نقد و بررسی
نقد پیتر پن و وندی (Peter Pan & Wendy) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سرزمین خیال در آستانه بزرگشدن «Peter Pan & Wendy» که دیوید لوری کارگردانی کرده، به قصهای بازمیگردد که در حافظهٔ فرهنگیِ چند نسل جا گرفته است: دختری در آستانهٔ ترک خانه، پسری که از بزرگشدن سر باز میزند و جزیرهای که وعده میدهد کودکی را از گذر زمان نجات دهد. فیلم، با حفظ مسیر آشنای سفر و رویارویی با کاپیتان هوک، میکوشد کانون عاطفی داستان را به تردید وندی دربارهٔ آیندهاش نزدیک کند.
پرسش اصلی فقط این نیست که بزرگشدن خوشایند است یا نه؛ مسئله این است که آیا میتوان از تغییر گریخت، بیآنکه بخشی از زندگی را از دست داد. این جهتگیری به فیلم امکانی برای خوانشی جدیتر میدهد، اما همیشه به تجربهای دراماتیک و پیوسته بدل نمیشود. «Peter Pan & Wendy» گاه بیش از آنکه قصه را با نیرویی تازه بازآفریند، یادآوریِ خوشساخت و محتاطانهای از عناصر آشنای آن است.
در نتیجه، بارِ اصلیِ تأثیرگذاری بر دوش فضای تصویری و اندیشهٔ پنهان در پسِ ماجراجویی میافتد. وندی و هراس از تغییر وندی در این روایت صرفاً همراه پیتر در سفری خیالانگیز نیست؛ او در نقطهای ایستاده که کودکی و بزرگسالی به هم میرسند. دلنگرانیاش از ترک خانه، به ماجرا معنایی شخصی میدهد و به فیلم اجازه میدهد در دلِ قصهٔ پریان، دربارهٔ استقلال، خانواده و پذیرش تغییر تأمل کند.
در بهترین لحظهها، ناکجاآباد نه فقط پناهگاهی برای خیال، بلکه پاسخی وسوسهانگیز به ترس از آینده است: جایی که میتوان زمان را متوقف کرد، اما بهای این توقف چیست؟ بااینحال، فیلم این پرسش را عمیقتر از آنچه طرح میکند نمیپرورد. وندی گاه به مرکز دیدگاهی تبدیل میشود که داستان قصد دارد از آن روایت شود، اما فرصت نمییابد تجربههای درونیاش را با جزئیات کافی بگستراند.
« این جهتگیری به فیلم امکانی برای خوانشی جدیتر میدهد، اما همیشه به تجربهای دراماتیک و پیوسته بدل نمیشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او در مسیر ماجرا از تماشاگرِ جهان پیتر به عاملی مستقلتر بدل میشود، ولی گذار میان این دو جایگاه میتوانست تدریجیتر و پرمایهتر باشد. اهمیت موضوعیِ وندی روشن است؛ آنچه کمرنگ میماند، جزئیات انسانیای است که این اهمیت را به تحولی ملموس بدل کند. پیتر پن؛ جذابیت و محدودیتِ نخواستن پیتر پن همواره شخصیتی دووجهی بوده است: سرزنده و بازیگوش، اما گرفتارِ امتناعی که پیامدهایش را بهدرستی نمیفهمد.
فیلم به این دوگانگی وفادار میماند و در پسِ آزادیِ بیقید او، سایهای از خودخواهی و ناپختگی را نیز نشان میدهد. همین انتخاب میتوانست تصویر تازهای از پسری بسازد که نخواستنِ بزرگشدن را نه فقط یک آرزو، بلکه نوعی گریز از مسئولیت میداند. اما پرداخت شخصیت بهندرت از طرح کلی فراتر میرود.
پیتر بیش از آنکه در طول روایت دگرگون شود، نمایندهٔ یک موضع باقی میماند؛ و رابطهاش با وندی نیز به اندازهای که بتواند وزن عاطفیِ پرسشهای فیلم را حمل کند، بسط نمییابد. بازی الکساندر مولونی شور و بیقراریِ لازم را دارد، ولی متن فرصت محدودی برای آشکارکردن تناقضهای عمیقتر شخصیت در اختیارش میگذارد.
هوک و سایهٔ کودکیِ ازدسترفته کاپیتان هوک یکی از جذابترین ظرفیتهای فیلم است، زیرا در این نسخه صرفاً نیرویی تهدیدکننده در برابر قهرمانان نیست. بازی جود لا به او خشونتی نمایشی میبخشد، اما در پسِ آن، رنج و آسیبپذیری نیز دیده میشود. تقابل او با پیتر، امکان میدهد داستان به پیامدهای ماندن در گذشته و معنای زخمهای کودکی نزدیک شود.
« اهمیت موضوعیِ وندی روشن است؛ آنچه کمرنگ میماند، جزئیات انسانیای است که این اهمیت را به تحولی ملموس بدل کند. »
شخصیتها و اجرا
هوک در این چارچوب، تصویری از بزرگشدنی است که از مسیر نادرست گذشته؛ نه پاسخی ساده برای ترس وندی، بلکه هشداری مبهم دربارهٔ آنچه زمان میتواند با آدمی بکند. این لایه از شخصیت، در بازی لا از خودِ گفتوگوها نیرومندتر است. او میان ابهتِ دزد دریایی و اندوهِ مردی که چیزی را از دست داده، نوسان میکند و به نقش حضوری ملموس میدهد.
