نقد و بررسی
نقد دختران شو (Showgirls) | 1995
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
لاسوگاس؛ شهرِ نور و فرسایش «Showgirls» از همان آغاز، لاسوگاس را نه صرفاً شهری برای تفریح، بلکه دستگاهی عظیم برای تولید رؤیا و مصرف انسانها تصویر میکند. همهچیز در این جهان به نمایش بدل شده است: بدن، استعداد، میل، رقابت و حتی دوستی. نورهای تند و رنگهای براق، وعدهٔ شکوه میدهند؛ اما زیر سطح صیقلیِ سالنها و ویترینها، فضایی پرتنش جریان دارد که در آن آدمها برای دیدهشدن باید پیوسته خود را عرضه کنند.
فیلم با تکیه بر تضاد میان زرقوبرق صحنه و فرسودگی پشتصحنه، تصویری اغراقآمیز اما بهیادماندنی از صنعت نمایش میسازد. سالنهای بزرگ، لباسهای پرزرقوبرق و شمارههای نمایشی، در برابر راهروها، اتاقهای تمرین و روابط آشفتهٔ شخصیتها قرار میگیرند. این تقابل، یکی از مؤثرترین جنبههای جهانسازی فیلم است: شکوه ظاهری نه پوششی بر واقعیت، بلکه بخشی از همان سازوکار است که واقعیت را به نمایش درمیآورد.
رؤیای صعود و منطق رقابت نومی مالون با امید یافتن جایگاهی در دنیای رقص وارد لاسوگاس میشود. فیلم مسیر او را در محیطی دنبال میکند که استعداد بهتنهایی برای پیشرفت کافی نیست؛ رابطهها، ظاهر، فرصتطلبی و توان تحمل فشار نیز در تعیین سرنوشت افراد نقش دارند. در چنین فضایی، بلندپروازی نومی هم نیروی پیشبرندهٔ اوست و هم سرچشمهٔ بخشی از تعارضهایش.
اثر بهخوبی نشان میدهد که رؤیای موفقیت چگونه میتواند به منطق رقابت تبدیل شود. دیگران برای نومی فقط همکار یا رقیب نیستند؛ هر رابطه ممکن است فرصتی برای پیشروی یا مانعی بر سر راه او باشد. همین نگاه، کشمکش میان نومی و کریستال را جذاب میکند. کریستال که خود در جایگاهی ممتاز قرار دارد، استعداد نومی را میبیند، اما رابطهٔ میان این دو از تحسین ساده فراتر میرود و به بازی قدرت، سنجش و رقابت بدل میشود.
« همهچیز در این جهان به نمایش بدل شده است: بدن، استعداد، میل، رقابت و حتی دوستی. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، فیلم در پرداخت این مسیر همیشه منسجم نیست. گاه تصمیمهای نومی از تجربهای قابلباور برنمیآیند، بلکه بیشتر برای رساندن داستان به موقعیتی تازه طراحی شدهاند. بلندپروازی او روشن است، اما لایههای درونی این خواسته و بهایی که حاضر است برای آن بپردازد، به همان روشنی شکل نمیگیرند.
در نتیجه، گاهی تماشاگر بهجای فهمیدن نیروی روانی شخصیت، صرفاً شاهد حرکت پرشتاب او از یک بحران به بحران بعدی است. نومی مالون و بازی الیزابت برکلی الیزابت برکلی نقش نومی را با انرژی، جسارت و شدتی کمنظیر بازی میکند. او شخصیت را آرام و حسابشده پیش نمیبرد؛ نومی ناگهانی واکنش نشان میدهد، زود برمیآشوبد و احساساتش را با تمام توان به بیرون میریزد.
این انتخاب، با جهان پرهیاهوی فیلم هماهنگی دارد و به شخصیت حضوری انکارناپذیر میبخشد. حتی زمانی که نومی از نظر روانشناختی باورپذیر نیست، اجرای برکلی نمیگذارد حضورش کمرنگ شود. اما این شدت همواره به عمق نمیانجامد. بازی برکلی گاهی چنان بر واکنشهای بزرگ و پرحرارت تکیه میکند که فاصلهای میان شخصیت و تماشاگر شکل میگیرد.
نومی ممکن است بهجای انسانی پیچیده، مجموعهای از فورانهای خشم و اراده به نظر برسد. این مسئله فقط به بازیگر مربوط نیست؛ فیلمنامه نیز فرصت کافی برای نشاندادن سکوتها، تردیدها و تناقضهای درونی او فراهم نمیکند. شخصیت اصلی بهندرت مجال مییابد از نقش خود در نمایش فاصله بگیرد و چیزی را بیواسطه تجربه کند.
