نقد و بررسی
نقد Premalu | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدی عاشقانهای که با خنده جان میگیرد «Premalu» به کارگردانی Girish A. D. بیش از آنکه به دنبال بازآفرینی قواعد کمدی رمانتیک باشد، میخواهد تماشاگر را به جمعی از جوانان معمولی ببرد و از دستوپاچلفتیبودنها، سوءتفاهمها و شور بیقرارشان خنده بسازد. ساچین، فارغالتحصیلی بیبرنامه که پس از ناکامی در رسیدن به خواستههایش راهی حیدرآباد میشود، با رینو، کارشناس فناوری اطلاعات، آشنا میشود.
نزدیکی این دو در بستر دوستیهای تازه و انتخابهای شخصی شکل میگیرد؛ اما فیلم نه پیچیدگی روانشناختی عمیقی را وعده میدهد و نه میکوشد قصهای بیسابقه تعریف کند. نیروی اصلی آن در طراوت اجرا، شوخیهای پیدرپی و شخصیتهایی است که بهسادگی میتوان در میان آشنایان خود تصورشان کرد. «Premalu» از همان ابتدا روشن میکند که قرار نیست با یک عاشقانهی پرطمطراق روبهرو باشیم.
جهان فیلم روزمره، جوانانه و تا اندازهای آشفته است؛ جهانی که در آن آدمها هنوز نمیدانند با آیندهی خود چه کنند، اما با اعتمادبهنفسی خندهدار دربارهی عشق و موفقیت حرف میزنند. این انتخاب به فیلم لحنی صمیمی میبخشد و اجازه میدهد تماشاگر پیش از آنکه درگیر سرنوشت رابطه شود، از معاشرت با شخصیتها لذت ببرد.
ساچین؛ قهرمانی با دستوپای گمکرده ساچین نه قهرمان آرمانی است و نه جوانی که با هدفی روشن و ارادهای استوار مسیر زندگیاش را میپیماید. او بیشتر در حال واکنش نشاندادن به اتفاقهاست: از یک شکست عاطفی به فرصت دیگری، و از یک تصمیم نیمهکاره به تصمیمی دیگر. این سرگردانی میتوانست به شخصیتی خستهکننده تبدیل شود، اما فیلم آن را به سرچشمهی بخشی از طنز خود بدل میکند.
« کمدی عاشقانهای که با خنده جان میگیرد «Premalu» به کارگردانی Girish A. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
ساچین در موقعیتهایی قرار میگیرد که اعتمادبهنفسش از توان واقعیاش جلوتر میدود؛ همین شکاف میان آنچه میخواهد نشان دهد و آنچه واقعاً هست، کمدی میآفریند. Naslen با بازیای نرم و بیتکلف، این فاصله را باورپذیر میکند. او در اجرای شوخیها به اغراق بیمحابا پناه نمیبرد و بسیاری از لحظههای خندهدار را با مکث، نگاه یا واکنشی کوچک میسازد.
حضورش به ساچین نوعی معصومیت میدهد، بیآنکه شخصیت را از مسئولیت انتخابهایش معاف کند. فیلم از این بازی سود میبرد، زیرا کمدی آن صرفاً بر دیالوگهای بامزه متکی نیست؛ رفتار و بدن بازیگر نیز در شکلدادن به طنز سهم دارند. بااینحال، ساچین در مقام شخصیت گاه بیش از اندازه در مرکز توجه میماند.
فیلم علاقهی آشکاری به شیطنتهای او دارد و همین علاقه باعث میشود برخی موقعیتها، بهجای آنکه از دل تحول شخصیت بیرون بیایند، فقط فرصتی دیگر برای شوخیپردازی باشند. نتیجه عموماً دلنشین است، اما همیشه به غنای دراماتیک قصه کمک نمیکند. رینو و فاصلهی میان استقلال و صمیمیت رینو در نقطهی مقابل بیقراری ساچین قرار میگیرد.
او در زندگی شغلی هدفمندتر است و برای آیندهی خود تصوری روشنتر دارد. این تفاوت، زمینهی مناسبی برای شکلگیری کشش میان دو شخصیت فراهم میکند: ساچین به رینو جذب میشود، اما رینو ناچار نیست صرفاً بهخاطر علاقهی او مسیر و خواستههای خودش را کنار بگذارد. چنین تقابلی میتوانست به مطالعهای ظریف دربارهی بلوغ عاطفی و تفاوت میان آرزوهای دو نفر بینجامد.
