نقد و بررسی
نقد The Lego Batman Movie | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بتمنِ خودشیفته در جهانِ آجرها «The Lego Batman Movie» با شخصیتی آغاز میشود که گویی همهچیز را دربارهٔ خودش میداند: بتمنی خونسرد، پرهیاهو و مطمئن از برتری خویش که هر ورودش را نمایشی مستقل میپندارد. فیلم این تصویر آشنا را نه با جدیتی قهرمانانه، بلکه با اغراق و طنز میسازد؛ قهرمانی که در تاریکی گاتهام میدرخشد، اما در خلوت، بیش از آنچه میخواهد بپذیرد به توجه و همراهی نیاز دارد.
این تضاد، موتور اصلی کمدی و درام اثر است. فیلم به کارگردانی کریس مککی، در ظاهر ماجرایی پرتحرک دربارهٔ رویارویی بتمن با جوکر و دیگر تبهکاران گاتهام است. اما زیر این سطح پرجنبوجوش، پرسشی سادهتر جریان دارد: آیا قهرمان میتواند همیشه تنها بماند و همچنان خود را کامل بداند؟ ورود رابینِ پرانرژی به زندگی بروس وین، و حضور پایدار آلفرد، این پرسش را از راه رابطههایی صمیمی و گاه مضحک پی میگیرند.
فیلم مسیر عاطفی خود را آشکار میکند، بیآنکه لازم باشد جزئیات روایی یا سرانجام ماجرا را پیشاپیش فاش سازد. طنزی که از خود بتمن آغاز میشود یکی از هوشمندانهترین انتخابهای فیلم آن است که شوخی را تنها به محیط لگویی یا رخدادهای عجیب محدود نمیکند؛ خودِ اسطورهٔ بتمن نیز موضوع شوخی است.
قهرمانِ همواره جدی و تاریک، اینجا به چهرهای خودشیفته بدل میشود که دوست دارد در مرکز قاب، مرکز گفتوگو و مرکز هر بحران باشد. فیلم با این بزرگنمایی، هم کلیشههای ابرقهرمانی را دست میاندازد و هم از آشنایی تماشاگر با آنها بهره میبرد. شوخیهای کلامی و تصویری با سرعتی چشمگیر از پی هم میآیند.
« این تضاد، موتور اصلی کمدی و درام اثر است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
گاهی خنده از دیالوگی کوتاه برمیخیزد و گاهی از جزئیاتی در پسزمینه که ممکن است در نگاه نخست از چشم دور بماند. همین تراکم، تماشای دوباره را برای علاقهمندان جذاب میکند؛ زیرا تصویرها اغلب بیش از یک لایه دارند و هر گوشهٔ قاب میتواند حامل اشاره یا بازی تازهای باشد. بااینحال، این شتاب همیشه به سود فیلم نیست.
بعضی شوخیها فرصت کافی برای نشستن پیدا نمیکنند و پیش از آنکه اثرشان کامل شود، شوخی بعدی از راه میرسد. ارجاع به تاریخ بتمن فیلم به گذشتهٔ سینمایی و فرهنگی بتمن علاقهای آشکار دارد. اشارهها به نسخههای گوناگون این شخصیت، لحنها و تصویرهای آشنای جهان او را به بخشی از بازی بدل میکنند.
این ارجاعها صرفاً برای نشان دادن دانش سازندگان نیستند؛ بسیاری از آنها با شخصیتپردازی یا موقعیت کمدی پیوند دارند و از فاصلهٔ میان تصور باشکوه بتمن و رفتار مضحک او بهره میگیرند. برای مخاطبی که با فیلمها و روایتهای پیشین بتمن آشناست، این لایه میتواند سرچشمهٔ لذت ویژهای باشد: هر اشاره، خاطرهای را فعال میکند و سپس آن خاطره را با چرخشی طنزآمیز بازمیسازد.
اما فیلم تا اندازهٔ زیادی بر همین آشنایی حساب میکند. کسی که با تاریخ این قهرمان پیوندی نداشته باشد، ممکن است بخشی از ظرافت ارجاعها را از دست بدهد؛ بااینهمه، خط اصلی داستان و شوخیهای موقعیتی همچنان قابلفهم باقی میمانند. رابین، آلفرد و گرمای رابطهها رابین نقطهٔ مقابل بتمن است: پرانرژی، مشتاق و بیپرده در ابراز علاقه.
« گاهی خنده از دیالوگی کوتاه برمیخیزد و گاهی از جزئیاتی در پسزمینه که ممکن است در نگاه نخست از چشم دور بماند. »
شخصیتها و اجرا
این تفاوت، سرچشمهٔ بخش بزرگی از خندههای فیلم است، اما رابطهٔ آنها به تقابل سادهٔ «قهرمان جدی و همراه پرحرف» فروکاسته نمیشود. پشت شوخیها، میل رابین به پذیرفتهشدن و ناتوانی بتمن در پاسخگویی عاطفی دیده میشود. او میخواهد در کنار بتمن باشد، درحالیکه بتمن با پافشاری بر استقلالش، نزدیکی را نوعی مزاحمت تلقی میکند.
آلفرد، با آرامش و بردباری، حلقهٔ پیوندی میان این دو است. او فقط خدمتکار وفادار قهرمان نیست؛ حضوری است که به بروس یادآوری میکند زندگیِ پشت نقاب نیز به مراقبت و مسئولیت نیاز دارد. رابطهٔ سهنفرهٔ آنها به فیلم امکان میدهد در میان شوخیهای پیاپی، لحظههایی گرم و انسانی بسازد. این وجه عاطفی، هرچند گاه زیر انبوه بازیها پنهان میماند، به داستان وزنی بیش از یک هجویهٔ سرگرمکننده میدهد.
