نقد و بررسی
نقد سفر خوب: ماجراجویی در دنیای روانگردانها (Have a Good Trip: Adventures in Psychedelics) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
یادداشت فرمی و لحن اثر «Have a Good Trip: Adventures in Psychedelics» بیش از آنکه مستندی پژوهشی دربارهٔ روانگردانها باشد، مجموعهای نمایشی از خاطرههاست؛ خاطرههایی که چهرههای مشهور از تجربههای شخصی خود بازمیگویند و فیلمساز، Donick Cary، آنها را با شوخی، پویانمایی و بازسازیهای کوتاه میآراید.
Nick Offerman نیز در جایگاه میزبان، رشتهای کمابیش پیوسته میان گفتوگوها برقرار میکند. حاصل، اثری است که از همان آغاز تکلیف خود را با مخاطب روشن میسازد: قرار نیست با پژوهشی نظاممند روبهرو باشیم، بلکه بناست به مهمانیای دیداری و شنیداری قدم بگذاریم که محور آن روایتهای عجیب و گاه شگفتآور است.
این انتخاب، هم منبع اصلی جذابیت فیلم است و هم علت محدودیتهایش. خاطرههایی که بر صفحه جان میگیرند قدرت اولیهٔ فیلم در خود قصههاست. تجربههای روانگردان، بهسبب دگرگونی ادراک و منطق نامتعارف رخدادهایشان، ظرفیت طبیعی برای طنز دارند؛ فاصلهٔ میان آنچه راوی در لحظه تجربه کرده و آنچه تماشاگر از بیرون میبیند، اغلب سرچشمهٔ خنده میشود.
روایتهای کوتاه و متنوع اجازه میدهند فیلم پیوسته لحن و موقعیت را عوض کند: خاطرهای به هراس نزدیک میشود، دیگری به سوءتفاهمی مضحک بدل میگردد و سومی با تأملی دربارهٔ خودآگاهی یا جهانبینی پایان مییابد. این تنوع، به فیلم ضربآهنگی سرزنده میبخشد. مصاحبهها بیش از آنکه بر قالب رسمی پرسشوپاسخ تکیه کنند، حالوهوای گفتوگوهایی خودمانی دارند؛ گویی هر مهمان برای لحظاتی صحنه را در اختیار میگیرد و روایتش را با منش و حس شوخطبعی خود شکل میدهد.
« Nick Offerman نیز در جایگاه میزبان، رشتهای کمابیش پیوسته میان گفتوگوها برقرار میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، جاذبهٔ هر خاطره تا حد زیادی به توانایی راوی در تعریف کردن وابسته است. بعضی تجربهها بهتنهایی بامزهاند، اما بعضی دیگر بیشتر برای کسی معنا دارند که آنها را از سر گذرانده است؛ فاصلهای که فیلم همیشه نمیتواند با تصویر یا تدوین پُر کند. چهرههای مشهور؛ امتیاز و محدودیت حضور چهرههای شناختهشده به فیلم انرژی و کشش میدهد.
هر روایت با شخصیت عمومی راوی پیوند میخورد و تماشاگر ناخواسته میان تصویر آشنای او و تجربهٔ نامتعارفی که تعریف میکند، مقایسهای برقرار میسازد. این تفاوت گاه خندهآور است و گاه صمیمیتی میآفریند که در مستندهای متکی بر گفتوگوی کارشناسانه بهسادگی به دست نمیآید. حضور افرادی چون Carrie Fisher و Anthony Bourdain نیز به بعضی لحظات وزنی فراتر از سرگرمی میدهد؛ تماشای آنها در قاب، ناگزیر حسی از یادآوری و اندوه را با خود همراه میکند، بیآنکه فیلم این احساس را به محور اصلیاش بدل سازد.
اما این امتیاز، بهتدریج به محدودیت بدل میشود. تجربهٔ روانگردانها در فیلم بیشتر از دریچهٔ زندگی و حافظهٔ ستارهها دیده میشود و کمتر به زمینههای گستردهتر اجتماعی، تاریخی و علمی راه مییابد. مخاطب با مجموعهای از صداهای پرآوازه روبهروست، نه با طیفی نماینده از کسانی که تجربههای مشابه داشتهاند.
