope» کمدیای پرشتاب و بیوقفه نیست، اما در بهترین لحظاتش بهخوبی میداند چگونه از تفاوت میان آنچه یک مأموریت نظامی باید باشد و آنچه این گروه عملاً از آب درمیآورد، خنده بسازد. شوخیهایش معمولاً به موقعیت وابستهاند: انضباطی که مدام از هم میپاشد، تجهیزات فرسودهای که همکاری نمیکنند، و آدمهایی که هرکدام ساز خود را میزنند.
همین طنز موقعیتی باعث میشود برخی صحنهها حتی پس از گذشت زمان نیز خوشنشین بمانند. اما کیفیت شوخیها یکدست نیست. بخشی از طنز به بازیهای کلامی و بداهههای شخصیتی تکیه دارد و بخشی دیگر به اغراق بدنی یا شوخیهای کمظرافت؛ این دو شیوه همیشه به هم نمیرسند. گاهی فیلم بهجای آنکه موقعیت را تا نقطهٔ انفجار کمدی پرورش دهد، به یک شوخی ساده بسنده میکند.
« بازیگران مکمل به حفظ این انرژی کمک میکنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در نتیجه، ریتم کلی سرگرمکننده است، ولی خندهها با فاصله میآیند و میروند. فیلم بیش از آنکه اثری با صدای طنز کاملاً متمایز باشد، مجموعهای از لحظههای موفق و کمموفق است. لحن و ریتم؛ میان هجو و جدیت فیلم در بیشتر زمان خود کمدیای سرراست و سبک باقی میماند. کشمکش اصلی روشن است، هدف شخصیتها قابلفهم است و روایت معمولاً راه کوتاهتری را برای رسیدن به شوخی یا پیشبرد موقعیت انتخاب میکند.
این سادگی برای تماشای تفریحی امتیاز محسوب میشود؛ لازم نیست مخاطب چندین خط روایی یا جزئیات پیچیده را دنبال کند تا از ماجرا لذت ببرد. در عین حال، همین سرراستی باعث میشود قصه کمتر از انتظار به لایههای تازه برسد. نقطهٔ ناهماهنگتر، چرخش لحن در واپسین بخشهاست؛ جایی که فیلم از کمدی سبک به حالوهوایی جدیتر نزدیک میشود.
تغییر لحن بهخودیخود ایراد نیست، اما اینجا آمادگی عاطفی و روایی لازم برای آن بهاندازهٔ کافی شکل نگرفته است. صحنههایی که پیشتر با اغراق و شوخی پیش میرفتند، ناگهان بار دراماتیک بیشتری پیدا میکنند و این جابهجایی کمی ساختگی به نظر میرسد. فیلم میخواهد هم حس ماجراجویی و هم حس پیروزی عاطفی ایجاد کند، اما پیوند میان این دو همیشه طبیعی نیست.
چه چیزی از فیلم باقی میماند؟ این اثر را دشوار بتوان بهعنوان کمدیای پیشرو یا بهیادماندنی در تاریخ سینما معرفی کرد. بسیاری از اجزای آن آشنا هستند: فرماندهٔ دستکمگرفتهشده، گروهی نامتجانس، رقابتی نابرابر و فردی بانفوذ که میخواهد قهرمان را شکست دهد. شخصیتها نیز بیش از آنکه از الگوهای آشنا فراتر بروند، در محدودهٔ همان تیپها باقی میمانند.
« در نتیجه، ریتم کلی سرگرمکننده است، ولی خندهها با فاصله میآیند و میروند. »
قوتها و کاستیها
با وجود این، آشنایی لزوماً به معنای بیلذتی نیست. فیلم درک روشنی از هدفش دارد: سرگرم کردن با گروهی دوستداشتنی و موقعیتهایی که بهاندازهٔ کافی خندهدارند تا تماشاگر را همراه نگه دارند. «Down Periscope» بیش از هر چیز از جمع بازیگران و فضای خاص زیردریایی سود میبرد. هرگاه به خدمه و رفتارهایشان میدان میدهد، جان میگیرد؛ هرگاه به الگوی قابلپیشبینی پیروزی بازندهها یا شوخیهای کممایه متکی میشود، فروکش میکند.
همین فراز و فرود، هم دلیل جذابیت گهگاه آن است و هم مانع از آنکه به کمدیای واقعاً ماندگار تبدیل شود. جمعبندی «Down Periscope» کمدیای جمعوجور و خوشتماشاست که برای یک شب سبک و بیتکلف انتخاب مناسبی به شمار میآید. تام داج با بازی متین و شوخطبعانهٔ کلسی، و خدمهٔ رنگارنگ استینگری، به فیلم گرما و انرژی میبخشند؛ زیردریایی فرسوده نیز بستری مناسب برای شوخیهای موقعیتی فراهم میکند.
در برابر این نقاط قوت، شوخیهای نابرابر، شخصیتپردازی محدود و چرخش ناگهانی به جدیت، از انسجام اثر میکاهند. فیلم نه آنقدر تازه است که اثری کلاسیک و یگانه شود و نه آنقدر کمرمق که نتوان از آن لذت برد: کمدیای آشنا، گاه واقعاً خندهدار و در مجموع سرگرمکننده.
« با وجود این، آشنایی لزوماً به معنای بیلذتی نیست. »
ثبت دیدگاه