نقد و بررسی
نقد That's Entertainment! | 1974
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به تالار خاطره ساختهٔ جک هیلی جونیور، «That's Entertainment!» بیش از آنکه مستندی به معنای متعارف باشد، ضیافتی سینمایی است: بازگشتی به گنجینهٔ موزیکالهای امجیام که با حضور شماری از چهرههای نامدار آن دوران شکل میگیرد. فیلم به مناسبت پنجاهمین سالگرد استودیو ساخته شده و از میان اجراهای چند دهه، آوازها و رقصهایی را برمیگزیند که هم مهارت ستارگان را به رخ میکشند و هم شکوه نظام تولید استودیویی هالیوود را یادآوری میکنند.
از همان آغاز، روشن است که فیلم قصد ندارد تاریخ موزیکال را با فاصلهگیری انتقادی روایت کند. هدف اصلیاش زندهکردن لذت تماشا است: پردهای از اجراهای باشکوه، چهرههای آشنا و موسیقیهایی که گویی برای آن ساخته شدهاند تا تماشاگر را از روزمرگی جدا کنند. همین رویکرد، هم سرچشمهٔ جذابیت اثر است و هم محدودیت بنیادین آن.
ساختارِ گلچین و منطقِ تماشا فیلم روایت داستانی پیوسته ندارد؛ بخشهای موسیقایی را با معرفیها و خاطرهگوییهای ستارگان به یکدیگر پیوند میدهد. فرانک سیناترا، فرد آستر، جین کلی، بینگ کراسبی، دبی رینولدز و دیگر چهرهها در جایگاه راهنما ظاهر میشوند و تماشاگر را به بخشهایی از کارنامهٔ استودیو میبرند.
« از همان آغاز، روشن است که فیلم قصد ندارد تاریخ موزیکال را با فاصلهگیری انتقادی روایت کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این قالب، تماشای فیلم را به گشتوگذاری در آرشیوی عظیم بدل میکند؛ گویی هر اجرا دری است به فیلمی دیگر، زمانی دیگر و شیوهای دیگر از سرگرمی. اما این گشتوگذار همیشه مسیر روشنی ندارد. پیوند میان قطعات گاه بیشتر بر پایهٔ تداعی یا انتخابی کلی است تا طرحی تحلیلی. در نتیجه، فیلم ممکن است از یک اجرای پرتحرک به قطعهای با حالوهوایی کاملاً متفاوت بپرد، بیآنکه تفاوتها را به مسئلهای روایی یا تاریخی تبدیل کند.
این پراکندگی با ماهیت گلچین سازگار است، اما انسجام کلی را کاهش میدهد: تماشاگر بیشتر مجموعهای از لحظههای درخشان میبیند تا تصویری منظم از تحول موزیکال. اجراها؛ قلب تپندهٔ فیلم قدرت اصلی «That's Entertainment!» در خود شمارههاست. آوازها و رقصها نه صرفاً بهعنوان یادگارهایی قدیمی، بلکه همچون اجراهایی زنده و پرانرژی عرضه میشوند.
دقت حرکت، هماهنگی گروهی، ترکیببندی صحنه و اعتمادبهنفس ستارگان، حتی پس از گذشت سالها، جذابیت خود را حفظ کردهاند. فیلم بهخوبی میداند که گاه نیازی به توضیح نیست: یک اجرای خوشساخت، با ریتمی دقیق و حضوری مسلط، خود بهترین استدلال برای ماندگاری موزیکال است. تماشای این بخشها همچنین نشان میدهد که سرگرمی در آن سینما چگونه از پیوند آواز، رقص، طراحی صحنه و بازیگری شکل میگرفت.
« اما این گشتوگذار همیشه مسیر روشنی ندارد. »
شخصیتها و اجرا
بدن بازیگر به بخشی از میزانسن بدل میشد و حرکت، همانقدر که موسیقی، بار عاطفی صحنه را منتقل میکرد. این گنجینه، صرفاً چشمنواز نیست؛ سندی از مهارتهای اجرایی و امکانات تولیدی است که در قالب سینمای استودیویی به کمالی چشمگیر رسیده بودند. ستارگان در مقام میزبان حضور ستارگان سالخوردهتر، فیلم را از یک نوار بلندِ کلیپها فراتر میبرد.
آنها با خاطرهها، معرفیها و گاه لحنی بازیگوش، میان آثار گذشته و زمان حال پلی انسانی میسازند. اهمیت این بخشها فقط در شهرت گویندگان نیست؛ در آن است که تماشاگر برای لحظاتی با کسانی روبهرو میشود که خود در ساختن آن دوران سهم داشتهاند. خاطرهگویی آنان، حتی وقتی کوتاه و ساده است، به مجموعه گرما میدهد و حس همراهی ایجاد میکند.
در عین حال، میزبانها همیشه به تحلیل یا زمینهسازی عمیق نمیپردازند. حضورشان بیشتر عاطفی و تشریفاتی است تا پژوهشی؛ آنان میراث استودیو را با مهربانی به تماشاگر میسپارند، نه آنکه آن را موشکافانه بازبینی کنند. این انتخاب با لحن جشنوار فیلم هماهنگ است، اما فرصت پرداختن به سازوکارهای تولید، روابط کاری یا تغییر ذائقهٔ مخاطبان را محدود میسازد.
