نقد و بررسی
نقد Minx | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای جسورانه در لباسی کمدی «Minx» از یک برخورد نامتعارف نیرو میگیرد: جویس، فمینیستی جوان و آرمانگرا در لسآنجلس دههٔ هفتاد، برای تحقق رؤیای انتشار مجلهای دربارهٔ زنان با داگ، ناشری کماعتبار و فعال در عرصهٔ مجلات بزرگسالان، همپیمان میشود. حاصل این همکاری، طرح مجلهای اروتیک برای زنان است؛ ایدهای که هم فرصتی برای طرح پرسشهای تازه فراهم میکند و هم بستری برای طنز موقعیت و برخورد جهانبینیها.
سریال از همان ابتدا روشن میکند که موضوعش صرفاً شوخی با برهنگی یا هیاهوی تجاری نیست؛ در مرکز آن، کشمکش بر سر این پرسش قرار دارد که چه کسی حق دارد دربارهٔ میل، بدن و خواستههای زنان سخن بگوید. جذابیت «Minx» در این است که مسئلهای جدی را با لحنی سبک و شوخطبعانه پیش میبرد، بیآنکه آن را کاملاً به سطح شعار تقلیل دهد.
طنز، بخشی از شیوهٔ اندیشیدن اثر است: گاهی ابزار نقد است، گاهی راهی برای شکستن فاصلهٔ میان شخصیتها و گاهی نیز وسیلهای برای آشکارکردن تناقضهای آنان. این ترکیب، سریال را به اثری سرگرمکننده تبدیل میکند، اما زیر خندههایش بحثی واقعی دربارهٔ استقلال، بازار و تصویر زنان جریان دارد.
جویس و دشواریِ آرمانگرایی جویس مرکز ثقل روایی سریال است؛ شخصیتی با باورهای محکم و نیتی صادقانه، اما نه همیشه با درکی پخته از جهان اطرافش. او میخواهد صدای زنان را جدی بگیرد و در برابر قالبهای محدودکننده بایستد، ولی گاه چنان به تصوری آرمانی از فمینیسم میچسبد که پیچیدگی آدمهای واقعی را از نظر دور میدارد.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
همین فاصله میان نیت خوب و فهم ناقص، سرچشمهٔ بخشی از کمدی و نیز بخشی از اصطکاک سریال است. ناپختگی جویس از نقاط قوت و ضعف اثر بهطور همزمان به شمار میرود. از یک سو، شخصیت او را در مسیر یادگیری قرار میدهد و امکان میدهد باورهایش در مواجهه با تجربه تغییر شکل دهند. از سوی دیگر، اصرار و خودمطمئنیاش در بعضی موقعیتها میتواند خستهکننده باشد؛ بهویژه وقتی شنیدن دیگران برایش دشوار میشود.
سریال همیشه این ضعف را به ظرافت مهار نمیکند، اما دستکم آن را پنهان نمیسازد. جویس قرار نیست از آغاز قهرمانی بینقص باشد؛ بخشی از جذابیت مسیر او در همین فاصلهٔ میان آنچه میخواهد باشد و آنچه هنوز هست، شکل میگیرد. داگ و برخورد دو جهان رابطهٔ جویس و داگ یکی از موتورهای اصلی روایت است.
داگ با تجربهٔ بازار و شناختی غریزی از آنچه مخاطب میخواهد، در برابر نگاه نظری و آرمانخواهانهٔ جویس قرار میگیرد. او نه راهنمایی بیعیب است و نه صرفاً مانعی بر سر راه قهرمان؛ شخصیتش از حسابگری، شوخطبعی و تناقضهایی ساخته شده که به داستان جان میدهد. تضاد میان این دو، بحثی ساده دربارهٔ «هنر در برابر تجارت» نیست، بلکه جدالی بر سر این است که آیا میتوان برای رساندن ایدهای رهاییبخش به مخاطب، از ابزارهای بازاری بهره گرفت، بیآنکه آن ایده در همان ابزارها حل شود.
