نقد و بررسی
نقد The Sparks Brothers | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
پرترهای موسیقایی از بیقراری خلاق «The Sparks Brothers» مستندی دربارهٔ ران و راسل مِل و گروه اسپارکس است؛ اما در عمل، چیزی بیش از شرح زندگی حرفهای یک گروه موسیقی از کار درمیآید. ادگار رایت، با همان میل به ریتم و بازیگوشی که در سینمای داستانیاش دیده میشود، تاریخ چنددههای گروه را به سفری پرجنبوجوش بدل میکند؛ سفری میان تغییر سبکها، فرصتهای ازدسترفته، بازآفرینیهای پیدرپی و وفاداری لجوجانه به صدایی شخصی.
فیلم میخواهد هم برای هواداران قدیمی جشن باشد و هم برای تماشاگرانی که نام اسپارکس را کمتر شنیدهاند، دریچهای رو به جهان آنها بگشاید. در بیشتر لحظات، این دو هدف را با انرژی و شوخطبعی پیش میبرد. روایتی با ضرباهنگ و شوخطبعی از آغاز، فیلم اعلام میکند که قرار نیست مستندی خشک و خطی باشد.
تدوین پرتحرک، آرشیوهای موسیقایی، تصاویر اجرایی و میانپردههای تصویری، روایت را از قالب آشنای گفتوگوهای پیاپی بیرون میکشند. شوخیها نیز صرفاً آرایهای برای سرگرمی نیستند؛ با روحیهٔ عجیب و نامتعارف اسپارکس تناسب دارند و بخشی از شخصیت روایت میشوند. این انتخاب به فیلم کمک میکند تا تاریخ طولانی گروه را به مجموعهای از فصلهای زنده و متغیر تبدیل کند.
« در بیشتر لحظات، این دو هدف را با انرژی و شوخطبعی پیش میبرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هر دوره با حالوهوای موسیقایی و تصویری خاص خود عرضه میشود و تماشاگر حس میکند با گروهی مواجه است که بارها پوست انداخته، بیآنکه هویت اصلیاش را از دست بدهد. رایت بهجای آنکه صرفاً اطلاعات را ردیف کند، تلاش میکند انرژی و شگفتیِ شنیدن اسپارکس را به زبان سینما منتقل کند. ران و راسل؛ دو قطب یک جهان مشترک یکی از جذابترین جنبههای مستند، تضاد مکمل میان دو برادر است.
ران، با ظاهر آرام و چهرهٔ کمتحرک، به نقطهٔ مقابل حضور پرشور و صدای نمایشی راسل بدل میشود. فیلم این تفاوت را نه بهعنوان لطیفهای گذرا، بلکه همچون بخشی از دستور زبان هنری گروه میبیند: دو شخصیت متفاوت که در کنار یکدیگر جهانی واحد میسازند. گفتوگو با خود برادران نیز به فیلم لحظاتی صمیمی و گاه غافلگیرکننده میبخشد.
آنها در برابر دوربین وقار و خویشتنداری دارند، اما همین خونسردی، در کنار شوخطبعی نامتعارفشان، جذابیتی خاص ایجاد میکند. مستند از آنها اسطورههایی دور از دسترس نمیسازد؛ بیشتر میکوشد نشان دهد پشت تداوم حرفهایشان چه میزان کنجکاوی، انضباط و اعتماد به سلیقهٔ شخصی نهفته است. پنج دهه تغییر، بدون تسلیمشدن به مد مهمترین مضمون فیلم، شاید نه شهرت یا موفقیت تجاری، بلکه پایداری در برابر ایستایی باشد.
« ران و راسل؛ دو قطب یک جهان مشترک یکی از جذابترین جنبههای مستند، تضاد مکمل میان دو برادر است. »
شخصیتها و اجرا
مسیر اسپارکس در این روایت، مجموعهای از تکرارها نیست؛ گروه بارها صدا و مسیر خود را تغییر داده و به تجربههای تازه تن داده است. مستند این تغییرپذیری را نشانهٔ بیثباتی نمیداند، بلکه آن را صورت دیگری از وفاداری میبیند: وفاداری به حقِ آزمودن و بهروزماندن. در همینجا فیلم به پرسشی فراتر از زندگی یک گروه میرسد: هنرمند چگونه میتواند هم در برابر مُد روز مقاومت کند و هم از بازآفرینی خود نترسد؟
پاسخ مستند در کارنامهٔ اسپارکس نهفته است؛ در گروهی که مسیرش را بهجای انتخابِ آسانترین راه، با کنجکاوی و خطرپذیری ساخته است. این نگاه، روایت را از ستایش سادهٔ «استعداد» فراتر میبرد و بر ارزش استمرار و استقلال هنری تأکید میکند. آرشیو و موسیقی؛ نیروی محرک روایت فیلم در بهرهگیری از مواد آرشیوی و قطعات موسیقی، دستِ پُری دارد.
