نقد و بررسی
نقد Prisoners of War | 2010
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت، نه رهایی «Prisoners of War» با رخدادی آغاز میشود که در روایتهای مرسوم جنگی معمولاً نقطهٔ پایان است: بازگشت اسیران. پس از هفده سال، نمرود کلاین و اوری زاخ به خانه بازمیگردند؛ در حالی که امیئل بنهورین زنده به خانه نمیرسد. اما بازگشت در این مجموعه برابر با رهایی نیست. آزادی جسمانی، بلافاصله آنان را در برابر زندانی تازهای قرار میدهد: خاطره، بدن آسیبدیده، سکوت و جهانی که در غیابشان تغییر کرده است.
این جابهجاییِ مرکز ثقل از میدان جنگ به خانه و ذهن، مهمترین انتخاب دراماتیک اثر است. سریال از همان ابتدا پرسشی ساده اما ناآرامکننده پیش میکشد: آیا کسی که سالها در اسارت زیسته، میتواند بیواسطه به زندگی پیشین بازگردد؟ پاسخ آن نه در یک جمله، بلکه در مجموعهای از رفتارها، مکثها و واکنشهای متناقض شکل میگیرد.
قهرمانان به کشور بازگشتهاند، اما کشور، خانواده و حتی خودشان دیگر همان نیستند. قهرمان ملی و انسان آسیبپذیر جامعه بازگشتگان را به نمادهای ملی بدل کرده است؛ چهرههایی که بار امید و رنج جمعی را بر دوش میکشند. چنین جایگاهی در ظاهر ستایشآمیز است، اما برای خود آنان میتواند به قفسی دیگر تبدیل شود.
« پس از هفده سال، نمرود کلاین و اوری زاخ به خانه بازمیگردند؛ در حالی که امیئل بنهورین زنده به خانه نمیرسد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
قهرمان ملی باید روایت پذیرفتنی و یکدستی از رنجش عرضه کند؛ حال آنکه تجربهٔ واقعیِ اسارت آشفته، ناقص و گاه ناممکن از بیان است. فاصلهٔ میان تصویر عمومی و حقیقت شخصی، تنشی میسازد که سریال بهجای آنکه شتابزده حلش کند، در طول روایت پرورش میدهد. نمرود و اوری هر یک به شیوهای متفاوت با این فاصله روبهرو میشوند.
بازگشت به خانه به معنای بازگشت به نقشهای پیشین نیست: همسر، پدر، برادر یا دوست. آدمهایی که منتظرشان ماندهاند نیز در این سالها زندگی کردهاند، تصمیم گرفتهاند و از فقدان تأثیر پذیرفتهاند. بنابراین دیدار دوباره، صرفاً صحنهای از وصال نیست؛ برخورد دو زمان متفاوت است: زمان اسارت و زمان خانوادهای که بدون اسیر ادامه یافته است.
خانوادههایی که خود در انتظار ماندهاند یکی از دستاوردهای مهم سریال آن است که خانوادهها را حاشیهٔ داستان اسیران نمیبیند. انتظار طولانی، آنان را نیز دگرگون کرده است. وفاداری، امید، فرسودگی و سازگاری با فقدان، هر کدام شکل خاصی از زیستن را پدید آوردهاند. همسران و فرزندان نه صرفاً پشتیبان قهرمانان، بلکه شخصیتهایی مستقلاند که با بازگشت پدر یا همسر باید دوباره جایگاه خود را در خانواده تعریف کنند.
« نمرود و اوری هر یک به شیوهای متفاوت با این فاصله روبهرو میشوند. »
شخصیتها و اجرا
این نگاه، از عاطفهٔ آسان و آشتیِ فوری پرهیز میکند. پیوندهای قدیمی ممکن است همچنان ارزشمند باشند، اما زمان آنها را از آزمون مصون نگذاشته است. فرزندی که پدرش را بیشتر در خاطره یا افسانه میشناخته، الزاماً نمیتواند با مردی که اکنون پیش روی اوست رابطهای خودکار برقرار کند. از همین رو، لحظات خانوادگی گاه از صحنههای تعقیب و تحقیق پرتنشتر میشوند: در آنها خطر نه متوجه امنیت جسمانی، بلکه متوجه امکانِ دوباره نزدیکشدن است.
راز و سازوکار تعلیق خط روایی روانپزشک نظامی، موتور رازآلود سریال است. او در روایتهای بازگشتگان ناسازگاریهایی مییابد و میکوشد بفهمد آیا سکوت و تفاوت روایتها از آسیب روانی، شرم و حافظهٔ مختلشده میآیند یا معنایی دیگر دارند. پرسش دربارهٔ حقیقت، بهتدریج از یک ارزیابی اداری فراتر میرود و به آزمونی برای اعتماد بدل میشود: چه کسی حق دارد از بازماندگان پاسخ بخواهد، و آیا حقیقت را میتوان جدا از شرایطی که بر آنها گذشته سنجید؟
تعلیق اثر بیش از آنکه بر حادثههای پرشمار تکیه کند، از اطلاعات ناقص و تردید اخلاقی نیرو میگیرد. فلاشبکها و بازگوییهای گذشته، بخشی از تصویر را روشن میکنند، اما همزمان پرسشهای تازهای میسازند. این شیوه، تماشاگر را در موقعیتی شبیه شخصیتها قرار میدهد: باید میان گفتهها و ناگفتهها داوری کند، بیآنکه مطمئن باشد همهٔ ابزارهای لازم برای داوری را در اختیار دارد.