« بااینحال، فیلم در پرداخت این مسیر همیشه منسجم نیست. »
شخصیتها و اجرا
کریستال، با بازی جینا گرشون، در برابر نومی حضوری حسابگرتر و آگاهتر دارد. او قوانین محیط را میشناسد و میداند چگونه از موقعیت خود مراقبت کند. تقابل دو زن، ظرفیت زیادی برای بررسی قدرت، جوانی، شهرت و وابستگی حرفهای دارد؛ هرچند فیلم بعضی اوقات این ظرفیت را به رویاروییهای اغراقشده و نمایشپسند تقلیل میدهد.
بازیهای دیگر نیز یکدست نیستند: برخی اجراها عامدانه بزرگ و تئاتریاند، اما برخی دیگر چنان از واقعگرایی فاصله میگیرند که فضای فیلم را ناپایدار میکنند. نمایش بهمثابه کالای مصرفی یکی از مهمترین پرسشهای «Showgirls» به ماهیت دیدهشدن مربوط است: آیا نمایش، راهی برای بیان فردیت است یا قراردادی است که بدن و استعداد را به کالا بدل میکند؟
فیلم بارها به این تناقض نزدیک میشود. نومی میخواهد بر صحنه بدرخشد و توانایی خود را به رسمیت بشناساند، اما محیطی که در آن کار میکند ارزش او را پیوسته با جذابیت و قابلیت عرضهشدن میسنجد. در این میان، بدن زنان هم ابزار کار است و هم موضوع نگاه دیگران. فیلم میکوشد این مناسبات را بهعنوان بخشی از جهان بیرحم نمایش نشان دهد، اما خودش نیز از همان تصویرهای نمایشی و نگاه خیرهکننده بهره میگیرد.
این دوگانگی، اثر را از نتیجهگیری روشن بازمیدارد: آیا فیلم سازوکار بهرهکشی را افشا میکند یا همان سازوکار را با جلوهای پرزرقوبرق بازتولید میکند؟ پاسخ سادهای وجود ندارد، زیرا «Showgirls» گاه چنان شیفتهٔ نمایش بدن و شدت بصری است که فاصلهٔ انتقادیاش با موضوع کمرنگ میشود. این مسئله به پرداخت روابط انسانی نیز سرایت میکند.
« کریستال، با بازی جینا گرشون، در برابر نومی حضوری حسابگرتر و آگاهتر دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
دوستی، حمایت و رقابت بهآسانی در معرض معامله و سوءاستفاده قرار میگیرند. فیلم بهدرستی نشان میدهد که در فضایی مبتنی بر رقابت دائمی، اعتماد تا چه اندازه شکننده است؛ بااینحال، برخی رابطهها بیشتر ابزار پیشبرد ماجرا هستند تا پیوندهایی که بهتدریج شکل گرفته باشند. سبک بصری، ریتم و لحن کارگردانی پل ورهوفن از تضاد، اغراق و تأکیدهای بصری نیرو میگیرد.
فیلم میخواهد تماشاگر را با شدت مواجه کند: حرکتهای بزرگ، صحنههای نمایشی، نورهای تند و موقعیتهایی که مرز میان تماشاییبودن و مضحکبودن را محو میکنند. این سبک همیشه ظریف نیست، اما هویت مشخصی میسازد. لاسوگاس در اینجا مکانی طبیعی و روزمره نیست؛ صحنهای است که در آن همهچیز باید بزرگتر، درخشانتر و پرصداتر از زندگی عادی به نظر برسد.
ریتم پرجنبوجوش فیلم، بسیاری از کاستیهای روایی را موقتاً میپوشاند. تغییر موقعیتها و ورود پیدرپی به فضای تازه، تماشاگر را در حرکت نگه میدارد و شمارههای نمایشی نیز به اثر نیرویی دیداری میبخشند. بااینحال، شتاب روایت گاهی به زیان شخصیتپردازی تمام میشود. اتفاقها از پی هم میآیند، بیآنکه همیشه فرصت کافی برای فهمیدن پیامد عاطفی یا منطقی آنها فراهم شود.
لحن فیلم دشوارترین بخش تجربهٔ آن است. اثر میان ملودرام، طنز سیاه، هجو و درام خشن حرکت میکند، اما این گذارها همیشه کنترلشده نیستند. بعضی لحظهها چنان اغراقآمیزند که بهسختی میتوان آنها را جدی گرفت؛ در مقابل، برخورد خشن با خشونت جنسی و رنج شخصیتها ناگهان فضای دیگری میگشاید. این جابهجایی میتواند آزارنده باشد، زیرا فیلم گاه از تماشاگر میخواهد میان خنده، حیرت و همدلی جابهجا شود، بیآنکه پلی کافی میان این واکنشها بسازد.
