نقد و بررسی
نقد Meats | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بدن، هوس و باور «Meats» از تناقضی ساده اما پربار آغاز میشود: لین، زنی باردار و وگان، ناگهان هوس گوشت میکند؛ میلی که با تصویری که از خود و اصول اخلاقیاش ساخته، سازگار نیست. فیلم بهجای آنکه این کشمکش را به جدالی نظری دربارهٔ گیاهخواری و گوشتخواری تبدیل کند، آن را در تجربهای جسمانی و روزمره جای میدهد.
بدن لین چیزی میخواهد که ذهنش پس میزند؛ همین فاصله، نیروی محرک موقعیت کمدی و در عین حال سرچشمهٔ اضطراب اوست. بارداری در اینجا صرفاً بهانهای برای شکلدادن به یک هوس نامعمول نیست. این وضعیت، زندگی را در آستانهٔ دگرگونی قرار میدهد و پرسشهایی دربارهٔ مراقبت، مسئولیت و دگرگونی هویت پیش میکشد.
لین باید با واقعیتی روبهرو شود که نمیتواند آن را تنها با تکرار باورهای پیشینش حل کند. فیلم از همین تعارض کوچک، موقعیتی میسازد که هم خندهدار است و هم اندکی شرمآور؛ گویی تماشاگر نیز ناچار میشود میان قضاوت اخلاقی و همدلی با خواستهای ناخواسته معلق بماند. کمدیای که از ناراحتی نیرو میگیرد طنز «Meats» از جنس شوخیهای بیخطر و بیدردسر نیست.
خنده در آن اغلب درست در لحظهای پدید میآید که تماشاگر کمی معذب شده است. مواجههٔ لین با لاشهٔ حیوان و تلاشش برای فهمیدن چگونگی آمادهکردن گوشت، فاصلهای میان نیت اخلاقی و واقعیت مادیِ خوراک پدید میآورد. آنچه در زندگی روزمره ممکن است به شکل محصولی آماده و بیچهره دیده شود، اینجا دوباره به بدن و فرایند تبدیل میشود؛ و این بازگشت، هم مضحک است و هم تکاندهنده.
« بدن لین چیزی میخواهد که ذهنش پس میزند؛ همین فاصله، نیروی محرک موقعیت کمدی و در عین حال سرچشمهٔ اضطراب اوست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم این ناراحتی را بهسرعت خنثی نمیکند. برعکس، از آن برای پیشبردن کمدی بهره میگیرد. لین در موقعیتهایی قرار میگیرد که واکنشهایش میان انزجار، کنجکاوی، عذاب وجدان و میل نوسان میکنند. همین چندگانگی، شوخیها را زنده نگه میدارد: خنده نه از آن رو که موضوع بیاهمیت است، بلکه چون شخصیت نمیتواند بهآسانی از کنار آن بگذرد.
البته این رویکرد برای هر بینندهای دلپذیر نخواهد بود؛ برخی لحظهها عمداً چندشآور یا آزارندهاند و فیلم بهجای عقبنشینی، از همان نقطهٔ حساسیت تغذیه میکند. اجرای اشلی ویلیامز و حضور قصاب اشلی ویلیامز در نقش لین، هم مرکز عاطفی فیلم است و هم موتور کمدی آن. اجرای او بر اغراق صرف تکیه ندارد؛ جذابیت شخصیت در آن است که واکنشهایش را جدی میگیرد، حتی هنگامی که موقعیت بهطرزی آشکار نامتعارف شده است.
نگاهها، مکثها و تغییرهای ناگهانی در لحن، به لین امکان میدهند از درماندگی به شوخطبعی برسد، بیآنکه تناقضهایش محو شوند. او نه به چهرهای کاملاً مضحک بدل میشود و نه به سخنگوی یک موضع اخلاقی؛ انسانی است که میکوشد میان اعتقاد و نیاز تازهاش راهی پیدا کند. حضور Giancarlo Sbarbaro در نقش قصاب نیز به فضای فیلم کیفیتی ملموس میدهد.
او در برابر هیجان و دستپاچگی لین، آرام و حرفهای باقی میماند. این تضاد، بخش مهمی از کمدی را میسازد: یک طرف با انبوهی از پرسشهای اخلاقی و عاطفی روبهروست، و طرف دیگر با کاری عملی و آشنا سروکار دارد. قصاب بیشتر از آنکه نمایندهٔ بحثی نظری باشد، شخصیتی زمینی و کمواکنش است؛ سکوت و خونسردیاش به واکنشهای لین مجال میدهد که برجستهتر شوند.
« فیلم این ناراحتی را بهسرعت خنثی نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
اخلاق خوراک؛ مسئلهای جدی در لباسی بازیگوش «Meats» با موضوعی بحثبرانگیز وارد میدان میشود: آیا میتوان گوشت خورد و در عین حال نسبت به جانور و شیوهٔ تهیهٔ خوراک مسئول بود؟ فیلم پرسش را مطرح میکند، اما همیشه به یک اندازه از فاصلهٔ انتقادی برخوردار نیست. ایدهٔ «گوشتخواری مسئولانه» بهانهای برای مواجههٔ مستقیم با مادهٔ غذایی و فرایند آمادهسازی آن فراهم میکند، ولی در بخشهایی، گفتوگو و موقعیت بهگونهای پیش میروند که گویی فیلم میخواهد این رویکرد را بیش از اندازه آسان یا قانعکننده جلوه دهد.
