نقد و بررسی
نقد Hamsun | 1996
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
پرترهٔ هنرمند در سایهٔ تاریخ «هامسون» فیلمی است دربارهٔ شکاف دردناک میان عظمت هنری و خطای اخلاقی؛ شکافی که در زندگی کنوت هامسون، نویسندهٔ نامدار نروژی، به تناقضی تاریخی بدل شد. یان ترول بهجای آنکه شخصیتش را به نمادی یکبعدی از شر یا قربانی شرایط فروبکاهد، او را انسانی سالخورده، مغرور و ناسازگار ترسیم میکند که باورهای سیاسیاش در بزنگاه جنگ با پیامدهای واقعی و ویرانگر روبهرو میشوند.
فیلم از این تقابل پرسشی ناآرام میسازد: آیا میتوان آثار یک هنرمند را از انتخابهای سیاسی و اخلاقی او جدا کرد؟ روایت، سالهای پایانی زندگی هامسون را در بستر اشغال نروژ و پیامدهای پس از جنگ پی میگیرد. او که زمانی مایهٔ افتخار کشورش بوده، به سبب همدلی با آلمان نازی جایگاهی بهشدت مناقشهبرانگیز پیدا میکند.
فیلم این تحول را نه با حکم قطعی، بلکه با کنار هم گذاشتن سخنان، رفتارها و روابط نزدیک او بررسی میکند. نتیجه، تصویری است که هم ستایش را دشوار میسازد و هم محکومیت سادهانگارانه را ناکافی نشان میدهد. تاریخ بهمثابه فشار اخلاقی در «هامسون»، جنگ صرفاً پسزمینهای برای زندگی یک چهرهٔ مشهور نیست؛ نیرویی است که انتخابهای شخصی را به مسئلهای عمومی تبدیل میکند.
« فیلم از این تقابل پرسشی ناآرام میسازد: آیا میتوان آثار یک هنرمند را از انتخابهای سیاسی و اخلاقی او جدا کرد؟ »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
نفرت هامسون از بریتانیا و نگاه خصمانهاش به آن کشور، بخشی از جهانبینی او را شکل میدهد و بر نحوهٔ مواجههاش با اشغال نروژ اثر میگذارد. فیلم نشان میدهد چگونه فردی میتواند از سر باورهای ریشهدار، دشمنِ دشمن خود را پناه یا متحدی مطلوب بپندارد، بیآنکه معنای کامل انتخابش را دریابد.
بااینحال، اثر این زمینه را بهانهای برای تبرئهٔ هامسون نمیکند. او به آرمانهای ناسیونالسوسیالیستی نزدیک است و در برابر نظامی که کشورش را اشغال کرده موضعی پیچیده و آکنده از تناقض دارد؛ در عین حال، زندانی شدن و اعدام نروژیها را محکوم میکند. همین ناهمخوانیها موتور اصلی دراماند.
فیلم تماشاگر را وامیدارد میان نیت، باور و پیامد تمایز بگذارد: مخالفت با بخشی از خشونت، لزوماً به معنای ایستادگی در برابر دستگاهی نیست که آن خشونت را ممکن میکند. بازی محوری و حضور ماری بازی مکس فون سیدو در نقش هامسون ستون اصلی فیلم است. او نویسنده را نه هیولایی سرد و نه نابغهای بیگناه، بلکه مردی سالخورده و متکبر میسازد که ذهنی تیز دارد، اما در فهم پیامدهای سیاسی باورهای خود محدود و لجوج است.
« بااینحال، اثر این زمینه را بهانهای برای تبرئهٔ هامسون نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
در چهره و مکثهای او هم اقتدار نویسندهای بزرگ دیده میشود و هم فرسودگی کسی که جایگاه پیشینش را از دست داده است. این بازی بهجای توضیح دادن شخصیت، تناقضهایش را در رفتار و حضور جسمانی آشکار میکند. غیتا نوربی نیز در نقش ماری هامسون از پیچیدگی فیلم سهمی اساسی دارد. ماری صرفاً همسرِ همراه یا بازتابی از مواضع شوهرش نیست؛ او حضوری مستقل، ارادهمند و گاه سختگیر دارد.
سفر او به آلمان برای نشان دادن حمایت آن دو از حکومت، بُعد دیگری به رابطهٔ زناشویی و مسئولیت سیاسیشان میافزاید. فیلم در ترسیم این پیوند، از یک ازدواج آرام و همدلانه فاصله میگیرد و رابطهای را نشان میدهد که در آن صمیمیت، دلخوری و قدرت بر یکدیگر سایه میاندازند. حاصل، نمایشی دوچهره از همراهی است: نزدیکی عاطفی میتواند هم پناه باشد و هم نیرویی که آدمی را در انتخابی خطاوار استوارتر میکند.
زندگی خانوادگی در متن رسوایی یکی از امتیازهای فیلم آن است که پیامدهای موضع سیاسی هامسون را تنها در سطح شهرت و داوری عمومی دنبال نمیکند. خانواده نیز زیر فشار این موضع قرار دارد و فرزندان در حاشیهٔ تصمیمهای والدین، از آثار آن بینصیب نمیمانند. خانه در فیلم فضایی خنثی نیست؛ جایی است که تنشهای سیاسی و اختلافهای شخصی به هم میرسند و زندگی روزمره را فرسوده میکنند.
