نقد و بررسی
نقد آبشناس (The Water Diviner) | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سوگواری در جغرافیای پس از جنگ «The Water Diviner» درام تاریخی راسل کرو است؛ فیلمی درباره پدری که پس از پایان جنگ جهانی اول، برای یافتن سرنوشت سه پسر مفقودش از استرالیا راهی ترکیه میشود. داستان در سال ۱۹۱۹ آغاز میشود، اما سایه نبرد گالیپولی همچنان بر زندگی آدمها افتاده است: جنگ به ظاهر پایان یافته، ولی فقدان، اندوه و خاطرههایش در خانهها و شهرها ادامه دارند.
جاشوا کانر در جستوجوی نشانی از پسرانش، نه فقط از مرزهای جغرافیایی، که از دل انکار و سوگ نیز عبور میکند. فیلم از همان ابتدا وعده یک سفر صرفاً ماجراجویانه را نمیدهد. مهمترین پرسش آن این نیست که جاشوا به مقصد میرسد یا نه؛ مسئله این است که آدمی با امیدی کمرمق اما سرسخت چگونه در برابر فقدانی تحملناپذیر دوام میآورد.
با این حال، اثر میان درام سوگوارانه، روایت تاریخی و قصهای پرحادثه در رفتوآمد است؛ رفتوآمدی که گاه به غنای آن میافزاید و گاه پیوستگی لحنش را برهم میزند. پدر در مرکز قاب نیرومندترین تکیهگاه فیلم بازی راسل کرو در نقش جاشواست. او شخصیت را با نمایشهای پرهیاهو نمیسازد، بلکه بیشتر به سکوت، مکث و نگاه متکی است.
جاشوا مردی است که رنجش را در خود نگه میدارد؛ نه از آن رو که اندوهی ندارد، بلکه چون راهی برای بیان آن نمییابد. در چهره و رفتار او، خستگیِ کسی دیده میشود که سالها با امیدی نامطمئن زندگی کرده و اکنون میخواهد دستکم حقیقت را بداند. این بازی در بخشهایی که شخصیت با مردم و سرزمین بیگانه روبهرو میشود، ظرافت ویژهای پیدا میکند.
« جاشوا کانر در جستوجوی نشانی از پسرانش، نه فقط از مرزهای جغرافیایی، که از دل انکار و سوگ نیز عبور میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
جاشوا نه قهرمانی شکستناپذیر است و نه مسافری کاملاً منفعل؛ او با سماجت پیش میرود، اما این سماجت همیشه با اطمینان همراه نیست. کرو بهعنوان بازیگر، نیروی عاطفی فیلم را بر دوش میکشد و کمک میکند جستوجوی پدر از حد یک مأموریت داستانی فراتر برود. در عین حال، گاهی فیلم چنان بر حضور و توانایی او تکیه میکند که جاشوا بیش از اندازه به قهرمانانی نزدیک میشود که از هر مانعی راهی برای عبور مییابند.
جنگ؛ آنچه پس از نبرد باقی میماند «The Water Diviner» جنگ را تنها به میدان نبرد محدود نمیکند. اثر به جای آنکه پیروزی یا شکست را محور قرار دهد، توجهش را به بازماندگان، خانوادههای داغدیده و سربازانی معطوف میکند که باید با ویرانیهای برجایمانده کنار بیایند. در این نگاه، جنگ با خاموششدن سلاحها تمام نمیشود؛ در حافظه و زندگی روزمره ادامه پیدا میکند و آدمها را به مواجههای ناخواسته با غیبت عزیزانشان وامیدارد.
صحنههای مربوط به نبرد گالیپولی از اثرگذارترین بخشهای فیلماند. خشونت در آنها بیشتر از راه آشفتگی، ترس و بیپناهی حس میشود تا از مسیر نمایش صرفِ خون و انفجار. این لحظات با قصه خانوادگی پیوند میخورند و به جستوجوی جاشوا بُعدی ملموس میبخشند: ما با اعداد و روایتهای دوردست طرف نیستیم، بلکه با زندگیهایی روبهرو میشویم که جنگ از هم گسسته است.
فیلم در این بخشها موفق میشود اندوه فردی را به تصویری وسیعتر از رنج مشترک انسانها پیوند دهد. ترکیه؛ سرزمین دیدار و فاصله سفر جاشوا به ترکیه فقط جابهجایی از یک کشور به کشور دیگر نیست؛ مواجهه او با جامعهای است که از همان جنگ زخم خورده، اما تجربهاش را از سوی دیگری از میدان به یاد میآورد.
