نقد و بررسی
نقد ضربان قلب (Heart Beats) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
عاشقانهای آشنا با ضربآهنگی ملایم «Heart Beats» فیلمی ژاپنی از سال ۲۰۲۱ است که به قلم ریشهیوکوتا و به کارگردانی هیروتو تاکاهاشی ساخته شده و اقتباسی از مانگای ریساکونو است. هستهٔ روایت، عشقی یکطرفه است که از دوران مدرسهٔ راهنمایی آغاز میشود و در دبیرستان دوباره جان میگیرد: تسوکاسا پس از آنکه در گذشته از هایاتو پاسخ منفی گرفته، هنوز به او دلبسته است؛ هایاتو نیز در آغاز او را تنها دوستی صمیمی میبیند، اما احساسش بهتدریج تغییر میکند.
فیلم از همان ابتدا وعدهٔ یک درام عاشقانهٔ نوجوانانه را میدهد و در محدودهٔ همین انتظار باقی میماند؛ نه میکوشد قواعد ژانر را دگرگون کند و نه از آشناییِ قصهاش گریزی جدی دارد. از اعتراف نخست تا انتظار دوباره وجه احساسی داستان بر فاصلهٔ میان دانستن و پذیرفتن استوار است. تسوکاسا پیشتر احساسش را آشکار کرده و با جواب رد روبهرو شده، اما این تجربه به معنای خاموششدن عشقش نیست.
بازگشت او به موقعیتی که باید کنار هایاتو درس بخواند و روزمرگی مدرسه را با او شریک شود، تنشی نرم میسازد: هر لحظهٔ نزدیکشدن میتواند برای او نشانهای از امید باشد، در حالی که ممکن است برای هایاتو چیزی جز صمیمیت دوستانه نباشد. این وضعیت، ظرفیت عاطفی روشنی دارد. فیلم به جای آنکه عشق را صرفاً در اعترافهای بزرگ یا بحرانهای پرهیاهو خلاصه کند، از موقعیتهای معمول مدرسه برای نشاندادن کشمکش درونی بهره میبرد.
« از اعتراف نخست تا انتظار دوباره وجه احساسی داستان بر فاصلهٔ میان دانستن و پذیرفتن استوار است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، چون مسیر کلی رابطه از همان ابتدا قابل حدس است، تعلیق بیشتر در این پرسش قرار میگیرد که شخصیتها چگونه به احساسشان نزدیک میشوند، نه اینکه داستان به کجا میرسد. برای مخاطبی که از پیش با الگوی عاشقانههای دبیرستانی آشناست، این پیشبینیپذیری میتواند بخش مهمی از لذت تماشا را کاهش دهد.
تسوکاسا؛ نیروی عاطفی فیلم مهمترین امتیاز اثر، اجرای سی شيرايشي در نقش تسوکاساست. او بار عاطفی فیلم را با ظرافتی قابلتوجه به دوش میکشد و به شخصیتش شور و آسیبپذیری میبخشد؛ بهویژه در لحظههایی که تسوکاسا باید میان امیدواری و آگاهی از ردشدن پیشین تعادل برقرار کند. بازی او باعث میشود احساسات شخصیت صرفاً به یک «عاشقِ بیپاسخ» ساده فروکاسته نشود.
در نگاه، مکث و واکنشهای کوچک او میتوان ردّ احساسی را دید که هنوز باقی مانده، بیآنکه هر بار به توضیح کلامی نیاز باشد. اما همین تمرکز بر تسوکاسا، ضعف بخشی از گروه بازیگران را آشکارتر میکند. در برابر اجرای پرحس او، برخی نقشها کمجانتر به نظر میرسند و رابطههای عاطفی فیلم گاه بیش از آنکه از برخورد شخصیتهایی با جهانبینی متفاوت شکل بگیرند، تابع ضرورتهای پیرنگاند.
« تسوکاسا؛ نیروی عاطفی فیلم مهمترین امتیاز اثر، اجرای سی شيرايشي در نقش تسوکاساست. »
شخصیتها و اجرا
در نتیجه، تماشاگر ممکن است بیش از آنکه به همهٔ شخصیتها باور پیدا کند، با تسوکاسا همراه شود و باقی آدمها را بیشتر بهعنوان نیروهایی در مسیر عاشقانهٔ او ببیند. مثلث عاطفی و مسئلهٔ انتخاب حضور یاسوهیرو هاسهبه، لایهای دیگر به داستان میافزاید: او بدیلی عاطفی است که میتواند توجه مخاطب را از مسیر اصلی منحرف کند و پرسشی آشنا پیش بکشد؛ آیا عشق نخستین مهمتر است یا رابطهای که امکان توجه و پاسخگویی بیشتری دارد؟
این مثلث بالقوه جذاب است، زیرا تماشاگر را وامیدارد نهفقط دربارهٔ احساس تسوکاسا، بلکه دربارهٔ کیفیت رفتار هر یک از پسرها داوری کند. بااینهمه، پرداخت این محور همیشه به اندازهٔ کافی دقیق نیست. بعضی کنشها چنان طراحی شدهاند که بیش از آنکه از شخصیتپردازی طبیعی برخیزند، داستان را به سمت تنش دلخواه سوق دهند.