در نتیجه، فیلم گاهی چنین مینماید که شهرت را جایگزین عمق کرده است: جذابیتِ «چه کسی این ماجرا را تعریف میکند؟» بر پرسش مهمترِ «این تجربه چه معنایی دارد؟» سایه میاندازد. طنز بهمثابه شیوهٔ روایت طنز در این مستند صرفاً چاشنی گفتوگوها نیست؛ اصل سازماندهندهٔ آن است. شوخیها فاصلهای امن میان موضوعی بالقوه حساس و مخاطب برقرار میکنند و اجازه میدهند فیلم دربارهٔ ترس، آشفتگی و بیثباتی ادراک حرف بزند، بیآنکه فضای خود را کاملاً جدی یا هشداردهنده کند.
« بااینحال، جاذبهٔ هر خاطره تا حد زیادی به توانایی راوی در تعریف کردن وابسته است. »
شخصیتها و اجرا
بازی با لحن برنامههای آموزشی قدیمی و بازسازیهای اغراقآمیز، همچنین یادآور شیوههایی است که فرهنگ عامه در دورههای مختلف برای ترساندن یا سرگرمکردن مردم دربارهٔ مواد روانگردان به کار گرفته است. ولی همین زبان کمیک میتواند دوپهلو باشد. وقتی خاطرههای عجیب پشت سر هم به جوک و صحنهٔ نمایشی تبدیل میشوند، پیچیدگی تجربه گاه به یک ماجرای خوشتعریف و خندهآور تقلیل مییابد.
فیلم میکوشد هم خطر و دشواری را به رسمیت بشناسد و هم لذت سرگرمی را حفظ کند، اما این دو وجه همیشه در تعادل نیستند. برخی لحظهها چنان بر نشاط و غرابت تکیه دارند که پیامدهای جدیتر به حاشیه میروند؛ برخی دیگر ناگهان یادآور میشوند که تجربهٔ روانگردان برای همه و در هر موقعیتی تفریحی بیدردسر نیست.
پویانمایی و بازسازی؛ پلی نهچندان استوار از آنجا که خاطرههای نقلشده غالباً به تجربههایی ذهنی و دشوار برای تصویرکردن مربوطاند، استفاده از پویانمایی و بازسازی ایدهای منطقی است. این تمهید به فیلم امکان میدهد چیزهایی را نشان دهد که دوربین مصاحبه بهتنهایی از پس آنها برنمیآید: اغراق در اندازهها، دگرگونی اشیا و منطق نامتعارف موقعیتها.
همچنین تنوع تصویری میآفریند و از یکنواختیِ پشت سر هم نشستن راویان میکاهد. بااینهمه، اجرای این بخشها همیشه به اندازهٔ ایدهشان موفق نیست. پویانماییها گاه خام یا کمجاذبه به نظر میرسند و بهجای آنکه تخیل تماشاگر را بیدار کنند، صرفاً روایت را به تصویر میکشند. در چنین لحظاتی، فاصلهٔ میان صداقتِ خاطره و تصنعِ بازسازی آشکار میشود.
« ولی همین زبان کمیک میتواند دوپهلو باشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم برای این گسست معمولاً به شوخی و اغراق پناه میبرد، اما شوخی همواره نمیتواند ضعف بصری را جبران کند. نتیجه، زبانی تصویری است که در بعضی بخشها سرزنده و متناسب با موضوع است و در بعضی دیگر حالتی ناتمام دارد. اطلاعرسانی در سایهٔ سرگرمی فیلم کاملاً از آموزش چشم نمیپوشد. در میان حکایتها، نکتههایی دربارهٔ وضعیت ذهنی و محیط تجربه، تفاوت واکنش افراد و احتمال روبهروشدن با تجربهای ناخوشایند مطرح میشود.
این لحظات نشان میدهند که مستند میخواهد دستکم از تصویر یکسره خوشبینانه یا بیخطر فاصله بگیرد. در عین حال، اطلاعات در قالبی پراکنده و وابسته به مسیر روایتها ارائه میشوند؛ ازاینرو برای مخاطبی که به دنبال شناخت منظم و مستندِ تاریخ، علم یا پیامدهای روانی و اجتماعی روانگردانهاست، کفایت نمیکنند.