اجراها و تصاویر دورههای گوناگون، فقط شاهدی بر گذر زمان نیستند؛ آنها تفاوت دورهها را ملموس میکنند و به تماشاگر امکان میدهند دربارهٔ موسیقی گروه قضاوتی شنیداری داشته باشد، نه صرفاً اتکا به تعریف دیگران. در بهترین لحظات، موسیقی خودش استدلال فیلم است: قطعهای شنیده میشود و ناگهان روشن میگردد که چرا اسپارکس برای گروهی از موسیقیدانان و شنوندگان، چنین منبع الهامی بوده است.
« این نگاه، روایت را از ستایش سادهٔ «استعداد» فراتر میبرد و بر ارزش استمرار و استقلال هنری تأکید میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
برای مخاطبی که از پیش با گروه آشنا نیست، همین بخشها میتوانند مؤثرترین دعوتنامه باشند. مستند تنها نمیگوید اسپارکس متفاوت است؛ تفاوت را از راه صدا، اجرا و حضور صحنهای نشان میدهد. حاصل، میل طبیعی به دنبالکردن آثار گروه است؛ نه از سر وظیفهٔ فرهنگی، بلکه بهسبب کنجکاویای که فیلم در تماشاگر بیدار میکند.
چهرههای مشهور؛ گواهی جذاب، اما گاه پرتعداد گفتوگو با هنرمندان و هواداران سرشناس، وجهی از جایگاه اسپارکس را آشکار میکند که شاید برای مخاطب ناآشنا اهمیت داشته باشد: اثرگذاری گروه گاه در رابطههای مستقیم و آشکار خلاصه نمیشود، بلکه در شیوهٔ فکرکردن و امکانهایی است که برای دیگران گشوده است.
این شهادتها به روایت تنوع میدهند و گاهی از زبان کسانی که خود هنرمندند، معنای نفوذ فرهنگی گروه را روشنتر میسازند. بااینحال، فیلم همیشه در مهار این بخش موفق نیست. وقتی تعداد صداهای ستایشگر زیاد میشود، خطر آن وجود دارد که تکرار تحسین جای تحلیل را بگیرد. برخی چهرهها بیش از آنکه به فهم موسیقی یا مسیر گروه عمق دهند، صرفاً بر اهمیت اسپارکس تأکید میکنند.
« برای مخاطبی که از پیش با گروه آشنا نیست، همین بخشها میتوانند مؤثرترین دعوتنامه باشند. »
قوتها و کاستیها
در نتیجه، توجه از خود برادران و آثارشان فاصله میگیرد؛ همان چیزی که تماشاگر، بهخصوص اگر تازه با گروه آشنا شده باشد، بیش از هر چیز خواهان شنیدن و دیدنش است. طولانیبودن؛ بهای جامعیت «The Sparks Brothers» با حدود دو ساعتوچهل دقیقه زمان، مجال گستردهای برای مرور کارنامهٔ گروه فراهم میکند؛ اما همین جامعیت گاهی به نقطهضعف بدل میشود.
فیلم با اشتیاق میخواهد دورهها، آلبومها، همکاریها و فراز و نشیبهای فراوان را در خود جای دهد. این وفور برای هوادارانی که به جزئیات علاقهمندند لذتبخش است، اما برای تماشاگر دیگر ممکن است به تکرار یا افت ریتم بینجامد. مسئله فقط زمان طولانی نیست؛ گاهی ساختار فصلبهفصل، با وجود تنوع بصری، بر الگوی مشابهی تکیه میکند: معرفی یک دوره، شنیدن خاطرهها و دریافت تأیید دوبارهٔ اهمیت گروه.
در چنین لحظاتی، فیلم میتوانست با حذف یا فشردهسازی برخی بخشها، مسیر احساسی و فکری خود را متمرکزتر کند. کشآمدن روایت، لزوماً ارزش موضوع را کم نمیکند، اما گاه مانع میشود شور اولیه تا پایان با همان شدت حفظ شود. جمعبندی «The Sparks Brothers» مستندی سرزنده، خلاق و دوستداشتنی است که شخصیت نامتعارف اسپارکس را با زبانی سینمایی و بازیگوش بازتاب میدهد.
« فیلم با اشتیاق میخواهد دورهها، آلبومها، همکاریها و فراز و نشیبهای فراوان را در خود جای دهد. »
جمعبندی
نقطهٔ قوت اصلیاش در پیوند میان موسیقی، تصویر و روایت پرانرژی است؛ همچنین در اینکه پشت تاریخ یک گروه، داستانی دربارهٔ استقلال هنری، تغییرپذیری و پایداری میبیند. در مقابل، طول زیاد فیلم و انبوه گواهیهای ستایشگر گاه تمرکز را از خود ران و راسل مِل میگیرد و ریتم را کند میکند. با وجود این کاستیها، فیلم برای تماشاگر ناآشنا کاری مهم انجام میدهد: اسپارکس را از نامی در حاشیهٔ تاریخ موسیقی به گروهی زنده و کنجکاویبرانگیز تبدیل میکند.
پس از تماشا، طبیعی است که میل به شنیدن آثارشان در ذهن باقی بماند؛ و شاید این بهترین نشانه باشد که مستند، دستکم در یکی از مهمترین هدفهایش، موفق شده است.
ثبت دیدگاه