نقد و بررسی
نقد سلام، خداحافظ و هر آنچه در این میان است (Hello, Goodbye, and Everything in Between) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قصهای بناشده بر وداع «Hello, Goodbye, and Everything in Between» از پرسشی ساده اما عاطفاً پرظرفیت آغاز میکند: اگر دو نفر از همان ابتدا بدانند رابطهشان در آستانهٔ پایان است، آیا میتوانند بیآنکه چیزی را از دست بدهند، آن را بهتمامی زندگی کنند؟ کلر و ایدن پیش از رفتن به دانشگاه توافق کردهاند که از هم جدا شوند؛ اما شب پایانیشان را به مرور مکانها و خاطرات مشترک اختصاص میدهند.
این قرارِ خداحافظی، هم چارچوب روایی فیلم را میسازد و هم بهانهای است برای تأمل دربارهٔ عشق نخست، ترس از تغییر و دشواریِ رهاکردن چیزی که هنوز عزیز است. این ایده بهخودیخود جذاب است، زیرا سفر دو شخصیت در شهر، شکل بیرونیِ سفری در حافظه و احساس پیدا میکند. هر توقف میتواند دریچهای به مرحلهای از رابطهشان باشد و هر خاطره، تصمیم اولیهٔ آنها را زیر سؤال ببرد.
بااینحال، فیلم از همان ابتدا مسیر عاطفی آشنایی را پیش میگیرد و کمتر میکوشد تماشاگر را با زاویهای تازه غافلگیر کند. درام بیش از آنکه از رخدادهای پیشبینیناپذیر نیرو بگیرد، بر انتظار ما از یک عاشقانهٔ نوجوانانه تکیه دارد. ساختار خاطرهمحور و مسئلهٔ پیشبینیپذیری بازگشت به مکانهای مهم رابطه، امکان خوبی برای پیوندزدن زمان حال و گذشته فراهم میکند.
« این ایده بهخودیخود جذاب است، زیرا سفر دو شخصیت در شهر، شکل بیرونیِ سفری در حافظه و احساس پیدا میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هر ایستگاه، قطعهای از زندگی مشترک کلر و ایدن را آشکار میسازد؛ از لحظههای شیرین آغاز آشنایی تا موقعیتهایی که تفاوتهایشان را نمایان میکند. این ساختار، فیلم را از روایتی خطی و یکنواخت دور میکند و به قرار پایانی حسی از حرکت میبخشد: دو نفر در ظاهر در شهر میگردند، اما در حقیقت میکوشند معنای رابطهشان را دوباره بخوانند.
بااینهمه، خاطرهها همیشه به شناختی تازه از شخصیتها منتهی نمیشوند. گاه بیشتر نقش یادآوری لحظات دوستداشتنی را دارند تا پردهبرداشتن از لایههای پنهان رابطه. در نتیجه، ما میفهمیم این دو نفر زمانی شاد بودهاند، اما کمتر درمییابیم اختلافها و نیازهایشان دقیقاً چگونه شکل گرفته و چه اثری بر پیوندشان گذاشته است.
فیلم از ظرفیت ساختاری خود بهره میگیرد، اما آن را تا نقطهای که بتواند برداشت تماشاگر از شخصیتها را دگرگون کند، پیش نمیبرد. کلر و ایدن؛ دو بازیگر دلنشین، دو شخصیت کمعمق Talia Ryder و Jordan Fisher مهمترین پشتوانهٔ فیلماند. حضورشان نرم و صمیمی است و در لحظات دونفره، نوعی راحتی و آشنایی میان آنها دیده میشود که به رابطه باورپذیری میبخشد.
« بااینهمه، خاطرهها همیشه به شناختی تازه از شخصیتها منتهی نمیشوند. »
شخصیتها و اجرا
جذابیت اجرایشان نه بر شدت احساسات، بلکه بر جزئیات کوچک استوار است: مکثها، شوخیهای کوتاه و واکنشهایی که نشان میدهد هرکدام دیگری را از نزدیک میشناسد. همین کیفیت باعث میشود تماشای همراهیشان خوشایند باشد، حتی زمانی که داستان به مسیرهای آشنا میافتد. اما دلنشینی بازیها نمیتواند جای خالیِ پرداخت عمیقتر را کاملاً پر کند.
کلر و ایدن بیش از آنکه انسانهایی با تناقضهای پیچیده باشند، نمایندهٔ دو نگرش متفاوت به آیندهاند. کلر محتاط است و میخواهد پیشاپیش خود را از آسیب احتمالی حفظ کند؛ ایدن با شور بیشتری به عشق و آینده مینگرد و در پی یافتن راهی برای دنبالکردن خواستههای شخصیاش است. این تفاوتها برای پیشبرد قصه کافیاند، اما گاهی به الگوهایی آشنا و کموبیش کلیشهای تقلیل مییابند.
فیلم نشانههایی از اضطراب، آرزو و ناامنی در هر دو میکارد، ولی فرصت چندانی برای پرورش آنها نمیدهد. عاشقانهای صمیمی با طنزی سبک لحن فیلم از نقاط قوت آن است. اثر خود را بیش از اندازه جدی نمیگیرد و میان لحظات احساسی، شوخیهای ملایمی میگنجاند که از سنگینیِ موقعیت میکاهند. صمیمیت دو شخصیت، فضای گرم و نوجوانانهای میسازد؛ فضایی که قرار نیست تجربهٔ عشق نخست را به تراژدی بدل کند، بلکه میخواهد شیرینی و تلخی آن را در کنار هم نگه دارد.
