نقد و بررسی
نقد Went Up the Hill | 2025
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سوگواری در خانهای تسخیرشده «Went Up the Hill» که فیلمنامه و کارگردانی آن را Samuel Van Grinsven بر عهده دارد، از همان عنوانش وعدهٔ حرکتی رو به بالا میدهد؛ اما جهان فیلم بیش از آنکه به صعود و رهایی میل کند، در سراشیبیِ خاطره، فقدان و خشونت عاطفی پیش میرود. داستان با بازگشت جک به نیوزیلند برای مراسم خاکسپاری مادرِ سالها دورماندهاش آغاز میشود؛ سفری که او را با جیل، همسر بیوهٔ مادرش، روبهرو میکند.
بازگشت روح مادر و جابهجاییاش میان بدن این دو، فیلم را به قصهای دربارهٔ تسخیر بدل میسازد؛ اما تسخیر در اینجا فقط رویدادی فراطبیعی نیست، بلکه تصویری از نفوذ گذشته به اکنون و دشواری رهایی از پیوندهایی است که حتی پس از مرگ نیز آرام نمیگیرند. فیلم به جای آنکه از الگوی آشنای وحشت پیروی کند، فضای خود را میان درام روانشناختی، روایت شبحوار و مطالعهای دربارهٔ سوگ بنا میکند.
همین انتخاب، سرچشمهٔ اصلی جذابیت و نیز نقطهٔ اختلافبرانگیز آن است: تماشاگرانی که به دنبال وحشتی صریح و پرحادثهاند ممکن است از کمبود دلهرهٔ متعارف دلسرد شوند، اما مخاطبی که با ریتم آهسته و ابهام کنار میآید، در این سکون امکان تأملی تلخ و ماندگار مییابد. آغاز مبهم، جهانی ناآرام شروع فیلم عمداً اطلاعات را قطرهچکانی عرضه میکند.
جک وارد محیطی میشود که برایش هم آشناست و هم بیگانه؛ خانه و گذشتهای که گویا باید به او تعلق داشته باشد، اما فاصلهٔ سالیان آن را به مکانی غریب بدل کرده است. جیل نیز با حقیقتی روبهرو میشود که تصویرش از زندگی مشترک را به پرسش میکشد. فیلم بهسرعت توضیح نمیدهد که چه رخ داده، رابطهٔ شخصیتها دقیقاً چه کیفیتی داشته یا حضور روح چه قواعدی دارد.
« آغاز مبهم، جهانی ناآرام شروع فیلم عمداً اطلاعات را قطرهچکانی عرضه میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این امتناع از توضیحدادن، بهتدریج حالوهوای معما میسازد، ولی در دقایق نخست میتواند بیننده را سرگردان کند. ابهام در بهترین لحظات، بخشی از تجربهٔ عاطفی فیلم است: شخصیتها خودشان نیز نمیدانند با چه چیزی روبهرو شدهاند و تماشاگر در نااطمینانی آنان شریک میشود. بااینحال، گاهی مرز میان رازآلودگی سنجیده و کمبودِ نشانههای روایی باریک میشود.
وقتی فیلم سرنخهای لازم را بهاندازهٔ کافی روشن نمیکند، کنجکاوی ممکن است جای خود را به سردرگمی بدهد. این دشواری، بهویژه در آغاز، میتواند فاصلهای میان اثر و مخاطب ایجاد کند؛ فاصلهای که فیلم بعدتر میکوشد با قوت فضا و بازیها جبرانش کند. تسخیر بهمثابه زبان سوگ عنصر فراطبیعی در «Went Up the Hill» بیشتر از آنکه وسیلهای برای ترساندن باشد، روشی برای گفتوگو دربارهٔ فقدان است.
روح مادر با تسخیر جک و جیل، میان آن دو رفتوآمد میکند و از بدن یکی برای سخنگفتن با دیگری بهره میگیرد. این سازوکار، رابطهای سهنفره میآفریند که در آن مرده همچنان بر زندگی زندگان اثر میگذارد؛ نه فقط از راه خاطره، بلکه از طریق حضوری ملموس و مداخلهگر. بدن به مجرایی برای بیان چیزی بدل میشود که شخصیتها شاید در حالت عادی نتوانند به زبان بیاورند.