« Naslen با بازیای نرم و بیتکلف، این فاصله را باورپذیر میکند. »
شخصیتها و اجرا
فیلم بخشی از این امکان را بالفعل میکند، اما رابطهی مرکزیاش در پرداخت عاطفی یکدست نیست. رینو در بخشهایی از داستان احساساتش را محتاطانه بروز میدهد و همین احتیاط با شخصیت مستقل و حسابگرش سازگار به نظر میرسد؛ بااینحال، در ادامه، جابهجایی عاطفی او گاه چنان سریع رخ میدهد که تماشاگر فرصت کافی برای درک مسیر درونیاش پیدا نمیکند.
مسئله این نیست که شخصیت باید همهچیز را با گفتوگو توضیح دهد؛ مشکل آن است که فیلم میان نشانههای پراکندهی علاقه و جمعبندی رابطه، پلهای دراماتیک کافی نمیسازد. در نتیجه، رابطهی ساچین و رینو بهرغم جذابیت لحظههای مشترکشان، به اندازهی ظرفیت اولیهاش قانعکننده نمیشود. تماشاگر میتواند از همراهی آنها لذت ببرد، اما ممکن است در بعضی بزنگاهها احساس کند داستان از رشد تدریجی عاطفه عبور کرده و زودتر از موعد به مقصد رسیده است.
رفاقت ساچین و اَمل؛ قلب تپندهی فیلم اگر رابطهی عاشقانه گاه در پرداخت شتابزده به نظر میرسد، رفاقت ساچین و اَمل دیویس از بخشهایی است که فیلم در آن آسودهتر و موفقتر عمل میکند. همراهی این دو برآمده از تفاوتهایشان است: گفتوگوها و واکنشهایشان به یکدیگر حالتی خودمانی دارد و شوخیهایشان بهجای آنکه صرفاً برای پیشبرد قصه به کار رود، حس زندگی مشترک میان دو دوست را منتقل میکند.
حضور اَمل به ساچین امکان میدهد از فضای عاشقانه فاصله بگیرد و در رابطهای دوستانه، بیواسطهتر و کمتکلفتر دیده شود. Sangeeth Prathap در نقش اَمل به این پیوند انرژی میدهد و در کنار Naslen یکی از خوشریتمترین زوجهای کمدی فیلم را میسازد. شوخی میان آنها معمولاً از شناخت متقابل و راحتیشان با یکدیگر نیرو میگیرد، نه از تحقیر یا بدجنسی.
« فیلم بخشی از این امکان را بالفعل میکند، اما رابطهی مرکزیاش در پرداخت عاطفی یکدست نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
به همین دلیل، حتی وقتی ماجراها بهسوی موقعیتهای سبک و نامعقول میروند، رفاقتشان همچنان گرم و باورپذیر میماند. این کیفیت گاهی چنان پررنگ است که تماشاگر ممکن است از رابطهی دوستانهی آنها بیش از خط عاشقانه لذت ببرد. این امر الزاماً ضعف فیلم نیست؛ بلکه نشان میدهد «Premalu» در نمایش صمیمیت بیادعا و شوخیهای روزمره، از ساختن کشش عاطفی پیچیده موفقتر است.
کمدی، موسیقی و ضرباهنگ کمدی فیلم سرزنده است و بخش قابلتوجهی از شوخیها بهخوبی از آب درمیآیند. طنز «Premalu» بیشتر بر موقعیت، واکنش و گفتوگوی سریع تکیه دارد و از همین رو، در لحظههایی که بازیگران با ضرباهنگ درست به هم پاسخ میدهند، اثر بهسادگی تماشاگر را با خود همراه میکند. شوخیها اغلب از فاصلهی میان تصور شخصیتها از خود و واقعیت رفتاریشان پدید میآیند؛ شگردی آشنا، اما مؤثر، بهویژه وقتی بازیگران آن را با آسودگی اجرا میکنند.
البته لحن شوخطبعانه همیشه به یک اندازه ظریف نیست. بعضی موقعیتها یا شوخیها بیش از حد کش پیدا میکنند و گاه بهجای آنکه بهموقع پایان یابند، بر تکرار یا اغراق تکیه میکنند. این نوسان در ضرباهنگ با طول نسبتاً زیاد فیلم نیز پیوند دارد: در بخشهایی روایت بهآرامی پیش میرود و انرژیای که کمدی در آغاز ایجاد کرده، موقتاً فروکش میکند.
