نقد و بررسی
نقد The Overnight | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدیِ معاشرت در آستانهٔ بیقراری «The Overnight» ساختهٔ پاتریک برایس، کمدیای جمعوجور و نامتعارف دربارهٔ دشواری دوستیابی در بزرگسالی است؛ دشواریای که با نقلمکان به شهری تازه، مسئولیت والدگری و فرسودگیهای زندگی مشترک پیچیدهتر میشود. الکس و امیلی در لسآنجلس هنوز برای خود شبکهای از آشنایان نساختهاند و برخورد با کِرت و شارلوت فرصتی به نظر میرسد برای بیرون آمدن از انزوای روزمره.
اما فیلم از همان ابتدا وعده نمیدهد که این آشنایی به شکلی معمول پیش برود. آنچه از یک قرار خانوادگی ساده آغاز میشود، آرامآرام به موقعیتی نامتعارف بدل میگردد؛ موقعیتی که جذابیتش نه در رازگشایی پرطمطراق، بلکه در تغییر پیوستهٔ مرزهای آسودگی و معذببودن است. فیلم در ظاهر دربارهٔ یک شب عجیب است، اما زیر این سطح، به نیاز آدمها برای پذیرفتهشدن میپردازد.
الکس و امیلی میخواهند دوست پیدا کنند و به زندگی تازهشان راهی باز کنند؛ همین میل، آنان را آماده میکند تا دعوتی را بپذیرند که شاید در شرایط دیگری دربارهاش تردید میکردند. کِرت و شارلوت نیز با رفتار و شیوهٔ زندگی متفاوتشان، تصویری از آزادی و اعتمادبهنفس عرضه میکنند؛ تصویری که هم کنجکاویبرانگیز است و هم اندکی تهدیدآمیز.
فیلم از همین دوگانگی انرژی میگیرد: میل به نزدیکشدن با هراس از آنچه این نزدیکی ممکن است آشکار کند. موقعیتسازی و طنزِ معذبکننده مهمترین ابزار کمدی فیلم، غافلگیری است. هر بار که تماشاگر گمان میکند قواعد یک دیدار اجتماعی را فهمیده، رخداد یا گفتوگویی تازه آن قواعد را برهم میزند.
« اما فیلم از همان ابتدا وعده نمیدهد که این آشنایی به شکلی معمول پیش برود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
شوخیها اغلب از تضاد میان ادب ظاهری و آشفتگی درونی شخصیتها میآیند: آنان میکوشند همچنان مؤدب و خونسرد بمانند، درحالیکه اوضاع از کنترل ذهنیشان خارج شده است. این فاصله میان چیزی که بر زبان میآورند و چیزی که در چهره و رفتارشان دیده میشود، سرچشمهٔ بسیاری از لحظههای خندهدار فیلم است.
بااینحال، طنز «The Overnight» از جنس شوخیهای ظریف و بیخطر نیست. فیلم آگاهانه به قلمرو خجالت، صمیمیت جسمانی و تابوشکنی قدم میگذارد و گاه تماشاگر را در همان موقعیتِ ناراحتکنندهای قرار میدهد که شخصیتها در آن گرفتارند. این انتخاب برای برخی صحنهها نیرویی تازه میآفریند؛ برای برخی دیگر، شوخی به تکرار یک ایده نزدیک میشود.
هنگامی که فیلم بارها به همان محورِ شرم و معذببودن بازمیگردد، خطر آن پدید میآید که افشاگری جای ظرافت را بگیرد و غافلگیری به الگویی قابلپیشبینی تبدیل شود. بازیگران و توازن میان شوخی و آسیبپذیری چهار بازیگر اصلی، ستون عاطفی و کمیک اثرند. آدام اسکات در نقش الکس از خویشتنداری و خشکیِ ظاهری خود بهره میگیرد و مردی را میسازد که میخواهد در هر شرایطی نشانهای از تسلط بر خود حفظ کند.