گاتهامِ رنگارنگ و پویایی تصویر جهان بصری فیلم با مصالح و منطق ساختنیِ لگو هماهنگ است. گاتهام، شهر تاریک و تهدیدآمیزِ روایتهای کلاسیک، اینجا همچنان شکوهی آشنا دارد، اما همهچیز چنان طراحی شده که یادآور ساختهشدن با قطعات کوچک باشد. حرکت شخصیتها، برخوردها و تغییرات محیط، از ویژگیهای مادی این جهان بهره میگیرند و به فیلم کیفیتی بازیگوش میبخشند.
گویی خودِ تصویر نیز در حال شوخی با تصنع سینما و ساختار جهانهای ابرقهرمانی است. کارگردانی کریس مککی به این آشوب ظاهری انرژی میدهد و تدوین و طراحی صحنهها نیز غالباً با ریتم تند شوخیها همراهاند. با وجود این، همین شلوغی بصری گاه به آشفتگی میانجامد. وقتی قاب همزمان پر از حرکت، ارجاع و جزئیات ریز است، نگاه تماشاگر مجال آرامگرفتن نمییابد.
« پشت شوخیها، میل رابین به پذیرفتهشدن و ناتوانی بتمن در پاسخگویی عاطفی دیده میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نتیجه برای برخی بینندگان سرشار از کشف و نشاط است و برای برخی دیگر خستهکننده؛ فیلم کمتر میکوشد میان این دو تجربه تعادل برقرار کند. صداپیشگی و جانبخشی به شخصیتها صداپیشگی نقش مهمی در شکلگیری لحن فیلم دارد. اجرای ویل آرنت، بتمنی را میسازد که اعتمادبهنفسش از حد معمول گذشته و خودشیفتگیاش را با جدیتی خندهآور بیان میکند.
بازی او به قهرمان اجازه میدهد هم مضحک باشد و هم دوستداشتنی؛ نکتهای ضروری برای شخصیتی که بخش بزرگی از زمان را صرف تمسخر و بزرگنمایی خویش میکند. مایکل سرا نیز به رابین لطافتی کودکانه و اشتیاقی بیوقفه میبخشد. این انرژی، در کنار خویشتنداری و خشکیِ بتمن، تضادی مؤثر میسازد. رالف فاینز در نقش آلفرد آرامش و وقاری فراهم میآورد که برای تعدیل آشوب فیلم لازم است؛ در سوی دیگر، جوکر حضوری دارد که رابطهاش با بتمن را به یکی از منابع مهم طنز داستان تبدیل میکند.
صداها در مجموع به شخصیتهای لگویی هویت میدهند و مانع میشوند که آنها تنها عروسکهایی در میانهٔ حادثهها باشند. ریتم، تراکم شوخی و فرسودگی «The Lego Batman Movie» از همان ابتدا با شتابی بالا حرکت میکند و بهندرت از مخاطب میخواهد مکث کند. این انرژی در بخشهای آغازین به سود فیلم است: موقعیتها پیدرپی تغییر میکنند، شوخیها از گفتوگو به تصویر و از تصویر به ارجاع میرسند و تماشاگر در جهانی پرتحرک نگه داشته میشود.
بااینحال، انباشتهشدن مداوم این عناصر، بهتدریج ممکن است اثر معکوس بگذارد. در بخشهای پایانی، روایت گاه بیش از اندازه امتداد مییابد و ضرباهنگی را حفظ میکند که پیشتر تازه و سرزنده بود، اما حالا خستگیآور میشود. مسئله فقط تعداد شوخیها نیست؛ فیلم گاهی چنان به سرگرمکردن بیوقفه متکی میشود که فرصت کافی برای پرورش بعضی لحظههای احساسی یا روشنترکردن مسیر درونی شخصیتها باقی نمیماند.
« صداپیشگی و جانبخشی به شخصیتها صداپیشگی نقش مهمی در شکلگیری لحن فیلم دارد. »
قوتها و کاستیها
در نتیجه، پیامِ تنهایی و نیاز به دیگران قابلدریافت است، اما گاه زیر لایههای پرشمارِ شوخی و حادثه کمرنگ میشود. جمعبندی «The Lego Batman Movie» هم هجویهای پرجنبوجوش دربارهٔ اسطورهٔ بتمن است و هم داستانی صمیمی دربارهٔ پذیرفتن پیوندهای انسانی. شوخیهای تصویری و کلامی، ارجاعهای هوشمندانه به میراث این شخصیت و تضاد دلنشین بتمن و رابین، آن را به اثری سرگرمکننده و سرشار از شخصیت بدل میکنند.
حضور آلفرد نیز به این جهانِ پرهیاهو گرمایی میدهد که در لحظههای عاطفی خود را آشکار میسازد. در مقابل، تراکم شوخیها گاهی نظم روایت را برهم میزند و شتاب مداوم، بهویژه در بخشهای پایانی، میتواند فرساینده شود. فیلم همچنین ممکن است برای کسانی که با جهان بتمن آشنایی کمتری دارند، بخشی از جذابیت ارجاعیاش را از دست بدهد.
بااینهمه، هستهٔ داستان روشن و مؤثر باقی میماند: قهرمانی که خود را از همه بینیاز میداند، باید دریابد که همراهی دیگران ضعف نیست. همین آمیختگیِ شوخی و عاطفه است که به فیلم، فراتر از یک رشته بازیگوشی لگویی، هویتی ماندگار میبخشد.
« حضور آلفرد نیز به این جهانِ پرهیاهو گرمایی میدهد که در لحظههای عاطفی خود را آشکار میسازد. »
ثبت دیدگاه