از همین رو، انتخابهای عاطفی گاهی کمتر قانعکنندهاند و واکنش تماشاگر ممکن است با مسیر موردنظر فیلم یکی نشود. برای برخی، هاسهبه بهدلیل رفتارش گزینهای دلپذیرتر به نظر میرسد؛ برای برخی دیگر، شیوهٔ نزدیکشدن او به تسوکاسا پرسشبرانگیز است. همین دوگانگی میتوانست فرصت مناسبی برای پرداخت جدیترِ مرزهای احترام و رضایت در رابطه باشد، اما فیلم آن را به اندازهٔ کافی نمیکاود.
« بااینهمه، پرداخت این محور همیشه به اندازهٔ کافی دقیق نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
کلیشههای ژانر و تازگی محدود «Heart Beats» سراغ مجموعهای از موقعیتهای شناختهشدهٔ عاشقانههای نوجوانانه میرود: اردو و گردش مدرسه، ساحل، جشنواره و کشمکشهای ناشی از عشق مثلثی. این عناصر بهخودیخود ایراد نیستند؛ تکرارشان بخشی از زبان ژانر است و در صورت پرداختی تازه میتوانند همچنان مؤثر باشند.
مسئله آنجاست که فیلم کمتر میکوشد به این موقعیتها معنایی مختص خود ببخشد. بسیاری از صحنهها آشنا به نظر میرسند و بهجای آنکه شخصیتها را به سوی کشفی تازه ببرند، بیشتر کارکرد تزئینی یا انتقالی پیدا میکنند. روایت همچنین گاه ناهموار است. بعضی بخشها با شتاب از یک موقعیت به موقعیتی دیگر میرسند، در حالی که صحنههای دیگر بیش از اندازه کش میآیند.
این نوسان، انسجام عاطفی فیلم را تضعیف میکند: لحظهای که میتوانست زمینهساز تحول رابطه باشد، زود پایان مییابد و لحظهای کماهمیتتر ممکن است بیش از نیاز باقی بماند. نتیجه آن است که فیلم در بخشهایی گرم و دلنشین جلوه میکند، اما در بخشهایی دیگر حوصلهٔ تماشاگر را میآزماید. تصویر و فضای نوجوانی فیلم در ساختن فضایی لطیف و رمانتیک موفقتر از آن است که در پیشبردن درامی پیچیده موفق باشد.
« مسئله آنجاست که فیلم کمتر میکوشد به این موقعیتها معنایی مختص خود ببخشد. »
قوتها و کاستیها
محیط مدرسه و مناسبتهای جمعی به رابطهها فرصت میدهند در فضایی روشن و جوانانه شکل بگیرند. این فضای آشنا با هدف اثر سازگار است: تماشاگر قرار نیست با بحرانهایی سنگین یا تحلیلی اجتماعی روبهرو شود، بلکه قرار است در روزمرگیِ یک عشق نوجوانانه شریک شود. بااینحال، دلنشینی بصری بهتنهایی برای تازهکردن روایت کافی نیست.
فیلم از حالوهوای عاشقانهٔ خود بهره میگیرد، اما کمتر از تصویر برای بیان لایههای پنهانتر شخصیتها استفاده میکند. در نتیجه، صحنهها بیشتر به یادماندنیاند چون فضای دلپذیری دارند، نه لزوماً چون معنایی تازه به رابطهٔ تسوکاسا و هایاتو میافزایند. این ویژگی برای تماشاگر جویای تجربهای سبک و لطیف ممکن است کافی باشد، اما مخاطبی که انتظار پرداخت بصری یا دراماتیک متمایز دارد، احتمالاً دستاورد کمتری خواهد یافت.
جمعبندی «Heart Beats» عاشقانهای دبیرستانی است که قوت اصلیاش را از احساسات صادقانهٔ تسوکاسا و بازی گیرا و پرحس سی شيرايشي میگیرد. فیلم میتواند لحظههایی شیرین و عاطفی خلق کند و برای مخاطبی که به قصههای عشق نوجوانانه علاقه دارد، سرگرمی آرامی فراهم آورد. در عین حال، روایت قابلپیشبینی، شخصیتپردازی نهچندان ژرف، بازیهای نامتوازن و اتکای فراوان به موقعیتهای آشنا، مانع از آن میشوند که اثر به تجربهای واقعاً تازه یا ماندگار بدل شود.
« محیط مدرسه و مناسبتهای جمعی به رابطهها فرصت میدهند در فضایی روشن و جوانانه شکل بگیرند. »
جمعبندی
حاصل، فیلمی است که بیشتر با گرمای احساسش اثر میگذارد تا با نوآوری داستانیاش؛ تماشایی دلنشین برای دوستداران این ژانر، اما نه اثری که کلیشههای آن را از نو تعریف کند.
ثبت دیدگاه