« بدن بازیگر به بخشی از میزانسن بدل میشد و حرکت، همانقدر که موسیقی، بار عاطفی صحنه را منتقل میکرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تدوین، ریتم و طول اجراها تدوین فیلم از تنوع بصری و موسیقایی بهره میبرد. جابهجایی میان دورهها، سبکها و اجراکنندگان مانع از آن میشود که مجموعه در تمام مدت به تجربهای یکنواخت بدل شود. تدوینگران تلاش میکنند هر قطعه مجال کافی برای اثرگذاری داشته باشد و سپس فیلم را به جاذبهٔ بعدی برسانند.
همین تنوع است که تماشای آرشیوی گسترده را دلپذیر میکند. بااینهمه، طول برخی اجراها بیش از اندازه به نظر میرسد. فیلم گاه بهجای آنکه بهترین لحظه را نگه دارد و با ضرباهنگی موجز پیش برود، اجازه میدهد قطعه تا انتهای طبیعی خود ادامه یابد. برای دوستداران موزیکال کلاسیک، این مکثها میتواند بخشی از لذت باشد؛ اما برای تماشاگری که انتظار روایتی فشردهتر دارد، ریتم کلی را کند میکند.
حاصل، فیلمی است که بیشتر برای غوطهوری در اجراها ساخته شده تا حرکت شتابان از یک بخش به بخش دیگر. نگاه ستایشآمیز و غیبتِ نقد تاریخی «That's Entertainment!» آشکارا شیفتهٔ میراث امجیام است. این شیفتگی نیرویی مثبت دارد: فیلم با شور و احترام، اجراهایی را دوباره در معرض دید قرار میدهد که ممکن بود از حافظهٔ عمومی دور بمانند.
« تدوین، ریتم و طول اجراها تدوین فیلم از تنوع بصری و موسیقایی بهره میبرد. »
قوتها و کاستیها
اما همین ستایش، مرز نگاه اثر را نیز تعیین میکند. استودیو در اینجا عمدتاً همچون کارخانهای رؤیاساز ظاهر میشود؛ تصویرش درخشان، منظم و دلپذیر است و کمتر نشانی از هزینههای انسانی و سازوکارهای سختگیرانهٔ نظام استودیویی دیده میشود. حتی بخشهایی که امکان ایجاد فاصلهای تأملی دارند، غالباً در خدمت حسرت و تجلیل قرار میگیرند.
فیلم بهندرت میپرسد چه کسانی پشت این شکوه کمتر دیده شدند، چه محدودیتهایی بر هنرمندان تحمیل میشد یا این تصویر ایدهآل چگونه ساخته و عرضه میشد. بنابراین بهتر است اثر را نه تاریخ جامع موزیکال، بلکه یادبودی باشکوه و گزینشی از تصویری دانست که امجیام از خود بهجا گذاشته است. اهمیت آرشیوی و تجربهٔ تماشاگر ارزش فیلم فقط در نوستالژی نیست.
کنار هم قرار دادن اجراهایی از دورههای گوناگون، امکان مقایسهٔ سبکها و دگرگونیهای سینمای موزیکال را فراهم میکند؛ هرچند خود فیلم این مقایسه را بهصورت نظاممند هدایت نمیکند. از این نظر، اثر هم جشن است و هم دروازهای برای کشف: تماشاگر ممکن است پس از دیدن یک شماره، به سراغ فیلم کامل آن برود و با جهان سینمایی گستردهتری روبهرو شود.
« اما همین ستایش، مرز نگاه اثر را نیز تعیین میکند. »
جمعبندی
از سوی دیگر، تماشای آن تجربهای جمعی و آیینی را تداعی میکند. معرفیهای ستارگان و توالی اجراها، حس حضور در مراسمی برای بزرگداشت یک دوره را پدید میآورند. همین کیفیت، فیلم را برای مخاطبانی که با آن آثار خاطره دارند عاطفیتر میکند و برای نسل تازه فرصتی میسازد تا شکوه فنی و اجرایی موزیکالهای کلاسیک را بیواسطهتر لمس کند.
جمعبندی «That's Entertainment!» مستندی پژوهشمحور یا روایتی منسجم از تاریخ سینمای موزیکال نیست؛ فیلمی است برآمده از عشق به اجرا، حافظه و افسون ستارگان. قوتش در انتخابهای چشمنواز، انرژی شمارههای موسیقایی و حضور گرم چهرههایی است که خاطرهٔ امجیام را شخصی و زنده میکنند. ضعفش نیز در پراکندگی ساختار، طول بعضی قطعات و نگاهی است که بیش از اندازه به تجلیل بسنده میکند.
با وجود این محدودیتها، فیلم در کاری که برای خود برگزیده موفق است: گنجینهای از لحظههای ماندگار را کنار هم مینشاند و به تماشاگر یادآوری میکند که چرا آواز و رقص میتوانند از محدودهٔ سرگرمی فراتر روند و به حافظهٔ سینما راه یابند. تماشای آن نه با انتظار یک تاریخ انتقادی، بلکه با آمادگی برای دیدن مجموعهای از اجراهای درخشان، بیشترین لذت را به همراه دارد.
« از سوی دیگر، تماشای آن تجربهای جمعی و آیینی را تداعی میکند. »
ثبت دیدگاه