همین تلاشِ بیحاصل برای حفظ متانت، واکنشهای او را خندهدار میکند؛ اما بازی اسکات صرفاً بر مکث و نگاههای مضطرب تکیه ندارد. در لایهٔ زیرین، میتوان نگرانی مردی را دید که از تغییر، داوری دیگران و فاصلهٔ احتمالی میان خود و همسرش میترسد. تیلور شیلینگ در نقش امیلی، نیروی سنجشگر و هوشیار جمع است.
« بااینحال، طنز «The Overnight» از جنس شوخیهای ظریف و بیخطر نیست. »
شخصیتها و اجرا
او بیش از دیگران متوجه ناهنجاری موقعیت میشود و پرسشهایی را به زبان میآورد که فیلم برای پیشبردن تعلیق کمدی به آنها نیاز دارد. شیلینگ در عین ایفای نقشِ واکنشی، به شخصیتش اضطراب و حساسیتی واقعی میبخشد؛ بنابراین امیلی تنها ابزار مخالفت با رفتار دیگران نیست، بلکه کسی است که میکوشد بفهمد چه چیز در رابطهٔ خودش او را آسیبپذیر کرده است.
جیسون شوارتزمن، کِرت را با آمیزهای از صمیمیت، سرزندگی و پیشبینیناپذیری بازی میکند. او بهسرعت فضا را در اختیار میگیرد، اما فیلم اجازه نمیدهد حضور پررنگش به سادگی برابر با اطمینانخاطر باشد. شارلوت، با بازی ژودیت گودرش، در آغاز کمحرفتر و دشوارخوانتر است؛ سکوت و آرامشش بخشی از رازآلودگی فضای خانه را شکل میدهد.
هماهنگی این چهار بازیگر، بهویژه در گفتوگوهای گروهی، کمک میکند که موقعیتها از حالت طرحی صرف بیرون بیایند و رنگِ بداهه و واکنش زنده پیدا کنند. فضا، میزانسن و ریتم تمرکز فیلم بر چند شخصیت و یک شب، انتخابی اقتصادی و متناسب با مضمون آن است. خانهٔ کِرت و شارلوت صرفاً محل وقوع ماجرا نیست؛ فضایی است که قواعد زندگی میزبانان را بازتاب میدهد.
برای الکس و امیلی، هر بخش از خانه میتواند نشانهای از تفاوت میان خودشان و این زوج باشد. رفتوآمد میان فضاهای مختلف، با افزایش صمیمیت و کاهش آسودگی همراه میشود و تماشاگر را به تجربهٔ تدریجی همان بیقراری دعوت میکند. ریتم اثر در بهترین لحظات، از مکث و انتظار سود میبرد. فیلم برای هر غافلگیری شتاب نمیکند؛ گاهی نگاهها، سکوتها و حرفهای نیمهتمام را نگه میدارد تا تماشاگر فرصت کند حدس بزند چه اتفاقی در راه است.
« جیسون شوارتزمن، کِرت را با آمیزهای از صمیمیت، سرزندگی و پیشبینیناپذیری بازی میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این ریتمِ کنترلشده، به شوخیها مجال میدهد تا از دل رابطهٔ میان شخصیتها بیرون بیایند. در مقابل، همین محدودیت مکانی و زمانی گاهی حس میشود که داستان یک موقعیت کمیک کوتاه را بیش از اندازه گسترش داده است. بعضی بخشها بهجای آنکه لایهای تازه به ماجرا اضافه کنند، صرفاً بر همان حسِ آشفتگی و شرم تأکید میگذارند و حرکت قصه را کند میکنند.
زیرمتنِ زندگی مشترک در میان شوخیهای صریح و موقعیتهای نامعمول، هستهای سادهتر و انسانیتر وجود دارد: رابطهٔ زوجها با گذر زمان چگونه تغییر میکند؟ فیلم در پی ارائهٔ نظریهای جامع دربارهٔ ازدواج یا صمیمیت نیست، اما از برخورد دو زوج برای نشاندادن تفاوت میان ظاهر مطمئن و ناامنی درونی بهره میگیرد.
الکس و امیلی، که در آغاز بیشتر به حفظ نظم و پذیرش اجتماعی دل بستهاند، در موقعیتهایی قرار میگیرند که ناچارند دربارهٔ خواستهها، مرزها و رضایت خود فکر کنند. نکتهٔ قابلتوجه آن است که فیلم این پرسشها را در قالب درامی سنگین مطرح نمیکند. شخصیتها نه نمایندگان دیدگاههای فلسفیاند و نه قرار است به نتیجهای اخلاقی و قطعی برسند.