بازی Jake Johnson به داگ، حضوری گرم و زمینی میبخشد و از تبدیل او به یک تیپ کلیشهای جلوگیری میکند. در سوی دیگر، Ophelia Lovibond جویس را با ترکیبی از جدیت، آسیبپذیری و سرسختی بازی میکند. این دو بازیگر اختلاف شخصیتهایشان را صرفاً در دیالوگها نگه نمیدارند؛ در مکثها، واکنشها و شیوهٔ حضورشان نیز آن را منتقل میکنند.
« همین فاصله میان نیت خوب و فهم ناقص، سرچشمهٔ بخشی از کمدی و نیز بخشی از اصطکاک سریال است. »
شخصیتها و اجرا
نتیجه، رابطهای است که میتواند هم خندهدار باشد و هم حاوی کشمکش واقعی. گروهی از شخصیتهای زنده و گاه دشوار «Minx» تنها به دو شخصیت محوری متکی نیست. اطراف جویس و داگ، گروهی از آدمها قرار دارند که هرکدام از زاویهای متفاوت با محیط کار، شهرت، میل و استقلال روبهرو میشوند. بازیهای گروهی یکی از امتیازهای مهم سریال است: شخصیتها بهندرت صرفاً وسیلهای برای پیشبرد قصهاند و بازیگران به آنها جزئیاتی میبخشند که حضورشان را باورپذیر میکند.
همین کیفیت، دفتر مجله را به فضایی اجتماعی تبدیل میکند؛ جایی که کار، دوستی، رقابت و اختلافهای شخصی درهم میآمیزند. بااینحال، همهٔ شخصیتها همیشه به یک اندازه دلنشین یا دقیق پرداخت نشدهاند. برخی رفتارها گاه از مرز شوخی عبور میکنند و به حرصدرآوری میرسند؛ بعضی نیز در لحظاتی بیش از آنکه پیچیدگی تازهای به داستان اضافه کنند، برای تولید تنش یا شوخی به کار میروند.
این نابرابری، از انسجام مجموعه میکاهد، اما اجرای پرانرژی گروه بازیگران معمولاً مانع از آن میشود که چنین لحظاتی کل تجربه را مخدوش کنند. طنز، بدن و سیاستِ نگاه یکی از جسورانهترین انتخابهای سریال، وارونهکردن عادتهای تصویری رایج است. «Minx» بدن مردانه را نیز در معرض نگاه قرار میدهد و با این جابهجایی، به شکلی طنازانه میپرسد چرا نمایش بدن زنان در فرهنگ عامه تا این اندازه عادی شده، اما نمایش بدن مردان میتواند واکنشی متفاوت برانگیزد.
برهنگی در اینجا فقط عنصر غافلگیرکننده یا ابزار شوخی نیست؛ بخشی از بحث اثر دربارهٔ میل، بازنمایی و قدرت نگاه است. این انتخاب برای همهٔ مخاطبان خوشایند نخواهد بود، و سریال هم کوششی نمیکند تا آن را بیخطر یا نامحسوس سازد. گاه مقدار و تکرار این نمایش میتواند برای برخی بیش از حد باشد؛ اما از نظر مفهومی، تصمیمی آگاهانه و هماهنگ با ایدهٔ اصلی اثر است.
« نتیجه، رابطهای است که میتواند هم خندهدار باشد و هم حاوی کشمکش واقعی. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
طنز سریال نیز در بهترین لحظات، از همین فاصله میان انتظار اجتماعی و آنچه واقعاً روی پرده میبینیم نیرو میگیرد. شوخیها اغلب هوشمندانهاند و بهجای تکیه بر رسوایی صرف، از تضاد شخصیتها و موقعیتها بهره میبرند. بازسازی دههٔ هفتاد فضای دههٔ هفتاد در «Minx» صرفاً پسزمینهای نوستالژیک نیست؛ بخشی از هویت بصری و فکری مجموعه است.
