نقد و بررسی
نقد بازیکن شماره یک آماده (Ready Player One) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جهانی که از دل فرار ساخته شده است «بازیکن شماره یک آماده» به کارگردانی Steven Spielberg، تماشاگر را به سال ۲۰۴۵ میبرد؛ جهانی که در آن دشواریهای زندگی روزمره بسیاری را به سوی واحه، فضایی مجازی و فراگیر، رانده است. پس از مرگ خالق واحه، رقابتی برای یافتن گنجی پنهان آغاز میشود و پیروزی در آن میتواند میراث و اختیار این جهان دیجیتال را به برنده بسپارد.
این طرح، در ظاهر، ماجرایی پرشتاب دربارهٔ بازی و جستوجوی گنج است؛ اما زیر سطح سرگرمی، پرسشی آشنا و مهم جریان دارد: وقتی واقعیت نومیدکننده میشود، آیا پناهبردن به جهانی ساختگی راه نجات است یا شکل دیگری از گریز؟ فیلم پاسخ را به شیوهای روشن و بیپرده پیش میبرد، اما پیش از آن، با مهارتی چشمگیر جهانی را بنا میکند که تماشاگر بهآسانی میتواند منطق آن را بپذیرد.
واحه فقط یک بازی نیست؛ محیطی است برای کار، معاشرت، رقابت و تجربهٔ هویتهای گوناگون. این گستردگی به اثر امکان میدهد از جغرافیا و قواعد یک جهان واحد فراتر رود و هر صحنه را به دریچهای تازه بدل کند. فضای واقعی، با فقر و تراکم و فرسودگیاش، در برابر رنگهای درخشان و آزادی ظاهری واحه قرار میگیرد.
این تضاد از همان ابتدا نیروی محرک فیلم است و به جلوههای دیداری آن معنایی فراتر از نمایش فناوری میبخشد. بازی ویدیویی در قالب سینما بخش بزرگی از جذابیت اثر از توانایی آن در تبدیل منطق بازی به روایت سینمایی میآید. مأموریتها، موانع و سرنخها، داستان را به رشتهای از آزمونها پیوند میزنند؛ آزمونهایی که هم قهرمانان و هم تماشاگر را به کشف قواعد تازه وامیدارند.
« واحه فقط یک بازی نیست؛ محیطی است برای کار، معاشرت، رقابت و تجربهٔ هویتهای گوناگون. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم در این مسیر از حرکت نمیایستد و اطلاعات داستانی را اغلب در دل کنش عرضه میکند. دوربین پویا و تدوین تند، حس حضور در محیطی بیقرار و دائمالتغییر را تقویت میکنند. در بهترین لحظهها، تماشاگر فقط ناظر مسابقه نیست؛ گویی همراه شخصیتها وارد محیطی شده که هر گوشهاش میتواند تهدید یا امکان تازهای در خود داشته باشد.
این انرژی، البته، گاهی هزینهای هم دارد. فیلم در انبوه حرکتها و نشانههای بصری آنقدر شتاب میگیرد که فرصت مکث و تأمل کاهش مییابد. بعضی موقعیتها بیشتر از آنکه از دل رابطهٔ شخصیتها رشد کنند، برای رساندن ماجرا به مرحلهٔ بعدی طراحی شدهاند. با این حال، ریتم سریع به فیلم جان میدهد و مانع از آن میشود که جهان پرجزئیاتش به مجموعهای ایستا از چشماندازها تبدیل شود.
در اینجا Spielberg نشان میدهد که چگونه میتوان حتی فضای دیجیتال و ساختهشده با جلوههای رایانهای را با حس حرکت و جهتگیری دراماتیک هدایت کرد. نوستالژی؛ شور و محدودیت ارجاعهای فرهنگی، از عناصر برجسته و گاه بحثبرانگیز فیلماند. واحه همچون موزهای زنده از تصویرها و خاطرههای سینما، بازی و موسیقی عمل میکند.
