نقد و بررسی
نقد بازداشتگاه (Detention) | 2012
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
یک کمدی نوجوانانه که از همان ابتدا مرزها را بههم میریزد «Detention» ساختهٔ Joseph Kahn، در ظاهر با موقعیتی آشنا آغاز میشود: قاتلی نقابدار به نام سیندرلا دانشآموزان دبیرستان گریزل لیک را دنبال میکند و گروهی از نوجوانانِ گرفتار در بازداشت مدرسه باید راهی برای زندهماندن پیدا کنند.
اما فیلم خیلی زود نشان میدهد که قرار نیست در چارچوب یک اسلشر معمولی باقی بماند. وحشت، کمدی سیاه، علمیتخیلی، هجو فیلمهای نوجوانانه و بازیهای روایی، همه در آن به هم میرسند؛ گویی فیلم از همان ابتدا تصمیم گرفته بهجای انتخاب یک مسیر، چند مسیر را همزمان طی کند. این انتخاب جسورانه، هم سرچشمهٔ اصلی جذابیت فیلم است و هم مهمترین مانع آن.
«Detention» با سرعتی سرسامآور از شخصیت و شوخی به ارجاع و موقعیت تازه میجهد. تماشاگر باید خود را با قواعدی سازگار کند که مدام تغییر میکنند؛ نه فقط قواعد ژانر، بلکه قواعد روایت و حتی رابطهٔ فیلم با زمان. حاصل، تجربهای نامتعارف و پرانرژی است که بهجای آنکه آرامآرام مخاطب را در جهان خود جا دهد، او را به درون موجی از تصاویر و ایدهها پرتاب میکند.
آغاز گیجکننده و آزمون صبر تماشاگر شروع فیلم از حیث ریتم و تراکم اطلاعات، عمداً بیقرار است. تدوین تند، نوشتههای روی تصویر، ارجاعات فراوان، شوخیهای پیاپی و معرفی شخصیتهایی که هرکدام مسئله و لحن خاص خود را دارند، فرصت چندانی برای نفسکشیدن باقی نمیگذارد. فیلم پیش از آنکه تماشاگر بتواند با یک شخصیت یا موقعیت ارتباط بگیرد، ایدهای تازه پیش میکشد و مسیر را تغییر میدهد.
« اما فیلم خیلی زود نشان میدهد که قرار نیست در چارچوب یک اسلشر معمولی باقی بماند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بنابراین سردرگمی در دقایق نخست صرفاً نتیجهٔ پیچیدگی داستان نیست؛ بخشی از راهبرد بیانی فیلم است. بااینحال، عمدیبودن آشفتگی لزوماً آن را برای همه دلپذیر نمیکند. بخشی از مخاطبان ممکن است این شتاب را نشانهٔ سرزندگی بدانند و بخشی دیگر آن را نوعی هجوم بیوقفه تلقی کنند. فیلم ابتدا بیشتر از آنکه دعوتکننده باشد، آزمونگر است: میسنجد آیا تماشاگر میتواند با لحن بیپروا و پرزرقوبرقش همراه شود یا نه.
اگر این همراهی شکل بگیرد، آشفتگی بهتدریج حالتی بازیگوشانه پیدا میکند؛ اگر نه، همان ویژگیها میتوانند خستهکننده و آزاردهنده شوند. روایت چندپاره؛ آشفتگی بهمثابه شیوهٔ قصهگویی داستان «Detention» به خطی مستقیم و منظم وفادار نمیماند. تهدید قاتل، گرفتاری نوجوانان، رازهای شخصی و پیوند رویدادهای گذشته با اکنون، در کنار هم قرار میگیرند و گاه با سرعتی چنان زیاد جابهجا میشوند که دنبالکردن مسیر اصلی دشوار میشود.
فیلم از هر فرصت برای چرخاندن انتظار مخاطب استفاده میکند و بهجای آنکه یک ایده را کامل بپروراند، چندین ایده را درهم میتند. همین رویکرد، روایت را غافلگیرکننده میکند، اما انسجام عاطفی و داستانی آن را نیز کاهش میدهد. نقطهٔ قوت این ساختار آن است که فیلم تماشاگر را در موقعیت تماشای منفعل قرار نمیدهد.