همینجا مرز میان «اشارهٔ آموزنده» و «تحلیل» اهمیت پیدا میکند. فیلم گاهی مفاهیمی بزرگ دربارهٔ ادراک، واقعیت یا پیوند انسان با جهان را پیش میکشد، اما کمتر درنگ میکند تا آنها را از دیدگاههای متفاوت بسنجد. بهجای ساختن استدلالی پیوسته، چند دریچهٔ کوتاه باز میکند و دوباره به خاطره و شوخی بازمیگردد.
بنابراین ارزش آموزشیاش بیشتر در برانگیختن کنجکاوی است تا ارائهٔ تصویری جامع؛ تماشاگر ممکن است با پرسشهای تازهای از فیلم بیرون برود، اما پاسخهای کامل را در خود آن نیابد. ضربآهنگ و تجربهٔ تماشاگر با وجود کوتاهی نسبیِ قالب، انباشت روایتها گاه اثر را دچار کشآمدگی میکند. هر حکایت بهتنهایی میتواند بامزه یا قابلتأمل باشد، اما تکرار ساختار مشابه—راوی، خاطره، بازسازی و شوخی—پس از مدتی از تازگی آن میکاهد.
« فیلم برای این گسست معمولاً به شوخی و اغراق پناه میبرد، اما شوخی همواره نمیتواند ضعف بصری را جبران کند. »
قوتها و کاستیها
بعضی روایتها بیش از آنکه برای مخاطب گسترش یابند، در مدار تجربهٔ شخصیِ تعریفکننده باقی میمانند؛ تماشاگر برای همراهی با آنها باید خودش خلأهای میان خاطره و تصویر را پُر کند. به همین سبب، واکنش به فیلم احتمالاً به سلیقه و آمادگی مخاطب برای شنیدن خاطرههای نامعمول وابستگی زیادی دارد.
از سوی دیگر، همین پراکندگی به اثر حالوهوایی غیررسمی و بیتکلف میدهد. فیلم بهجای آنکه مدام ادعای اهمیت تاریخی یا علمی کند، در سطح تجربهٔ جمعیِ تعریفکردن و گوشسپردن حرکت میکند. این سبک برای تماشای سبک و تفریحی مناسب است، اما برای اثری که موضوعی پیچیده و بحثبرانگیز را برگزیده، توقعِ عمق بیشتری را نیز بهوجود میآورد.
گاه احساس میشود مستند میتوانست با حذف یا کوتاهکردن چند حکایت، فضای بیشتری برای زمینهسازی و تأمل فراهم کند. جمعبندی «Have a Good Trip: Adventures in Psychedelics» مستندی خوشریتم و سرزنده است که از خاطرههای شخصی، طنز و حضور چهرههای آشنا برای ساختن تجربهای سرگرمکننده بهره میگیرد.
بهترین لحظاتش زمانی شکل میگیرند که راوی، با صداقت یا شوخطبعی، تجربهای را تعریف میکند که هم غریب است و هم چیزی از شخصیت او آشکار میسازد. ضعفهایش نیز از همان انتخاب مرکزی سرچشمه میگیرند: تمرکز بر خاطرههای سلبریتیها، پرداخت علمی و تاریخی را محدود میکند؛ پویانماییها همیشه جاندار نیستند؛ و انباشت روایتها گاه ضربآهنگ را فرسوده میسازد.
« به همین سبب، واکنش به فیلم احتمالاً به سلیقه و آمادگی مخاطب برای شنیدن خاطرههای نامعمول وابستگی زیادی دارد. »
جمعبندی
در نهایت، این اثر را باید بیشتر دعوتی به شنیدن و خندیدن دانست تا پژوهشی جامع دربارهٔ روانگردانها. برای تماشاگرانی که از حکایتهای نامتعارف و لحن خودمانی لذت میبرند، فیلم لحظههای سرگرمکننده و گاه آموزندهای دارد؛ اما کسی که به دنبال بررسی عمیق، متوازن و منظم موضوع است، احتمالاً با پرسشهایی بیپاسخ و احساسی از فرصتهای ازدسترفته روبهرو خواهد شد.
« در نهایت، این اثر را باید بیشتر دعوتی به شنیدن و خندیدن دانست تا پژوهشی جامع دربارهٔ روانگردانها. »
ثبت دیدگاه