در اینجا فیلم پرسشی دشوار طرح میکند: آیا میل به شنیدن صدای کسی که از دست رفته، همیشه از عشق و نیاز به آشتی سرچشمه میگیرد، یا گاهی میتواند به ادامهٔ وابستگی و آسیب بینجامد؟ جک و جیل هر یک با رابطهای متفاوت با مادرِ غایب مواجهاند؛ یکی او را از دست داده، دیگری همسرش را. اما سوگ مشترک به معنای تجربهٔ یکسان نیست و فیلم بر همین ناهمسانی تکیه میکند.
« این امتناع از توضیحدادن، بهتدریج حالوهوای معما میسازد، ولی در دقایق نخست میتواند بیننده را سرگردان کند. »
شخصیتها و اجرا
از خلال این تفاوتها، تسخیر معنایی دوگانه مییابد: تماسِ دوباره با مرده است و همزمان استعارهای از نفوذِ ماندگار گذشته بر کسانی که میکوشند زندگی خود را از نو سامان دهند. بازیها؛ بدنهایی حامل خاطره بار عاطفی اثر بیش از هر چیز بر دوش بازیگران آن است. Dacre Montgomery در نقش جک، اندوه را با انفجارهای نمایشی نشان نمیدهد؛ او بیشتر به سکوت، مکث و انقباضهای کوچک تکیه میکند.
شخصیتش در ظاهر به مراسمی خانوادگی بازگشته، اما در باطن با تاریخچهای از دوری و زخم روبهروست. بازی مونتگمری این فاصله را به حضوری ملموس تبدیل میکند: جک انگار همزمان در خانه حضور دارد و از آن بیرون مانده است. همین کیفیت، بهویژه در لحظاتی که بدنش دیگر کاملاً در اختیار خودش نیست، لایهای از آسیبپذیری و بیگانگی به اجرا میبخشد.
Vicky Krieps نیز در نقش جیل، ظرافتی متفاوت به فیلم میآورد. او میان سوگواری، تردید و نزدیکی به گذشتهای که هنوز بهدرستی نمیشناسد، حرکت میکند و تغییر حالتهایش را بدون اغراق پیش میبرد. اجرای او در لحظههایی که مرز میان خودِ جیل و حضور دیگری در بدنش محو میشود، بهجای تکیه بر نشانههای آشنای ترس، بر تغییرات ریز در نگاه و آهنگ گفتار بنا شده است.
شیمی بازی این دو، رابطهٔ میانشان را از یک موقعیت داستانی صرف فراتر میبرد و به پیوندی از تنهایی و تجربهٔ فقدان بدل میکند. تصویر و صدا؛ طبیعتی سرد و حاضر نیوزیلند در فیلم فقط پسزمینهای زیبا نیست؛ منظرهها به بخشی از منطق عاطفی اثر تبدیل میشوند. خانه، طبیعت پیرامون و فاصلهٔ جغرافیایی، حس انزوا را تقویت میکنند؛ گویی شخصیتها در مکانی گرفتارند که راه خروج از آن نه صرفاً دورشدن از خانه، بلکه گسستن از تاریخ شخصیشان است.
« بازیها؛ بدنهایی حامل خاطره بار عاطفی اثر بیش از هر چیز بر دوش بازیگران آن است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تصویرپردازی سرد و کنترلشده، به فیلم وقاری اندوهبار میدهد و زیبایی طبیعت را با نوعی تهیبودن و سکوت همراه میکند. چشماندازها در عین چشمنوازی، آرامشبخش نیستند؛ بیشتر یادآور جهانیاند که در برابر رنج انسان بیاعتنا ایستاده است. طراحی صدا نیز در ساختن این فضا سهم مهمی دارد. سکوتها و صداهای محدود، انتظار را طولانی میکنند و تماشاگر را وامیدارند به جزئیاتی گوش بسپارد که در فیلمی پرتحرک شاید نادیده بمانند.
این روش میتواند تنش ظریفی ایجاد کند، اما چون فیلم بهندرت به وحشت مستقیم و پرقدرت متوسل میشود، همیشه به دلهره نمیانجامد. گاه سکوت بهجای آنکه اضطراب را فشرده کند، حس ایستایی میآفریند. بااینهمه، پیوند تصویر و صدا، یکی از دستاوردهای اصلی فیلم است و به آن هویتی میدهد که پس از پایان تماشا در ذهن باقی میماند.
