نقد و بررسی
نقد عروسی دوستان (Veere Di Wedding) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان جشن و بحران «Veere Di Wedding» ساختهٔ Shashanka Ghosh، کمدیای دربارهٔ چهار دوست قدیمی است که به مناسبت ازدواج کالینْدی دوباره کنار هم قرار میگیرند. ظاهر قصه، آشنای فیلمهای عروسی است: گردهمایی، لباسهای چشمگیر، مهمانیهای پرشور و خانوادههایی که هرکدام به شکلی در زندگی عروس و داماد مداخله میکنند.
اما عروسی در اینجا فقط بهانهای برای جشن نیست؛ موقعیتی است که در آن نگرانیها، اختلافها و رازهای میان شخصیتها فرصت بروز پیدا میکنند. فیلم میخواهد از دل این هیاهو تصویری از دوستی زنانه و فشارهایی بسازد که زندگی خصوصی زنان را شکل میدهند؛ تلاشی که گاه گرم و سرگرمکننده است و گاه زیر بار پراکندگی روایت کماثر میشود.
دوستی؛ نیروی زندهٔ فیلم مهمترین سرمایهٔ فیلم، رابطهٔ میان کالینْدی، اَوْنی، ساکشی و میراست. صمیمیت این چهار نفر بیش از آنکه در گفتارهای بزرگ و تأکیدهای احساسی جلوه کند، در آشناییشان با ضعفها و عادتهای یکدیگر شکل میگیرد: میتوانند بیپرده سرزنش کنند، شوخی کنند و در لحظههای دشوار پشت هم بایستند.
همین سابقهٔ مشترک به فیلم گرمایی میدهد که از خودِ ماجرای ازدواج فراتر میرود. بااینحال، فیلم همیشه نمیتواند این دوستی را به رابطهای کاملاً باورپذیر و چندلایه بدل کند. بعضی صحنهها چنان به تبادل شوخی و واکنشهای پرانرژی متکیاند که مجال چندانی برای مکث یا کشف ریشهٔ عاطفی پیوند این زنان باقی نمیماند.
« دوستی؛ نیروی زندهٔ فیلم مهمترین سرمایهٔ فیلم، رابطهٔ میان کالینْدی، اَوْنی، ساکشی و میراست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هرگاه فیلم از شلوغی بیرون میآید و به توجه و حمایت متقابل آنها نزدیک میشود، رابطهٔ گروهیاش اثرگذارتر از زمانی است که صرفاً وسیلهای برای پیشبردن کمدی باشد. چهار زن، چهار صورت از فشار اجتماعی شخصیتهای اصلی در برابر شکلهای متفاوتی از انتظار و قضاوت ایستادهاند. کالینْدی در آستانهٔ ازدواج، با تردیدی روبهروست که فقط به انتخاب شریک زندگی محدود نمیشود؛ گذشته و برداشت او از تعهد نیز در این تصمیم دخیلاند.
اَوْنی، با وجود استقلال حرفهای، از فشار خانواده و نگرانیهای شخصی دربارهٔ آینده مصون نیست. ساکشی از هنجارهای رایج فاصله میگیرد و با صراحت و بیپروایی خود فضای کمدی را دگرگون میکند؛ میرا نیز تصویری از زنی ارائه میدهد که در تجربهٔ خانوادگی و عاطفیاش مسیر دیگری را پیموده است. این تنوع به فیلم امکان میدهد دربارهٔ ازدواج، میل، استقلال و مسئولیت از چند زاویه حرف بزند.
بااینهمه، شخصیتها همیشه از حد طرح اولیه فراتر نمیروند. فیلم به برخی از آنها ویژگیهای برجسته میدهد، اما کمتر فرصت میکند نشان دهد این ویژگیها چگونه از تجربههای شخصی و تناقضهای درونیشان پدید آمدهاند. نتیجه آن است که تفاوت میان زنان در نگاه نخست روشن است، اما عمق و پیچیدگی روانی آنان یکدست نیست.
