نقد و بررسی
نقد Escape from Alcatraz | 1979
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جزیرهای در برابر اراده «Escape from Alcatraz» ساختهٔ Don Siegel، بیش از آنکه فیلمی پرهیاهو دربارهٔ گریز باشد، درامی فشرده دربارهٔ ارادهای است که در برابر نظمی ظاهراً شکستناپذیر قد علم میکند. فیلم از همان آغاز، زندان آلکاتراز را نه صرفاً پسزمینهای تاریخی، بلکه نیرویی فعال و مسلط میسازد: جزیرهای دورافتاده، محصور در آبهای سرد خلیج سانفرانسیسکو و جداافتاده از زندگی عادی.
انتقال Frank Morris به این زندان، آغاز تقابلی است میان ذهنی جستوجوگر و دستگاهی که بقای خود را در نظارت، تکرار و محدودکردن انتخابهای فرد میبیند. روایت بهسرعت روشن میکند که مقصد فیلم چیست، اما مسیر رسیدن به آن را شتابزده طی نمیکند. پرسش اصلی نه فقط این است که آیا گریزی ممکن است، بلکه این است که امکان آن چگونه، ذرهذره و در دل زندگی روزمرهٔ زندان ساخته میشود.
همین انتخاب، فیلم را از یک ماجرای حادثهمحور به مطالعهای دربارهٔ صبر و دقت تبدیل میکند. روایت ساده، تعلیق تدریجی فیلمنامهٔ Richard Tuggle بر خطی روایی و کمپیچوخم بنا شده است. فیلم بهجای افزودن رشتههای فرعی فراوان یا تکیه بر افشاگریهای پیدرپی، تمرکزش را بر شکلگیری نقشهای دشوار حفظ میکند.
جزئیات کار، مواد، زمانبندی و هماهنگی میان زندانیان آرامآرام در کنار هم قرار میگیرند و بیننده را به تماشاگر فرایندی بدل میکنند که هر گامش میتواند با کوچکترین خطا از هم بپاشد. تعلیق از همین انباشت جزئیات میآید، نه از ضرباهنگ پرشتاب یا موسیقی پرطنین. هر بار که یکی از اجزای نقشه پیش میرود، پرسش تازهای شکل میگیرد: آیا این تمهید از نگاه نگهبانان پنهان میماند؟
« روایت بهسرعت روشن میکند که مقصد فیلم چیست، اما مسیر رسیدن به آن را شتابزده طی نمیکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
آیا افراد درگیر میتوانند هماهنگ بمانند؟ فیلم پاسخها را یکباره عرضه نمیکند و از همین راه کنجکاوی را زنده نگه میدارد. بااینحال، همین تأکید بر تکرار و مراحل اجرایی گاهی به کندی میانجامد؛ بهویژه در نیمهٔ دوم، بخشهایی از روند ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار اوجهای پیدرپی دارند، طولانی جلوه کند.
کارگردانی و اقتصاد بیان سبک Don Siegel با جهان فیلم سازگاری چشمگیری دارد. او از نمایشگری اضافی پرهیز میکند و بهجای آن، بر چهرهها، فضاهای بسته و کنشهای کوچک تکیه میزند. دوربین اغلب در محدودههایی میماند که حس محدودیت را تقویت میکنند؛ راهروها، سلولها و محوطههایی که آزادی حرکت در آنها ظاهری و کنترلشده است.
تصویر، زندان را با انباشتن نشانههای نمایشی ترسناک نمیکند؛ خفقان بیشتر از راه تکرار و یکنواختی به تماشاگر منتقل میشود. این اقتصاد در اجرا با کمگویی فیلم نیز پیوند دارد. سکوتها و مکثها بخشی از زبان اثرند و گاه از دیالوگها گویاتر میشوند. البته این رویکرد همیشه به سود فیلم عمل نمیکند.
برخی گفتوگوها چنان مختصر یا تختاند که روابط میان شخصیتها عمق چندانی پیدا نمیکند. تماشاگر باید بخش مهمی از عاطفه و تنش را از رفتار و واکنشها دریافت کند؛ انتخابی که در لحظات مؤثر، فیلم را موجز و دقیق میسازد و در لحظات دیگر، به کمپرداختی میانجامد. کلینت ایستوود و قدرت خویشتنداری Clint Eastwood در نقش Morris حضوری کمادعا و محکم دارد.
« آیا افراد درگیر میتوانند هماهنگ بمانند؟ »
شخصیتها و اجرا
بازی او بر نمایش هوش یا توانایی شخصیت با گفتارهای توضیحی تکیه نمیکند؛ بیشتر از نگاه سنجیده، واکنشهای کوتاه و آرامشی میآید که در محیطی پرتنش حفظ میکند. این خونسردی، Morris را به قهرمانی پرشور و خطابهگو تبدیل نمیکند؛ او بیشتر مردی است که میسنجد، مشاهده میکند و تا حد ممکن انرژیاش را صرف هدفی مشخص میسازد.
اهمیت این بازی در آن است که مرکزیت شخصیت را بدون اغراق تثبیت میکند. ایستوود اجازه نمیدهد Morris به چهرهای شکستناپذیر و افسانهای بدل شود؛ جذابیتش از کنترل و سکوت میآید. در برابر او، Patrick McGoohan در مقام رئیس زندان، سیمای قدرتی خشک و سرد را شکل میدهد. تقابل این دو، بیش از آنکه نبردی کلامی باشد، برخورد دو نوع اراده است: ارادهٔ فردی برای یافتن راهی به بیرون و ارادهٔ نهادی برای حفظ اقتدار و نظم.