ریتم آهسته و مرز میان ابهام و کشآمدن ریتم «Went Up the Hill» عمداً کند است. فیلم برای مکثکردن، تکرار حسها و ماندن در فضای سنگین خود وقت میگذارد؛ انتخابی که با مضمون سوگ تناسب دارد، زیرا سوگواری نیز معمولاً خطی و شتابپذیر نیست. مسئله این است که کندی همیشه به عمق منجر نمیشود.
در برخی بخشها، صحنهها بیش از آنکه لایهٔ تازهای به رابطهها یا فهم تماشاگر اضافه کنند، همان احساس پیشین را طولانی میکنند. در نتیجه، آنچه در آغاز مراقبهای سینمایی به نظر میرسد، گاهی به کشآمدن بدل میشود. فیلم همچنین از توضیح صریح بسیاری از ابهامهای خود پرهیز میکند. این رویکرد میتواند مخاطب را به مشارکت فعال دعوت کند، اما اگر پیوند میان رخدادها و انگیزهها بهاندازهٔ کافی استوار نباشد، نتیجه بهجای گشودگی، گسست روایی خواهد بود.
« طراحی صدا نیز در ساختن این فضا سهم مهمی دارد. »
قوتها و کاستیها
«Went Up the Hill» در این مرز ناپایدار حرکت میکند: برخی ابهامهایش بار معنایی دارند و برخی دیگر بیش از آنکه راز بسازند، مسیر روایت را مبهم میکنند. به همین دلیل، همراهی با فیلم نیازمند صبر است؛ صبری که نه همهٔ مخاطبان دارند و نه همیشه پاداشی همسنگ دریافت میکند. وحشتِ نامتعارف و تأثیر عاطفی اگر «Went Up the Hill» را با معیارهای فیلم ترسناک متعارف بسنجیم، احتمالاً اثرگذاریاش محدود به نظر میرسد.
فیلم کمتر بر شوک، تهدید ناگهانی یا تعلیق پرشتاب متکی است و ترس را به حاشیه میراند. حضور روح و تسخیر بدنها موقعیتی بالقوه هولناک میسازد، اما فیلم بیشتر به پیامدهای عاطفی و اخلاقی آن علاقه دارد تا به تولید دلهرهٔ پیوسته. حاصل، اثری است که ممکن است بیش از آنکه مخاطب را بترساند، او را اندوهگین یا ناآرام کند.
این انتخاب در عین حال به فیلم امکان میدهد وحشت را از سطح موجودی ماورایی به تجربهای انسانی منتقل کند. ترس اصلی نه فقط از آن چیزی میآید که در خانه حضور دارد، بلکه از این فکر که فقدان میتواند اختیار و مرزهای فرد را مخدوش کند؛ اینکه عشقِ ازدسترفته، اگر به رهایی مجال ندهد، به شکلی از سلطه بدل شود.
این مضمون، هرچند در همهٔ لحظات بهطور یکدست پرداخت نشده، به فیلم وجهی تلخ و نامأنوس میدهد. اثر برای مخاطبانی مناسبتر است که در جستوجوی وحشتِ آرام و تأملبرانگیزند، نه هیجانهای متداول این ژانر. جمعبندی «Went Up the Hill» فیلمی استوار بر فضا، اجرا و ایدهای نامتعارف است؛ اثری که داستان شبحوار را به بستری برای کاوش در سوگ، خاطره و زخمهای خانوادگی تبدیل میکند.
« فیلم کمتر بر شوک، تهدید ناگهانی یا تعلیق پرشتاب متکی است و ترس را به حاشیه میراند. »
جمعبندی
تصاویر سرد نیوزیلند، بازیهای سنجیدهٔ Dacre Montgomery و Vicky Krieps و پیوند میان تسخیر و ناتوانی از رهاکردن، لحظاتی تأثیرگذار میآفرینند. در برابر این دستاوردها، آغاز گیجکننده، ریتم کشدار و ابهامی که گاه بیش از اندازه به روایت فشار میآورد قرار دارد. فیلم در ترساندن به معنای متعارف چندان موفق نیست، اما سرمای عاطفی و اندوه ناآرامش میتواند مدتها در ذهن بماند.
این تجربه بیش از آنکه قصهای برای حلکردن باشد، فضایی برای زیستن در دل فقدان است؛ فضایی که برای برخی تماشاگران مسحورکننده و برای برخی دیگر دور و فرساینده خواهد بود.
« فیلم در ترساندن به معنای متعارف چندان موفق نیست، اما سرمای عاطفی و اندوه ناآرامش میتواند مدتها در ذهن بماند. »
ثبت دیدگاه