نقد و بررسی
نقد Five Graves to Cairo | 1943
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بیابان بهمثابه میدان محاصره «Five Graves to Cairo» ساختهٔ Billy Wilder، تریلری جنگی است که نبرد را از میدان باز به فضایی کوچک و بسته میکشاند. داستان در شمال آفریقا و در میانهٔ جنگ جهانی دوم میگذرد: سرباز بریتانیایی، جان برَمبل، پس از جداافتادن از نیروهای خود به هتلی دورافتاده پناه میبرد؛ اما با رسیدن آلمانیها، همان پناهگاه به مقر فرماندهی رومل بدل میشود.
برَمبل برای زندهماندن هویت پیشخدمتی را میپذیرد که دیگر در میان زندگان نیست و ناخواسته وارد بازی خطرناکی از سوءظن، نقشبازیکردن و گردآوری اطلاعات میشود. فیلم با همین مقدمه، تعلیق را نه از انفجار و درگیری مستقیم، بلکه از امکان برملاشدن یک دروغ میسازد. بیابان در این اثر صرفاً پسزمینهای جغرافیایی نیست؛ نیرویی است که شخصیتها را از جهان معمول جدا میکند.
پهنهٔ بیانتها، گرما و کمبود پناه، پیش از آنکه آلمانیها هتل را اشغال کنند، برَمبل را در وضعیتی شکننده قرار میدهد. سپس هتل، با اتاقها و راهروهای محدودش، به دام دیگری تبدیل میشود: جایی که هر گفتوگو میتواند اطلاعاتی حیاتی آشکار کند و هر برخورد روزمره ممکن است به آزمون وفاداری بدل شود.
تعلیق بر پایهٔ هویت جعلی نیرومندترین سازوکار فیلم، دوگانگی هویت برَمبل است. او نهفقط باید خود را از دید دشمن پنهان کند، بلکه باید نقشی را ادامه دهد که صاحب اصلیاش شبکهای از مناسبات و انتظارات را پشت سر گذاشته است. هرچه برَمبل بیشتر میکوشد طبیعی به نظر برسد، خطر گرفتارشدنش نیز افزایش مییابد؛ زیرا طبیعیبودن در چنین محیطی به معنای دانستن جزئیاتی است که او نمیداند.
« فیلم با همین مقدمه، تعلیق را نه از انفجار و درگیری مستقیم، بلکه از امکان برملاشدن یک دروغ میسازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بدینترتیب، فیلم از موقعیتی ساده ــ سربازی در لباس پیشخدمت ــ منبعی پیوسته برای تعلیق میسازد. این تعلیق به جستوجوی پاسخهای داستانی محدود نمیماند. پرسش مهمتر آن است که برَمبل چگونه میان زندهماندن، وظیفهٔ نظامی و ملاحظات انسانی تعادل برقرار خواهد کرد. میل اولیهٔ او به حذف رومل با فرصتی پیچیدهتر جایگزین میشود: شاید نقش جعلیاش برای رساندن اطلاعات سودمندتر از اقدام مستقیم باشد.
فیلم در این نقطه، قهرمانی را نه بر پایهٔ قدرت جسمانی، بلکه بر اساس خویشتنداری و توانایی خواندن موقعیت تعریف میکند. این تغییر مسیر، ماجرا را از الگوی سادهٔ انتقام یا ترور دور میسازد و به آن بُعدی اخلاقی میبخشد. هتل؛ صحنهای فشرده و محدود تمرکز عمدهٔ روایت در هتل، هم امتیاز فیلم است و هم محدودیت آن.
از یک سو، محدودبودن فضا امکان میدهد که نگاهها، سکوتها و مکثها اهمیت پیدا کنند. اتاقی که در آن یک مقام آلمانی پرسشی ظاهراً معمولی مطرح میکند، میتواند به صحنهٔ بازجویی بدل شود؛ راهرویی ساده نیز به مسیر عبور اطلاعات و سوءظن تبدیل میشود. فیلم با استفاده از این فشردگی، حس محاصره را به شکلی ملموس منتقل میکند و تماشاگر را در کنار برَمبل، در وضعیتی دائماً ناپایدار مینشاند.
