نقد و بررسی
نقد The Adventure of Sherlock Holmes' Smarter Brother | 1975
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
برادری در سایهٔ افسانه «ماجرای برادر باهوشتر شرلوک هولمز» از ایدهای کمابیش وارونه نیرو میگیرد: بهجای آنکه بار دیگر نبوغ کارآگاه مشهور را دستمایهٔ ماجرا قرار دهد، به سراغ برادری میرود که سالها در حاشیهٔ شهرت او مانده است. سیگرسن هولمز میخواهد ثابت کند که چیزی از شرلوک کم ندارد؛ اما فیلم از همان آغاز، میان جدی گرفتن این جاهطلبی و خندیدن به آن در نوسان است.
نتیجه، کمدیای است که بیش از آنکه معمایی دقیق و منسجم باشد، بر شخصیتهای عجیب، موقعیتهای نامتعارف و لذت بازیگران از حضور در جهان داستان تکیه میکند. این فیلم، نخستین تجربهٔ کارگردانی جین وایلدر نیز هست؛ او همزمان نویسندگی و نقش اصلی را بر عهده دارد. این چندنقشی بودن در محصول نهایی به چشم میآید: فیلم از یک سو میکوشد جهان آشنای داستانهای کارآگاهی را به هجو بگیرد و از سوی دیگر، سراغ کمدیهای نمایشی، شوخیهای جسمانی و لحظات موسیقایی میرود.
گاه این اجزا به هم میپیوندند و گاه هرکدام مسیر خود را میروند. طرح معما و وعدهٔ هجو داستان در فضایی ویکتوریایی آغاز میشود؛ اسناد مهمی به سرقت رفتهاند و پای توطئه، هویتهای جعلی و رمزهای پنهان به میان میآید. شرلوک هولمز رسیدگی به پرونده را به برادر کمتر شناختهشدهاش میسپارد.
سیگرسن نیز فرصتی مییابد تا از حاشیه بیرون بیاید و شایستگی خود را نشان دهد. در این مسیر، اورویل ساکر و جنی هیل همراه او میشوند و پروفسور موریارتی حضوری تهدیدآمیز، اما آمیخته به طنز دارد. ساختار کلی، وعدهٔ یک ماجرای کارآگاهی کلاسیک را میدهد: سرنخها باید کنار هم قرار گیرند، مظنونان زیر نظر باشند و هوش قهرمان در برابر نقشهای پیچیده به کار افتد.
« این فیلم، نخستین تجربهٔ کارگردانی جین وایلدر نیز هست؛ او همزمان نویسندگی و نقش اصلی را بر عهده دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اما فیلم این وعده را بیشتر بهانهای برای شوخی میبیند تا چارچوبی که واقعاً به آن وفادار بماند. معما پیش میرود، ولی نه با آن استحکام و ظرافتی که مخاطب از داستانی دربارهٔ خانوادهٔ هولمز انتظار دارد. در نتیجه، تماشاگر کمتر درگیر حل پرونده میشود و بیشتر منتظر موقعیت بعدی و واکنش بازیگران میماند.
جین وایلدر و سیمای سیگرسن نقطهٔ اتکای فیلم، بیتردید جین وایلدر است. او توانایی ویژهای در آمیختن اعتمادبهنفس با دستپاچگی دارد؛ شخصیتی که میخواهد برتر از دیگران جلوه کند، اما گاهی با کوچکترین لغزش، غرور خود را به نمایش مضحک بدل میسازد. سیگرسن در بهترین لحظات، نه صرفاً نسخهای کمتوان از شرلوک، بلکه مردی است که از مقایسه شدن خسته شده و برای اثبات خود، بیش از اندازه تلاش میکند.
همین زخم غرور میتوانست سرچشمهٔ کمدیای ظریف و پیوسته باشد. با این حال، پرداخت شخصیت همیشه روشن نیست. سیگرسن گاهی باهوش و زیرک جلوه میکند و گاهی به چهرهای گیج و ناشی بدل میشود؛ چنانکه تغییر این دو حالت همیشه از منطق درونی شخصیت برنمیآید. فیلم میخواهد هم نبوغ او را تأیید کند و هم دستمایهٔ تمسخر قرار دهد، اما در همهٔ صحنهها تعادل لازم را پیدا نمیکند.
حاصل آن است که شوخیها گاه به جای آنکه از شخصیت بجوشند، صرفاً بر رفتارهای شلوغ و واکنشهای ناگهانی تکیه میکنند. گروه بازیگران و شیمی کمدی حضور بازیگرانی چون مادلین کان، مارتی فلدمن، دام دلارویس و لئو مککرن به فیلم نیرویی جمعی میدهد. هرکدام رنگی متفاوت به فضای اثر میافزایند: کان با طراوت و صمیمیت، فلدمن با چهره و حرکات خاصش، و دلارویس با اغراقهای نمایشی خود.
« اما فیلم این وعده را بیشتر بهانهای برای شوخی میبیند تا چارچوبی که واقعاً به آن وفادار بماند. »
شخصیتها و اجرا
مهمتر از توانایی فردی، هماهنگی میان آنهاست؛ فیلم بارها از برخورد تیپهای متفاوت و واکنشهای متقابلشان شوخی میسازد. فلدمن در نقش اورویل بهخوبی با سبک کمدی وایلدر همنواست. حضورش حتی در لحظاتی که داستان از حرکت میایستد، نوعی انرژی نامنتظر ایجاد میکند. کان نیز نقش جنی را از یک همراه صرف فراتر میبرد و در برخی صحنهها با وقار و بازیگوشی خود فضای فیلم را متعادل میکند.