جسارت در برابر کلیشه یکی از امتیازهای فیلم، پرهیز نسبی از تصویر آرمانی و بیخطای زنانه است. قهرمانانش گاهی خودخواه، آشفته، بیملاحظه یا متناقضاند و در برابر مسائلی چون رابطهٔ عاطفی و جنسی، ازدواج و استقلال، با زبانی مستقیمتر از الگوهای محافظهکارانهٔ رایج سخن میگویند. این جسارت به فیلم انرژی میبخشد و فضای آن را از کمدیهای عروسیِ صرفاً مبتنی بر سوءتفاهم و خواستگاری متمایز میکند.
« چهار زن، چهار صورت از فشار اجتماعی شخصیتهای اصلی در برابر شکلهای متفاوتی از انتظار و قضاوت ایستادهاند. »
شخصیتها و اجرا
اما جسارت موضوعی بهتنهایی به معنای پرداخت فکری دقیق نیست. فیلم گاهی به بیان صریح یا شوخی تند بسنده میکند، بیآنکه پیامد عاطفی و اجتماعی آن را با همان دقت دنبال کند. در نتیجه، برخی لحظهها بیشتر حالت اعلام موضع دارند تا کاوش در تجربهٔ شخصیتها. اثر از نظر نگرش کلی به آزادی زنان سرزنده و بیپرده است، ولی در تبدیل این نگرش به مضمون منسجم، همیشه موفق عمل نمیکند.
کمدی؛ از طراوت تا تکرار طنز فیلم از تضاد میان رفتار آزادانهٔ دوستان و انتظارات خانواده و اجتماع نیرو میگیرد. گفتوگوهای بیتکلف، واکنشهای تند و موقعیتهای پرهیاهو در بخشهایی ریتمی خوشایند میسازند. شوخیها بهویژه زمانی کارآمدند که از خلقوخو و تفاوت شخصیتها برمیآیند، نه صرفاً از غافلگیری یا تکرار یک مضمون.
بازیگران نیز در رساندن این انرژی نقش مهمی دارند؛ هماهنگی گروهی آنان باعث میشود بسیاری از صحنهها حتی در زمانهایی که قصه کند میشود، جذابیت خود را حفظ کنند. در سوی دیگر، بخشی از شوخیها سطحی یا تکراری میشوند و فیلم بهجای ساختن موقعیتی تازه، بر همان لحن و مضمون پیشین تکیه میکند.
گاه حجم شوخی و هیاهو جای پرداخت دراماتیک را میگیرد. این نوسان موجب میشود کمدی اثر همیشه آهنگ یکسانی نداشته باشد: لحظههایی واقعاً بامزه و رهاکنندهاند، اما در کنارشان صحنههایی قرار دارند که بیش از آنکه خندهدار باشند، صرفاً میخواهند جسور به نظر برسند. بازیها و حضور جمعی کارهنا کاپور، سونام کاپور، سوارا بهاسکار و شیخا تالسانیا در کنار هم مرکز ثقل فیلم را میسازند.
« اما جسارت موضوعی بهتنهایی به معنای پرداخت فکری دقیق نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اجرای آنان بهجای آنکه بر نمایش مهارت فردی تکیه کند، از هماهنگی گروهی سود میبرد؛ حس دوستی قدیمی در بسیاری از صحنهها از همین همراهی و واکنشهای متقابل پدید میآید. سوارا بهاسکار و شیخا تالسانیا در بخشهایی که به شوخی و بداههپردازی نزدیکاند، حضوری پرتحرک دارند. کارهنا کاپور نیز در لحظههای آرامتر، به تردیدهای کالینْدی کیفیتی درونی میدهد و سونام کاپور نقش اَوْنی را با انرژی لازم پیش میبرد.
بازیگران مکمل، از جمله سومت ویاس و نینا گوپتا، به فضای خانوادگی داستان رنگ میافزایند، هرچند فیلمنامه برای همهٔ آنان مجال برابر فراهم نمیکند. برخی شخصیتهای فرعی بیشتر کارکرد موقعیتی دارند تا آنکه زندگی مستقلی در جهان فیلم پیدا کنند. در نتیجه، کیفیت بازیها عموماً از ظرفیت پرداخت شخصیتها جلوتر میرود.
