نقد و بررسی
نقد چرتِ نیمروزی (Nanpakal Nerathu Mayakkam 2023)
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان خواب و بیداری «Nanpakal Nerathu Mayakkam» فیلمی است که از همان عنوانش، با اشاره به خواب نیمروز، تماشاگر را به قلمرویی میان ادراک و خیال میبرد. داستان با موقعیتی ظاهراً ساده آغاز میشود: جیمز، سرپرست گروهی از زائران مالایالی که از تامیلنادو به کرالا بازمیگردند، در مسیر سفر از اتوبوس پیاده میشود و ناگهان رفتاری از خود نشان میدهد که دیگران را بهتزده میکند.
او خود را سوندرام میپندارد؛ مردی که به زندگی روستایی در همان حوالی تعلق دارد. فیلم این دگرگونی را نه همچون معمایی پلیسی میچیند و نه برایش توضیحی قطعی فراهم میآورد. در عوض، ما را کنار شخصیتها نگه میدارد تا ببینیم چگونه یک اختلال نامنتظر، نظم روزمره را از هم میگسلد. این انتخاب، هم سرچشمه جذابیت اثر است و هم منشأ دشواری آن.
فیلمساز به جای آنکه تماشاگر را با نشانههای روشن به سوی پاسخ راهنمایی کند، ابهام را در مرکز تجربه قرار میدهد. ازاینرو، تماشای فیلم بیش از آنکه دنبالکردن زنجیرهای از علت و معلولها باشد، شبیه ماندن در خوابی نیمهروشن است: تصاویری آشنا میبینیم، اما پیوند میانشان بهسادگی تثبیت نمیشود.
تغییر مسیر روایت یکی از برجستهترین تصمیمهای فیلم، تغییر ناگهانی مسیر روایت است. بخش آغازین، گروه مسافران را در فضایی جمعی و آشنا معرفی میکند؛ آدمهایی خسته که در سفر بازگشت، میان گفتوگو، سکوت و چرتزدن روزانه رفتوآمد دارند. سپس با ورود جیمز به روستا و پذیرفتن هویت سوندرام، فیلم از جاده به فضای زندگی محلی میچرخد.
« او خود را سوندرام میپندارد؛ مردی که به زندگی روستایی در همان حوالی تعلق دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تغییر چنان بیمقدمه است که تماشاگر، مانند همراهان جیمز، فرصت آمادهشدن برای آن را پیدا نمیکند. اما این گسست صرفاً ترفندی برای غافلگیری نیست. فیلم با جابهجایی شخصیت میان دو هویت، توجه را از پرسش «واقعاً چه اتفاقی افتاده؟» به پرسشهایی انسانیتر منتقل میکند: هویت تا چه اندازه به حافظه و رفتار وابسته است؟
خانواده چگونه با غیبت یک عزیز کنار میآید؟ و حضور ناگهانی یک غریبه در خانهای آشنا چه چیزی را در ساکنان آن بیدار میکند؟ روایت پاسخ روشنی نمیدهد، اما موقعیت را بهاندازهای ملموس میسازد که این پرسشها در ذهن باقی بمانند. بازی ممووتی و دوگانگی شخصیت ممووتی ستون اصلی فیلم است و بار سنگین تغییر هویت را با مهارتی چشمگیر بر دوش میکشد.
او جیمز را مردی عبوس، بیحوصله و تا حدی کنترلگر میسازد؛ کسی که در آغاز بیشتر به نظمدادن به جمع و پیشبردن سفر فکر میکند. در سوی دیگر، رفتار و گفتار سوندرام کیفیتی متفاوت دارد: صمیمیتر، بیواسطهتر و پیوندخورده با جزئیات زندگی روستا. ممووتی برای ایجاد این تفاوت به دگرگونیهای پررنگ و نمایشی متوسل نمیشود.
جابهجایی در نگاه، آهنگ صدا، مکثها و شیوه روبهروشدن با دیگران، بخش مهمی از کار را پیش میبرد. اهمیت بازی او در این است که فیلم هرگز مرز میان «بازیکردن نقش» و «تبدیلشدن به دیگری» را کاملاً روشن نمیکند. شخصیت نه بهسادگی ادای فردی دیگر را درمیآورد و نه چنان رفتار میکند که تماشاگر بتواند توضیحی روانشناختی قطعی برایش بسازد.
« این تغییر چنان بیمقدمه است که تماشاگر، مانند همراهان جیمز، فرصت آمادهشدن برای آن را پیدا نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
ممووتی این وضعیت نامتعین را با اطمینان حفظ میکند. در نتیجه، حتی وقتی رفتار شخصیت خندهآور یا گیجکننده است، بازی او آن را به یک شوخی ساده فرو نمیکاهد. قابهای ثابت و زبان تصویر زبان بصری فیلم بهاندازه روایتش نامتعارف است. دوربین اغلب در قابهایی ثابت و نسبتاً طولانی میماند و به جای آنکه با حرکتهای پیدرپی توجه ما را هدایت کند، فضا را در اختیار تماشاگر میگذارد.
آدمها وارد قاب میشوند، از آن بیرون میروند و در دل تصویر با یکدیگر مواجه میشوند؛ در همین حال، گوشههایی از زندگی روزمره ادامه مییابد. این شیوه به روستا و خانهها حضوری مستقل میدهد. فضا فقط پسزمینه ماجرا نیست؛ گویی خود محیط شاهدی خاموش است که رخدادها را میبیند و در برابرشان سکوت میکند.
