نقد و بررسی
نقد The Taking of Pelham 1 2 3 | 2009
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
اثیری که در شتاب نفس میکشد «The Taking of Pelham 1 2 3» تریلری شهری از Tony Scott است که حادثهای ناگهانی را به موتور محرک روایتی پرتنش بدل میکند: چند مرد مسلح قطاری را در متروی نیویورک میربایند و مسافران را گروگان میگیرند؛ والتر گاربر، مسئول کنترل حرکت قطارها، ناخواسته در مرکز مذاکره با رهبر گروگانگیران قرار میگیرد.
فیلم از همان ابتدا بهجای آنکه برای ساختن تعلیق، آهسته و محتاط پیش برود، تماشاگر را در ضرباهنگی تند و پرفشار میاندازد. زمان در اینجا فقط پسزمینه نیست؛ فشاری دائمی است که شخصیتها را وامیدارد پیش از آنکه تصویر کاملی از وضعیت داشته باشند، تصمیم بگیرند. مایهی اصلی اثر، رویارویی دو مرد در دو سوی خط ارتباطی است: یکی در اتاق کنترل، میان نمایشگرها و پروتکلهای شهری؛ دیگری در دل قطار و مسلط بر جان گروگانها.
فیلم از این تقابل برای ساختن کشمکش استفاده میکند، اما بیش از آنکه به مکاشفهای عمیق دربارهی روان آدمها تبدیل شود، به نیروی پیشبرندهی یک سرگرمی پرتحرک وابسته میماند. همین انتخاب، هم نقطهی قوت فیلم است و هم حد آن را مشخص میکند. کارگردانی: شهر بهمثابه دستگاهی عصبی Tony Scott نیویورک را نه تصویری توریستی، بلکه شبکهای از مسیرها، تونلها، اتاقهای کنترل و خیابانهای گرفتار ترافیک میبیند.
مترو در فیلم صرفاً محل وقوع حادثه نیست؛ دستگاهی عظیم و پیچیده است که با توقف یک قطار، نظم روزمرهی شهر را از تعادل خارج میکند. نمای نزدیک از ابزارها و صفحهنمایشها، حرکت سریع دوربین و تدوینی که بهندرت مجال آسودگی میدهد، حسِ محصوربودن در سامانهای پرسرعت را تقویت میکند. این سبک، در صحنههای مذاکره و جابهجایی اطلاعات مؤثر است.
« همین انتخاب، هم نقطهی قوت فیلم است و هم حد آن را مشخص میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تماشاگر، همچون شخصیتها، پیوسته میان نقاط مختلف شهر و بخشهای گوناگون بحران جابهجا میشود و کمتر فرصت مییابد از فاصلهای امن به ماجرا نگاه کند. بااینحال، شتاب بصری گاهی جای عمق را میگیرد. حرکت و برش فراوان همیشه به معنای افزایش تعلیق نیست؛ در بعضی لحظات، تصویر چنان بیقرار میشود که جزئیات مهم در ازدحام محرکها گم میشوند.
فیلم میخواهد هر لحظه پرانرژی باشد، حتی وقتی روایت به مکث یا وضوح بیشتری نیاز دارد. دنزل واشینگتن و قهرمانی بیادعا دنزل واشینگتن در نقش والتر گاربر، مرکز ثقل عاطفی فیلم است. بازی او بر نمایش قدرت بیرونی تکیه نمیکند؛ گاربر نه مأموری آموزشدیده برای عملیات نجات است و نه قهرمانی که از پیش برای رویارویی با بحران آماده شده باشد.
او کارمندی است که روزش از مسیر عادی خارج شده و حالا باید در موقعیتی بیسابقه، میان مسئولیت حرفهای و خطر انسانی تعادل برقرار کند. واشینگتن این ناهمخوانی را با متانت و خویشتنداری به تصویر میکشد. حضور او به فیلم انسجام میدهد. وقتی موقعیت داستانی از منطق خود فاصله میگیرد، واکنشهای سنجیدهی گاربر همچنان قابلفهم باقی میمانند؛ او میکوشد گوش کند، اطلاعات را مرتب کند و در گفتوگو راهی برای کاستن از تنش بیابد.
این خصلت، قهرمان را انسانیتر از کلیشهی مردی میکند که در هر بحران بلافاصله همهچیز را تحت کنترل میگیرد. در عین حال، فیلمنامه گاهی برای گذشتهی او بیش از آنچه لازم است توضیح فراهم میکند؛ جزئیاتی که قرار است شخصیت را پیچیدهتر کنند، همیشه به انتخابها و رفتار کنونیاش عمق متناسبی نمیبخشند.
« بااینحال، شتاب بصری گاهی جای عمق را میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
جان تراولتا و شروری برونگرا در سوی دیگر، جان تراولتا نقش رایدر را با شدت و نوسانی آشکار بازی میکند. او صدای بلند، رفتار پیشبینیناپذیر و خشمهای ناگهانی را به ابزار سلطه تبدیل میکند و حضورش در تماسهای تلفنی، کشمکش را از یک مذاکرهی اداری به مسابقهای روانی میکشاند. این بازی پراغراق، در ابتدا انرژی زیادی به فیلم میدهد؛ رایدر کسی نیست که بتوان با چند جملهی رسمی مهارش کرد.
اما همین غلو گاهی از باورپذیری میکاهد. فیلم میخواهد رهبر گروگانگیران را هم تهدیدی واقعی و هم شخصیتی نمایشی نشان دهد؛ تعادل میان این دو سویه همیشه برقرار نمیماند. برخی فورانهای رفتاری او بهجای آنکه خطر را پیچیدهتر کنند، حسی از اجرای پرحرارت به وجود میآورند. تقابل واشینگتن و تراولتا بهسبب تفاوت آشکار در شیوهی بازیشان جذاب است، ولی این تضاد در همهی لحظات به تنش روانشناختی عمیقی تبدیل نمیشود.