نیمهی دوم نیز در بعضی گذرها از انسجام لازم فاصله میگیرد و احساس میشود فیلم برای رسیدن به جمعبندی، مسیرهای فرعی بیشتری از حد نیاز پیموده است. موسیقی Vishnu Vijay از عناصر خوشایند فیلم است و به فضای جوانانه و سبک آن جان میدهد. قطعهها صرفاً فاصلهای میان صحنهها نیستند؛ در شکلدادن به شور و حال اثر و برجستهکردن لحظههای عاطفی و جمعی نقش دارند.
« این کیفیت گاهی چنان پررنگ است که تماشاگر ممکن است از رابطهی دوستانهی آنها بیش از خط عاشقانه لذت ببرد. »
قوتها و کاستیها
موسیقی به فیلم کمک میکند حتی پس از افتوخیزهای روایی، حالوهوای گرم و دلپذیر خود را حفظ کند. حیدرآباد و جهان جوانان مهاجر حیدرآباد در فیلم فقط پسزمینهای برای آشنایی شخصیتها نیست؛ شهری است که دورشدن از خانه را به تجربهای ملموس بدل میکند. ساچین و اَمل با ورود به محیطی تازه، فرصتی برای تغییر مییابند، هرچند هیچکدام ناگهان به جوانانی کاملاً دگرگونشده تبدیل نمیشوند.
این فضای شهری، شخصیتها را میان امکانهای تازه و تردیدهای قدیمی قرار میدهد: کار، تحصیل، عشق و آینده در کنار هم حضور دارند، بیآنکه پاسخ روشنی برای هیچکدام فراهم شود. بااینحال، ظرفیت این بستر در حد اشاره باقی میماند. فیلم بیشتر به معاشرتها و موقعیتهای کمدی علاقه دارد تا کاوش جدی در تجربهی زندگی جوانان دور از زادگاهشان.
این محدودیت با ماهیت سبک اثر سازگار است، اما گاه باعث میشود دغدغههای شغلی و انتخابهای زندگی، بیش از آنکه به لایههای عمیق درام تبدیل شوند، به مصالحی برای حرکت روایت بدل شوند. کلیشههای آشنا و محدودیتهای روایت «Premalu» قصهای تازه یا ساختارشکنانه ندارد. الگوی آشنای جوانی نامطمئن، دلدادگی، رقابت عاطفی و دشواری انتخاب در آن حضور دارد و فیلم نیز عمدتاً بهجای تغییر این الگو، میکوشد آن را با شخصیتهای دوستداشتنی و اجرای پرانرژی زنده نگه دارد.
بنابراین، تازگی اثر را باید نه در طرح اصلی، بلکه در لحن و کیفیت تعاملهایش جستوجو کرد. این راهبرد تا اندازهی زیادی موفق است، اما مصون از فرسودگی نیست. وقتی قصه از کلیشههای شناختهشده بهره میگیرد، پرداخت دقیق شخصیتها و پیوندهای عاطفی اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ همانجایی که فیلم گاهی لغزش دارد.
« موسیقی به فیلم کمک میکند حتی پس از افتوخیزهای روایی، حالوهوای گرم و دلپذیر خود را حفظ کند. »
جمعبندی
تحول احساسی رینو بهاندازهی کافی زمینهچینی نمیشود و بعضی بخشها بیش از حد طول میکشند. افزون بر این، تمرکز بر شوخیهای ساچین و اَمل گاهی فرصت پرداخت مستقلتر به رینو و دیگر شخصیتها را محدود میکند. با وجود این کاستیها، فیلم در چیزی که میخواهد باشد، اغلب صادق است: یک کمدی رمانتیک سبک، گرم و متکی بر شخصیتهای جوانی که هنوز در حال آزمودن خود و جهان پیرامونشان هستند.
انتظار درامی پیچیده از آن، احتمالاً به ناامیدی میانجامد؛ اما اگر معیار، همراهی با لحظههای بامزه و فضایی دوستانه باشد، «Premalu» توانایی سرگرمکردن خود را حفظ میکند. جمعبندی «Premalu» اثری است که بیش از قصهی تازه، به شخصیتهای خوشحضور، کمدی سرزنده و شیمی بازیگران تکیه دارد. Naslen در نقش ساچین، با بازی طبیعی و زمانبندی مناسب، یکی از دلایل اصلی جذابیت فیلم است؛ Sangeeth Prathap نیز در نقش اَمل دیویس رفاقتی میسازد که از دوستداشتنیترین بخشهای اثر به شمار میرود.
موسیقی دلنشین و
« تحول احساسی رینو بهاندازهی کافی زمینهچینی نمیشود و بعضی بخشها بیش از حد طول میکشند. »
ثبت دیدگاه