« جنگ؛ آنچه پس از نبرد باقی میماند «The Water Diviner» جنگ را تنها به میدان نبرد محدود نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
این زاویه ظرفیت مهمی برای فیلم فراهم میکند. ترکها در این روایت صرفاً مانعی بر سر راه قهرمان استرالیایی نیستند؛ آنان نیز مردگان، نگرانیها و فقدانهای خود را دارند. برخورد جاشوا با این جهان، امکان دیدن سوگ را فراتر از مرزهای ملی میگستراند. در عین حال، فیلم گاهی این ظرفیت را بیش از آنکه بکاود، به سود پیشبرد قصه به کار میگیرد.
شخصیتهای ترک، با وجود لحظات انسانی و تأثیرگذار، همیشه فرصت کافی برای بدلشدن به شخصیتهایی پیچیده و مستقل پیدا نمیکنند. بعضی از آنها بیشتر در جایگاه راهنما، مانع یا همراه ظاهر میشوند تا انسانهایی با مسیر درونی کامل. با این همه، حضورشان کمک میکند روایت از نگاه یکسویه فاصله بگیرد و یادآور شود که در جنگ، هر سوی جبهه خانوادههایی دارد که با فقدان دستوپنجه نرم میکنند.
تصویر، موسیقی و فضای تاریخی کارگردانی کرو در طراحی فضای تصویری فیلم اطمینان دارد. چشماندازهای خشک استرالیا، میدانهای خاموششده جنگ و فضای پررفتوآمد استانبول، هر یک رنگ و بافتی متمایز دارند. این جغرافیاها فقط پسزمینه نیستند؛ با وضعیت عاطفی داستان گفتوگو میکنند. خشکی و خلوت سرزمین استرالیا، انزوای جاشوا را برجسته میکند و محیط متراکم و چندصدای ترکیه، او را با جهانی روبهرو میسازد که نمیتواند بهسادگی آن را کنترل یا درک کند.
موسیقی و قاببندیها نیز در ساختن لحن حزنآلود اثر نقش دارند. گاهی تصویر بهخوبی به جای توضیحدادن، مکث میکند و اجازه میدهد سنگینی فضا در ذهن تماشاگر بنشیند. اما همین گرایش به تأثیرگذاری احساسی در برخی لحظات آشکارا هدایتگر میشود: موسیقی یا ترکیب صحنهها انگار از مخاطب میخواهد پیشاپیش بداند چه احساسی باید داشته باشد.
« این زاویه ظرفیت مهمی برای فیلم فراهم میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
از این رو، فیلم میان اندوهی طبیعی و ملودرامی که احساس را برجسته میکند، همواره تعادل یکسانی برقرار نمیسازد. روایت میان واقعگرایی و ماجراجویی ساختار داستان در بخشهایی که جاشوا با دشواریهای سفر و مقاومتهای اداری روبهروست، کشش خوبی دارد. جستوجوی او به فیلم هدف و نیروی پیشبرنده میدهد و هر برخورد تازه، بهنوعی آزمونی برای پایداریاش است.
مشکل از جایی پدیدار میشود که روایت برای حفظ هیجان، به سوی رخدادهایی میرود که باورپذیریشان کاهش مییابد. برخی اتفاقها بیش از آنکه از منطق شخصیتها و شرایط تاریخی برآیند، برای شتابدادن به قصه یا ایجاد هیجان کنار هم چیده شدهاند. این لغزشها بهویژه به این دلیل محسوساند که بخشهای آغازین فیلم نوید درامی واقعگرایانهتر میدهند؛ اثری که قرار است زمان ببرد، به ابهام مجال دهد و وزن سوگ را بیشتاب نشان دهد.
هرگاه فیلم از این مسیر فاصله میگیرد و قهرمان را در موقعیتهایی بیش از اندازه نمایشی قرار میدهد، آن صداقت نخستین اندکی آسیب میبیند. برخی تماشاگران ممکن است این تغییر را گشایشی سرگرمکننده در روایت بدانند، اما برای گروهی دیگر همچون ناهماهنگی میان جنس قصه و رخدادهای آن جلوه میکند.