فیلمنامه و گره مالی هستهی سادهی قصه ــ قطار ربودهشده، گروگانها و مطالبهی پول ــ برای یک تریلر پرتعلیق ظرفیت کافی دارد. مسئله از جایی آغاز میشود که فیلم میکوشد این بحران را به سازوکارهای مالی و معاملات بورس پیوند دهد. این ایده قرار است دامنهی جنایت را از یک باجگیری معمولی فراتر ببرد و به آن بُعدی حسابشده و امروزی بدهد؛ اما توضیحها و ارتباط میان اجزای این طرح همیشه بهقدر کافی روشن نیستند.
در نتیجه، تماشاگر ممکن است بیش از آنکه از هوشمندی نقشهی جنایت شگفتزده شود، درگیر فهمیدن منطق آن بماند. مشکل صرفاً پیچیدگی نیست؛ تریلر میتواند از ابهام برای ایجاد کنجکاوی بهره بگیرد، اما ابهام باید سرانجام به کشف یا انتظار معنادار برسد. اینجا گاهی اطلاعات مالی بیشتر نقش پوششی برای پیشبرد ماجرا پیدا میکند تا عنصری که از نظر دراماتیک به بحران عمق ببخشد.
« جان تراولتا و شروری برونگرا در سوی دیگر، جان تراولتا نقش رایدر را با شدت و نوسانی آشکار بازی میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
همین لغزش، بخشی از تعلیق را کاهش میدهد. تعلیق، گروگانها و ضرباهنگ فیلم در بهرهگیری از محدودیت زمانی موفقتر از پرداختن به جزئیات نقشه است. فشار بر مسئولان شهر، دشواری هماهنگی میان نیروهای مختلف و آسیبپذیری مسافران، بحران را به تجربهای فوری تبدیل میکنند. گروگانها در مقایسه با گاربر و رایدر کمتر شخصیتپردازی میشوند، اما حضورشان یادآور پیامد انسانی تصمیمهایی است که در اتاقهای کنترل و پشت تلفن گرفته میشوند.
قطارِ متوقفشده، فضایی بسته و تهدیدآمیز میسازد که امکان هرگونه اشتباه را پرهزینه جلوه میدهد. ضرباهنگ تند، فیلم را برای مدتی طولانی سرگرمکننده نگه میدارد. اطلاعات تازه، تماسها و واکنشهای نیروهای بیرون از مترو پیدرپی وارد روایت میشوند و مانع سکون آن میگردند. بااینحال، وقتی هر صحنه با شدت بالا ارائه شود، خودِ شدت بهتدریج عادی میشود.
فیلم گاه با صدای بلند و تدوین پرشتاب تأکید میکند که باید نگران بود، بیآنکه همیشه فرصت دهد نگرانی از دل شخصیتها و موقعیت رشد کند. میراث نسخهی پیشین و انتخابهای بازسازی این فیلم بازسازی اثری پیشین با همین عنوان است و ناگزیر در نسبت با آن دیده میشود. نسخهی Tony Scott بهجای تکرار صرف، بر رابطهی میان گاربر و رایدر و بر سبک پرتحرک خود تأکید میکند.
این رویکرد به فیلم هویتی مستقل میدهد، اما همهی تغییرها الزاماً به سود داستان نیستند. تأکید بر پیوندهای شخصی و پیشینهی قهرمان، گاهی از سادگی مؤثر موقعیت میکاهد و بحران را بیش از اندازه به گفتوگوی دو شخصیت محدود میکند. در عوض، فیلم از فضای معاصر و زیرساختهای شهری برای ساختن تصویری از نیویورکی بهره میگیرد که در آن نظم ظاهری، به شبکهای از تصمیمهای انسانی و فنی وابسته است.
« همین لغزش، بخشی از تعلیق را کاهش میدهد. »
قوتها و کاستیها
شهر ممکن است بزرگ و مجهز باشد، اما در لحظهی بحران، هیچ سامانهای بینیاز از اعتماد، ارتباط و انتخاب فردی نیست. این اندیشه در فیلم حضور دارد، هرچند همواره با ظرافت بسط نمییابد. جمعبندی «The Taking of Pelham 1 2 3» تریلری پرتحرک و خوشساخت در سطح اجراست که بیش از هر چیز بر تقابل دنزل واشینگتن و جان تراولتا تکیه میکند.
واشینگتن با بازی متین خود به فیلم لنگر عاطفی میدهد و تراولتا، با حضوری آشفته و پرهیاهو، به بحران نیرویی نمایشی میبخشد؛ نیرویی که گاه به اغراق میرسد. کارگردانی Tony Scott نیز با تصویرپردازی پرشتاب و فضای متراکم مترو، حس فوریت را بهخوبی منتقل میکند. در برابر این امتیازها، پیوند پیچیدهی ماجرا با معاملات مالی همیشه روشن نیست و برخی انتخابهای فیلمنامه، بهجای افزایش انسجام، روایت را سنگین میکنند.
پایانبندی نیز ممکن است برای تماشاگری که انتظار فرودی متناسب با شدت مسیر را دارد، کماثر جلوه کند. بااینهمه، فیلم در بخش بزرگی از زمان خود سرگرمکننده باقی میماند: اثری که تماشایش بیش از آنکه بهخاطر معمایی بینقص به یاد بماند، بهخاطر انرژی شهری، بازی واشینگتن و کشمکش تلفنیِ دو مرد در دو سوی یک بحران در ذهن میماند.
« این اندیشه در فیلم حضور دارد، هرچند همواره با ظرافت بسط نمییابد. »
ثبت دیدگاه