« این بازی بهجای توضیح دادن شخصیت، تناقضهایش را در رفتار و حضور جسمانی آشکار میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این وجه خانوادگی، شخصیت را از هیئت چهرهای تاریخی و دوردست بیرون میآورد و بهای خصوصیِ انتخابهای عمومی را ملموس میسازد. بااینهمه، پرداخت برخی اعضای خانواده به اندازهٔ هامسون و ماری ژرف نیست. شخصیتهای فرعی گاه بیشتر کارکردی روایی دارند تا زندگی مستقل، و همین امر مانع از آن میشود که همهٔ زوایای آسیب خانوادگی با نیرویی یکسان بازتاب یابند.
فضاسازی و زبان سینمایی ترول فضایی سنگین و سنجیده میآفریند که با جهان اخلاقی فیلم تناسب دارد. حس انزوا، فشار تاریخی و زوال تدریجی جایگاه اجتماعی در میزانسن و ریتم اثر حضور دارند. فیلم بهجای آنکه تاریخ را به رشتهای از رویدادهای پرشتاب تبدیل کند، در لحظههای گفتگو و مواجهه درنگ میکند؛ گویی تماشاگر باید فرصت داشته باشد فاصلهٔ میان آنچه شخصیتها میگویند و آنچه در واقعیت رخ میدهد را بسنجد.
این رویکرد به بازیها مجال میدهد و از ماجراهای تاریخی تصویری انسانیتر میسازد، اما همیشه بیهزینه نیست. ریتم در بخشهایی کند و نامتوازن میشود و بعضی گذارها بیش از اندازه طول میکشند. گستردگی موضوع نیز به تمرکز روایت فشار میآورد: فیلم میخواهد هم زندگی خصوصی را بکاود، هم موضع سیاسی هامسون را، هم فضای اشغال و هم سرنوشت پس از جنگ را.
« بااینهمه، پرداخت برخی اعضای خانواده به اندازهٔ هامسون و ماری ژرف نیست. »
قوتها و کاستیها
در نتیجه، گاه میان مقیاس تاریخی و جزئیات شخصی تعادل کامل برقرار نمیشود. پیچیدگی در برابر فشردگی «هامسون» آشکارا از پاسخهای آسان پرهیز میکند، اما همین ambivalence گاهی به بهای فشرده شدن برخی جنبههای زندگی شخصیت اصلی تمام میشود. باورهای سیاسی، پیشینهٔ فکری، غرور ادبی و رابطهٔ او با ماری در زمانی محدود کنار هم قرار میگیرند و فرصت نمییابند با عمق یکسان گسترش یابند.
برای تماشاگر ناآشنا با تاریخ هامسون، بخشی از دگرگونیهای او ممکن است ناگهانی یا کمزمینه جلوه کند. بااینحال، فشردگی فیلم را نباید با بیطرفی یا بیموضعی اشتباه گرفت. اثر از داوری صریح و شعارگونه فاصله میگیرد، اما پیامدها را پنهان نمیکند. فاصلهٔ میان همدلی ادعایی هامسون با برخی خواستههای نروژ و پشتیبانیاش از نیروی اشغالگر، خود به نقدی تلخ بدل میشود.
فیلم با ابهامزدایی کامل از شخصیت موافق نیست؛ در عوض، میپذیرد که شناخت یک انسان گاه مستلزم تحمل تناقضهای حلنشده است. جمعبندی «هامسون» درامی تاریخیِ بلندبالا و تأملبرانگیز است که ارزش اصلیاش را از بازیهای نیرومند، فضاسازی سنگین و امتناع از سادهسازی کامل شخصیت محوری میگیرد.
« در نتیجه، گاه میان مقیاس تاریخی و جزئیات شخصی تعادل کامل برقرار نمیشود. »
جمعبندی
مکس فون سیدو و غیتا نوربی رابطهای پرتنش و باورپذیر میسازند و یان ترول با نگاهی سنجیده، داستان سقوط یک چهرهٔ فرهنگی را به پرسشی دربارهٔ مسئولیت هنرمند پیوند میزند. کندی و نابرابری ریتم، کمپرداختگی بعضی شخصیتهای فرعی و فشردگی پیچیدگیهای زندگی هامسون از محدودیتهای فیلماند؛ بااینحال، این کاستیها نیروی پرسش مرکزی آن را از میان نمیبرند.
اثر نه میکوشد هنر را سپری برای خطای اخلاقی کند و نه ارزش ادبی را با سرنوشت سیاسی نویسنده یکسره محو سازد. در عوض، تماشاگر را با دشواریِ همزمان دیدنِ دستاورد و مسئولیت روبهرو میکند؛ دشواریای که تا پس از پایان تماشا نیز در ذهن باقی میماند.
« اثر نه میکوشد هنر را سپری برای خطای اخلاقی کند و نه ارزش ادبی را با سرنوشت سیاسی نویسنده یکسره محو سازد. »
ثبت دیدگاه