نقد و بررسی
نقد شغل ایتالیایی 2003 (The Italian Job) | 2003
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سرقتی شیک در جامهٔ سرگرمی «The Italian Job» ساختهٔ F. Gary Gray بیش از آنکه بخواهد معمایی جنایی با لایههای پیچیده باشد، بهدنبال ساختن یک ماجرای سرقت پرتحرک، خوشریتم و خوشتماشا است. فیلم از همان آغاز جهان خود را بر پایهٔ مهارت، رفاقت و دقت عملی بنا میکند: گروهی حرفهای که هر عضو در کاری تخصص دارد و موفقیت نقشه به هماهنگی میان همه وابسته است.
خیانت، این نظم را برهم میزند و روایت را از یک سرقتِ حسابشده به مأموریتی برای بازپسگیری آنچه از دست رفته بدل میکند. فیلم بر همین تغییر مسیر استوار است و میکوشد هم هیجان تعقیبوگریز را فراهم آورد و هم حس گروهی متشکل از آدمهای متفاوت را حفظ کند. اثر در عین بهرهگیری از نام و نشانههای فیلم بریتانیایی سال ۱۹۶۹، داستانی تازه برای خود میسازد؛ بنابراین بهتر است آن را نه بازسازیِ وفادارانه، بلکه برداشتی آزاد و معاصر از ایدهٔ سرقت و گریز بدانیم.
نسخهٔ سال ۲۰۰۳ بهجای تکیه بر همان فضا و شخصیتپردازی، به سوی فیلمی پرزرقوبرقتر و اکشنمحورتر میرود. این انتخاب به آن هویت مستقلی میدهد، هرچند برای تماشاگرانی که به حالوهوای نسخهٔ پیشین دل بستهاند، ممکن است بخشی از جذابیت و شوخطبعی آن غایب به نظر برسد. گروهی که موتور روایت است مهمترین دارایی فیلم، گروه شخصیتهایش است.
چارلی کروکر رهبر نقشه است؛ شخصیتی که باید هم اعتماد دیگران را نگه دارد و هم در لحظههای حساس تصمیم بگیرد. در کنار او، استلا بریجر با مهارت ویژهاش وارد گروه میشود و حضورش تنها به افزودن یک چهرهٔ تازه محدود نمیماند؛ او پیوند عاطفی و انگیزهای شخصی با ماجرای انتقام دارد. هَندسام راب، لفت اِر و لایل نیز هر یک با توانایی و خلقوخوی خاص خود، به گروه رنگ میبخشند.
« سرقتی شیک در جامهٔ سرگرمی «The Italian Job» ساختهٔ F. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
لقبهایشان، شوخیهای پراکنده و واکنشهای متفاوتشان در موقعیتهای پرتنش، باعث میشود تیم از مجموعهای از ابزارهای داستانی فراتر برود. این شخصیتپردازی البته عمیق و چندلایه نیست. فیلم فرصت چندانی برای مکث بر گذشته یا تناقضهای درونی اعضا فراهم نمیکند؛ آنها بیشتر از راه کارکردشان در نقشه و رفتارشان در جمع شناخته میشوند.
بااینحال، همین تعریف روشن نقشها به روایت کمک میکند تا سریع پیش برود و تماشاگر بداند در هر مرحله از چه کسی چه انتظاری دارد. انرژی بازیگران مکمل نیز این کمبود را تا اندازهای جبران میکند. جیسون استاتهام با خونسردی و شوخطبعی، حضوری پرتحرک دارد؛ ست گرین وجهی سبکتر و طنازانه به گروه میدهد؛ و یاسین بیگ با ویژگیهای متمایز شخصیتش، به ترکیب تیم تنوع میبخشد.
بازیها و مسئلهٔ مرکزیت مارک والبرگ در نقش چارلی قرار است مرکز ثقل فیلم باشد، اما اجرای او برای همه به یک اندازه متقاعدکننده نیست. شخصیتش بیشتر بر کنترل و اعتمادبهنفس تکیه دارد تا بر ظرافتهای عاطفی، و والبرگ نیز این خونسردی را با لحنی کمنوسان بازی میکند. این انتخاب با فضای حسابگرانهٔ فیلم سازگار است، اما گاهی به این معناست که چارلی از نظر عاطفی بهاندازهٔ کافی در مرکز توجه نمیایستد.
