نقد و بررسی
نقد لطفاً، فعلاً نه! (Please, Not Now!) | 1961
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدیای که بر جذابیت ستارهاش تکیه دارد «Please, Not Now!» ساختهٔ روژه وادیم، کمدی عاشقانهای فرانسوی از سال ۱۹۶۱ است که بیش از هر چیز بر حضور بریژیت باردو تکیه میکند. فیلم داستان سوفی، مانکنی جوان را دنبال میکند که درمییابد فیلیپ، دوستپسرش، دل به زنی دیگر بسته است. او با کمک آلن، پزشکی که خود به سوفی علاقه دارد، طرحی برای برانگیختن حسادت فیلیپ میچیند؛ نقشهای که از پاریس آغاز میشود و به پیستهای اسکی ایتالیا میرسد.
فیلم از همان ابتدا روشن میکند که قرار نیست با روایتی واقعگرا یا تحلیلی عمیق از عشق روبهرو باشیم: نیروی محرک آن، سرعت، شیطنت و برخوردهای کمیک است. وادیم از این طرح آشنا، کمدیای سبک و پرجنبوجوش میسازد؛ اثری که از تعقیبهای عاشقانه، سوءتفاهمها و بازیهای نمایشی نیرو میگیرد. ارزش فیلم را باید نه در تازگی پیرنگ، بلکه در کیفیت اجرای موقعیتها و حضوری جستوجو کرد که به این مصالح معمولی جان میدهد.
باردو در مرکز قاب، چنان انرژی و سرزندگیای دارد که حتی وقتی داستان به مسیرهای پیشبینیپذیر میافتد، تماشاگر را با خود همراه میکند. سوفی؛ نیروی محرک آشوب سوفی شخصیتی است که احساساتش را پنهان نمیکند و در واکنش به بحران عاطفی، بهجای تأمل طولانی، دست به عمل میزند. خشم، حسادت و میل به بازپسگیری عشق فیلیپ، او را به سمت تصمیمهایی میبرد که بهتدریج از معقولبودن فاصله میگیرند.
« فیلم داستان سوفی، مانکنی جوان را دنبال میکند که درمییابد فیلیپ، دوستپسرش، دل به زنی دیگر بسته است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
همین واکنشهای افراطی، موتور کمدی فیلماند؛ اما در عین حال نشان میدهند که داستان تا چه اندازه از کلیشهٔ زنِ دلشکستهای بهره میگیرد که تمام افق زندگیاش به انتخاب مردی گره خورده است. باردو نقش را با بازیگوشی و بیپروایی اجرا میکند. سوفی در دستان او صرفاً قربانی خیانت نیست؛ شخصیتی پرتحرک است که میخواهد اوضاع را به شیوهٔ خودش کنترل کند، حتی اگر ابزارش نمایشی خام و پرخطر باشد.
جذابیت بازی در همین نوسان میان آسیبپذیری و جسارت است. باردو میتواند با یک نگاه یا واکنشی ناگهانی، لحن صحنه را از دلخوری به کمدی بدل کند. بااینحال، فیلم کمتر میکوشد درون سوفی را بکاود و بیشتر از آشوبی که رفتار او بهوجود میآورد بهره میبرد. آلن و بازی حسادت آلن در ابتدا شریک نقشهٔ سوفی است، اما رابطهٔ او با این بازی از همان آغاز رنگی دوگانه دارد: او هم میخواهد به سوفی کمک کند و هم به او علاقهمند است.
از همینجا، کمدی بر فاصلهٔ میان هدف اعلامشده و انگیزهٔ پنهان بنا میشود. آلن میپذیرد در نقش دوستپسر تازه ظاهر شود، اما این همراهی بیطرفانه نیست؛ او امیدوار است نزدیکی ساختگیشان به رابطهای واقعی بدل شود. این وضعیت ظرفیت خوبی برای شوخیهای دونفره فراهم میکند. گفتوگو و برخورد میان باردو و میشل سوبور، بهویژه هنگامی که سوفی شتابزده تصمیم میگیرد و آلن میکوشد خود را با آن هماهنگ کند، از بخشهای زندهتر فیلم است.
« باردو نقش را با بازیگوشی و بیپروایی اجرا میکند. »
شخصیتها و اجرا
بااینحال، شخصیت آلن نیز از نگاه امروزی گاه در چارچوب مردی تعریف میشود که صبر میکند تا زنِ مورد علاقهاش سرانجام او را برگزیند. کشمکش عاطفی میان این دو، بیش از آنکه به شناخت متقابل بینجامد، در خدمت پیشبرد نقشه و تولید موقعیتهای کمیک قرار دارد. ریتم، جابهجایی و طراحی بصری از نقاط قوت فیلم، حس حرکت آن است.
پاریس صرفاً پسزمینهای تزئینی نیست؛ خیابانها، رفتوآمدها و موقعیتهای شهری به شتاب روایت کمک میکنند. فیلمبرداری عریض رابرت لوفور فضا را باز و پرتحرک نگه میدارد و به تعقیبها و جابهجاییهای شخصیتها جلوهای سرزنده میبخشد. گذار از فضای شهری پاریس به پیستهای اسکی ایتالیا نیز حالوهوای فیلم را تازه میکند و فرصتی برای گسترش آشفتگی عاشقانه در محیطی متفاوت به دست میدهد.