« همین کیفیت باعث میشود تماشای همراهیشان خوشایند باشد، حتی زمانی که داستان به مسیرهای آشنا میافتد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
همین تعادل، فیلم را برای تماشایی بیتکلف و سرگرمکننده مناسب میکند. بااینحال، سبکبودن لحن گاهی به سطحیماندن عاطفه میانجامد. لحظههایی که میتوانند به مکاشفهای جدی دربارهٔ وابستگی، جدایی یا انتخاب بدل شوند، زودتر از آنچه لازم است به شوخی یا گفتوگویی سرراست ختم میشوند. طنز به فیلم لطافت میدهد، اما همیشه به عمق احساس کمک نمیکند.
ازاینرو، بعضی صحنهها بیش از آنکه تکاندهنده باشند، خوشایند و گذرا باقی میمانند. کارگردانی و ریتم روایت فیلم نخستین تجربهٔ کارگردانی بلند Michael Lewen است و از نظر اجرایی، بهدنبال زبانی روشن و دسترسپذیر میرود. تمرکز بر دو شخصیت اصلی و گشتوگذار شبانه، به اثر انسجام بصری و روایی میدهد؛ تماشاگر میداند در هر لحظه چه چیزی در معرض آزمون است و مقصد عاطفی داستان را گم نمیکند.
اما همین شفافیت، وقتی با پیشبینیپذیری همراه میشود، به یکنواختی نزدیک میشود. ریتم در بخشهایی افت میکند، بهویژه هنگامی که توقفهای پیاپی قرار است بهتنهایی بار عاطفی صحنهها را بر دوش بکشند. اگر خاطرهای اطلاعات تازه یا تعارضی جدی به داستان اضافه نکند، حرکت از یک مکان به مکان دیگر ممکن است تکراری احساس شود.
« همین تعادل، فیلم را برای تماشایی بیتکلف و سرگرمکننده مناسب میکند. »
قوتها و کاستیها
افزون بر این، کشمکش درونیِ کلر و ایدن همیشه با شدت کافی شکل نمیگیرد تا مکثها و تصمیمهایشان وزن لازم را پیدا کند. در نتیجه، فیلم گاه میان لطافتِ لحظهها و نیاز به پیشروی درام معلق میماند. مضمون جدایی و آغاز بزرگشدن زیرِ سطح عاشقانه، فیلم دربارهٔ مواجهه با تغییر است. رفتن به دانشگاه، برای کلر و ایدن صرفاً جابهجایی مکانی نیست؛ مرزی است میان نوجوانیِ آشنا و آیندهای که هنوز شکل نگرفته است.
پیمان جدایی را میتوان کوششی برای کنترل همین ناپایداری دانست: اگر پایان را از پیش تعیین کنند، شاید مجبور نباشند با احتمالِ شکست یا دوریِ ناخواسته روبهرو شوند. فیلم در همین ایده، نکتهای قابلتأمل مییابد؛ گاهی تلاش برای محافظت از خود، تجربهٔ اکنون را نیز محدود میکند. بااینحال، این مضمون بیش از آنکه از دل کنشها و پیامدهای پیچیده بیرون بیاید، در گفتوگوها و موقعیتهای آشنای ژانر بیان میشود.
اثر مسئلهٔ فاصله و آینده را مطرح میکند، اما کمتر به جنبههای دشوارتر آن میپردازد: اینکه عشق چگونه با استقلال فردی کنار میآید، یا دو نفر تا چه اندازه میتوانند بدون قربانیکردن مسیرهای شخصیشان به یکدیگر وفادار بمانند. همین محدودیت باعث میشود مضمون اصلی روشن باشد، اما پژواک چندانی پس از پایان تماشا نداشته باشد.
« در نتیجه، فیلم گاه میان لطافتِ لحظهها و نیاز به پیشروی درام معلق میماند. »
جمعبندی
جمعبندی «Hello, Goodbye, and Everything in Between» عاشقانهای خوشلحن و صمیمی است که ایدهٔ یک قرار پایانی را به فرصتی برای مرور عشق نخست و ترس از آینده تبدیل میکند. Talia Ryder و Jordan Fisher رابطهای دلنشین میسازند و لحظات طنز ملایم و فضای گرم فیلم، تماشای آن را آسان و سرگرمکننده میکند.
در سوی دیگر، روایت بیش از حد قابلپیشبینی است، شخصیتها از عمق کافی برخوردار نیستند و افتوخیز ریتم، گاهی از اثرگذاری کشمکش عاطفی میکاهد. فیلم برای تماشاگرانی که به عاشقانههای نوجوانانهٔ لطیف و کمتنش علاقه دارند، تجربهای دلپذیر فراهم میکند؛ اما کسانی که در پی پیچیدگی روانشناختی یا غافلگیری رواییاند، احتمالاً با اثری آشنا و کمریسک روبهرو خواهند شد.
ارزش اصلی آن نه در شکستن قواعد ژانر، بلکه در همراهی با دو جوانی است که میکوشند بفهمند آیا خداحافظیِ ازپیشتعیینشده میتواند پاسخِ درستی به آیندهای نامعلوم باشد.



ثبت دیدگاه