نقد و بررسی
نقد How I Met Your Father | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایت میان خاطره و اکنون «How I Met Your Father» از همان عنوان، نسبت خود را با میراثی شناختهشده آشکار میکند: داستانی درباره عشقی که قرار است در آینده بازخوانی شود. سوفیِ سالخورده برای پسرش از روزهایی میگوید که هنوز نمیدانست مسیر زندگیاش به کجا میرسد؛ روایت سپس به سال ۲۰۲۱ بازمیگردد و او را در نیویورکِ پرشتاب، میان قرارهای ناموفق، امیدهای تازه و دوستیهایی در حال شکلگیری دنبال میکند.
این چارچوب، هم وعدهٔ یک معمای عاطفی را میدهد و هم فرصتی فراهم میکند تا گذشته از منظر تجربه و حافظه بازنگری شود. ایدهٔ «پدر چه کسی است؟» در آغاز محرک جذابی است، زیرا به دیدارها و انتخابهای روزمره معنایی فراتر از همان لحظه میبخشد. هر آشنایی میتواند سرنخی باشد و هر شکست، بخشی از مسیر رسیدن به پاسخ.
بااینحال، سریال در عمل همیشه نمیتواند میان پیشبرد معما و روایت مستقلِ زندگی شخصیتها تعادل برقرار کند. گاه راز هویت پدر به موتور اصلی قصه بدل میشود، بیآنکه هر قسمت بهتنهایی کشش یا غنای کافی پیدا کند. عشق در عصر انتخابهای بیپایان هستهٔ موضوعی مجموعه، دشواری یافتن صمیمیت در جهانی است که آدمها را به انتخابهای دائمی و آشناییهای سریع عادت میدهد.
« هر آشنایی میتواند سرنخی باشد و هر شکست، بخشی از مسیر رسیدن به پاسخ. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
برنامههای دوستیابی، امکان شروع رابطه را آسانتر کردهاند، اما همزمان گاهی رابطه را به ارزیابی شتابزدهٔ گزینهها فرو میکاهند. سوفی در برابر این وضعیت، همچنان به عشق پایدار و قصهای معنادار دل بسته است؛ تضادی که میتواند زمینهای مناسب برای کمدی و تأمل فراهم آورد. بهترین لحظات سریال هنگامی شکل میگیرند که به جای تکرار شوخیهای آشنا درباره قرارهای اینترنتی، آسیبپذیری زیر آنها را میبینیم: ترس از انتخاب اشتباه، میل به پذیرفتهشدن و دشواریِ صادقماندن با خود.
مجموعه همچنین میکوشد تجربههای متنوعتری از هویت، روابط و خانواده را وارد قالب کمدی موقعیت کند. این گشودگی، جهان داستان را با زمانهٔ خود هماهنگتر میسازد؛ اما مضمونهای معاصر بهتنهایی کافی نیستند. برای آنکه به تجربهای نمایشی بدل شوند، باید در شخصیتپردازی و کنشها ریشه بدوانند، نه آنکه تنها به صورت موضوع گفتوگو باقی بمانند.
سوفی و چهرهٔ اصلی قصه Hilary Duff در نقش سوفی، گرمایی خوشایند به مرکز روایت میآورد. بازی او در لحظات رمانتیک و آسیبپذیر، شخصیت را قابلدسترس میکند و از تبدیلشدنش به یک تصویر صرفاً آرمانگرا جلوگیری میکند. سوفی هم امیدوار است و هم گاهی از امید خود خسته میشود؛ در همین دوگانگی، امکان شکلگیری شخصیتی زنده وجود دارد.
« مجموعه همچنین میکوشد تجربههای متنوعتری از هویت، روابط و خانواده را وارد قالب کمدی موقعیت کند. »
شخصیتها و اجرا
روایت قابدار نیز با حضور سوفیِ آینده، نوعی فاصله میان تجربهٔ جوانی و فهم سالهای بعد پدید میآورد. بااینهمه، سریال در بخشهایی از آغاز راه، سوفی را بیش از حد با یک تعریف ساده معرفی میکند: زنی که در جستوجوی عشق واقعی است. این ویژگی نقطهٔ شروع خوبی است، اما بهتنهایی شخصیت نمیسازد.
آنچه او را متمایز میکند باید از جزئیات رفتارش، تناقضهایش و پیامد تصمیمهایش آشکار شود. وقتی داستان بیشتر بر این ویژگیهای خاص مکث میکند، سوفی از قالب «قهرمان رمانتیک» بیرون میآید؛ وقتی به شوخیهای کلی دربارهٔ قرارهای ناموفق بسنده میکند، شخصیت به طرحی کمرنگ تبدیل میشود. گروه دوستان و مسئلهٔ شیمی جمعی کمدی گروهی به رابطههایی نیاز دارد که هم در گفتوگو و هم در سکوت باورپذیر باشند.
در این مجموعه، بازیگران عموماً با انرژی و صمیمیت بازی میکنند و ترکیب شخصیتهای متفاوت، ظرفیت ساختن لحظات دلنشین را دارد. دوستیها قرار است پناهگاهی در برابر بیثباتی روابط عاشقانه باشند؛ فضایی که افراد میتوانند در آن اشتباه کنند، یکدیگر را دست بیندازند و دوباره به هم تکیه کنند.