واکنشهای آنان متناقض و گاه نابالغ است، اما همین تناقضها به فیلم حس انسانی میدهد. بااینحال، زیرمتن عاطفی اثر تنها تا اندازهای پیش میرود. فیلم ایدهٔ رابطه و صمیمیت را مطرح میکند، اما کمتر به کاوش عمیق در پیامدهای آن علاقه نشان میدهد؛ در نتیجه، بعضی پرسشهای جذاب بیشتر به ابزار کمدی بدل میشوند تا موضوعی که واقعاً گسترش یابد.
« این ریتمِ کنترلشده، به شوخیها مجال میدهد تا از دل رابطهٔ میان شخصیتها بیرون بیایند. »
قوتها و کاستیها
جسارت و محدودیتهای لحن آزادی و بیپروایی فیلم بخشی از هویت آن است. «The Overnight» از تلطیف موقعیتهایش پرهیز میکند و بهجای آنکه هر لحظهٔ دشوار را به شوخیای بیضرر تبدیل کند، گاهی اجازه میدهد تماشاگر در ناراحتیِ صحنه بماند. این جسارت به اثر تمایز میبخشد و با شخصیتهایی که در حال عبور از مرزهای اجتماعیاند تناسب دارد.
از سوی دیگر، هر مخاطبی با تکیهٔ مکرر بر موقعیتهای جنسی و خجالتآور همراه نخواهد شد. برخی لحظهها ممکن است بیش از آنکه طبیعی یا افشاگرانه باشند، طراحیشده و خواهان واکنش فوری به نظر برسند. لحن اثر نیز میان کمدیِ رفاقت، اضطراب اجتماعی و نگاهی گذرا به بحران رابطه در نوسان است. این جابهجایی گاهی به فیلم تازگی میبخشد و گاهی انسجامش را کم میکند.
وقتی طنز و آسیبپذیری به هم میرسند، شخصیتها از تیپهای آشنا فراتر میروند؛ اما هرگاه فیلم به شوخیهای تکرارشونده تکیه میکند، ظرفیت عاطفی آن محدود میشود. ازاینرو، اثر بیش از آنکه در پایان به نتیجهای پرمایه برسد، تجربهای کوتاه و پرتنش از مواجهه با غریبهها و خودِ پنهان آدمها عرضه میکند.
جمعبندی «The Overnight» کمدی مستقلی است که از یک موقعیت روزمره، یعنی آشنایی دو خانواده، مسیری نامنتظر و گاه بهشدت معذبکننده میسازد. بازیهای هماهنگ، گفتوگوهای زنده و توانایی فیلم در تبدیل سکوت و ادب اجتماعی به منبع طنز، آن را سرگرمکننده نگه میدارند. در بهترین لحظات، فیلم با ظرافت نشان میدهد که میل به دوستی و صمیمیت میتواند آدمها را همزمان کنجکاو و هراسان کند.
« جسارت و محدودیتهای لحن آزادی و بیپروایی فیلم بخشی از هویت آن است. »
جمعبندی
اما جسارتِ مضمونی همیشه با عمق روایی همراه نیست. تکرار بعضی شوخیها، کندشدن ریتم در بخشهایی از میانه و محدودماندن پرداخت عاطفی، مانع از آن میشود که اثر از سطحِ یک کمدی موقعیت نامتعارف بسیار فراتر برود. بااینهمه، فیلم در خلق فضایی آزاد و بازیگوش موفق است و برای تماشاگرانی که از طنزِ مبتنی بر شرمندگی و آشفتگی اجتماعی استقبال میکنند، تجربهای متمایز و خوشساخت فراهم میآورد؛ تجربهای که جذابیتش بیش از آنکه در پیام نهایی باشد، در مسیر پرپیچوخم همان شب نهفته است.
« اما جسارتِ مضمونی همیشه با عمق روایی همراه نیست. »
ثبت دیدگاه