نقد و بررسی
نقد The Last: Naruto the Movie | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در جهان ناروتو «The Last: Naruto the Movie» در فاصلهای حساس از روایت مجموعه قرار میگیرد: جنگ بزرگ به پایان رسیده، اما جهان داستان هنوز از پیامدهای آن و از پرسشِ آینده رها نشده است. فیلم از یک سو میخواهد ماجرایی مستقل با تهدیدی کیهانی بسازد و از سوی دیگر، رابطهای را به مرکز توجه بیاورد که برای مخاطبان قدیمی اهمیت عاطفی ویژهای دارد.
همین دوگانگی، هم نیروی محرک اثر است و هم سرچشمهٔ نابرابریهای آن؛ فیلم میان ماجراجویی نجاتبخش و قصهٔ عاشقانه حرکت میکند، بیآنکه همیشه بتواند این دو مسیر را با انسجام کامل به هم پیوند دهد. قصهای میان تهدید و دلبستگی در آغاز، ایدهٔ نزدیکشدن ماه به زمین تصویری آخرالزمانی و پرکشش میسازد.
تهدیدی بزرگ و ملموس، شخصیتها را از آرامش پس از جنگ بیرون میکشد و مأموریتی تازه پیش رویشان میگذارد. ربودهشدن هانابی نیز به ماجرا هدفی انسانیتر و فوریتر میدهد: مسئله فقط نجات جهان نیست، بلکه نجات عضوی از خانواده و حفظ پیوندهایی است که برای شخصیتها معنا دارند. فیلم در نیمهٔ نخست، این عناصر را با تعادل نسبتاً خوبی پیش میبرد.
« قصهای میان تهدید و دلبستگی در آغاز، ایدهٔ نزدیکشدن ماه به زمین تصویری آخرالزمانی و پرکشش میسازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
سفر گروه، کشف موقعیتهای تازه و گرهخوردن مأموریت با گذشتهٔ شخصیتها، ریتمی ماجراجویانه ایجاد میکند. در این بخش، قصه هنوز به اندازهای روشن است که تماشاگر بتواند هم خطر بیرونی را دنبال کند و هم به تغییرات عاطفی ناروتو توجه داشته باشد. بااینحال، هرچه روایت به سمت مقیاس بزرگتر و نبرد نهایی میرود، داستان گاه از سادگی و وضوح اولیه فاصله میگیرد.
ناروتو و هیناتا؛ عاطفهای دیررس محور احساسی فیلم، نزدیکشدن ناروتو و هیناتا است؛ رابطهای که برای هواداران مجموعه بار معنایی انباشتهای دارد. هیناتا همواره با تحسین و علاقهای آرام به ناروتو نگریسته، و ناروتو نیز در طول سالها بارها با صداقت، سرسختی و وفاداریاش بر اطرافیان اثر گذاشته است.
فیلم میکوشد فاصلهٔ میان این دو را به فرصتی برای شناخت متقابل بدل کند، نه صرفاً پاداشی عاشقانه در پایان یک ماجرا. لحظههای مشترکشان گاه صمیمی و دلنشیناند؛ بهویژه زمانی که فیلم از کنشهای بزرگ فاصله میگیرد و به رفتارهای کوچک، نگاهها و خاطرات مجال میدهد. بااینحال، این پیوند برای رسیدن به اثرگذاری کامل، به زمان و گفتوگویی بیشتر نیاز دارد.
« سفر گروه، کشف موقعیتهای تازه و گرهخوردن مأموریت با گذشتهٔ شخصیتها، ریتمی ماجراجویانه ایجاد میکند. »
شخصیتها و اجرا
ناروتو در بخشهایی از داستان ناگهان به درکی عاطفی میرسد که فیلم آن را با شتابی بیش از حد عرضه میکند. در نتیجه، آنچه باید نقطهٔ اوج احساسی رابطه باشد، برای برخی تماشاگران بیشتر شبیه توضیحی روایی دربارهٔ احساسات است تا تجربهای که بهتدریج در دل داستان شکل گرفته باشد. شخصیتها و محدودیت نگاه فیلم هیناتا در این اثر حضور محوریتری پیدا میکند، و این انتخاب برای مخاطبانی که سالها منتظر دیدن وجه شخصیتر رابطهٔ او با ناروتو بودهاند، جذاب است.
او فقط موضوع علاقهٔ قهرمان نیست؛ پیوندش با خانواده و خواهرش نیز انگیزهای مستقل به قصه میدهد. بااینهمه، فیلم همیشه به اندازهٔ کافی به درون او راه نمییابد. گاه شخصیت زن بیش از آنکه صاحب کنش و تصمیمهای رواییِ پیوسته باشد، در جایگاه کسی قرار میگیرد که خطر متوجه اوست یا احساسات دیگران را برمیانگیزد.
این محدودیت در قیاس با ظرفیت شخصیتهای زن جهان ناروتو بیشتر به چشم میآید. فیلم فرصت دارد هیناتا را در موقعیتهایی پیچیدهتر و فعالتر نشان دهد، اما بخش مهمی از انرژی رواییاش صرف تبیین عشق و انگیزههای پیرامون او میشود. شخصیتهای آشنای دیگر نیز در بعضی لحظات حضور مؤثر دارند، ولی سهمشان محدود است؛ برای تماشاگرانی که انتظار دارند گروه گستردهتری از قهرمانان در مرکز کنش بمانند، این تمرکز ممکن است اندکی ناامیدکننده باشد.
