نقد و بررسی
نقد File not found. (The Human Vapor) | 1960
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
معمایی در جامهٔ علمیتخیلی فیلم ژاپنی The Human Vapor ساختهٔ ایشیرو هوندا، در نگاه نخست وعدهٔ ماجرایی پرهیاهو دربارهٔ انسانی با توانایی ناممکن را میدهد؛ اما راه ورودش به این جهان، نه نمایش قدرتهای خارقالعاده، بلکه پروندهای جنایی و سردرگمکننده است. سرقتهایی از بانکهای توکیو رخ میدهند که شیوهٔ انجامشان با منطق معمول سازگار نیست.
کارآگاه اوکاموتو و خبرنگار کیوکو، هر یک از مسیری جداگانه، در پی کشف حقیقتاند و فیلم مدتی طولانی تماشاگر را در همان فضای پرسش و گمان نگه میدارد. این انتخاب روایی هم امتیاز فیلم است و هم یکی از کاستیهایش. آغاز آرام و پلیسی، به جای آنکه بیدرنگ به جذابیت عنوان فیلم تکیه کند، تعلیق را از راه سرنخهای پراکنده و موقعیتهای نامعمول میسازد.
در نتیجه، با اثری روبهرو میشویم که از قواعد فیلم هیولایی فاصله میگیرد و میان معمای جنایی، تریلر و علمیتخیلی حرکت میکند. با این حال، این مقدمه گاه بیش از اندازه طول میکشد و نیروی اصلی روایت دیرتر از انتظار آشکار میشود. علم، قدرت و گسست از انسانیت هستهٔ علمیتخیلی فیلم با آزمایشی پیوند میخورد که پیامدهایش از محدودهٔ آزمایشگاه فراتر میروند.
میزونو، کتابداری که پیشتر چهرهای عادی و کمادعا داشته، در پی این تجربه به موجودی با توانایی تبدیلشدن به بخار بدل میشود. فیلم این دگرگونی را صرفاً بهعنوان ترفندی برای خلق صحنههای شگفتآور به کار نمیگیرد؛ پرسشی اخلاقی نیز در دل آن میگذارد: اگر انسانی از محدودیتهای جسمانی و قوانین معمول رها شود، آیا هنوز خود را در برابر جامعه و دیگران مسئول میداند؟
« سرقتهایی از بانکهای توکیو رخ میدهند که شیوهٔ انجامشان با منطق معمول سازگار نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
میزونو بهتدریج قدرت تازهاش را نه راهی برای نجات، بلکه وسیلهای برای دستیابی به خواستههای شخصی میبیند. او برای پشتیبانی از آیندهٔ حرفهای فوجیچییو دست به سرقت میزند و در برابر کسانی که سد راهش میشوند، خشونت به کار میگیرد. فیلم میان نیت عاطفی او و پیامدهای هولناک اعمالش فاصلهای معنادار میسازد.
عشق، هرچند انگیزهٔ کردار اوست، آن را توجیه نمیکند؛ و همین تضاد، شخصیت را از یک شرور ساده فراتر میبرد. عشقی آمیخته با وابستگی و اندوه رابطهٔ میزونو و فوجیچییو، به ماجرا عمقی میدهد که از تعقیب مجرم و مهار یک تهدید فراتر میرود. او میخواهد امکان ادامهٔ رقص را برای زنی که دوستش دارد فراهم کند؛ اما این خواست، در جهانی آکنده از فقر، منزلت ازدسترفته و امیدهای شکننده، بهتدریج رنگی ناسالم پیدا میکند.
مهر او با میل به کنترل و فداکاری بیحد درهم میآمیزد و فیلم از همین آمیزش، بار تراژیک خود را میسازد. فوجیچییو نیز تنها موضوعی منفعل برای احساسات میزونو نیست؛ حضور او با هنر رقص و پیوندش با شأن و سنت، در برابر خشونت و آشوب جهان بیرون قرار میگیرد. صحنههای رقص، بهویژه، فضایی متفاوت در فیلم میگشایند: حرکتی سنجیده و زیبا در برابر نیرویی که از قاعدهٔ جسم و قانون میگریزد.
با این همه، پرداخت برخی شخصیتهای پیرامونی، از جمله چهرههای مثبت داستان، گاه به اندازهٔ رابطهٔ مرکزی غنی نیست. آنان بیش از آنکه مسیرهای درونی مستقلی داشته باشند، در خدمت پیشبرد پرونده و تقابل با میزونو قرار میگیرند. تصویر بخار و هنرِ نادیدنیکردن جلوههای ویژهٔ فیلم، زیر نظر ایجي تسوبورایا، بخشی اساسی از هویت آناند.
« میزونو بهتدریج قدرت تازهاش را نه راهی برای نجات، بلکه وسیلهای برای دستیابی به خواستههای شخصی میبیند. »
شخصیتها و اجرا
بخار در اینجا فقط پوششی برای پنهانکردن چهره یا وسیلهای برای فرار نیست؛ به تصویر بدلشدنِ جسمی ناپایدار و هراسآور است. دودهای غلیظ، پارچههایی که گویی بیش از وزن طبیعی خود را حفظ کردهاند، و هالههای رنگی پیرامون پیکر، حس حضور نیرویی بیگانه را میآفرینند. این جلوهها ممکن است با معیارهای امروز خام به نظر برسند، اما تخیل بصری فیلم را آشکار میکنند و در بسیاری از لحظات، کیفیتی وهمآلود دارند.