او رهبر نقشه است، ولی در لحظاتی که باید انگیزه یا آسیبپذیریاش آشکار شود، بازی چندان نافذ نمیشود. در مقابل، شارلیز ترون برای استلا ترکیبی از دقت، جدیت و استقلال به همراه میآورد. حضورش به گروه تعادل میدهد و مانع میشود که تمام بار جذابیت فیلم بر دوش شوخیها و مهارتهای مردانهٔ اعضای تیم باشد.
« این شخصیتپردازی البته عمیق و چندلایه نیست. »
شخصیتها و اجرا
ادوارد نورتون نیز در نقش استیو تصویری از خودخواهی و غرور میسازد که بهخوبی با فضای انتقامجویانهٔ داستان جور درمیآید. اجرای او توجهبرانگیز است، هرچند گاه چنان بر تندخویی و بدطینتی شخصیت تأکید میکند که از ظرافت فاصله میگیرد. دونالد ساترلند نیز با حضوری آرام و پدرانه، در بخشهای آغازین اثر وزن عاطفی لازم را فراهم میآورد.
تعقیبوگریز و لذت حرکت فیلم هنگامی بیشترین نیروی خود را نشان میدهد که از گفتوگو و برنامهریزی فاصله میگیرد و به حرکت میرسد. مینیکوپرها در خیابانها، مسیرهای باریک و فضاهای غیرمنتظره به ابزار اصلی نمایش بدل میشوند؛ نه فقط وسیلههایی برای فرار، بلکه بخشی از هویت بصری فیلم. اندازهٔ کوچک خودروها در برابر محیط شهری، امکان مانورهای سریع و بازیگوشانهای فراهم میکند که به صحنهها کیفیتی سبک و چابک میبخشد.
همین بخشها از بهیادماندنیترین لحظات اثرند، زیرا هیجان را با نوعی لذت کودکانه از سرعت و مهارت ترکیب میکنند. صحنهٔ کامیون زرهی نیز نمونهٔ خوبی از توان فیلم در طراحی لحظههای بزرگ و دیدنی است. اهمیت این بخش فقط در مقیاس حادثه نیست؛ فیلم آن را به نقطهای تبدیل میکند که مهارت فنی، غافلگیری بصری و منطق سرگرمی عامهپسند در کنار هم قرار میگیرند.
کارگردانی F. Gary Gray در این لحظات روشن و کارآمد است: مسیر حرکت، خطر و هدف صحنه بهقدر کافی قابلفهم میماند و تدوین کمک میکند هیجان از آشفتگی جدا شود. بااینهمه، تعقیبوگریزها گاهی چنان متکی به نمایش مهارت و جلوهٔ حرکتیاند که پیامدهای واقعی خطر یا شکست چندان احساس نمیشود. ریتم، نقشهها و تعلیق «The Italian Job» در مجموع ریتمی سرگرمکننده دارد، اما این ریتم همیشه یکدست نیست.
« اجرای او توجهبرانگیز است، هرچند گاه چنان بر تندخویی و بدطینتی شخصیت تأکید میکند که از ظرافت فاصله میگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم میداند چگونه میان گفتوگو، آمادهسازی و اکشن رفتوآمد کند، ولی بعضی بخشهای میانی طولانیتر از آناند که برای پیشبرد طرح لازم باشد. گفتوگوها و لحظات شوخی گاه به ایجاد صمیمیت میان اعضای گروه کمک میکنند، اما در مواردی نیز حرکت داستان را کند میسازند. در نتیجه، فیلم میان شتاب و مکث در نوسان است: نه آنقدر سریع که پیوسته نفسگیر بماند و نه آنقدر آرام که بتواند شخصیتها را عمیقتر بکاود.
ضعف مهمتر، میزان آشکارشدن نقشههاست. فیلم سرقت را بر پایهٔ برنامهریزی و اجرای دقیق بنا میکند، اما در برخی لحظات جزئیات و مسیر کلی نقشه زودتر از موعد روشن میشوند. وقتی تماشاگر بتواند بهسرعت حدس بزند گروه چه میخواهد بکند، بخشی از تعلیق از میان میرود. البته اثر میکوشد این کمبود را با تغییر موقعیتها، خطرهای ناگهانی و جذابیت اجرایی جبران کند؛ از همین رو، حتی زمانی که نتیجهٔ کلی چندان رازآلود نیست، تماشای چگونگی رسیدن شخصیتها به آن هنوز سرگرمکننده میماند.