مککرن در مقام موریارتی، وجهی متفاوت به تهدید داستان میبخشد: شروری که قرار است ترسناک باشد، اما خودنمایی و غرابتش او را به یکی از منابع مهم طنز بدل میکند. این گروه بازیگران، حتی هنگامی که material داستانی کم میآورد، اغلب تماشاگر را در بازی خود شریک میکنند. طنز تصویری و لحظات ماندگار بخش عمدهٔ جذابیت فیلم در طنز دیداری آن نهفته است.
وایلدر به شوخیهایی علاقه دارد که از بدن، لباس، حرکات و جزئیات صحنه بهره میگیرند؛ لحظاتی که به جای توضیح دادن لطیفه، تصویر را به نقطهٔ خنده میرسانند. یکی از نمونههای شاخص، شوخی مربوط به اره و شلوارهای دو شخصیت است؛ موقعیتی که از شرمندگی جسمانی و بیخبری قهرمانان نیرو میگیرد و با حضور آنها در فضایی رسمی، تضاد کمیک پررنگتری پیدا میکند.
چنین لحظههایی نشان میدهند که فیلم در طراحی کمدی بصری، گاه از شوخیهای کلامی خود موفقتر است. فیلم همچنین از حالوهوای تالارهای موسیقی و اجراهای نمایشی بهره میگیرد. رقص، آواز و حرکتهای اغراقشده، فضای اثر را از یک هجویهٔ صرفاً کارآگاهی دور میکنند و به آن حالتی آشفته و جشنوار میبخشند.
« فلدمن در نقش اورویل بهخوبی با سبک کمدی وایلدر همنواست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بعضی از این انتخابها سرگرمکنندهاند؛ برخی دیگر چنان طولانی میشوند که ضرباهنگ شوخی را از بین میبرند. با این همه، همین بیپروایی در تغییر لحن، به فیلم شخصیتی نامنظم اما قابل تشخیص میدهد. ریتم، انسجام و محدودیتها ضعف اصلی اثر، ناهماهنگی ریتم است. بعضی صحنهها برای رسیدن به یک شوخی ساده بیش از حد ادامه پیدا میکنند و مکثهای طولانی، انرژی کمدی را فرسوده میسازند.
این مسئله بهویژه زمانی آشکار میشود که فیلم از یک موقعیت کمیک به آواز یا اجرای نمایشی میپرد، بیآنکه این تغییر همیشه از دل داستان برآمده باشد. در کمدی، طولانی شدن یک لحظه میتواند ابتدا خنده را تقویت کند، اما اگر ضرباهنگ و تصاعد شوخی سنجیده نباشد، همان لحظه به سکون بدل میشود.
خط معمایی نیز به اندازهٔ کافی محکم نیست تا این پراکندگی را مهار کند. اسناد، رمزها و بدلکاریهای داستانی حضور دارند، اما اغلب بیش از آنکه اجزای یک سازوکار معمایی دقیق باشند، راهی برای رساندن شخصیتها به صحنهٔ بعدیاند. از همین رو، منطق کارآگاهی در حاشیه میماند و پیروزی یا ناکامی سیگرسن بار عاطفی چندانی پیدا نمیکند.
فیلم بیش از آنکه بپرسد «چه کسی و چگونه؟»، به این میاندیشد که «حالا چه موقعیت عجیبی میتوان ساخت؟» نسبت با کمدیهای وایلدر مقایسهٔ این اثر با «فرانکنشتاین جوان» تقریباً گریزناپذیر است، بهویژه برای تماشاگرانی که وایلدر را در همکاری با مل بروکس به یاد میآورند. فیلم از همان فضای بازیگوش و هجوآمیز بهره میبرد، اما سازوکار کمدیاش به همان اندازه منسجم نیست.
« بعضی از این انتخابها سرگرمکنندهاند؛ برخی دیگر چنان طولانی میشوند که ضرباهنگ شوخی را از بین میبرند. »
قوتها و کاستیها
در اینجا، شوخیها گاهی درخشاناند و گاهی پراکنده؛ گروه بازیگران جذاب است، اما همهٔ صحنهها به یک اندازه از حضورشان بهره نمیبرند. اثر بیش از آنکه تقلیدی مستقیم باشد، تجربهای شخصی از وایلدر در مقام نویسنده و کارگردان است؛ تجربهای که هم جسارت او را نشان میدهد و هم محدودیتهای کنترل ریتم و لحن را آشکار میسازد.
جمعبندی «ماجرای برادر باهوشتر شرلوک هولمز» کمدیای نامتوازن، اما دوستداشتنی است؛ فیلمی که در معماپردازی و انسجام روایی به ظرفیت ایدهٔ خود نمیرسد، ولی به لطف جین وایلدر و گروه بازیگران پرانرژیاش لحظات سرگرمکننده و تصویری بهیادماندنی میآفریند. سیگرسن هولمز شخصیتی جذاب در بنیاد است، هرچند نوسان میان زیرکی و گیجی گاه او را مبهم میکند.
ریتم کند بعضی صحنهها و شوخیهای کشدار نیز مانع از آن میشود که فیلم پیوسته در اوج بماند. با این حال، اثر برای دوستداران کمدیهای بازیگرمحور و جهانهای هجوآمیز ارزش تماشا دارد. جذابیتش نه در معمایی بینقص، بلکه در چهرهها، حرکات و لحظات نامعمولی است که از دل یک جمع هماهنگ بیرون میآیند.
این فیلم شاید به قلهٔ همکاریهای مشهور وایلدر نرسد، اما تصویری دلنشین از هنرمندی است که میکوشد میراثی آشنا را با شوخطبعی و تخیل شخصی خود از نو بسازد.
« سیگرسن هولمز شخصیتی جذاب در بنیاد است، هرچند نوسان میان زیرکی و گیجی گاه او را مبهم میکند. »
ثبت دیدگاه