« دوستی، حمایت و رقابت بهآسانی در معرض معامله و سوءاستفاده قرار میگیرند. »
قوتها و کاستیها
دیالوگ و جهان داستان دیالوگها از نقاط آسیبپذیر فیلماند. بسیاری از جملهها مستقیم، پرطمطراق یا کلیشهایاند و شخصیتها گاه بیش از آنکه مانند آدمهایی با زبان و تجربهٔ ویژه سخن بگویند، وسیلهای برای اعلام موضع یا پیشبردن صحنه به نظر میرسند. این تصنع با ظاهر اغراقآمیز اثر همخوان است، اما همیشه به طنز یا هجو مؤثری نمیانجامد؛ گاهی فقط یادآور میشود که فیلم در ساختن گفتوگوی طبیعی ناتوان مانده است.
منطق داستان نیز در بخشهایی سست میشود. برخی چرخشها بیشتر تابع نیازهای نمایشی فیلمنامهاند تا نتیجهٔ طبیعی انتخابهای شخصیتها. این ضعف، بهویژه زمانی آشکار است که فیلم میخواهد هم تصویری از مناسبات واقعی قدرت ارائه کند و هم به سوی ملودرامی تند و بیمحابا برود. فاصلهٔ میان این دو هدف همیشه پُر نمیشود.
بااینهمه، همین ناپایداری بخشی از تجربهٔ خاص اثر شده است: فیلمی که گاه ناخواسته خندهدار، گاه تکاندهنده و گاه صرفاً نامتوازن است. ارزش تماشای امروز «Showgirls» را نمیتوان تنها با معیار یک درام واقعگرایانه سنجید. فیلم از نظر فیلمنامه و بازیها ضعفهای آشکاری دارد، اما جسارت در ساختن جهانی اغراقشده و نیروی نمایشی آن، تماشایش را زنده نگه میدارد.
اثر میان نقد و بهرهبرداری، میان سرگرمی و خشونت، و میان رؤیای موفقیت و هزینهٔ انسانی آن معلق است. همین تناقضها سبب میشوند تماشاگر پس از پایان نیز دربارهٔ نیت فیلم و نگاهش به شخصیتهای زن پرسش داشته باشد. برای تماشاگرانی که به روایتهای دقیق، شخصیتپردازی آرام و دیالوگهای طبیعی اهمیت میدهند، فیلم احتمالاً تجربهای ناهموار خواهد بود.
« دیالوگ و جهان داستان دیالوگها از نقاط آسیبپذیر فیلماند. »
جمعبندی
اما کسانی که به سینمای پراغراق، ملودرامهای پرتنش و آثاری علاقه دارند که مرز میان شکست هنری و جذابیت تماشایی را مخدوش میکنند، ممکن است از انرژی آن لذت ببرند. بهترین راه نزدیکشدن به فیلم، پذیرفتن این ناهمواریها بدون نادیدهگرفتن پیامدهای اخلاقی و عاطفی آن است. جمعبندی «Showgirls» اثری پرنقص، جسور و از نظر لحن ناپایدار است؛ فیلمی که شکوه لاسوگاس را در کنار فرسایش آدمهایی قرار میدهد که برای رسیدن به رؤیای خود ناچارند پیوسته خود را به نمایش بگذارند.
انرژی الیزابت برکلی، فضای بصری پرتحرک و کشمکش میان نومی و کریستال، نقاط قوت مهم آناند؛ در برابر، شخصیتپردازی کمعمق، بازیهای نامتوازن، دیالوگهای تصنعی و گذار نامطمئن میان طنز و خشونت، از انسجام اثر میکاهند. با وجود این کاستیها، فیلم بهآسانی فراموش نمیشود. نه بهسبب آنکه پاسخهای روشنی دربارهٔ جاهطلبی، قدرت یا بهرهکشی ارائه میدهد، بلکه چون این موضوعها را در قالب نمایشی پرتناقض و گاه آزارنده پیش چشم میگذارد.
«Showgirls» شاید در کنترل مواد خود همیشه موفق نباشد، اما همین افراط و آشف
« بهترین راه نزدیکشدن به فیلم، پذیرفتن این ناهمواریها بدون نادیدهگرفتن پیامدهای اخلاقی و عاطفی آن است. »



ثبت دیدگاه