برای تماشاگر آشنا با این میراث، دیدن حضور دوبارهٔ نشانههای محبوب میتواند لذتی فوری داشته باشد؛ شناختن یک شخصیت یا شیء، خود به بخشی از بازی بدل میشود. فیلم این شناخت را به ابزار مشارکت مخاطب تبدیل میکند، بیآنکه لازم باشد هر اشاره را با توضیحی طولانی همراه سازد. اما این شگرد همیشه به سود روایت نیست.
« فیلم در این مسیر از حرکت نمیایستد و اطلاعات داستانی را اغلب در دل کنش عرضه میکند. »
شخصیتها و اجرا
گاهی لذتِ تشخیص ارجاع از اهمیت خود صحنه پیشی میگیرد و بیننده بهجای آنکه درگیر سرنوشت شخصیتها شود، سرگرم شمردن نشانهها میشود. نوستالژی در چنین لحظههایی به جای مادهٔ خامی برای آفرینش معنای تازه، به مقصد تبدیل میشود. فیلم از فرهنگ عامهٔ گذشته با شوق فراوان بهره میبرد، اما کمتر میپرسد چرا آن خاطرهها برای شخصیتهایش اهمیت دارند یا چه نسبتی با زمانهٔ آیندهٔ داستان دارند.
حاصل، هم جشنی چشمنواز برای حافظهٔ جمعی است و هم یادآوری این نکته که انباشتن ارجاعها بهتنهایی جهانبینی نمیسازد. قهرمانان در سایهٔ جهان در برابر دنیای پرتحرک واحه، شخصیتها گاه سادهتر و کمعمقتر جلوه میکنند. Wade Watts در مرکز داستان قرار دارد و مسیرش با کنجکاوی، پشتکار و میل به یافتن جایگاه خود شکل میگیرد.
Art3mis نیز حضوری فعال دارد و صرفاً به نقش همراه قهرمان فروکاسته نمیشود؛ بااینحال، بسیاری از شخصیتها بیش از آنکه از درون گسترش یابند، در خدمت حرکت داستان باقی میمانند. جهان فیلم بهسرعت جزئیات تازه آشکار میکند، اما گذشته و کشمکشهای درونی آدمهایش را با همان شتاب نمیکاود. بازیگران به این شخصیتها گرما و سرزندگی میبخشند.
Tye Sheridan نقش Wade را با ترکیبی از آسیبپذیری و عزم پیش میبرد و Olivia Cooke به Art3mis استقلال و جسارت میدهد. Mark Rylance نیز در نقش خالق واحه، حضوری متمایز دارد و به چهرهای که میتوانست صرفاً معمایی دوردست باشد، نوعی حساسیت انسانی میافزاید. بااینهمه، فرصتهای دراماتیک بازیگران محدود میماند: بخش بزرگی از تجربهٔ شخصیتها به حرکت و واکنش در موقعیتهای پرهیجان اختصاص دارد، نه به گفتوگوهای طولانی یا دگرگونیهای روانشناختی پیچیده.
« نوستالژی در چنین لحظههایی به جای مادهٔ خامی برای آفرینش معنای تازه، به مقصد تبدیل میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم از این نظر بیشتر ماجراجویی است تا مطالعهای عمیق دربارهٔ آدمهایی که در آن زندگی میکنند. بازیگری و حضور بدن در جهان دیجیتال یکی از چالشهای چنین اثری آن است که شخصیتها در دو سطح ظاهر میشوند: بدنهای واقعی و هویتهای مجازی. فیلم این دوگانگی را به فرصتی برای بازی با مفهوم خودِ فرد تبدیل میکند.
ظاهر دیجیتال میتواند جسورتر، زیباتر یا افسانهایتر از صاحبش باشد؛ اما تفاوت میان آن تصویر و بدن واقعی، گاهی از جنس فاصلهای است که شخصیت باید با آن کنار بیاید. این ایده ظرفیت دراماتیک چشمگیری دارد و در لحظههای احساسی، بر اهمیت اعتماد و آشکارشدن تأکید میکند. با وجود این، اثر معمولاً به اشارهای مستقیم بسنده میکند و از کندوکاو جدیتر در پیامدهای این دوگانگی میگذرد.