« روایت قابدار نیز با حضور سوفیِ آینده، نوعی فاصله میان تجربهٔ جوانی و فهم سالهای بعد پدید میآورد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما این پیوند در آغاز چندان طبیعی جا نمیافتد. گاه به نظر میرسد شخصیتها به سبب نیاز فیلمنامه در کنار هم قرار گرفتهاند، نه آنکه تاریخچهای مشترک و ملموس داشته باشند. تفاوت میان شخصیتها نیز همیشه به کشمکش یا شوخی ثمربخش نمیانجامد. در یک گروه موفق، هر عضو نه فقط نمایندهٔ تیپی مشخص، بلکه نیرویی است که رفتار دیگران را تغییر میدهد.
این سریال گاهی چنین تعاملی را به دست میآورد، ولی در بخشهایی روابط را به چند ویژگی کلی و موقعیتهای ازپیشآشنا محدود میکند. کمدی، ریتم و خندهٔ ازپیشتعیینشده طنز «How I Met Your Father» بیشتر بر کمدی موقعیت و شوخیهای کلامی تکیه دارد. برخی لحظهها از مشاهدهٔ سادهٔ رفتارهای قرارمدارانه یا از تفاوت میان شخصیتها زاده میشوند و بیتکلف لبخند میآورند.
سبک روایت نیز برای مخاطبی که دنبال تماشایی سبک و بیدغدغه است، مناسب میماند. بااینحال، شوخیها اغلب به اندازهای تازه یا دقیق نیستند که از آشناییِ موقعیت فراتر روند. صدای خندهٔ ضبطشده در چنین فضایی نقش دوگانه دارد: از یکسو میخواهد حالوهوای کمدیهای موقعیت کلاسیک را بازسازی کند، و از سوی دیگر ضعف شوخیهایی را که بهتنهایی اثر نمیگذارند برجستهتر میسازد.
« اما این پیوند در آغاز چندان طبیعی جا نمیافتد. »
قوتها و کاستیها
وقتی ضرباهنگ یک لطیفه به واکنش جمعیِ بیرونی وابسته باشد، مخاطب ممکن است بیش از آنکه بخندد، متوجه انتظار سریال برای خندیدن شود. مشکل فقط استفاده از این شگرد نیست؛ مسئله آن است که شوخیها همیشه از شخصیت و موقعیت به شکلی ارگانیک بیرون نمیآیند. سایهٔ مجموعهٔ پیشین پیوند با «How I Met Your Mother» هم امتیاز سریال است و هم بار سنگینی بر دوش آن میگذارد.
قالب روایت در آینده، بازگشت به گذشته و گروه دوستانی که عشق و زندگی را در شهر میکاوند، یادآور همان الگوست. این آشنایی برای طرفداران مجموعهٔ قبلی جذابیت دارد، اما مقایسه را اجتنابناپذیر میکند. مسئله این نیست که سریال باید از هر شباهتی پرهیز کند؛ مسئله آن است که شباهتها باید به زبان و تجربهای تازه تبدیل شوند.
اثر گاه به جای آنکه از الگوی آشنا سکوی پرتاب بسازد، بیش از اندازه به خود الگو تکیه میکند. در نتیجه، ساختاری که زمانی با بازیهای روایی و پیوند پرقدرت گروهی برجسته میشد، اینجا همیشه همان تازگی را ندارد. «How I Met Your Father» در بازنمایی نسل تازه و شکلهای متنوعتر رابطه، میکوشد هویت مستقلی بسازد؛ اما این استقلال زمانی قانعکنندهتر میشود که نه صرفاً از تفاوتهای موضوعی، بلکه از صدای کمیک و شخصیتهای بهیادماندنی خود اثر برخیزد.
« سایهٔ مجموعهٔ پیشین پیوند با «How I Met Your Mother» هم امتیاز سریال است و هم بار سنگینی بر دوش آن میگذارد. »
جمعبندی
جمعبندی «How I Met Your Father» مجموعهای خوشقصد و گاه دوستداشتنی است که از دوستی، عشق و سردرگمیِ انتخاب در روزگار معاصر سخن میگوید. بازی گرم Hilary Duff و ظرفیت رابطههای گروهی، لحظاتی صمیمی میآفرینند و راز رواییِ هویت پدر نیز کنجکاوی مخاطب را زنده نگه میدارد. در سوی دیگر، شوخیهای کماثر، شخصیتپردازی اولیهٔ کمعمق و اتکای زیاد به الگوی مجموعهٔ پیشین، مانع میشوند که این عناصر همیشه به تجربهای متمایز تبدیل شوند.
ارزش تماشای سریال بیش از آنکه در نوآوری بیوقفه باشد، در حالوهوای سبک و دغدغهٔ آشنای آن نهفته است: اینکه آدمها چگونه در میان گزینههای بسیار، راهی برای صمیمیت پیدا میکنند و با دوستانشان از دورههای نامطمئن عبور میکنند. اثر در ساختن جهانی تازه و همسنگ با نمونهٔ الهامبخش خود کامیاب نیست، اما برای مخاطبی که از کمدی رمانتیک گروهی و روایتهای آشناییِ دوباره با عشق لذت میبرد، لحظات قابلقبولی دارد.
ثبت دیدگاه