ترکیببندیهای دقیق، بهویژه در موقعیتهایی که دو خانواده یا دو جمع در یک قاب قرار میگیرند، امکان میدهد فاصلهها و پیوندها را همزمان ببینیم. گاهی یک تصویر ایستا بیش از گفتوگو درباره اندوه، انتظار یا سردرگمی حرف میزند. بااینحال، این انتخاب بیهزینه نیست. قابهای طولانی و کمتحرک به تمرکز و صبر نیاز دارند؛ اگر تماشاگر درگیر فضای فیلم نشود، همان سکون میتواند به یکنواختی بدل شود.
اثر عمداً از ریتم تند و تدوین پرشتاب فاصله میگیرد و همه مخاطبان را با خود همراه نمیکند. صدا، موسیقی و زندگی روزمره جهان صوتی فیلم نیز نقش مهمی در شکلدادن به حالوهوای آن دارد. صداهای محیطی، گفتوگوهای پراکنده و موسیقیهایی که از فضای اطراف به گوش میرسند، به تصویر بافتی زنده میبخشند.
« ممووتی این وضعیت نامتعین را با اطمینان حفظ میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
گاه تلویزیون یا رادیو در پسزمینه ادامه دارد و انگار زندگی، بیاعتنا به بحران اصلی، مسیر خودش را طی میکند. این صداها صرفاً تزئین صحنه نیستند؛ آنها مرز میان تجربه شخصی جیمز و واقعیت بیرونی را ناپایدار میکنند. در دل ماجرایی که هر لحظه ممکن است خواب یا هذیان به نظر برسد، صدای جهان روزمره همچنان حاضر است.
در کنار این کارکرد، صدا و موسیقی گاه به فیلم لحنی بازیگوشانه میدهند. موقعیتهای روزمره در پرتو رفتار نامنتظر جیمز رنگی کمیک پیدا میکنند، اما شوخیها بهندرت تنش را کاملاً از میان میبرند. خنده و اندوه در این اثر از هم جدا نیستند؛ هر دو از برخورد ناموزون یک فرد با جمع و از تلاش اطرافیان برای فهمیدن موقعیتی ناممکن پدید میآیند.
ابهام، ریتم و تجربه تماشاگر «Nanpakal Nerathu Mayakkam» تماشاگر را دعوت نمیکند که همهچیز را به یک تبیین واحد فروبکاهد. میتوان اتفاقها را از زاویه خواب، هذیان، بحران هویت یا حضوری رازآمیز تماشا کرد، اما فیلم هیچکدام را به حکم نهایی تبدیل نمیکند. چنین ابهامی در بهترین لحظههای اثر، معنا را گسترش میدهد: هر تصویر مجال چند برداشت پیدا میکند و واکنش خانوادهها به جیمز، خود به بخشی از معمای عاطفی فیلم بدل میشود.
در عوض، همین روش ممکن است برای کسانی که روایت سرراست و توضیحهای روشن میخواهند، سردرگمکننده باشد. ریتم کند نیز بخشی از همین طراحی است. فیلم به جای آنکه دائماً رخداد تازهای پیش بکشد، روی مکثها، تکرارها و نگاهکردن به رفتار آدمها تکیه دارد. این کندی به حس خواب نیمروز و تعلیق میان دو جهان کمک میکند، اما در بعضی بخشها پیشروی داستان را کمجان میسازد.
« گاه تلویزیون یا رادیو در پسزمینه ادامه دارد و انگار زندگی، بیاعتنا به بحران اصلی، مسیر خودش را طی میکند. »
قوتها و کاستیها
تماشاگرانی که با قابهای ثابت و روایتهای گشوده ارتباط نمیگیرند، ممکن است احساس کنند فیلم بیش از اندازه در یک وضعیت میماند. بااینحال، برای مخاطبی که با ضرباهنگ آرام آن همراه شود، همین مکثها مجال دیدن جزئیاتی را فراهم میکند که در روایتی سریعتر نادیده میماند. جمعبندی این فیلم بیش از آنکه معمایی برای حلکردن باشد، تجربهای برای زیستن در ابهام است.
تغییر ناگهانی مسیر قصه، بازی دقیق ممووتی، قاببندیهای حسابشده و آمیختگی طنز با اندوه، اثری میسازند که از قراردادهای رایج روایت فاصله میگیرد. در برابر، کندی ریتم و اصرار بر توضیحندادن میتواند تماشاگر را خسته یا گیج کند؛ اینها محدودیتهایی واقعیاند، نه ویژگیهایی که برای همه به نقطه قوت تبدیل شوند.
بااینهمه، فیلم در ماندن بر مرز نامطمئن خواب و واقعیت جسور است. آنچه به یاد میماند، لزوماً پاسخ پرسشهای داستان نیست، بلکه تصویر آدمهایی است که ناگهان در برابر حضوری آشنا و غریب قرار میگیرند و میکوشند جای آن را در زندگی خود پیدا کنند. «Nanpakal Nerathu Mayakkam» برای تماشاگر صبور و علاقهمند به سینمای تأملی، اثری چندلایه و قابل بازاندیشی است؛ فیلمی که شاید در تماشای نخست همه درهایش را نگشاید، اما حالوهوایش پس از پایان نیز در ذهن ادامه مییابد.
« جمعبندی این فیلم بیش از آنکه معمایی برای حلکردن باشد، تجربهای برای زیستن در ابهام است. »
ثبت دیدگاه