لباسها، رنگها، طراحی محیط و حالوهوای فرهنگی آن دوره، جهان داستان را ملموس میکنند و به روایت امکان میدهند دربارهٔ تغییرات اجتماعی و مرزهای تازهٔ آزادی سخن بگوید. این بازسازی با اغراق دلپذیری همراه است، اما آنقدر از واقعگرایی فاصله نمیگیرد که احساس تزئینیبودن کند. ظاهر مجله و فضای کاری نیز به مضمون کمک میکند.
چاپ، تبلیغات و سازوکار تولید محتوا در قصه حضوری ملموس دارند و یادآور میشوند که ایدهها برای رسیدن به مخاطب باید از مسیرهای مادی و تجاری عبور کنند. تضاد میان آرمان و واقعیت بازار، در همین جزئیات روزمره جلوه پیدا میکند؛ و این، یکی از راههایی است که سریال از بحثهای انتزاعی فاصله میگیرد و آنها را در زندگی شخصیتها جای میدهد.
ریتم و دامنهٔ روایی «Minx» در قالب کمدی نیمساعته، ریتمی سرزنده دارد و معمولاً از کشدادن موقعیتها پرهیز میکند. اپیزودها با تکیه بر گفتوگوهای پرتحرک و برخورد شخصیتها پیش میروند و از این رو، تماشای مجموعه آسان و سرگرمکننده است. در عین حال، همین شتاب گاه فرصت پرداخت عمیقتر به برخی مسئلهها یا شخصیتهای فرعی را محدود میکند.
« شوخیها اغلب هوشمندانهاند و بهجای تکیه بر رسوایی صرف، از تضاد شخصیتها و موقعیتها بهره میبرند. »
قوتها و کاستیها
ایدههای زیادی در جهان سریال وجود دارد، اما همهٔ آنها با وزن یکسانی بسط نمییابند. اثر همچنین از آن دست مجموعههایی نیست که تمام جذابیتش را در یک معما یا پیچش روایی پنهان کند. لذت اصلی، در تماشای رشد تدریجی روابط و تغییر نگاه شخصیتهاست. این شیوه به سریال اجازه میدهد بدون افشای رازهای ساختگی، تنش خود را از انتخابهای اخلاقی و اختلافهای انسانی بگیرد.
تماشاگر بیش از آنکه منتظر یک افشاگری بزرگ باشد، کنجکاو میماند ببیند شخصیتها چگونه میان خواستههای شخصی و ایدههایی که ادعا میکنند به آنها باور دارند، راهی پیدا میکنند. جمعبندی «Minx» کمدیای متفاوت و جسورانه است که از ایدهٔ مرکزی خود برای طرح پرسشهایی دربارهٔ فمینیسم، میل، بدن و مناسبات بازار بهره میگیرد.
طنز هوشمندانه، بازیهای قوی و بازسازی دلپذیر دههٔ هفتاد، به آن هویتی متمایز میبخشند. در کنار این امتیازها، ناپختگی جویس، برخی شخصیتهای گاه آزاردهنده و برهنگی مردانهای که ممکن است برای بخشی از مخاطبان بیش از اندازه باشد، از محدودیتهای تجربهاند. بااینهمه، نقطهٔ قوت اصلی سریال در کاملبودن یا بینقصبودنش نیست؛ در این است که موضوعی نامتعارف را با شوخی و کنجکاوی پیش میبرد و از مخاطب میخواهد عادتهای خود دربارهٔ تصویر، جنسیت و آزادی را دوباره بسنجد.
«Minx» هم سرگرم میکند و هم در میان خندهها، پرسشی جدی باقی میگذارد: چه کسی دربارهٔ خواستههای زنان تصمیم میگیرد، و چه چیزی از یک آرمان وقتی وارد بازار میشود، باقی میماند؟
« ایدههای زیادی در جهان سریال وجود دارد، اما همهٔ آنها با وزن یکسانی بسط نمییابند. »
ثبت دیدگاه