نقد و بررسی
نقد The Two Big Shots | 1971
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم و قرارداد روایی «The Two Big Shots» یا «I due pezzi da 90» ساختهٔ اسوالدو چیوارانی، کمدی ایتالیایی سال ۱۹۷۱ است که زوج شناختهشدهٔ فرانکو فرانکی و چیچو اینگراسیا را در مرکز ماجرایی جناییـطنزآمیز قرار میدهد. فیلم از موقعیتی ساده و عامهپسند آغاز میکند: فرانکو و چیچو ناچارند کارخانهٔ سوسیسسازیشان را رها کنند و به دیدار پدرخواندهٔ فرانکو، نیکو کاوالارو، بروند؛ بیآنکه بدانند او قاچاقچی مواد مخدر است و میخواهد از آنها برای جابهجایی محمولههایش استفاده کند.
همین فاصلهٔ میان زندگی روزمرهٔ دو قهرمان و جهان زیرزمینیای که ناخواسته واردش میشوند، موتور اصلی کمدی فیلم است. از کارگاه کوچک تا جهان جرم کارخانهٔ سوسیسسازی در این روایت فقط یک محل کار نیست؛ نشانهٔ زندگی ساده و ملموس قهرمانان است. گذار از آن فضا به قلمرو قاچاقچیان، برخورد دو جهان ناهمگون را ممکن میکند: یکسو کار و معاش روزانه، سوی دیگر شبکهای پرآشوب از سوءتفاهم، تعقیب و خطر.
فیلم از همین تضاد برای ساختن موقعیتهای خندهآور بهره میگیرد؛ فرانکو و چیچو بهجای آنکه همچون قهرمانان جناییِ کارآزموده عمل کنند، با همان منطق عادی و دستوپاچلفتی خود به دل ماجرا میافتند. با این همه، طرح داستان بیش از آنکه بر زنجیرهای دقیق از علت و معلول استوار باشد، وسیلهای برای پرتاب کردن شخصیتها از یک موقعیت طنزآمیز به موقعیت بعدی است.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
حرکت سریع روایت، انرژی فیلم را حفظ میکند، اما گاهی به بهای باورپذیری تمام میشود. تصادفها و گرهگشاییهای شتابزده، بیشتر به منطق کمدی موقعیت تعلق دارند تا به واقعگرایی قصهای جنایی. نیروی دو بازیگر جذابیت اصلی فیلم در حضور فرانکو فرانکی و چیچو اینگراسیا نهفته است. اختلاف در شیوهٔ بازی و واکنشهایشان، رابطهای آشنا و مؤثر میسازد: یکی با جنبوجوش و واکنشهای تند، صحنه را به حرکت درمیآورد و دیگری با مکثها، نگاهها و نوعی جدیت کمیک، ضرباهنگ او را تعدیل میکند.
طنز نه فقط در شوخیهای جداگانه، بلکه در فاصلهٔ میان دو شخصیت شکل میگیرد؛ در آنچه یکی میگوید و آنچه دیگری از آن میفهمد، یا در تفاوتی که میان اعتمادبهنفس ظاهری و درماندگی عملیشان پدیدار میشود. این هماهنگی، بهویژه در لحظههایی که دو قهرمان باید با موقعیتهای تازه کنار بیایند، فیلم را سرزنده نگه میدارد.
بازیگران چنان با جهان کموبیش نامعقول داستان همراه میشوند که تماشاگر، دستکم برای مدتی، پرسش از احتمال وقوع رویدادها را کنار میگذارد و به تماشای بازی و واکنش آنها دل میسپارد. بااینحال، همین اتکا به جذابیت زوج مرکزی باعث میشود شخصیتهای پیرامونی کمتر فرصت پیدا کنند از حد کارکردهای داستانی فراتر بروند.
« حرکت سریع روایت، انرژی فیلم را حفظ میکند، اما گاهی به بهای باورپذیری تمام میشود. »
شخصیتها و اجرا
طنزی برآمده از سوءتفاهم بخش مهمی از خندهها از ناآگاهی فرانکو و چیچو دربارهٔ ماهیت واقعی نیکو و نقشههای او سرچشمه میگیرد. آنها وارد موقعیتی خطرناک میشوند، اما آن را با معیارهای ساده و روزمرهٔ خود میسنجند. این فاصله میان خطر واقعی و درک محدود قهرمانان، زمینهای کلاسیک برای کمدی فراهم میکند: هرچه جهان اطرافشان جدیتر و تهدیدآمیزتر باشد، واکنشهای نامتناسب آنها خندهآورتر به نظر میرسد.
فیلم همچنین از برخورد با قراردادهای سینمای جنایی بهره میبرد. قاچاقچی، پلیس، همدستها و محمولهٔ مشکوک، عناصر آشناییاند که در اینجا برای ایجاد هیجان و شوخی به کار گرفته میشوند، نه برای ترسیم تصویری پیچیده از جرم یا سازوکار آن. این انتخاب به فیلم سبکی خوشتماشا میبخشد، اما دامنهٔ طنز را نیز محدود میکند: وقتی الگوهای جنایی تنها بهانهای برای تعقیبوگریز باشند، امکان پرداخت دقیقتر به شخصیتها و رابطهٔ مرکزی کاهش مییابد.
