نقد و بررسی
نقد هفتاد و پنج (The Seven Five) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ورود به جهان فیلم «The Seven Five» مستندی جنایی به کارگردانی Tiller Russell است که با تکیه بر مصاحبهها، تصاویر آرشیوی و روایت کسانی که در ماجرا حضور داشتهاند، به فساد در حوزهٔ پلیس نیویورک میپردازد. محور اصلی فیلم Michael Dowd، مأمور پلیسی است که در فضای پرآشوب بروکلینِ دههٔ هشتاد، از جایگاه و اختیار خود برای سرقت از فروشندگان مواد مخدر و گسترش فعالیتهای مجرمانهاش بهره برد.
بااینحال، اثر صرفاً گزارش پروندهای قضایی نیست؛ میکوشد نشان دهد چگونه محیطی خشونتبار، فرصتطلبی فردی و فرهنگ سازمانی میتوانند در کنار هم، مرز میان مجری قانون و قانونشکن را مخدوش کنند. (سال انتشار فیلم در منابع گوناگون با تفاوتهایی ثبت شده، اما نسخهٔ اکرانشده در آمریکا در ۲۰۱۵ معرفی شده است.) روایتی که مخاطب را درگیر میکند یکی از برجستهترین تواناییهای فیلم، سازماندهی اطلاعات است.
داستان بهجای آنکه از همان ابتدا در انبوهی از تاریخچهها و توضیحات اداری گم شود، قدمبهقدم به سوی هستهٔ ماجرا حرکت میکند: نخست شخصیتها و محیط را میشناسیم، سپس سازوکار فساد را درمییابیم و سرانجام با گستردهترشدن دامنهٔ تخلفها، ابعاد نهادی پرونده را بهتر میفهمیم. این چینش، به فیلم ضرباهنگی نزدیک به آثار جنایی داستانی میدهد، بیآنکه قالب مستند خود را کنار بگذارد.
« این چینش، به فیلم ضرباهنگی نزدیک به آثار جنایی داستانی میدهد، بیآنکه قالب مستند خود را کنار بگذارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
کشش روایی فیلم از تعلیق ساختگی نمیآید؛ از فاصلهای میآید که میان آنچه مصاحبهشوندگان امروز از گذشته تعریف میکنند و آنچه تصاویر و روایتهای دیگر آشکار میسازند شکل میگیرد. تماشاگر ناچار است گفتهها را بسنجد و میان اعتراف، توجیه و خودنمایی تمایز بگذارد. همین فاصله به روایت انرژی میدهد و باعث میشود تاریخچهٔ یک پرونده، نه فهرستی از وقایع، بلکه داستانی دربارهٔ انتخابها و پیامدهایشان به نظر برسد.
مصاحبهها و مواد آرشیوی فیلم از مصاحبه با Dowd و دیگر افراد مرتبط با پرونده بهره میگیرد و آنها را در کنار تصاویر آرشیوی و گزارشهای خبری قرار میدهد. این انتخاب، بهویژه در مواجهه با روایتهای شخصی، اهمیت دارد: چهرهها، مکثها، لحن و نحوهٔ بازگویی گذشته گاه بهاندازهٔ خود اطلاعات گویا هستند.
اختلاف میان نگاه افراد درگیر نیز تصویری چندوجهی از فساد میسازد؛ نه فقط از کسانی که مرتکب جرم شدند، بلکه از کسانی که در پی کشف و اثبات آن بودند. بااینهمه، مصاحبه در این فیلم تنها ابزاری برای انتقال داده نیست؛ خود به صحنهٔ نمایش شخصیتها بدل میشود. برخی از افراد با چنان اطمینان و شور خاصی خاطرات خلافکارانهشان را تعریف میکنند که تماشاگر ممکن است جذب کاریزمای آنان شود.
« تماشاگر ناچار است گفتهها را بسنجد و میان اعتراف، توجیه و خودنمایی تمایز بگذارد. »
شخصیتها و اجرا
این ویژگی به اثر جذابیت میبخشد، اما همزمان پرسشی انتقادی پیش میکشد: آیا شیوهٔ روایت، فاصلهٔ لازم را با کسانی که از قدرت خود سوءاستفاده کردهاند حفظ میکند؟ نیویورک، خشونت و زمینهٔ اجتماعی بروکلینِ فیلم مکانی حاشیهای و بیاثر در پسزمینه نیست. تصویر محلهای گرفتار خشونت و بازار مواد مخدر، شرایطی را ترسیم میکند که در آن کار پلیس دشوار و خطرناک است، اما همچنین آشکار میسازد که ناامنی و فقر چگونه میتوانند به بستری برای بهرهکشی بدل شوند.
فضای تیره و پرتنش اثر، نه از راه بازسازی پرزرقوبرق، بلکه از کنار هم گذاشتن شهادتها و تصاویر دوره شکل میگیرد. نیویورکِ روایتشده، شهری است که بحران در آن به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده است. این زمینهسازی مهم است، اما توضیحدادن با تبرئهکردن تفاوت دارد. فیلم گاهی با تأکید بر سختی محیط و خطرهای شغل پلیسی، به مخاطب امکان میدهد بفهمد فساد چگونه فرصت رشد پیدا کرده؛ اما همین تأکید ممکن است ناخواسته بهانههای افراد را نیز پررنگ کند.