وادیم بهجای مکثهای طولانی، روایت را با رفتوآمد و تغییر موقعیت پیش میبرد. این انتخاب با شخصیت شتابزدهٔ سوفی هماهنگ است و باعث میشود فیلم، حتی در لحظاتی که پیرنگ چندان غافلگیرکننده نیست، از حرکت بازنماند. بااینهمه، همین میل به حفظ ضرباهنگ گاه به پراکندگی میانجامد. برخی صحنهها بیشتر برای افزودن شوخی یا آشوب طراحی شدهاند تا برای پرورش رابطهها، و پیوند میان آنها همیشه به استحکام لازم نمیرسد.
« ریتم، جابهجایی و طراحی بصری از نقاط قوت فیلم، حس حرکت آن است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
کمدی میان شیطنت و تصنع شوخیهای فیلم از سوءتفاهم، رقابت عاطفی و فاصلهٔ میان آنچه شخصیتها میخواهند و آنچه ناخواسته بروز میدهند سرچشمه میگیرد. در بهترین لحظات، این شوخیها سبک و رواناند و از هماهنگی بازیگران نیرو میگیرند؛ در لحظات ضعیفتر، فیلم به سراغ اتفاقهایی میرود که بیش از آنکه از منطق شخصیتها برآمده باشند، بهانهای برای برهمزدن صحنهاند.
ورود موقعیتهای نامعقول، از جمله هیپنوتیزمگری با تواناییهای واقعی، نمونهٔ روشن همین لغزش است. چنین عناصری میتوانند در کمدیِ مهملگرا کارکرد داشته باشند، اما فیلم همیشه زمینهٔ کافی برای پذیرفتن آنها نمیسازد. نتیجه آن است که لحن از کمدی عاشقانهای نسبتاً زمینی به هزلی اغراقشده تغییر میکند، بیآنکه این دگرگونی کاملاً یکپارچه شود.
این گسست، از انسجام روایت میکاهد و بعضی شوخیها را به اتفاقهایی منفرد بدل میکند. روابط جنسیتی و فاصلهٔ تاریخی تماشای فیلم از منظر امروز، هم جذابیتهای تاریخیاش را آشکار میکند و هم محدودیتهایش را. اثر در زمان خود با نمایش صریحتر جذابیت جنسی و با حضور پررنگ باردو توجهبرانگیز بود؛ از جمله صحنهٔ رقصی خیالپردازانه که بر تصویر ستاره و نگاه خیرهٔ مردان تکیه دارد.
« ورود موقعیتهای نامعقول، از جمله هیپنوتیزمگری با تواناییهای واقعی، نمونهٔ روشن همین لغزش است. »
قوتها و کاستیها
اما آنچه زمانی جسورانه تلقی میشد، امروز ممکن است بیشتر یادآور سازوکارهایی باشد که زن را به موضوع تماشا تبدیل میکنند. مسئله فقط نگاه دوربین نیست. روابط عاطفی فیلم نیز گاه رفتاری را که امروز تهدیدآمیز یا آزاردهنده میدانیم، در قالب شوخی یا بازی عاشقانه عرضه میکند. تعقیب، حسادت و فشار برای بهدستآوردن دیگری، کمتر با پرسش اخلاقی روبهرو میشوند و بیشتر ابزار کمدیاند.
این ویژگی لذت تماشای فیلم را برای مخاطب معاصر پیچیده میکند: میتوان از انرژی باردو و شوخطبعی صحنهها لذت برد، اما همزمان متوجه بود که زبان جنسیتی فیلم از زمانهٔ خود فاصله نگرفته است. جمعبندی «Please, Not Now!» کمدیای سبک و پرتحرک است که موفقیتش بیش از هر چیز به حضور کاریزماتیک بریژیت باردو، شیمی میان بازیگران و طراحی بصری سرزندهاش وابسته است.
پاریس و مسیرهای برفی ایتالیا به فیلم تنوع و جنبوجوش میبخشند و بازی حسادت، هرچند آشنا، فرصتهایی برای شوخی و آشفتگی فراهم میکند. در برابر این امتیازها، پیرنگ کلیشهای، پیشبینیپذیری روابط و تغییرهای ناگهانی لحن، از استحکام اثر میکاهند. این فیلم را میتوان همچون کمدیای از روزگار خود دید: اثری که در آن ستارهبودن و جذابیت تصویری گاه جای پیچیدگی روانشناختی را میگیرد و شوخی عاشقانه بر مرزهای امروزینِ رفتار پذیرفتنی حرکت میکند.
« تعقیب، حسادت و فشار برای بهدستآوردن دیگری، کمتر با پرسش اخلاقی روبهرو میشوند و بیشتر ابزار کمدیاند. »
جمعبندی
تماشایش برای علاقهمندان به سینمای فرانسوی دههٔ شصت و برای دیدن توانایی باردو در کمدی ارزش دارد؛ اما بهتر است از آن انتظار روایتی تازه یا تصویری بیمسئله از عشق و رابطه نداشت.
ثبت دیدگاه