« این نگاه، از عاطفهٔ آسان و آشتیِ فوری پرهیز میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
امتیاز این تعلیق آن است که راز را به شخصیتپردازی پیوند میزند؛ ضعفش زمانی پدیدار میشود که حل برخی گرهها بیش از آنکه از دل رفتارها و شواهد برآید، بر توضیحهای ناگهانی متکی میشود. بازیگری و زبان بدن بازیها بهویژه در صحنههایی اثرگذارند که شخصیتها نمیتوانند یا نمیخواهند رنجشان را به زبان بیاورند.
سکوت، نگاههای گریزپا، خشکیِ بدن و مکثهای طولانی، در اینجا صرفاً نشانههای کلیِ آسیب نیستند؛ هر یک راهی برای نشاندادن دشواریِ حضور در زندگی عادیاند. بازیگران اصلی، شخصیتهایی را میسازند که نه فقط از گذشته آسیب دیدهاند، بلکه از الزامِ روایتکردن گذشته نیز خستهاند. بازیگران نقشهای خانوادگی نیز به اثر عمق میبخشند.
واکنشهای آنان در برابر بازگشتگان آمیزهای از محبت، رنجش، امید و احتیاط است؛ ترکیبی که مانع از آن میشود روابط به الگوهای سادهٔ قربانی و مراقب فروکاسته شوند. حتی هنگامی که دیالوگها توضیحی میشوند، اجرای بازیگران به صحنهها بافت عاطفی میدهد و یادآوری میکند که زخمها همیشه در گفتار آشکار نیستند.
« بازیگران نقشهای خانوادگی نیز به اثر عمق میبخشند. »
قوتها و کاستیها
فضاسازی و ریتم فضای تصویری سریال از شکوه و زرقوبرق فاصله دارد. خانهها، اتاقها و فضاهای روزمره، به جای آنکه پسزمینهای خنثی باشند، گاهی چون محلهایی ناآشنا جلوه میکنند؛ گویی بازگشتگان باید جهان عادی را از نو بیاموزند. این سادگی بصری با مضمون اثر تناسب دارد: در اینجا، اضطراب لزوماً در انفجار یا تعقیبوگریز تجسم نمییابد، بلکه در سکون خانه و فاصلهٔ میان دو نفر نیز حضور دارد.
بااینحال، خویشتنداری در ریتم همیشه به سود سریال عمل نمیکند. برخی بخشها با تکرار حالوهوا یا طولانیشدن مکثها، کشدار میشوند و تنش روایی از حرکت بازمیماند. آرامبودن اثر ویژگی سبکی آن است، اما میان تأمل و ایستایی مرزی وجود دارد که گاه از آن عبور میکند. همچنین بعضی شخصیتهای فرعی و انگیزههایشان فرصت کافی برای شکلگیری نمییابند؛ در نتیجه، برخی تصمیمها بیش از آنکه حاصل تحول تدریجی باشند، به اقتضای پیشبرد قصه به نظر میرسند.
جنگ در بیرون و درون اهمیت «Prisoners of War» فقط در رمزگشایی از گذشتهٔ چند سرباز خلاصه نمیشود. مجموعه نشان میدهد جنگ چگونه به زمان صلح نیز امتداد مییابد: در رابطههایی که با غیبت شکل گرفتهاند، در خاطراتی که ناخواسته بازمیگردند و در جامعهای که از بازماندگان همزمان انتظار قهرمانی و عادیبودن دارد.
« فضاسازی و ریتم فضای تصویری سریال از شکوه و زرقوبرق فاصله دارد. »
جمعبندی
در این معنا، «پایان اسارت» نه یک رویداد قطعی، بلکه مسئلهای است که هر روز دوباره در روابط و انتخابهای شخصیتها سر برمیآورد. سریال همچنین بهجای آنکه امنیت ملی را موضوعی کاملاً انتزاعی نگه دارد، آن را در برابر امنیت و کرامت فردی قرار میدهد. تحقیق دربارهٔ وفاداری بازگشتگان شاید برای نهادها ضروری جلوه کند، اما خودِ این تردید میتواند زخمی تازه بر کسانی بگذارد که هنوز در حال بازیابی اختیار و اعتمادند.
اثر در بهترین لحظاتش پاسخ نهایی و آسودهای عرضه نمیکند؛ بهجای آن، مخاطب را با دشواریِ سنجیدن حقیقت، مسئولیت و بخشایش روبهرو میسازد. جمعبندی «Prisoners of War» درام روانشناختیِ رازآلودی است که نقطهٔ قوت اصلیاش را در نگاه به پیامدهای اسارت پس از بازگشت مییابد. بازیهای سنجیده، توجه به خانوادهها و تعلیقی که از ناسازگاری روایتها نیرو میگیرد، آن را از یک داستان صرفاً معمایی فراتر میبرد.
در برابر این امتیازها، ریتم گاه کند، پرداخت ناکافی برخی شخصیتها و حل نهچندان اقناعکنندهٔ بعضی گرهها قرار دارد. با وجود این لغزشها، سریال تصویری ماندگار از بازگشتی ترسیم میکند که نه پاککردن گذشته است و نه بازگشت ساده به خانه؛ بلکه آغاز دشوارِ زندگی در کنار چیزی است که دیگر نمیتوان به گذشتهاش بازگشت.
ثبت دیدگاه