دشواری محیط، بهتنهایی توضیحی کافی برای انتخابهای مجرمانه نیست، بهخصوص هنگامی که اختیار و نشان پلیس به ابزار ایجاد ترس و سودجویی تبدیل میشود. فیلم در بهترین لحظههایش این تضاد را آشکار میکند، هرچند همواره آن را با عمق یکسان نمیکاود. جذابیت خطرناک شخصیتهای فاسد از نظر شخصیتپردازی، Dowd و اطرافیانش سوژههایی پرکششاند؛ نه به این دلیل که فیلم آنان را قهرمان میکند، بلکه چون روایتهایشان سرشار از اعتمادبهنفس، خشونت و خودتوجیهی است.
« نیویورک، خشونت و زمینهٔ اجتماعی بروکلینِ فیلم مکانی حاشیهای و بیاثر در پسزمینه نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
آنان دربارهٔ اعمال خود با لحنی حرف میزنند که گاه بیشتر به داستانگویی ماجراجویانه میماند تا پاسخگویی اخلاقی. این تناقض، جذابترین و نگرانکنندهترین کیفیت مستند است: تماشاگر میتواند از شنیدن ماجراها سرگرم شود، درحالیکه موضوع اصلی سوءاستفاده از قدرت و آسیب به جامعه است. فیلم گاه به این کاریزما مجال زیادی میدهد.
در نتیجه، زندگی خلافکارانهٔ مأموران ممکن است تصویری افسانهای پیدا کند؛ گویی جذابیت روایت، بار اخلاقی رویدادها را عقب میراند. پیامدهای جرم و آسیبهایی که به افراد و محله وارد میشود، همیشه با همان قوتی که رفتارهای پرهیجان و خاطرهگوییها عرضه میشوند، در مرکز توجه قرار نمیگیرند.
این کاستی از ارزش مستند نمیکاهد، اما نشان میدهد که شیوهٔ قصهگویی خود نیز بخشی از مسئله است: روایت میتواند هم فساد را افشا کند و هم، ناخواسته، آن را تماشایی و فریبنده سازد. ریتم، ساختار و محدودیتهای روایت ساختار فیلم در بخشهای نخست مؤثر است؛ اطلاعات بهاندازهای عرضه میشوند که مخاطب در داستان بماند و همزمان تصویری کلی از سازوکار فساد به دست آورد.
« فیلم گاه به این کاریزما مجال زیادی میدهد. »
قوتها و کاستیها
اما در بخش پایانی، شتاب روایت کاهش مییابد و کشش اولیه کمرنگتر میشود. تکرار برخی خاطرات و بازگشت به اطلاعاتی که پیشتر روشن شدهاند، گاه جای تحلیل عمیقتر را میگیرد. در نتیجه، فیلم پس از آنکه مخاطب را با سرعت وارد جهان خود کرده، در ادامه همیشه نمیتواند همان انرژی را حفظ کند.
محدودیت دیگر، دامنهٔ پرسشهای اجتماعی فیلم است. اثر بهخوبی پروندهٔ مشخص خود و رابطهٔ میان پلیسهای فاسد و جهان مواد مخدر را دنبال میکند، اما کمتر به سازوکارهای گستردهتری میپردازد که نظارت، پاسخگویی و اعتماد عمومی را شکل میدهند. فساد در این روایت گاهی بیشتر به مجموعهای از افراد بد و رفتارهای آشکارا خلافکارانه فروکاسته میشود تا مسئلهای مرتبط با نهادها، قواعد و فرهنگ سازمانی.
از همین رو، فیلم در بعضی لحظات تصویری آشنا از فساد پلیس ارائه میکند، بیآنکه تمام ظرفیت موضوع را برای طرح پرسشهایی فراتر از یک پرونده به کار گیرد. جمعبندی «The Seven Five» مستندی پرکشش و خوشساخت است که با مصاحبههای زنده، تصاویر آرشیوی و روایت مرحلهبهمرحله، پروندهای مهم از فساد پلیس نیویورک را به تجربهای سینمایی تبدیل میکند.
« اما در بخش پایانی، شتاب روایت کاهش مییابد و کشش اولیه کمرنگتر میشود. »
جمعبندی
مهمترین قوت آن تواناییاش در زندهکردن فضای دوره و حفظ تعلیق در روایتی واقعی است؛ مهمترین ضعفش نیز آن است که گاهی جذابیت خاطرهگویی مجرمانه، بیش از پیامدهای انسانی و نهادی فساد به چشم میآید. افت ریتم در بخش پایانی و محدودماندن بحث به پروندهٔ محوری، از گسترهٔ تحلیلی اثر میکاهد، اما مانع از آن نمیشود که فیلم پرسشی جدی پیش روی تماشاگر بگذارد: وقتی صاحبان قدرت به جای پاسداری از قانون از آن برای منفعت شخصی بهره میبرند، مرز میان قانون و جنایت چگونه از درون فرومیریزد؟
ثبت دیدگاه