شخصیتها هویتهای مجازی دارند، اما پرسشهای پیچیدهتر دربارهٔ اختیار، مالکیت دادهها و اثر حضور دائمی در محیط دیجیتال کمتر مجال رشد پیدا میکنند. فیلم از نظر عاطفی، به صداقت و پیوند انسانی گرایش دارد؛ ولی این پیامها گاه چنان آشکار بیان میشوند که فضای چندلایهٔ داستان را ساده میکنند.
فناوری و واقعیت نقد فیلم به فناوری در اساس بر تضادی آشنا بنا شده است: واقعیت بیرونی سخت و فقیرانه است، و جهان مجازی راهی برای فرار از آن فراهم میکند. این ایده هم قابلفهم است و هم با تصاویر فیلم بهخوبی همراه میشود. واحه وعدهٔ اختیار و امکانات بیپایان میدهد، اما هرچه بیشتر به آن وابسته میشوند، مرز میان سرگرمی و زندگی واقعی شکنندهتر میشود.
« فیلم از این نظر بیشتر ماجراجویی است تا مطالعهای عمیق دربارهٔ آدمهایی که در آن زندگی میکنند. »
قوتها و کاستیها
فیلم در طرح این نگرانی موفق است، زیرا آن را در دل داستان و محیط بصریاش جای میدهد. بااینحال، جمعبندی فکری اثر تا اندازهای سادهانگارانه است. فناوری بیشتر بهصورت وسوسهای برای گریز یا ابزاری در دست افراد قدرتمند تصویر میشود و کمتر به شبکهای پیچیده از روابط اقتصادی، اجتماعی و شخصی شباهت دارد.
تفاوت میان استفادهٔ خلاقانه از جهان مجازی و وابستگی به آن نیز گاهی با تأکیدهای مستقیم روایت توضیح داده میشود. ازاینرو، پیام فیلم روشن است، اما پیچیدگی مسئلهای که طرح میکند به همان اندازه گسترش نمییابد. سرگرمیای که هویت خود را میشناسد در نهایت، «بازیکن شماره یک آماده» بیش از هر چیز یک ماجراجویی علمیتخیلی پرجنبوجوش است.
قوت اصلی آن در ساختن جهانی پرجزئیات، هدایت کنش با ریتمی زنده و تبدیل نوستالژی به بخشی از بازی تماشاگر نهفته است. ضعفهایش نیز از همان انتخابها سرچشمه میگیرند: هیجان و ارجاعهای فراوان گاهی بر شخصیتپردازی و تأمل موضوعی سایه میاندازند. فیلم میخواهد هم سرگرم کند، هم به اهمیت زندگی واقعی یادآوری داشته باشد؛ در بخش نخست مطمئنتر و اثرگذارتر است و در بخش دوم به پیامهایی صریحتر و کمظرافتتر تکیه میکند.
جمعبندی «بازیکن شماره یک آماده» اثری است که تماشای آن بیش از آنکه بهسبب ظرافت روانشناختی یا پیچیدگی فلسفی در خاطر بماند، بهخاطر وسعت جهان بصری و نیروی سرگرمکنندهاش اهمیت دارد. فیلم با شور و مهارت، فضای مجازی را به میدان ماجراجویی بدل میکند و تجربهای پرتحرک میسازد؛ اما شخصیتها و اندیشههایش همیشه همپای آن جهان رشد نمیکنند.
« فیلم در طرح این نگرانی موفق است، زیرا آن را در دل داستان و محیط بصریاش جای میدهد. »
جمعبندی
نتیجه، اثری نابرابر اما سرزنده است: گاه شیفتهٔ خاطرههای گذشته، گاه درگیر پرسشهایی جدی دربارهٔ آینده، و در مجموع نمونهای پرجاذبه از سینمایی که میداند چگونه تماشاگر را به بازی دعوت کند.



ثبت دیدگاه