این گرایش تبلیغی، اثر را به بیانیهای کاملاً یکطرفه تبدیل نمیکند، اما گاهی از پیچیدگی پرسشی که خود طرح کرده میکاهد. موضوعی مانند مصرف گوشت، هم به اخلاق فردی مربوط است و هم به نظام تولید، دسترسی، فرهنگ و عادت؛ فیلم کوتاه مجال پرداختن به همهٔ این لایهها را ندارد. بااینحال، گاه چنان بر تجربهٔ فردی لین متمرکز میشود که زمینهٔ گستردهتر مسئله در حاشیه میماند.
آنچه نجاتبخش است، باقیماندن نوعی تردید در خود شخصیت است: لین به پاسخ نهایی و آرامشبخش نمیرسد، و فیلم نیز در بهترین لحظههایش از وانمودکردن به حلوفصل کامل تعارض پرهیز میکند. فضای بصری و ریتم یک فیلم کوتاه با زمان کوتاه خود، «Meats» ناچار است از توضیحهای طولانی بپرهیزد و بر یک موقعیت مرکزی تکیه کند.
انتخاب قصابی بهعنوان فضای اصلی، این تمرکز را تقویت میکند: مکانی که در آن گوشت نه استعارهای دور، بلکه مادهای حاضر و قابل لمس است. فضای فروشگاه و حضور ابزار و لاشه، مفاهیم اخلاقی را از سطح گفتار به تجربهای حسی منتقل میکنند. این ویژگی در کنار بازی ویلیامز، سبب میشود موقعیت فیلم در ذهن بماند، حتی اگر دامنهٔ داستان محدود باشد.
« فیلم پرسش را مطرح میکند، اما همیشه به یک اندازه از فاصلهٔ انتقادی برخوردار نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ریتم اثر نیز بر تغییر تدریجی واکنشهای لین بنا شده است. تماشاگر از نخستین هراس و ناباوری او به سوی نوعی آشنایی ناخواسته با فرایند حرکت میکند. این مسیر، بیش از آنکه داستانی پرحادثه باشد، رشتهای از جابهجاییهای کوچک در نگاه شخصیت است. در چنین ساختاری، هر سکوت یا واکنش میتواند وزن زیادی پیدا کند؛ اما همین اتکا به لحظهها گاه باعث میشود فیلم بهجای گسترش ایدههایش، به تکرار شوخی و تأکید بر موقعیت بسنده کند.
کوتاهی اثر هم امتیاز است و هم محدودیت: انرژیاش را حفظ میکند، اما فرصت چندانی برای تعمیق پیامدهای عاطفی و اخلاقی باقی نمیگذارد. مرز میان شوخی و دلزدگی بخش مهمی از تجربهٔ تماشای فیلم در این است که واکنشهای متضاد را همزمان برمیانگیزد. صحنههای مرتبط با قصابی میتوانند برای برخی تماشاگران جسورانه و خندهآور باشند و برای برخی دیگر، بیش از حد گرافیکی یا ناخوشایند.
این دوگانگی تصادفی نیست؛ فیلم میخواهد تماشاگر نتواند موضوع را با فاصلهٔ امن تماشا کند. بااینحال، عبور از مرز آسایش همیشه به معنای عمق بیشتر نیست. هرجا شوخی صرفاً بر شدتِ چندشآوری موقعیت تکیه میکند، اثر از ظرافتی که در تضاد میان میل و وجدان به دست آورده فاصله میگیرد. پایانبندی نیز از همین مسئله آسیب میبیند.
تصویر یا موقعیت پایانیِ مرتبط با گوسفند، در قیاس با کشمکشهایی که فیلم تا آنجا ساخته، برای بعضی مخاطبان ناگهانی و کممایه جلوه میکند. این پایان میکوشد ضربهای طنزآمیز و بهیادماندنی بزند، اما بهجای آنکه همهٔ لایههای پیشین را در معنایی تازه جمع کند، ممکن است چون شوخیای مستقل و کمی ارزان به نظر برسد.
« ریتم اثر نیز بر تغییر تدریجی واکنشهای لین بنا شده است. »
قوتها و کاستیها
چنین انتخابی فیلم را از خاطر نمیبرد، اما الزاماً فرود دراماتیک رضایتبخشی هم فراهم نمیآورد. جمعبندی «Meats» فیلمی کوتاه، نامتعارف و جسور در انتخاب موقعیت است؛ اثری که هوس غذایی یک زن باردار را به میدان برخورد بدن، باور، اخلاق و طنز تبدیل میکند. بازی دوستداشتنی و دقیق اشلی ویلیامز، خونسردی قصاب و کمدی تلخی که از ناراحتی تغذیه میکند، به فیلم شخصیتی متمایز میبخشند.
در عین حال، لحظههای چندشآور، گرایش گاه یکطرفه به دفاع از ایدهٔ گوشتخواری مسئولانه و پایانبندی نهچندان پرمایه، مانع از آن میشوند که فیلم به کاوشی کاملاً متوازن و عمیق بدل شود. ارزش اثر بیش از آنکه در ارائهٔ پاسخی قطعی باشد، در بههمزدن آسودگی تماشاگر است. «Meats» وادار میکند به چیزی بنگریم که معمولاً از شکل نهایی و آمادهاش میشناسیم، و همزمان از ما میخواهد به تناقضهای لین بخندیم، بیآنکه بهسادگی او را محکوم کنیم.
همین ترکیب نامتجانسِ خنده و عذاب وجدان، با وجود لغزشهایش، فیلم را به تجربهای ماندگار و بحثبرانگیز تبدیل میکند.
« چنین انتخابی فیلم را از خاطر نمیبرد، اما الزاماً فرود دراماتیک رضایتبخشی هم فراهم نمیآورد. »
ثبت دیدگاه