نقد و بررسی
نقد File not found. (EverAfter) | 1998
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازخوانی قصهای آشنا «EverAfter» ساختهٔ Andy Tennant، قصهٔ سیندرلا را از قالب افسانهایِ آشنا بیرون میآورد و به رمانسی تاریخی با رنگوبوی رنسانس فرانسه بدل میکند. فیلم نه بر جادو و موجودات افسانهای، بلکه بر انتخاب، جسارت و مناسبات اجتماعی تکیه دارد؛ گویی میخواهد بهجای آنکه قصه را از نو اختراع کند، از خود بپرسد اگر سیندرلا زنی واقعی در جهانی واقعیتر بود، چه ویژگیهایی او را از سرنوشت تحمیلشدهاش فراتر میبرد؟
همین تغییر زاویه، مهمترین امتیاز فیلم است: قصه همچنان خیالانگیز میماند، اما نیروی پیشبرندهاش را از شخصیت قهرمان میگیرد، نه از معجزه. دانیل؛ قهرمانی با اراده و ذهن دانیل، با بازی Drew Barrymore، قهرمانی است که جذابیتش فقط از رنجی که بر او میرود سرچشمه نمیگیرد. او زنی باهوش، خشمگین، کنجکاو و اهل عمل است؛ کسی که در برابر تحقیر و بیعدالتی، صرفاً منتظر نجات نمیماند.
فیلم به او استقلالی میبخشد که در بسیاری از روایتهای کلاسیک سیندرلا غایب است: دانیل اندیشه دارد، بحث میکند و میکوشد بر موقعیت خود اثر بگذارد. علاقهاش به کتاب و گفتوگو نیز بخشی از شخصیتپردازی اوست، نه آرایهای برای زیباتر کردن تصویر قهرمان. Barrymore این ترکیب را با گرمایی صمیمانه اجرا میکند.
« او زنی باهوش، خشمگین، کنجکاو و اهل عمل است؛ کسی که در برابر تحقیر و بیعدالتی، صرفاً منتظر نجات نمیماند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در چهره و رفتار او هم سختی زندگی دیده میشود و هم لطافتی که فیلم نمیخواهد زیر بار تلخی خاموش شود. دانیل گاه بیش از اندازه امروزی به نظر میرسد، اما همین ناسازگاری با محدودیتهای زمانه، بخشی از نیروی نمایشی شخصیت است: او با جهان پیرامونش سازش کامل نمیکند و به همین دلیل حضوری بهیادماندنی مییابد.
نامادری و خانواده؛ شرارت با چهرهای آراسته Anjelica Huston در نقش رودمیلا، از مهمترین سرچشمههای کشش دراماتیک فیلم است. رودمیلا زنی سنگدل و سلطهجوست، اما حضور Huston به او وقار و شکوهی سرد میبخشد؛ شرارتی که بهجای هیاهو، در کنترل، نگاه و شیوهٔ فرماندادنش جا دارد. فیلم از این تقابل میان ظاهر اشرافی و رفتار بیرحمانه، بهرهای مؤثر میگیرد و خانه را به فضایی بدل میکند که در آن قدرت، هر روز در جزئیات زندگی دانیل تکرار میشود.
در سوی دیگر، رابطهٔ دانیل با خواهران ناتنی یکدست نیست. یکی از آنان به الگوی رقابت و خودخواهی نزدیکتر است، حال آنکه دیگری امکان همدلی و پیچیدگی بیشتری پیدا میکند. این تفاوت، روایت را از تقسیم سادهٔ همهٔ شخصیتها به خوب و بد مطلق دور میکند؛ هرچند فیلم در ترسیم برخی چهرهها همچنان به اغراق افسانهای تکیه دارد.
« در چهره و رفتار او هم سختی زندگی دیده میشود و هم لطافتی که فیلم نمیخواهد زیر بار تلخی خاموش شود. »
شخصیتها و اجرا
شرارت رودمیلا و دختر بزرگترش گاهی چنان صریح است که فرصت چندانی برای ابهام یا تحول باقی نمیماند. عشق و رابطهٔ دانیل و هنری شاهزاده هنری، با بازی Dougray Scott، قرار نیست تنها جایزهای باشد که قهرمان در پایان به دست میآورد. او نیز از انتظارات سلطنتی و نقشی که برایش تعیین شده، احساس فشار میکند؛ ازاینرو آشناییاش با دانیل در ابتدا بر تفاوت موقعیت و نگاه آن دو استوار است.
فیلم میکوشد رابطهٔ عاشقانه را از شیفتگی صرف به منزلت و ظاهر فراتر ببرد و برای نزدیکی آنها، گفتوگو و برخورد فکری نیز در نظر بگیرد. بااینهمه، این رابطه در بعضی لحظات بیشتر به قرارداد رمانتیک ژانر وفادار است تا کشفی کاملاً باورپذیر. هنری گاهی در مقایسه با دانیل شخصیتی کمرنگتر و واکنشیتر به نظر میرسد؛ روشن است که نیروی اصلی داستان در قهرمان زن متمرکز شده، اما همین تمرکز باعث میشود مسیر درونی شاهزاده به همان اندازه بسط نیابد.
با وجود این، گرمای بازیها و جذابیت موقعیتهای مشترک، پیوند عاشقانه را دلنشین نگه میدارد. جهان دیداری و فضای تاریخی فیلم از دکورها، لباسها و فضاهای باشکوه برای ساختن جهانی افسانهای بهره میگیرد. جامهها بهویژه نقشی برجسته دارند: آنها نهتنها تفاوت طبقاتی و موقعیت اجتماعی را نمایان میکنند، بلکه به تصویر فیلم رنگ و بافت میبخشند.