ضرباهنگ، تعقیبوگریز و محدودیتهای ساختاری فیلم با تکیه بر تغییر پیدرپی موقعیتها، تلاش میکند از افت انرژی جلوگیری کند. رفتوآمد میان فضای کار، ملاقات با نیکو و گرفتاریهای بعدی، روایتی پرتحرک میسازد که برای کمدی عامهپسند مناسب است. این جنبوجوش در لحظههای موفق، ریتمی سبک و بازیگوشانه پدید میآورد؛ اما در بخشهایی دیگر، تعقیبوگریزها و کلیشههای جنایی جای بسط رابطهٔ دو قهرمان را میگیرند.
« آنها وارد موقعیتی خطرناک میشوند، اما آن را با معیارهای ساده و روزمرهٔ خود میسنجند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این کاستی مهمی است، زیرا فیلم در اصل بیش از هر چیز بر همراهی فرانکو و چیچو تکیه دارد. اگر فرصت بیشتری برای نشان دادن اختلافها، وابستگیها و شیوهٔ تصمیمگیری مشترک آنها فراهم میشد، ماجرا میتوانست فراتر از مجموعهای از گرفتاریهای پیاپی عمل کند. در وضع موجود، پیوند دو شخصیت عمدتاً از دل رفتارهای کمیک و واکنشهای لحظهای دیده میشود؛ پیوندی که شیرین و تماشایی است، اما عمق دراماتیک چندانی نمییابد.
لحن و نسبت کمدی با خشونت لحن فیلم همواره به یک اندازه استوار نمیماند. در بخشهایی، سبک کمدی و ماجراجویانه بر همهچیز سایه میاندازد و خطرها چنان سبکپردازی میشوند که تماشاگر آنها را بخشی از بازی بداند. اما حضور خشونت در برخی صحنهها، گاه با این فضای نرم و سرخوشانه همخوان نیست.
مسئله صرفاً وجود خشونت نیست؛ مسئله این است که فیلم همیشه روشن نمیکند قرار است با آن چه نسبتی داشته باشیم: تهدیدی جدی، یا صرفاً محرکی برای شوخی بعدی. این نوسان، بهخصوص در اثری که بر جذابیت بیخطر و بازیگوشانهٔ قهرمانانش متکی است، میتواند حس یکپارچگی را کاهش دهد. فیلم میان کمدی سبک و قالب جنایی در رفتوآمد است، بیآنکه همیشه این دو را در ترکیبی کاملاً هماهنگ به هم پیوند بزند.
« این کاستی مهمی است، زیرا فیلم در اصل بیش از هر چیز بر همراهی فرانکو و چیچو تکیه دارد. »
قوتها و کاستیها
نتیجه، اثری است که لحظههای سرگرمکنندهٔ فراوان دارد، اما از نظر لحن و پرداخت، گاه ناهموار میشود. ارزش تماشا و نوع مخاطب «The Two Big Shots» بیش از آنکه به دنبال دقت واقعگرایانه یا تحلیل اجتماعی باشد، خواهان سرگرم کردن مخاطب از راه بازیگری پرانرژی، سوءتفاهم و آشوب روایی است. ارزش آن را باید در این قرارداد سنجید: اگر تماشاگر بپذیرد که منطق موقعیت و حضور دو بازیگر بر انسجام کامل طرح تقدم دارد، فیلم میتواند تجربهای دلنشین و سبک فراهم کند.
اگر انتظار داشته باشد که ماجرای قاچاق و تعقیبوگریزها با جزئیات واقعگرایانه و شخصیتپردازی عمیق همراه شوند، احتمالاً با محدودیتهای اثر روبهرو خواهد شد. جمعبندی این کمدی ایتالیایی، داستان دو صاحب کارخانهٔ سوسیس را بهانه میکند تا آنها را وارد جهان قاچاق و خطر کند؛ جهانی که بیش از هر چیز برای نمایش استعداد کمیک فرانکو فرانکی و چیچو اینگراسیا ساخته شده است.
بازیهای پرتحرک، تعامل دلنشین زوج مرکزی و ریتم ماجراجویانه، به فیلم سرزندگی میبخشند؛ در مقابل، نامحتمل بودن برخی رخدادها، جایگزین شدن تعقیبوگریز با پرداخت رابطهٔ دو قهرمان و نوسان میان طنز و خشونت، مانع انسجام کامل آن میشود. حاصل، اثری سبک و سرگرمکننده است که بهترین لحظههایش را نه در پیچیدگی داستان، بلکه در واکنشهای دو شخصیت اصلی و شیمی بازیگرانهٔ میان آنها مییابد.
« نتیجه، اثری است که لحظههای سرگرمکنندهٔ فراوان دارد، اما از نظر لحن و پرداخت، گاه ناهموار میشود. »
ثبت دیدگاه