باید نشانهها را کنار هم گذاشت، جابهجاییهای روایی را پذیرفت و از هر تغییر مسیر انتظار نداشت که بهسرعت توضیح داده شود. در مقابل، این همه انحراف و چرخش گاهی باعث میشود برخی بخشها بیش از آنکه به گسترش شخصیتها کمک کنند، صرفاً برای افزودن شوخی یا شگفتی در فیلم حضور داشته باشند.
« بنابراین سردرگمی در دقایق نخست صرفاً نتیجهٔ پیچیدگی داستان نیست؛ بخشی از راهبرد بیانی فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
داستان به مقصدهای متعددی سر میزند، اما همیشه برای ساختن پیوندی محکم میان آنها مکث نمیکند. نوجوانان، هویت و تصویر فرهنگ عامه در میان این همه هیاهو، فیلم به تجربهٔ نوجوانی و اضطرابهای هویتی آن نیز نظر دارد. شخصیتها در مدرسه، در جمع همسالان و در روابط عاطفیشان میکوشند جایگاه خود را پیدا کنند؛ اما هیچکدام با تصویر ساده و آشنای تیپهای دبیرستانی کاملاً منطبق نیستند.
آنها در دنیایی زندگی میکنند که شهرت، ظاهر، تعلق به گروهها و بازشناختهشدن از سوی دیگران اهمیت فراوان دارد، ولی فیلم این دغدغهها را به شکل جدی و واقعگرایانه دنبال نمیکند. در عوض، آنها را به مواد خام هجو و کمدی بدل میسازد. ارجاعات فراوان به فرهنگ عامه و حالوهوای دههٔ نود، بخشی از همین نگاه است.
این ارجاعات صرفاً چاشنی نوستالژیک نیستند؛ بخشی از زبان فیلماند و نشان میدهند شخصیتها چگونه جهان پیرامون خود را از خلال فیلمها، موسیقی و نشانههای رسانهای تجربه میکنند. البته این زبان پرتراکم گاهی به خودنمایی نزدیک میشود. اگر مخاطب با آن نشانهها همراه نباشد، ممکن است احساس کند فیلم بهجای ساختن معنایی تازه، فقط در حال پرتابکردن نامها و یادآوریها به سوی اوست.
شوخیهای تند و طنزی که حد میشناسد یا نمیشناسد طنز فیلم از ادب و ظرافت متعارف فاصله میگیرد. شوخیها تند، بیپروا و گاه عمداً نامتوازناند؛ برخی از آنها با سرعت و غافلگیری خود خندهدار میشوند و برخی دیگر چنان بر لحن شوخطبعانه تأکید میکنند که اثرشان از میان میرود. «Detention» بهندرت برای ساختن یک لطیفه مکث میکند.
« داستان به مقصدهای متعددی سر میزند، اما همیشه برای ساختن پیوندی محکم میان آنها مکث نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
شوخیها اغلب در میانهٔ اتفاقی دیگر ظاهر میشوند، پیش از آنکه تماشاگر فرصت کند واکنش نشان دهد، جای خود را به شوخی بعدی میدهند. این روش برای مخاطبی که از کمدی پرسرعت و گزنده لذت میبرد، میتواند سرخوشانه باشد؛ اما همان ویژگی ممکن است بهسادگی به ازدحام صوتی و بصری تبدیل شود. فیلم گاهی بهجای اعتماد به شوخی، آن را با تأکید تصویری یا دیالوگی دوباره برجسته میکند.
در نتیجه، لحظههایی که ظرفیت خنده دارند، زیر فشار اصرار فیلم کماثر میشوند. بااینهمه، تعهد اثر به لحن نامتعارفش ستودنی است: «Detention» نمیکوشد بیخطر یا خوشایند همگان باشد و برای آرامکردن تماشاگر از آشوب خود عذرخواهی نمیکند. تدوین، تصویر و انرژی موسیقیویدیویی ریتم تدوین، یکی از مهمترین ابزارهای فیلم برای تثبیت هویت بصری آن است.
برشهای سریع، تغییر ناگهانی قابها و بازی با نوشتهها و عناصر گرافیکی، به فیلم حسی شبیه تماشای یک موسیقیویدئوی بلند میدهد. تصویر صرفاً حامل داستان نیست؛ خود به میدان شوخی و بازی تبدیل میشود. اشیا، نوشتهها و جزئیات پیرامون شخصیتها میتوانند در خدمت روایت یا طنز قرار بگیرند و این رویکرد به اثر حالتی سرزنده و پرتحرک میبخشد.