از سوی دیگر، همین وابستگی به یک مکان، گاه به یکنواختی میانجامد. هتل، با وجود کارکرد دراماتیک مؤثرش، ظرفیت بصری محدودی دارد و بخشهایی از فیلم ناگزیر بر گفتوگوهای طولانی و تکرار موقعیتهای مراقبت و بدگمانی تکیه میکنند. اگر انتظار تصویری گسترده از کارزار نظامی شمال آفریقا وجود داشته باشد، اثر چندان به آن پاسخ نمیدهد؛ جنگ بیشتر از طریق پیامدهایش و فشار روانیاش حضور دارد تا از راه نمایش مستقیم نبرد.
« بدینترتیب، فیلم از موقعیتی ساده ــ سربازی در لباس پیشخدمت ــ منبعی پیوسته برای تعلیق میسازد. »
شخصیتها و اجرا
بااینحال، فیلم محدودیت تولیدی یا روایی خود را تا اندازهای به ابزار تعلیق بدل میکند. بازیها و حضور پرقدرت رومل Franchot Tone در نقش برَمبل، قهرمانی را تصویر میکند که بیش از آنکه با اطمینان و اقتدار پیش برود، به ناچار واکنش نشان میدهد و خود را با خطرهای تازه وفق میدهد. بازی او در بهترین لحظات، اضطراب را در رفتاری کنترلشده پنهان میکند: شخصیت میداند که کوچکترین لغزش ممکن است مرگبار باشد، اما نمیتواند ترس خود را آشکار سازد.
این مهار، با موقعیت داستانی او سازگار است و به فیلم کمک میکند تا قهرمانش را انسانی آسیبپذیر نشان دهد، نه جاسوسی بینقص و شکستناپذیر. Erich von Stroheim در نقش رومل، حضوری بهمراتب سنگینتر و نافذتر دارد. او فرماندهای را میسازد که قدرتش تنها از مقام نظامیاش نمیآید؛ شیوهٔ ورود، نگاه و نحوهٔ سخنگفتنش نیز فضای اطراف را تحت سلطه میگیرد.
رومل در این تصویر صرفاً دشمنی خشن و یکبعدی نیست، بلکه شخصیتی با اعتمادبهنفس و هوشیاری است؛ همین امر، رویارویی ذهنی او با برَمبل را باورپذیرتر و خطرناکتر میکند. Anne Baxter در نقش موش نیز حضوری مستقل دارد و شخصیتش را به عنصری فراتر از همراه عاطفی قهرمان بدل میسازد. در سوی دیگر، Akim Tamiroff با نقش فرید، از فضای پرفشار فیلم لحظاتی انسانیتر و گاه سبکتر میآفریند.
گفتوگو، اطلاعات و ریتم روایت فیلمنامهٔ Wilder و Charles Brackett بر گفتوگو تکیهٔ فراوان دارد؛ زیرا اطلاعات، در این جهان، ارزشمندترین سلاح است. شخصیتها با پرسیدن، پنهانکردن و سنجیدن واکنش یکدیگر پیش میروند. جملهها اغلب دو سطح دارند: معنای ظاهریشان برای جمع، و معنای پنهانیشان برای کسی که میکوشد از نقش جعلی خود محافظت کند.
« بااینحال، فیلم محدودیت تولیدی یا روایی خود را تا اندازهای به ابزار تعلیق بدل میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این لایهمندی، گفتوگوها را به بخشی از کنش تبدیل میکند، نه مکثی میان صحنههای هیجانانگیز. بااینحال، همین ویژگی گاهی ریتم را سنگین میکند. بعضی صحنهها چنان به تبادل کلام و توضیح متکیاند که حرکت تصویری و تنش بدنی عقب مینشیند. تماشاگر باید پیوسته جزئیات را دنبال کند و از زیرمتن گفتوگوها سرنخ بگیرد؛ کاری که برای مخاطب علاقهمند به تریلرهای ذهنی جذاب است، اما ممکن است از شتاب روایت بکاهد.
فیلم در مجموع توانایی خوبی در کاشتن اطلاعات و بازگرداندن آنها دارد، ولی همهٔ لحظاتش از یک ضرباهنگ یکسان برخوردار نیستند. لحن جنگی و سایهٔ تبلیغات «Five Graves to Cairo» در دورهای ساخته شد که جنگ هنوز واقعیتی جاری بود، و این فاصلهٔ اندک با رویدادها در لحن اثر احساس میشود. فیلم در ترسیم دشمن، همیشه به تصویر سادهٔ نیرویی ابله و ناتوان پناه نمیبرد؛ آلمانیها در محیط هتل میتوانند منظم، زیرک و خطرناک باشند.
