نقد و بررسی
نقد مامان را از قطار بیرون بینداز (Throw Momma from the Train) | 1987
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدی سیاه بر لبهٔ جنایت «Throw Momma from the Train» از همان ایدهٔ مرکزیاش بر تضادی نامتعارف بنا میشود: خشونتی هولناک که در قالبی سبک، عصبی و گاه کارتونی روایت میشود. لری دانر، نویسندهای گرفتار انسداد خلاقیت و خشم فروخورده از همسر سابقش، با اوون، شاگردی منزوی و گرفتار مادری سلطهگر، روبهرو میشود.
برخورد این دو جهانِ ناکام، طرحی را به راه میاندازد که سایهای از «بیگانگان در قطار» هیچکاک را بر خود دارد؛ اما فیلم نه میخواهد تریلری تمامعیار باشد و نه به کمدی خانوادگی متعارف تن میدهد. جذابیتش در همین ناپایداری است: تماشاگر مدام میان خنده، اضطراب و ناباوری جابهجا میشود. فیلم بهجای آنکه قتل را صرفاً رویدادی جنایی بداند، آن را به خیالپردازیِ آدمهایی پیوند میزند که راهی برای بیان خشم و درماندگی خود نمییابند.
در جهان لری و اوون، آرزوی حذف دیگری ابتدا بیشتر به زبان شکایت و خیال بیان میشود؛ اما همین خیال، وقتی از مرز گفتار عبور میکند، به سرچشمهٔ آشفتگی بدل میشود. کمدی سیاه فیلم از این شکاف نیرو میگیرد: میان بزرگیِ پیامدها و کوچکیِ آدمهایی که تصور میکنند میتوانند آنها را مهار کنند.
دو شخصیتِ نابرابر، یک شراکت نامحتمل تقابل لری و اوون ستون اصلی فیلم است. لری، با بدبینی و خشمی که پشت شوخی و غرغر پنهان میکند، در ظاهر فردی آگاه به قواعد زندگی است؛ اما شکست حرفهای و عاطفیاش نشان میدهد که این آگاهی چندان به اختیار و توانایی نمیانجامد. اوون، در سوی دیگر، سادهدل، تنها و از نظر اجتماعی ناآرام است؛ با اینحال، سادگیاش هرگز به معنای بیخطری نیست.
« جذابیتش در همین ناپایداری است: تماشاگر مدام میان خنده، اضطراب و ناباوری جابهجا میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او گاه با جدیتی کودکانه وارد موقعیتهایی میشود که لری فقط میکوشد از آنها فاصله بگیرد. تفاوت میان این دو بازیگر، موتور کمدی فیلم را روشن میکند. Danny DeVito اوون را با ترکیبی از معصومیت، سماجت و رفتارهای نامتعارف میسازد؛ شخصیتش در یک لحظه میتواند دلسوزی برانگیزد و در لحظهای دیگر، مخاطب را از بیپرواییاش نگران کند.
Billy Crystal نیز لری را با ضرباهنگ کلامی سریع و واکنشهای عصبی اجرا میکند؛ گویی ذهنش همزمان مشغول دفاع از خود، اعتراض به جهان و یافتن راه فرار است. شیمی این دو بر پایهٔ شباهت نیست، بلکه از اصطکاک خصلتهایشان حاصل میشود. هرچه یکی میکوشد وضعیت را به عقل و منطق بازگرداند، دیگری آن را با برداشتهای شخصی و رفتارهای غیرقابل پیشبینی پیچیدهتر میکند.
بازیگری؛ از آشفتگی تا اغراقِ حسابشده بازیهای پرانرژی، فیلم را از آنکه صرفاً مجموعهای از سوءتفاهمهای داستانی باشد نجات میدهند. DeVito در نقش اوون، بهعنوان بازیگر و کارگردان، بر حرکات و مکثهایی تکیه میکند که شخصیت را هم خندهدار و هم اندوهبار جلوه میدهند. رفتارهای اوون گاه به حد اغراق میرسد، اما بازیگر به شخصیتش نوعی نیاز عاطفی میبخشد: او نه فقط میخواهد از مادرش رها شود، بلکه در پی تأیید و رابطهای است که در زندگیاش کمرنگ مانده است.
Crystal، در مقابل، قهرمانی بهمراتب کمخویشتندارتر از آن چیزی است که خود میپندارد. نارضایتیاش از همسر سابق و ناکامی نویسندگی، به شکل بدخلقی و واکنشهای شتابزده بروز میکند. او در کمدی کلامی مهارت دارد و بسیاری از لحظههای فیلم را با زمانبندی دقیق و تغییر ناگهانی لحن جان میبخشد.
« او گاه با جدیتی کودکانه وارد موقعیتهایی میشود که لری فقط میکوشد از آنها فاصله بگیرد. »
شخصیتها و اجرا
Anne Ramsey نیز در نقش مادر اوون، حضوری قاطع و بهیادماندنی دارد. سلطهگری شخصیتش چنان پررنگ است که حتی حضورهای کوتاهش میتواند فضای صحنه را تصرف کند. بااینهمه، شدت اجرای او و دیگران بخشی از دوگانگی فیلم را نیز آشکار میکند: شخصیتها بیشتر به تیپهای کمدی نزدیک میشوند تا انسانهایی که فرصت کافی برای لایهلایهشدن یافته باشند.
نگاه کارگردانی و سایهٔ هیچکاک این اثر نخستین تجربهٔ بلند سینمایی Danny DeVito در مقام کارگردان بود و علاقهاش به بازی با قواعد ژانر در سراسر فیلم دیده میشود. ارجاع به «بیگانگان در قطار» تنها نشانهای تزئینی نیست؛ فیلم از خودِ ایدهٔ جابهجاییِ جنایت و مسئولیت بهره میگیرد تا به وضعیتی طنزآمیز برسد.