اما انرژی بصری همیشه به معنای وضوح نیست. گاهی تدوین آنقدر بیقرار میشود که اهمیت یک لحظه یا رابطهٔ میان دو صحنه زیر انبوه محرکها گم میشود. فیلم بهجای آنکه با تغییر ریتم، توجه مخاطب را هدایت کند، اغلب یک سرعت ثابت و بالا را حفظ میکند. این یکنواختیِ پرشتاب، در نهایت میتواند خستگی بیاورد؛ بهخصوص برای تماشاگری که انتظار دارد میان شوخیها و رخدادهای پرتنش فرصتی برای مکث و تمرکز پیدا کند.
« فیلم گاهی بهجای اعتماد به شوخی، آن را با تأکید تصویری یا دیالوگی دوباره برجسته میکند. »
قوتها و کاستیها
اجراها و جایگاه بازیگران در آشوب فیلم بازیگران در چنین اثری باید همزمان در جهان داستانی حضور داشته باشند و با خودآگاهی طنزآمیز فیلم کنار بیایند. Shanley Caswell در نقش ریلی، مرکز عاطفی نسبتاً قابلدسترستری برای تماشاگر فراهم میکند؛ شخصیتی که در میان اغراقهای پیرامونش، رگهای از بیگانگی و آسیبپذیری دارد.
Josh Hutcherson نیز بهخوبی با لحن سبکسرانه و خودآگاه اثر هماهنگ میشود. Spencer Locke و Dane Cook هم در فضایی ایفای نقش میکنند که عمداً از واقعگرایی فاصله میگیرد و بازیگران را به بخشی از کارناوال فیلم بدل میسازد. بااینحال، شخصیتپردازی به اندازهٔ ایدهپردازی فیلم گسترش نمییابد.
بازیگران فرصت محدودی برای ساختن لایههای عمیقتر دارند، زیرا روایت پیوسته آنها را به موقعیت بعدی میراند. در نتیجه، برخی شخصیتها بیش از آنکه بهعنوان انسانهایی با مسیر درونی روشن به یاد بمانند، با تیپ، شوخی یا پیچیدگی روایی مشخص میشوند. این کمبود، در فیلمی که چنین حجم زیادی از ایدهها را پیش میکشد، محسوس است؛ اما بخشی از آن نیز با قصد اثر سازگار است، زیرا «Detention» بیشتر به انرژی جمعی و بازی فرمی علاقه دارد تا مطالعهٔ روانشناختی.
جمعبندی «Detention» فیلمی بیقرار، آگاهانه نامتعارف و آشکارا دوپاره در واکنشهایی است که برمیانگیزد. از یک سو، شوخیهای تند، تدوین پرانرژی، ارجاعات فرهنگی و روایتی که پیوسته شکل تازهای به خود میگیرد، آن را به تجربهای متفاوت و گاه بسیار سرگرمکننده بدل میکنند. از سوی دیگر، شروع شلوغ، انباشت ایدهها و کمبود مکثهای روایی ممکن است حتی پیش از آنکه فیلم فرصت نشاندادن جذابیتهایش را پیدا کند، تماشاگر را پس بزند.
« Josh Hutcherson نیز بهخوبی با لحن سبکسرانه و خودآگاه اثر هماهنگ میشود. »
جمعبندی
ارزش فیلم بیش از آنکه در انسجام کلاسیک یا عمق شخصیتپردازی باشد، در جسارتش برای آمیختن ژانرها و ساختن لحنی شخصی نهفته است. «Detention» برای هر سلیقهای ساخته نشده و بهتر است آن را نه بهعنوان یک اسلشر سرراست، بلکه بهمثابه تجربهای پرسرعت از هجو، نوستالژی و آشفتگی تماشا کرد. اگر تماشاگر با این منطق همراه شود، شلوغی فیلم به بخشی از لذت آن تبدیل میشود؛ اگر نه، همان شلوغی احتمالاً مانع اصلی ارتباط خواهد بود.



ثبت دیدگاه