تصویر، موسیقی و جهان پرزرقوبرق فضای رنگارنگ فیلم با منطق جشن عروسی سازگار است: لباسها، مهمانیها و محیطهای پرزرقوبرق پیوسته نگاه را به خود جلب میکنند و به اثر حالوهوایی سبک و پرتحرک میدهند. این ظاهر آراسته، در کنار موسیقی و صحنههای گروهی، به فیلم هویتی نمایشی میبخشد. اما تأکید مداوم بر شکوه و تجمل گاهی فاصلهٔ میان این جهان و تجربهٔ روزمرهٔ مخاطب را بیشتر میکند.
فشارهای اجتماعی که فیلم به آنها اشاره دارد، در دل فضایی بسیار مرفه و محدود روایت میشوند؛ ازاینرو، بعضی از تعمیمهای اجتماعی آن نیازمند احتیاطاند. این شکاف لزوماً نقطهضعفی ذاتی نیست، اما فیلم کمتر آن را به موضوعی آگاهانه بدل میکند. جهان پرزرقوبرق میتوانست بستری برای بررسی تضاد میان آزادی فردی و امتیاز طبقاتی باشد؛ بااینحال، غالباً در حد پسزمینهای چشمنواز باقی میماند.
« سوارا بهاسکار و شیخا تالسانیا در بخشهایی که به شوخی و بداههپردازی نزدیکاند، حضوری پرتحرک دارند. »
قوتها و کاستیها
فیلمنامه و ریتم روایت بزرگترین ضعف اثر در ساختار روایی آن آشکار میشود. چند مسیر شخصیتی بهطور همزمان پیش میروند و هرکدام نوید تعارضی جذاب میدهند، اما فیلم در پیوند دادن آنها به یک کلیت منسجم دشواری دارد. برخی مسئلهها معرفی میشوند، سپس برای مدتی کنار میروند یا بدون پرداخت کافی به نتیجه میرسند.
در چنین ساختاری، عروسی با وجود ظرفیت نمایشی فراوان، گاهی به رشتهای از موقعیتهای مجزا تبدیل میشود، نه محور رواییای که همهٔ تحولها را به شکلی طبیعی به هم متصل کند. ریتم نیز میان کمدی شلوغ و لحظههای جدی نوسان دارد. این جابهجایی در اصل میتواند به فیلم تنوع ببخشد، اما چون زمینهچینی بعضی از تغییرها کافی نیست، گذار از شوخی به احساس گاه ناگهانی جلوه میکند.
در نتیجه، اثر در بخشهایی سرگرمکننده و پرجنبوجوش است، ولی از انسجامی که بتواند همهٔ خطوط را به اوجی عاطفی و قانعکننده برساند، برخوردار نمیشود. جمعبندی «Veere Di Wedding» بیش از آنکه روایتی منسجم دربارهٔ ازدواج باشد، اثری متکی بر انرژی چهار بازیگر و جذابیت دوستی زنانه است. فیلم با شوخیهای بیپرده، فضای پررنگولعاب و نگاهی کممحافظهکارانه به زندگی خصوصی زنان، لحظههایی سرزنده و مفرح میآفریند.
در مقابل، پراکندگی فیلمنامه، تکرار بخشی از شوخیها و پرداخت نابرابر شخصیتها مانع میشود که ایدههای اجتماعی آن به عمق و انسجامی همسنگ جسارت ظاهریاش برسند. حاصل، فیلمی نابرابر اما پرانرژی است: برای تماشاگرانی که از همراهی گروهی و کمدی پرهیاهو استقبال میکنند، سرگرمکننده؛ و برای کسانی که در پی شخصیتپردازی دقیق و روایت سنجیدهاند، کممایهتر از ظرفیت بالقوهٔ خود.
« فیلمنامه و ریتم روایت بزرگترین ضعف اثر در ساختار روایی آن آشکار میشود. »
ثبت دیدگاه