حضور آن فیلم کلاسیک در زندگی شخصیتها، رابطهٔ میان سینما و خیال را نیز پیش میکشد: آدمها ممکن است داستانی را الگویی برای زندگی خود ببینند، بیآنکه بفهمند تفاوت میان بازنمایی و عمل تا چه اندازه تعیینکننده است. کارگردانی DeVito به سوی اغراق بصری و اجرایی گرایش دارد. برخی صحنهها با ترکیببندیها و حرکتهایی همراهاند که حالوهوای تریلر را تداعی میکنند، اما فیلم غالباً نمیگذارد این اضطراب بهطور کامل جا بیفتد؛ شوخی یا واکنشی مضحک از راه میرسد و تنش را میشکند.
این انتخاب، در بخشهایی به نفع سرگرمی عمل میکند، زیرا داستان را سبکپا نگه میدارد. اما در جاهایی نیز از ظرفیت موقعیت میکاهد: طرحی که میتوانست در مرز تاریکی و خنده مکث کند، با شتاب به سوی شوخی بعدی میرود. ریتم، شوخی و دامِ پیچوخمها طنز فیلم هم کلامی است و هم جسمانی. بخش مهمی از خندهها از تفاوت میان آنچه لری میخواهد بگوید و آنچه اوون میفهمد شکل میگیرد؛ همچنین از تلاشهای نافرجام شخصیتها برای حفظ ظاهری عادی در شرایطی که هر لحظه نامعقولتر میشود.
« Anne Ramsey نیز در نقش مادر اوون، حضوری قاطع و بهیادماندنی دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ریتم اجرایی Crystal و DeVito به این شوخیها انرژی میدهد و فیلم، بهویژه در برخوردهای رو در روی آنها، از نیروی قابلتوجهی برخوردار است. بااینحال، فیلمنامه بیش از اندازه به پیچشهای پیدرپی و سوءتفاهمهای تازه متکی است. هر رویداد به رویدادی دیگر راه میبرد، اما رابطهٔ لری و اوون همیشه به همان اندازه رشد نمیکند.
فیلم از امکان بررسی جدیتر تنهایی، وابستگی و خشونت در خانواده استفاده میکند، ولی اغلب این موضوعها را به سکوی پرتاب شوخی بدل میسازد. در نتیجه، قصه در لحظاتی پرتحرک و بامزه است، اما انسجام عاطفیاش از انسجام پیرنگ عقب میماند. برخی شوخیها نیز به ذوق و شیوهٔ کمدی زمانهٔ خود وابستهاند و امروز ممکن است بیش از آنکه تازه به نظر برسند، یادگار دورهای خاص باشند.
لحن و ظرفیتِ ازدسترفتهٔ کمدی سیاه مهمترین کشمکش هنری فیلم، انتخاب میان کمدی سیاه و هزلِ پرهیاهو است. مواد داستانی برای پرداختی تیرهتر آمادهاند: خشم علیه نزدیکان، استثمار عاطفی، ناکامی در کار و تصور حذف کسانی که زندگی را دشوار کردهاند. اما فیلم معمولاً از پیگیری کامل این لایهها عقب مینشیند.
خشونت را به اندازهای نزدیک میکند که مخاطب ناآرام شود، سپس با اغراق یا شوخی آن را بیاثر میسازد. این نوسان گاهی منبع جذابیت است، اما گاهی نیز مانع شکلگیری تنشی پایدار میشود. از همین رو، اثر در بهترین لحظههایش نه در مقام تریلری هولناک، بلکه بهعنوان کمدیای دربارهٔ آدمهای ناتوان از مهار زندگی خود کار میکند.
« بااینحال، فیلمنامه بیش از اندازه به پیچشهای پیدرپی و سوءتفاهمهای تازه متکی است. »
قوتها و کاستیها
لری میخواهد نویسندهای مهم و موفق باشد، اوون در پی استقلال است، و هر دو تصور میکنند با راهحلی ناگهانی میتوانند گرهی قدیمی را باز کنند. طنز فیلم از برخورد این میل به کنترل با واقعیتی آشفته پدید میآید. اگر فیلم بیشتر بر این درماندگی و رابطهٔ نامحتمل دو شخصیت تمرکز میکرد، امکان داشت اثر عاطفی و فکری ماندگارتری پیدا کند.
جمعبندی «Throw Momma from the Train» کمدی سیاهی سرگرمکننده و پرجنبوجوش است که نیروی اصلی خود را از شیمی میان Billy Crystal و Danny DeVito، بازیهای پرانرژی و ایدهٔ مرکزیِ نامعمولش میگیرد. کارگردانی DeVito با ارجاع به سنت تریلرهای هیچکاکی، بستری برای شوخی با جنایت، خیال و مسئولیت فراهم میکند؛ اما فیلم در پرداخت رابطهٔ شخصیتها و حفظ تعادل میان تنش و هزل همیشه موفق نیست.
تکیهٔ بیش از حد بر سوءتفاهمها و اغراق، گاه اجازه نمیدهد سویهٔ تلختر و انسانیتر داستان به عمق برسد. با وجود این کاستیها، فیلم بهواسطهٔ اجراهای زنده و موقعیتهای مضحک و نامتعارفش همچنان تماشایی است؛ اثری که بیش از آنکه در ذهن با پیچیدگی مضمونی بماند، با انرژی بازیگران و برخورد کمیک دو شخصیت ناسازگار به یاد میآید.
« طنز فیلم از برخورد این میل به کنترل با واقعیتی آشفته پدید میآید. »



ثبت دیدگاه