« ناروتو در بخشهایی از داستان ناگهان به درکی عاطفی میرسد که فیلم آن را با شتابی بیش از حد عرضه میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تصویر، فضا و طراحی جهان یکی از امتیازهای آشکار فیلم، کیفیت بصری آن است. پسزمینهها با دقت و ظرافت ساخته شدهاند و فضاهای تازه، بهویژه در مسیر ماجراجویی، حس فاصلهگرفتن از محیط روزمرهٔ داستان را بهخوبی منتقل میکنند. آسمان، منظرههای گسترده و معماری مکانهای نامأنوس، به روایت حالوهوایی افسانهای میدهند؛ گویی شخصیتها از نبردهای زمینی مجموعه جدا شده و وارد مرحلهای اسطورهایتر شدهاند.
این جلوههای بصری همیشه فقط تزئینی نیستند. مقیاس بزرگ طبیعت و آسمان، در کنار پیکرههای کوچک شخصیتها، احساس آسیبپذیری و تنهایی را تقویت میکند. در مقابل، طراحی برخی بخشهای مربوط به ماه و فناوری یا قدرتهای ویژه، با فضای آشنای مجموعه ناهمگون به نظر میرسد. این ناهمگونی میتواند برای تماشاگرانی که از گسترش جهان داستانی استقبال میکنند جذاب باشد، اما برای دیگران حالتی غریب و گاه تصنعی ایجاد میکند.
اکشن؛ شکوه بصری و آشفتگی روایی صحنههای مبارزه از نظر حرکت، رنگ و مقیاس، لحظات چشمگیری دارند. فیلم میداند چگونه نبرد را به منظرهای تماشایی بدل کند و از تواناییهای شخصیتها برای ساختن قابهایی پرانرژی بهره ببرد. در بعضی لحظات، سرعت و شدت برخوردها همان حس اغراقآمیز و پرشور دنیای ناروتو را زنده میکند؛ حسی که در آن مبارزه فقط مقابلهٔ فیزیکی نیست، بلکه نمایش اراده و باور شخصیتها نیز هست.
« تصویر، فضا و طراحی جهان یکی از امتیازهای آشکار فیلم، کیفیت بصری آن است. »
قوتها و کاستیها
اما نیمهٔ دوم بیش از اندازه بر همین شکوه بیرونی تکیه میکند. نبردهای پرتابهمحور و لیزری و کشمکشهای گسترده در فضای ماه، فیلم را از تنش ملموس و زمینی آغازش دور میکنند. وقتی هر رویارویی با جلوهای بزرگتر و قدرتی خارقالعاده پاسخ داده میشود، گاه دشوار است که اهمیت لحظهها را از شدت نمایش جدا کنیم.
صحنهها زیبا و پرتحرکاند، اما پیوندشان با عواطف شخصیتها همیشه به همان اندازه نیرومند نیست. ریتم و ساختار تفاوت میان دو نیمه، یکی از ویژگیهای تعیینکنندهٔ تجربهٔ تماشای فیلم است. نیمهٔ نخست با ترکیب مأموریت، خطر و نزدیکی تدریجی شخصیتها، پیشروی نسبتاً روانی دارد. روایت اطلاعات لازم را قطرهچکانی عرضه میکند و هر بخش، یا رابطهای را پررنگتر میسازد یا مسیر ماجرا را جلو میبرد.
از همین رو، تماشاگر فرصت مییابد هم با رازهای قصه همراه شود و هم به لحظههای آرامتر توجه کند. در ادامه، فیلم در برخی قسمتها مکثهای طولانی دارد و سپس با شتابی محسوس به سوی رویاروییهای بزرگ میرود. این نوسان ریتم، انسجام اثر را کاهش میدهد: لحظاتی که برای ساختن عاطفه طراحی شدهاند، گاه بیش از حد کش میآیند، درحالیکه تغییرهای مهم در رابطهٔ شخصیتها مجال کافی برای جاافتادن پیدا نمیکنند.
« اما نیمهٔ دوم بیش از اندازه بر همین شکوه بیرونی تکیه میکند. »
جمعبندی
به این ترتیب، فیلم همزمان ممکن است در صحنهای کند و در لحظهای دیگر عجول به نظر برسد؛ تضادی که ریشهاش در توزیع نامتوازن زمان میان ماجراجویی و درام است. جمعبندی «The Last: Naruto the Movie» اثری است که ارزش اصلیاش را در پیوند عاطفی با میراث مجموعه مییابد. فیلم برای طرفداران ناروتو و هیناتا لحظههایی شیرین و معنادار فراهم میکند، از پسزمینههای چشمنواز و اکشنی پرزرقوبرق بهره میبرد و در آغاز، ماجرایی خوشریتم و کنجکاویبرانگیز پیش میکشد.
بااینحال، شتاب در شکلگیری رابطه، کمبود پرداخت درونیِ بعضی شخصیتها و دگرگونی نامأنوس فضای نبردها مانع میشود که همهٔ این ظرفیتها به تجربهای یکدست بدل شوند. این فیلم بیش از آنکه قصهای کاملاً مستقل و متوازن باشد، روایتی برای بازنگری در پیوندهای عاطفی شخصیتهای محبوب است؛ روایتی که بهترین لحظاتش را در سکوتها و نشانههای کوچک مییابد، نه در بزرگنمایی تهدیدها.
اگر تماشاگر با دلبستگی به جهان ناروتو به سراغش برود، احتمالاً از لحظات صمیمی و جلوههای بصریاش بهره خواهد برد؛ اما در مقام اثری سینمایی، ناهمواری ریتم و شتاب عاطفیاش همچنان محسوس میماند.
« جمعبندی «The Last: Naruto the Movie» اثری است که ارزش اصلیاش را در پیوند عاطفی با میراث مجموعه مییابد. »
ثبت دیدگاه