نقد و بررسی
نقد یامی (Yummy) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بیمارستانی که خود به کابوس بدل میشود «Yummy» ساختهٔ Lars Damoiseaux کمدیوحشتی بلژیکی است که از یک موقعیت بهظاهر آشنا، اما بهطرزی مؤثر نامطبوع، نیروی محرکهٔ خود را میسازد: زوجی جوان برای جراحی زیبایی به درمانگاهی فرسوده در اروپای شرقی میروند و خیلی زود درمییابند که ظاهر مشکوک آنجا بیدلیل نیست.
در کنار دختر و دوستپسرش، مادر او نیز برای انجام عمل آمده است؛ اما فیلم بهجای آنکه به درامی دربارهٔ انتخابهای پزشکی محدود بماند، بیمارستان را به میدان آشوبی زامبیمحور تبدیل میکند. حاصل، اثری است که بیش از هر چیز به دنبال سرگرمیِ پرخون، شوخیهای زمخت و موقعیتهای هولناک است؛ هرچند در همهٔ این مسیرها به یک اندازه موفق نمیشود.
جراحی زیبایی؛ زمینهای مناسب برای وحشت بدنی انتخاب بیمارستان جراحی زیبایی صرفاً تمهیدی برای گردآوردن چند شخصیت در یک مکان بسته نیست. فیلم از همان ابتدا بدن را موضوع مرکزی خود قرار میدهد: بدنی که میخواهد اصلاح شود، جوان بماند، از قضاوت دیگران در امان باشد یا به تصویری مطلوب نزدیکتر شود.
فضای درمانگاه، با وعدههای اغراقآمیز و نشانههای بیاعتمادی، این میل به تغییر را از همان آغاز با نگرانی درمیآمیزد. در چنین بستری، شیوع ویروس و دگرگونی بدنها ادامهٔ افراطی همان اضطرابی است که جراحی زیبایی در پسزمینه برمیانگیزد: بدن دیگر چیزی ثابت و قابلاعتماد نیست. بااینحال، فیلم این امکان مضمونی را بیشتر بهعنوان سوختی برای سرگرمی به کار میگیرد تا موضوعی برای کندوکاو جدی.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
ایدهٔ رویارویی زامبیها با محیطی که در آن بدنها پیوسته زیر تیغ و دستکاریاند، هوشمندانه و بهیادماندنی است؛ اما «Yummy» علاقهای چندان به واکاوی فشارهای اجتماعی پیرامون زیبایی یا پیامدهای روانی آن نشان نمیدهد. مضمون در سطحی قابلفهم و جذاب باقی میماند و سپس جای خود را به فرار، درگیری و شوخیهای سیاه میدهد.
آغاز گیرنده و جهانی باورپذیر در ناباوری نیمهٔ آغازین فیلم در ساختن حس ناامنی کامیاب است. بیمارستان، با راهروهای کمنور و بخشهای فرسودهاش، از همان ابتدا بیشتر به مکانی میماند که باید از آن گریخت تا جایی که میتوان به آن اعتماد کرد. فاصلهٔ میان ظاهر درمانی و آشفتگی پنهان محیط، تعلیقی ساده اما کارآمد میآفریند.
برخورد دوستپسر با زنی که در بخش متروکه به تخت بسته شده، نقطهٔ چرخش داستان است؛ تصمیم عجولانهٔ او برای آزادکردن زن، زنجیرهای از بحرانها را به راه میاندازد. این رخداد همچنین از همان ابتدا نقص مهمی در شخصیتپردازی را آشکار میکند. دوستپسر بارها بهجای آنکه با دقت و منطق موقعیت را بسنجد، دست به کاری میزند که گرفتاری تازهای میآفریند.
چنین حماقتی در کمدی وحشت میتواند زمینهٔ خنده باشد، اما فیلم گاه بیش از اندازه بر آن تکیه میکند. وقتی تصمیمهای نادرست پیدرپی و با کارکردی مشابه تکرار میشوند، خنده جای خود را به کلافگی میدهد. مخاطب ممکن است بهجای نگرانی برای شخصیت، از خود بپرسد چرا باز هم کسی همان اشتباه را مرتکب میشود.
« مضمون در سطحی قابلفهم و جذاب باقی میماند و سپس جای خود را به فرار، درگیری و شوخیهای سیاه میدهد. »
شخصیتها و اجرا
خونریزی، گریم و لذتِ اغراق قویترین برگ برندهٔ «Yummy» جلوههای عملی و طراحی زامبیهاست. گریمها تنوع و جزئیات چشمگیری دارند و خونریزیها با جسارتی متناسب با لحن بیپروا و عامهپسند فیلم به نمایش درمیآیند. فیلم از بدنهای آسیبدیده و دگرگونشده ابایی ندارد و فضای بیمارستانی را به صحنهای برای تصویرهای چندشآور و گاه خندهدار بدل میکند.
این جلوهها فقط تزئین صحنه نیستند؛ بخش مهمی از هویت فیلم را میسازند و به آن انرژی بصری میبخشند. طنز فیلم نیز غالباً از همین تضاد نیرو میگیرد: محیطی که قرار بوده محل درمان و بازسازی باشد، به فضایی برای آشفتگی و نابودی بدل میشود. در بهترین لحظهها، وحشت و خنده از یک موقعیت واحد برمیخیزند؛ حادثه هم تهوعآور است و هم بهسبب اغراق حسابشدهاش مضحک.