بااینهمه، فیلم گاهی از بار عاطفیِ هوک سخن میگوید، بیآنکه آن را بهتمامی در ساختار روایت جا بیندازد. در نتیجه، این جنبهٔ تراژیک بیشتر همچون دریچهای به فیلمی ژرفتر عمل میکند تا محوری که داستان تا پایان بر آن تکیه کند. بازیگران و روابطی که فرصت گسترش نمییابند بازیگران جوان در مجموع به جهان فیلم گرما میبخشند.
اور اندرسون در نقش وندی، ترکیبی از کنجکاوی و دلنگرانی را ارائه میکند؛ مولونی نیز انرژیِ لازم برای پیتر را دارد. حضور یارا شهیدی در نقش تینکربل از نظر تصویری جلب توجه میکند، اما شخصیت او در قیاس با اهمیتش در اسطورهٔ پیتر پن، سهم محدودی از روایت به دست میآورد. برادران وندی و گروه بچههای گمشده نیز به شور جمعیِ ماجرا کمک میکنند، گرچه بیشترشان فرصت چندانی برای تمایز فردی پیدا نمیکنند.
جیم گفیگان در نقش اسمی لحنی سبکتر به بخشهایی از فیلم میآورد و از جدیتِ فضای دزدان دریایی میکاهد. مهمتر از تواناییِ جداگانهٔ بازیگران، مسئلهٔ پیوند میان آنان است: رابطهها اغلب در حد نشانههایی از صمیمیت، رقابت یا دلسوزی باقی میمانند. فیلم از ظرفیت این گروه برای ساختن تعارضهای عاطفیِ چندلایه استفاده نمیکند و همین امر بخشی از لحظههای مهم را کماثرتر میسازد.
« این لایه از شخصیت، در بازی لا از خودِ گفتوگوها نیرومندتر است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تصویر و طراحی جهان ناکجاآباد از امتیازهای برجستهٔ فیلم، جهان دیداری آن است. طبیعتِ گسترده و چشماندازهای سرسبز، ناکجاآباد را به مکانی واقعی و درعینحال افسانهای تبدیل میکنند؛ جایی که ویرانهها، جنگلها و فضای کشتی دزدان دریایی، به ماجرا بافتی ملموس میدهند. فیلم بهجای تکیهٔ کامل بر رنگپردازیِ پرزرقوبرق، به جلوهای زمینیتر و گاه رازآلود روی میآورد.
نتیجه، تصویری است که خیال را از جنس منظره و حرکت میسازد، نه فقط از انباشت عناصر جادویی. حرکت دوربین نیز در بخشهایی با بیقراریِ کودکانهٔ سفر هماهنگ میشود و به پروازها و درگیریها نیروی حرکتی میدهد. طراحی صحنهها و جهانسازی، بهویژه زمانی که شخصیتها در طبیعت یا فضای کشتی قرار میگیرند، از خوشساختترین جنبههای اثر است.
بااینحال، زیباییِ تصویر همیشه به کششِ دراماتیک نمیانجامد. گاهی منظرهها بیشتر تماشاییاند تا معنادار؛ فیلم جهان را میآراید، اما کمتر از آن برای افزودن لایهای تازه به شخصیتها بهره میگیرد. ریتم، روایت و مسئلهٔ تازگی ریتم فیلم از نارساییهای مهم آن است. روایت، با وجود ماجراهای متعدد و موقعیتهای پرتحرک، در بخشهایی مکثهایی دارد که نه به تعمیقِ شخصیتها کمک میکنند و نه تعلیق را افزایش میدهند.
همین کندی، فاصلهای میان زیباییِ بصری و نیروی روایی ایجاد میکند: چشماندازها توجه را نگه میدارند، اما قصه همیشه انگیزهٔ کافی برای پیشروی در اختیار مخاطب نمیگذارد. از سوی دیگر، فیلم در نسبت با نسخههای پیشین، بیش از آنکه ساختار قصه را دگرگون کند، بر لحنی جدیتر و نگاهِ متمایل به وندی تکیه دارد.
« تصویر و طراحی جهان ناکجاآباد از امتیازهای برجستهٔ فیلم، جهان دیداری آن است. »
قوتها و کاستیها
این جابهجایی بالقوه میتوانست بازخوانیِ تازهای بسازد، اما در عمل بسیاری از ایستگاههای اصلی همان مسیر آشنا را طی میکنند. وفاداری به قصهٔ شناختهشده بهخودیخود ضعف نیست؛ مسئله آن است که وفاداری، وقتی با جسارتِ روایی همراه نشود، ممکن است به تکرار بدل شود. فیلم چند ایدهٔ قابل تأمل پیش میکشد، اما برای پیوند دادن آنها به تجربهای کاملاً متمایز، به اندازهٔ کافی پیش نمیرود.
جمعبندی «Peter Pan & Wendy» اثری خوشتصویر و خوشساخت است که میکوشد قصهٔ مشهور پیتر پن را از زاویهٔ هراس وندی از بزرگشدن بازنگری کند. فضای خیالانگیز، بازیهای باورپذیر و برداشت چندلایهتر از هوک، از مهمترین داشتههای آناند. در مقابل، ریتم کشدار، شخصیتهایی که پرداخت کامل نمییابند و وابستگی زیاد به الگوی آشنا، مانع از آن میشوند که این بازآفرینی به اثری کاملاً متمایز بدل شود.
فیلم برای تماشاگرانی که خواهان بازگشتی تازه به ناکجاآبادند، لحظههای دیداری دلنشینی دارد؛ اما در نهایت، بیش از آنکه افسون قصه را از نو کشف کند، تصویری آرام و محتاطانه از افسونِ آشنا ارائه میدهد.
« فضای خیالانگیز، بازیهای باورپذیر و برداشت چندلایهتر از هوک، از مهمترین داشتههای آناند. »



ثبت دیدگاه