در عین حال، ناهماهنگی فنی گاهی از قدرت صحنه میکاهد. برخی تصویرها مصنوعی یا بیش از حد آشکارا ساختگی جلوه میکنند و اثر جادویی مورد نظر را مختل میسازند. این محدودیت، البته، بخشی از تماشای سینمای علمیتخیلی آن دوران نیز هست: تماشاگر میبیند که فیلم چگونه با ابزارهای زمانهاش میکوشد امر ناممکن را مجسم کند.
ارزش جلوهها تنها در باورپذیری واقعگرایانهشان نیست؛ در این است که بخار را به حضوری تصویری و متمایز تبدیل میکنند. پلیس، رسانه و ناتوانی نهادها اوکاموتو و کیوکو دو مسیر متفاوت برای نزدیکشدن به حقیقت نمایندگی میکنند. یکی با سازوکار پلیس و دیگری با پیگیری روزنامهنگارانه پیش میرود.
حضور کیوکو، افزون بر پیوند شخصیاش با کارآگاه، امکان میدهد فیلم میان وظیفهٔ حرفهای و رابطهٔ عاطفی تنش ایجاد کند. با این حال، دستگاه پلیس در بخش بزرگی از داستان واکنشی و کماثر میماند. مجرم بارها از تدابیر امنیتی میگریزد و نیروهای قانون، بهجای آنکه ابتکار عمل را در دست بگیرند، بیشتر در پی پاسخ به رویدادهایی هستند که از پیش رخ دادهاند.
« در عین حال، ناهماهنگی فنی گاهی از قدرت صحنه میکاهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این ضعف گاهی به سود تعلیق کار میکند: تهدید میزونو بزرگتر و دستنیافتنیتر احساس میشود. اما در سوی دیگر، کمتوانی پلیس و پرداخت محدود بعضی شخصیتهای مثبت، وزن درام را به شکل نامتوازن بر دوش ضدقهرمان میگذارد. نتیجه آن است که هرچه داستان از معمای آغازین فاصله میگیرد، میزونو و فوجیچییو مرکز عاطفی پررنگتری پیدا میکنند و تعقیب پلیسی به حاشیه رانده میشود.
این جابهجایی، هرچند با مضمون فیلم تناسب دارد، ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار یک تریلر کارآگاهی منسجم دارند، ناهموار باشد. ریتم و دگرگونی لحن یکی از ویژگیهای جسورانهٔ فیلم، تغییر تدریجی لحن آن است. آنچه با مشاهدهٔ سرقتهای مرموز و جستوجوی سرنخ آغاز میشود، بهمرور جای خود را به داستانی شخصیتر و عاطفیتر میدهد.
همین دگرگونی به فیلم هویتی ویژه میبخشد؛ گویی اثر ابتدا تماشاگر را در فاصلهای تحلیلی نگه میدارد و سپس او را به قلب رابطهای پیچیده میکشاند. چرخش از معما به تراژدی، زمانی مؤثرتر میشود که قدرتهای میزونو دیگر صرفاً ابزار کنش نیستند، بلکه نشانهای از جدایی او از زندگی عادی و مسئولیت انسانیاند.
با این وصف، ریتم فیلم کاملاً یکدست نیست. بخش نخست، با مکثهایش در روند تحقیق، گاه از انرژی لازم برخوردار نیست؛ در مقابل، پس از آشکارشدن بُعد علمیتخیلی ماجرا، تصاویر و موقعیتها نیروی بیشتری میگیرند. این تفاوت، میتواند حس کشف و گسترش تدریجی جهان داستان را تقویت کند، اما برای برخی تماشاگران به کندی نامتوازن میانجامد.
« این ضعف گاهی به سود تعلیق کار میکند: تهدید میزونو بزرگتر و دستنیافتنیتر احساس میشود. »
قوتها و کاستیها
فیلم بیش از آنکه تریلری پرشتاب باشد، اثری است که از راه تغییر تدریجی تمرکز خود، به سوی عاطفه و اندوه حرکت میکند. جمعبندی The Human Vapor ترکیبی نامتعارف از معمای جنایی، علمیتخیلی و درامی عاشقانه است؛ فیلمی که ایدهٔ تبدیل انسان به بخار را به پرسشی دربارهٔ قدرت، مسئولیت و مرزهای انسانیت پیوند میزند.
رابطهٔ میزونو و فوجیچییو به داستان بار احساسی میبخشد و جلوههای ویژهٔ مهآلود، با وجود ناپیوستگیهای فنی، فضایی رازآلود و بهیادماندنی میآفرینند. در سوی دیگر، مقدمهٔ طولانی، ناتوانی نسبی پلیس و کمعمقی برخی نقشهای فرعی از انسجام کلی میکاهند. با این همه، ارزش فیلم در همین ناهماهنگیهای پربار نیز نهفته است: اثری که از مسیر یک پروندهٔ جنایی به داستانی اندوهبار دربارهٔ عشق و انحراف قدرت میرسد، بیآنکه کاملاً در قالب هیچیک از ژانرهایش محصور شود.
The Human Vapor شاید در همهٔ لحظات به یک اندازه موفق نباشد، اما تخیل تصویری و هستهٔ عاطفیاش آن را از یک نمایش سادهٔ توانایی خارقالعاده فراتر میبرند.
« در سوی دیگر، مقدمهٔ طولانی، ناتوانی نسبی پلیس و کمعمقی برخی نقشهای فرعی از انسجام کلی میکاهند. »
ثبت دیدگاه