اما فیلم همیشه در تشخیص مرز میان شوخی سیاه و ابتذال موفق نیست. بعضی شوخیها بیش از آنکه غافلگیرکننده یا بامزه باشند، به تکرار ایدهای زمخت بسنده میکنند و لحن را از شوخطبعیِ گزنده به لودگی نزدیک میسازند. شخصیتهایی که بیش از اندازه بهانهاند شخصیتهای فیلم بیش از آنکه آدمهایی با جهان درونی روشن باشند، ابزار حرکت روایتاند.
دختر جوان و مادرش هر یک با خواستههای متفاوتی وارد بیمارستان میشوند، اما فیلم فرصت محدودی برای بسط رابطهٔ میان آنها یا کشف نگرانیهایشان فراهم میکند. دوستپسر نیز بیشتر با ترسها و اشتباههایش تعریف میشود تا با ویژگیهایی که او را به شخصیتی متمایز بدل کند. در نتیجه، وقتی بحران شدت میگیرد، پیوند عاطفی با گروه به اندازهای عمیق نیست که هر لحظهٔ خطر را به تجربهای واقعاً پرتنش تبدیل کند.
« خونریزی، گریم و لذتِ اغراق قویترین برگ برندهٔ «Yummy» جلوههای عملی و طراحی زامبیهاست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این کمعمقی با بازیهای گروهی تا اندازهای پوشانده میشود. بازیگران با جدیت نسبی در دل موقعیتهای مضحک عمل میکنند و همین جدیت، گاهی خود به منبع طنز بدل میشود. بااینهمه، فیلم در ساختن شخصیتهایی که پس از پایان تماشایش در ذهن بمانند، چندان کامیاب نیست. تماشاگر احتمالاً بیشتر صحنهها، گریمها و لحظات خونآلود را به یاد میآورد تا تحول یا پیچیدگی آدمهای گرفتار در بیمارستان را.
ریتمی که میان آشوب و تکرار نوسان میکند پس از شروعی جذاب، فیلم برای مدتی در چرخهای از فرار، مواجهه و خرابکاری گرفتار میشود. موقعیت تازهای پدید میآید، شخصیتها میکوشند از آن بگریزند و تصمیمی ناپخته دوباره گرفتاری را تشدید میکند. این الگو با ذات فیلم زامبیمحور سازگار است، اما «Yummy» گاه آن را چنان تکرار میکند که حرکت داستان کند و دورانی به نظر میرسد.
از همین رو، بخشی از میانهٔ فیلم انرژی اولیه را از دست میدهد. بااینحال، فیلم کاملاً از پا نمیافتد. جلوههای عملی، تغییر موقعیتها و شوخیهای بصری در بخشهایی دوباره جان تازهای به آن میبخشند. مشکل اصلی این است که افزایش آشوب همیشه با افزایش کشش داستانی همراه نیست. خونریزی بیشتر یا حادثهای عجیبتر لزوماً به معنای تعلیق بیشتر نیست؛ بهخصوص وقتی مخاطب از پیش میداند شخصیتها احتمالاً باز هم تصمیمی نادرست خواهند گرفت.
فیلم در بهترین لحظههایش از غافلگیری تصویری سود میبرد و در ضعیفترین بخشهایش به تکرار همان سازوکارها بسنده میکند. جایگاه فیلم در کمدی وحشت «Yummy» قصد ندارد زامبیها را از نو اختراع کند یا قواعد ژانر را دگرگون سازد. جذابیتش در کنار هم نشاندن عناصر آشنا با فضایی نامتعارف است: بیمارستان جراحی زیبایی، بدنهایی که در معرض تغییرند و شیوعی که نظم شکنندهٔ محیط را درهم میریزد.
« این کمعمقی با بازیهای گروهی تا اندازهای پوشانده میشود. »
قوتها و کاستیها
این ترکیب برای ساختن لحظههای سرگرمکننده و تصویرهای خونآلودِ بهیادماندنی کفایت میکند، اما فیلم در گسترش ایدههای خود به اثری عمیقتر یا از نظر روایی منسجمتر نمیرسد. همین محدودیت، انتظار درست از فیلم را روشن میکند. تماشاگرانی که به کمدی وحشت پرتحرک، گریمهای برجسته و شوخیهای سیاه علاقه دارند، احتمالاً از بخش مهمی از تجربهٔ آن لذت میبرند.
در مقابل، کسانی که به شخصیتپردازی دقیق، طنزی ظریف یا ریتمی پیوسته نیاز دارند، ممکن است با شوخیهای آزاردهنده و میانهٔ کمرمق فیلم فاصله بگیرند. «Yummy» بیشتر یک سرگرمی ژانری است تا اثری که بخواهد معنای عمیقی از دل وحشت بیرون بکشد. جمعبندی «Yummy» با ایدهٔ زامبیشیوع در بیمارستان جراحی زیبایی، زمینهای خلاقانه برای کمدی وحشت فراهم میکند و در گریم، جلوههای خونریزی و ساختن لحظههای پرهیاهو دستاوردی قابلتوجه دارد.
فیلم هرگاه بر تضاد میان محیط درمانی و آشوب جسمانی تکیه میکند، هویتی روشن و سرگرمکننده پیدا میکند. در برابر، شخصیتهای کمعمق، خرابکاریهای تکراری و شوخیهایی که گاهی از حد میگذرند، مانع از آن میشوند که ایدهٔ خوبش به روایتی یکدست و ماندگار بدل شود. نتیجه فیلمی است پرانرژی اما ناهموار: برای دوستداران خونریزی و کمدی سیاه جذاب، و برای کسانی که از لودگی و تکرار گریزاناند، احتمالاً کمحوصلهکننده.
« همین محدودیت، انتظار درست از فیلم را روشن میکند. »
ثبت دیدگاه