همین امر به تعلیق کمک میکند، زیرا برَمبل با دشمنی روبهرو است که توان تشخیص تناقض را دارد. در عین حال، فیلم آشکارا از چارچوبی ملیگرایانه و تبلیغاتی جدا نیست و در بعضی لحظات، شخصیتها و رویدادها را در خدمت تأکیدهای سیاسی زمانه قرار میدهد. این بُعد، بهویژه در فرجام کلی اثر، ممکن است برای تماشاگر امروز آشکارتر از مخاطب زمان تولید باشد.
فیلم گاه از ظرافت تریلر فاصله میگیرد تا معنایی مستقیم و خطابی عرضه کند؛ در نتیجه، پایانبندیِ موعظهگرانه میتواند از پیچیدگی روانی بخشهای پیشین بکاهد. بااینهمه، نگاه تاریخی به این انتخاب اهمیت دارد: فیلم نه از فاصلهٔ آرامِ پس از جنگ، بلکه در دل دورهای ساخته شده که سینما خود یکی از ابزارهای شکلدادن به تصور عمومی از نبرد و دشمن بود.
« این لایهمندی، گفتوگوها را به بخشی از کنش تبدیل میکند، نه مکثی میان صحنههای هیجانانگیز. »
قوتها و کاستیها
فرم تصویری و فضای صوتی سیاهوسفیدبودن فیلم، بهجای آنکه صرفاً نشانهٔ زمان تولید باشد، به ساختن فضای داستان کمک میکند. تضاد میان بیرونِ روشن و خشنِ بیابان و فضای داخلی هتل، حسی از پناه موقت و امنیت شکننده پدید میآورد. نور و سایه، بهخصوص در فضاهای بسته، بر رازآلودگی و مراقبت دائمی تأکید میکنند.
قابها اغلب شخصیتها را در نسبت با درگاهها و مرزهای اتاقها نشان میدهند؛ گویی هرکس در محدودهای موقت قرار گرفته و امکان عبور از آن میتواند خطر یا نجات را به همراه داشته باشد. موسیقی Miklós Rózsa نیز در خدمت تنش است، بیآنکه جایگزین منطق روایی شود. فضای صوتی فیلم بیشتر از آنکه شکوه میدان جنگ را تداعی کند، به نگرانی و انتظار نزدیک است.
این انتخاب با ساختار اثر همخوانی دارد: خطر غالباً هنوز رخ نداده، اما همهٔ شخصیتها میدانند که ممکن است در هر لحظه از راه برسد. از این منظر، فیلم موفق میشود حتی در صحنههای کمتحرک، نوعی اضطراب زیرپوستی را حفظ کند. جمعبندی «Five Graves to Cairo» اثری است که قوت اصلیاش را از یک وضعیت داستانی فشرده و پربازده میگیرد: سربازی با هویتی جعلی، در مکانی اشغالشده، باید در برابر دشمنی هوشیار نقش خود را حفظ کند.
Billy Wilder از این موقعیت، تریلری میسازد که بر بدگمانی، گفتوگوی دوپهلو و فشار روانی تکیه دارد و بازی پرقدرت Erich von Stroheim به آن وزن و کشش ویژهای میبخشد. محدودبودن فضای هتل و پرگویی برخی صحنهها، گاه از تنوع و شتاب روایت میکاهد؛ پایانبندی نیز ردّ آشکار زمانهٔ تبلیغاتی خود را بر جای میگذارد.
« تضاد میان بیرونِ روشن و خشنِ بیابان و فضای داخلی هتل، حسی از پناه موقت و امنیت شکننده پدید میآورد. »
جمعبندی
بااینحال، فیلم همچنان نمونهای گیرا از سینمای جنگیِ متکی بر تعلیق است؛ اثری که خطر را نه فقط در میدان نبرد، بلکه در هر نگاه، هر پرسش و هر واژهٔ نابهجا جای میدهد.
ثبت دیدگاه