« شرارت رودمیلا و دختر بزرگترش گاهی چنان صریح است که فرصت چندانی برای ابهام یا تحول باقی نمیماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
جلوهٔ بصری اثر بیشتر به خیال رمانتیک نزدیک است تا بازسازی دقیق تاریخی؛ قصرها و محفلهای اشرافی به صحنههایی برای نمایش آرزو و قدرت بدل میشوند. حضور Leonardo da Vinci یکی از انتخابهای آشکارا خیالپردازانهٔ فیلم است. او با هوش و کنجکاویاش به داستان انرژی میبخشد و راهی برای پیوند دادن نبوغ هنری با جهان قصه فراهم میکند، اما همزمان بر فاصلهٔ اثر از واقعگرایی تاریخی تأکید میگذارد.
فیلم خود را در مقام زندگینامه یا بازسازی مستند عرضه نمیکند؛ بااینحال، آمیختن چهرههای تاریخی با ماجرایی افسانهای گاهی فضایی میسازد که بیش از آنکه دقیق باشد، آرمانی و تزئینی است. طنز، ملودرام و پیام اجتماعی «EverAfter» میان چند لحن رفتوآمد میکند: شوخیهای ظریف، رمانس پرحرارت، ملودرام خانوادگی و تأکید بر استقلال زنانه.
این ترکیب در بهترین لحظات به فیلم سرزندگی میدهد. طنز، جدیت قصه را سبکتر میکند و مانع میشود رنج دانیل به تلخی بیوقفه بدل شود. در عین حال، فیلم با تأکید بر آموزش، اراده و حق انتخاب، قصهٔ سنتی را از نو میخواند و جایگاه زن را در مرکز توجه قرار میدهد. اما همهٔ این لحنها همیشه در هماهنگی کامل نیستند.
« حضور Leonardo da Vinci یکی از انتخابهای آشکارا خیالپردازانهٔ فیلم است. »
قوتها و کاستیها
گاه فضای شوخ و بازیگوش ناگهان جای خود را به احساساتیگری میدهد؛ گاه پیام مترقی فیلم در قالب گفتوگوهایی بیش از اندازه صریح بیان میشود. دانیل از حیث ارزشها و طرز فکر به قهرمانی معاصر نزدیکتر است تا زنی که محدودیتهای زمانهٔ خود را بیواسطه بازتاب دهد. این انتخاب، برای قصهٔ الهامبخش فیلم مفید است، اما در باورپذیری تاریخی آن وقفه میاندازد.
ریتم و روایت ساختار روایت، با چارچوبی که قصه را همچون خاطرهای به نسلهای بعد پیوند میدهد، به فیلم حالتی افسانهگو میبخشد. این شگرد از همان ابتدا روشن میکند که با حقیقت تاریخیِ بیواسطه روبهرو نیستیم، بلکه با داستانی سروکار داریم که خاطره، افسانه و خیال در آن درهم تنیدهاند. بااینحال، روایت همیشه به یک اندازه روان پیش نمیرود.
توضیحگویی در بعضی بخشها جای نمایش را میگیرد و برخی میانپردهها، هرچند به گسترش جهان داستان کمک میکنند، از شتاب عاطفی آن میکاهند. فیلم در لحظههای پرتحرکتر، بهویژه هنگامی که دانیل فعالانه وارد ماجرا میشود، جان میگیرد. در مقابل، بخشهایی که برای توضیح مناسبات یا تأکید دوباره بر انگیزهها مکث میکنند، ریتم را کند میسازند.
« این انتخاب، برای قصهٔ الهامبخش فیلم مفید است، اما در باورپذیری تاریخی آن وقفه میاندازد. »
جمعبندی
این نوسان از جذابیت کلی اثر نمیکاهد، اما نشان میدهد که فیلم گاهی به جای اعتماد به بازیها و کنشها، بیش از نیاز قصه را شرح میدهد. جمعبندی «EverAfter» بازآفرینیای گرم و خوشساخت از قصهٔ سیندرلاست که ارزش اصلی خود را در دانیلِ مستقل و پرشور، بازیهای گیرا و فضای رمانتیکش مییابد.
فیلم با کنار گذاشتن عناصر جادویی، میکوشد نیروی رهاییبخش قصه را در هوش، شجاعت و انتخاب شخصی جستوجو کند. نتیجه، اثری است که بیش از آنکه ادعای واقعگرایی تاریخی داشته باشد، به افسانهای انسانی و دلنشین شباهت دارد. ضعفهایش نیز از همین بلندپروازی ناشی میشوند: لحن میان طنز، ملودرام و پیام اجتماعی گاه یکپارچگی خود را از دست میدهد؛ روایت در بعضی مقاطع کند میشود و جهان تاریخیاش رنگ آرمانگرایانه دارد.
بااینحال، گرمای اجراها و حضور پرقدرت قهرمان، این کاستیها را تا حد زیادی جبران میکنند. فیلم در نهایت نه بهسبب تازگیِ طرح، بلکه بهسبب شیوهٔ زنده و خوشقلبی که به قصهای شناختهشده جان میدهد، در خاطر میماند.
« فیلم با کنار گذاشتن عناصر جادویی، میکوشد نیروی رهاییبخش قصه را در هوش، شجاعت و انتخاب شخصی جستوجو کند. »
ثبت دیدگاه