رابطهها و فرصتهای ناتمام خط عاطفی جاشوا با شخصیت آیشه میتوانست دریچهای برای پرداخت پیچیدهتر به تنهایی، اعتماد و دشواری آغاز دوباره باشد. هر دو با فقدان روبهرو هستند و هر دو در جهانی زندگی میکنند که هنوز از پیامدهای جنگ بیرون نیامده است. چنین زمینهای ظرفیت شکلگیری رابطهای آرام و چندلایه را دارد؛ رابطهای که نه از نیاز ساده به دلگرمی، بلکه از شناخت تدریجی دو انسان آسیبدیده نیرو بگیرد.
« از این رو، فیلم میان اندوهی طبیعی و ملودرامی که احساس را برجسته میکند، همواره تعادل یکسانی برقرار نمیسازد. »
قوتها و کاستیها
اما فیلم این مسیر را چندان جسورانه دنبال نمیکند. رابطه گاهی به الگویی آشنا نزدیک میشود و پیوند احتمالی میان دو شخصیت بیشتر نقش تسکین عاطفی دارد تا آنکه تحولی مستقل و باورمندانه پیدا کند. این انتخاب، از پیچیدگی هر دو شخصیت میکاهد و بخشی از ظرفیت احساسی داستان را ناتمام میگذارد.
همچنین بعضی شخصیتهای فرعی، با وجود جذابیت اولیه، مجال کافی نمییابند تا فراتر از کارکردشان در مسیر جاشوا رشد کنند. کارگردانی نخستین و دشواری حفظ تعادل «The Water Diviner» نخستین تجربه بلند کارگردانی راسل کرو است و بلندپروازی آن از همان گستره موضوعی پیداست: تاریخ، جنگ، سوگ خانوادگی، سفر، فرهنگهای متفاوت و رابطهای عاطفی، همگی در یک روایت گرد آمدهاند.
کرو در بسیاری از لحظات نشان میدهد که به تصویر و نیروی بازیگران توجه دارد و میتواند صحنههایی بسازد که بیواسطه تأثیر بگذارند. این وجه، فیلم را به تجربهای جدی و از نظر احساسی درگیرکننده بدل میکند. با این حال، گستردگی جاهطلبی همیشه به انسجام نمیانجامد. اثر گاهی نمیداند باید بیش از همه به کدام جنبه وفادار بماند: سوگنامهای درباره خانوادهای ویرانشده باشد، درامی تاریخی درباره پیامدهای جنگ یا ماجرایی پرتنش درباره جستوجوی پدر.
نتیجه، فیلمی است که لحظات درخشان و تأثیرگذار فراوان دارد، اما پیوستگی لحنش در سراسر مسیر یکدست نیست. این نوسان، بیش از آنکه توانایی کرو را نفی کند، نشاندهنده دشواری جمعکردن چند مسیر روایی در یک اثر است. جمعبندی «The Water Diviner» در بهترین لحظاتش فیلمی درباره سرسختی امید در برابر فقدان است؛ روایتی که از مسیر جستوجوی یک پدر، به خانوادههایی میرسد که جنگ عزیزانشان را از آنان گرفته است.
« اما فیلم این مسیر را چندان جسورانه دنبال نمیکند. »
جمعبندی
بازی متمرکز راسل کرو، صحنههای جنگ و نگاه انسانی فیلم به رنج دو سوی درگیری، مهمترین امتیازهای آناند. تصاویر و فضای تاریخی نیز به قصه وسعت میدهند و آن را از یک ملودرام خانوادگی ساده فراتر میبرند. در مقابل، رخدادهای نامحتمل، نوسان میان درام جدی و ماجراجویی و رابطه عاطفی کموبیش کلیشهای، از انسجام اثر میکاهند.
با وجود این کاستیها، فیلم توانایی آن را دارد که پس از پایان تماشا در ذهن بماند؛ نه بهسبب پیچیدگی بینقص روایت، بلکه بهدلیل پرسشی ساده و سنگین: وقتی جنگ زندگی خانوادهای را از هم میپاشد، آیا یافتن حقیقت میتواند راهی برای بازگشت به آرامش باشد؟
« بازی متمرکز راسل کرو، صحنههای جنگ و نگاه انسانی فیلم به رنج دو سوی درگیری، مهمترین امتیازهای آناند. »
ثبت دیدگاه