زندانیان؛ همدلی در حاشیهٔ روایت فیلم در میان زندانیان، چند چهرهٔ فرعی را به داستان وارد میکند که هر یک به نحوی از زیستن در فضای بستهٔ آلکاتراز اثر پذیرفتهاند. Doc، با علاقهاش به نقاشی، سویهای انسانی و آسیبپذیر به جهان فیلم میبخشد؛ هنر برای او صرفاً سرگرمی نیست، بلکه نشانهای از هویتی است که زندان میکوشد آن را محدود کند.
حضور English نیز به رابطههای میان زندانیان بُعدی فراتر از نقشهٔ فرار میدهد و نشان میدهد که همبستگی و اعتماد، حتی در محیطی مبتنی بر بیاعتمادی، میتوانند شکل بگیرند. بااینحال، پرداخت شخصیتهای فرعی یکدست نیست. برخی از آنان بیشتر کارکردی روایی دارند تا زندگی درونی مستقل؛ اطلاعات اندکی از گذشته یا جهان ذهنیشان دریافت میکنیم و فرصت چندانی برای گسترش رابطهها فراهم نمیشود.
« اهمیت این بازی در آن است که مرکزیت شخصیت را بدون اغراق تثبیت میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این محدودیت تا حدی با تمرکز فیلم بر Morris و نقشهٔ او هماهنگ است، اما در مواردی حس میشود که آدمها بیش از آنکه شخصیتهایی کامل باشند، اجزایی از سازوکار پیرنگاند. فضا، صدا و حس محصوربودن یکی از دستاوردهای اصلی فیلم، ساختن فضایی سرد و فرساینده است. آلکاتراز در قابها و موقعیتهای گوناگون، همزمان مکانی واقعی و تصویری از بنبست به نظر میرسد.
آبهای پیرامون جزیره، که در نگاه نخست میتوانند نشانهٔ گشودگی باشند، در عمل مرزهایی خطرناکاند. فاصله با خشکی، آزادی را نزدیک و در عین حال دستنیافتنی میکند؛ تضادی که به فیلم نیروی بصری و معنایی میدهد. طراحی صدا و موسیقی نیز عموماً در خدمت همین فضای مهارشدهاند. فیلم بهندرت میکوشد هیجان را بهزور بر صحنه تحمیل کند.
صدای محیط، سکوت سلولها و ریتم روزمرگی، بخشی از تجربهٔ تماشاگر میشوند. نتیجه، تعلیقی کمصداست که با نمونههای پرتحرکتر ژانر تفاوت دارد. البته همین پرهیز از تنوع حسی میتواند حس یکنواختی ایجاد کند؛ فیلم آگاهانه در فضای محدودش میماند، اما همهٔ تماشاگران این خویشتنداری را به یک اندازه جذاب نخواهند یافت.
ریتم و محدودیتهای اثر «Escape from Alcatraz» به زمان برای ساختن فرایند خود نیاز دارد. این کندی در بخشهایی فضاساز و ضروری است: نقشه باید باورپذیر شود و جهان زندان باید پیش از گریز، بر ذهن تماشاگر سنگینی کند. اما در بخشهایی دیگر، تکرار مراحل و کمبود تغییر در روابط، ضرباهنگ را پایین میآورد.
« فضا، صدا و حس محصوربودن یکی از دستاوردهای اصلی فیلم، ساختن فضایی سرد و فرساینده است. »
قوتها و کاستیها
اگر انتظار فیلمی پر از تعقیبوگریز، رویاروییهای بزرگ یا افشاگریهای ناگهانی وجود داشته باشد، این اثر ممکن است آرامتر از انتظار به نظر برسد. کمگویی فیلمنامه نیز دو وجه دارد. از یک سو، از توضیحهای زائد جلوگیری میکند و به تصویر فرصت میدهد معنا بسازد؛ از سوی دیگر، گاه شخصیتها را از پیچیدگی عاطفی لازم محروم میکند.
این نابرابری بهویژه در نقشهای فرعی دیده میشود. بااینهمه، ضعفهای یادشده بنیاد فیلم را متزلزل نمیکنند، زیرا محور اصلی روایت—صبر، تدبیر و فشار محیط—با وضوح و پیوستگی حفظ میشود. جمعبندی «Escape from Alcatraz» فیلمی استوار و کمادعاست که جذابیتش را از وضوح مقصد و دقت مسیر میگیرد.
Don Siegel داستان را بیحاشیه پیش میبرد و با بهرهگیری از فضای واقعی و خفقانآور زندان، تماشاگر را در دل فرایندی تدریجی قرار میدهد. بازی خویشتندار Clint Eastwood، تعلیق برآمده از جزئیات و تقابل آزادیخواهی فرد با اقتدار زندان، از مهمترین نقاط قوت اثرند. در برابر این امتیازها، ریتم کند، گفتوگوهای کمجان در برخی صحنهها و شخصیتهای فرعی کمپرداخت قرار دارند.
فیلم برای تماشاگر خواهان هیجان مداوم ساخته نشده است؛ نیروی آن در انتظار، سکوت و کار حسابشدهای است که گامبهگام پیش میرود. حاصل، درامی زندانمحور است که بهجای اتکا به شلوغی، با خونسردی و تمرکز، پرسش ساده اما نیرومند خود را پیش میکشد: در برابر نظامی که راه خروج را ناممکن میداند، ارادهٔ انسان تا کجا میتواند پیش برود؟
« این نابرابری بهویژه در نقشهای فرعی دیده میشود. »
ثبت دیدگاه