فیلم بیشتر از «چه رخ خواهد داد؟» بر «چگونه اجرا خواهد شد؟» تکیه میکند. ظاهر، فضا و لحن فیلم از نظر بصری، اثری صیقلی و منظم است. جابهجایی میان فضاهای اروپایی و محیط لسآنجلس، به روایت تنوع میدهد و تفاوت شهرها را به بخشی از تجربهٔ تماشا بدل میکند. کانالها، خیابانها و مسیرهای شهری صرفاً پسزمینه نیستند؛ هر کدام ظرفیت متفاوتی برای تعقیب، پنهانکاری یا نمایش مهارت گروه دارند.
این بهرهگیری از فضا، بهویژه در صحنههای رانندگی، کمک میکند که اکشن صرفاً مجموعهای از نماهای سریع نباشد و با جغرافیای محیط پیوند بخورد. لحن اثر میان جدیت سرقت و شوخیهای سبک گروهی حرکت میکند. فیلم قصد ندارد خشونت و خیانت را بهطور عمیق واکاوی کند؛ آنها بیشتر نیروی محرک ماجراجوییاند.
« وقتی تماشاگر بتواند بهسرعت حدس بزند گروه چه میخواهد بکند، بخشی از تعلیق از میان میرود. »
قوتها و کاستیها
به همین دلیل، تنشهای عاطفی معمولاً در سطحی قابلفهم و بیپیچیدگی باقی میمانند. موسیقی و تدوین نیز در خدمت این لحناند: آنها حرکت را برجسته میکنند و صحنهها را به سوی هیجان میرانند، بیآنکه فیلم را به تجربهای تیره یا سنگین تبدیل کنند. این سبکبودن هم مزیت است و هم محدودیت؛ فیلم بهآسانی دیده میشود، اما کمتر در ذهن میماند بهعنوان اثری که چیزی فراتر از سرگرمیاش برای گفتن دارد.
نسبت با نسخهٔ پیشین مقایسهٔ این فیلم با نسخهٔ ۱۹۶۹ ناگزیر است، اما ارزش نسخهٔ ۲۰۰۳ را نباید تنها با میزان شباهتش به اصل سنجید. فیلم تازه، داستان و ترکیب شخصیتهای خود را میسازد و برای مخاطب امروز، سرقتی پرتحرکتر و پر از صحنههای اکشن ارائه میکند. در عوض، حالوهوای خاص، شوخطبعی و سبک منحصربهفرد نسخهٔ پیشین را بازآفرینی نمیکند.
اگر تماشاگر از نسخهٔ اصلی انتظار همان لحن یا همان شخصیتپردازی را داشته باشد، فاصلهٔ دو فیلم ممکن است ناامیدکننده باشد؛ اما اگر آن را اثری مستقل با اشارههایی به میراث نامآشنای خود ببیند، تجربهاش منصفانهتر خواهد بود. جمعبندی «The Italian Job» فیلمی خوشساخت و سرگرمکننده است که بیش از هر چیز بر جذابیت گروه بازیگران، مهارتهای متفاوت شخصیتها و تعقیبوگریزهای دیدنی تکیه دارد.
مینیکوپرها و صحنهٔ کامیون زرهی، به آن لحظههایی میبخشند که از داستان سادهتر و قابلپیشبینیترش ماندگارترند. در سوی دیگر، آشکارشدن زودهنگام برخی نقشهها، افتوخیز ریتم و اجرای نهچندان گیرا در نقش مرکزی، مانع از آن میشود که فیلم به اثری کاملاً منسجم یا پرتعلیق بدل شود. بااینحال، فیلم در هدف اصلی خود کامیاب است: ساختن ماجرایی سبک، پرتحرک و گروهمحور که تماشایش دشوار نیست و لحظات سرگرمکنندهٔ فراوانی دارد.
« به همین دلیل، تنشهای عاطفی معمولاً در سطحی قابلفهم و بیپیچیدگی باقی میمانند. »
جمعبندی
این اثر برای کسانی مناسب است که از فیلمهای سرقتی، خودروهای پرسرعت و همکاری گروهی لذت میبرند؛ نه بهسبب پیچیدگی داستان، بلکه بهخاطر چابکی اجرا و شیمی میان بازیگران مکمل.
ثبت دیدگاه