نقد و بررسی
نقد The Ones Below | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
معماریِ اضطراب در خانهای آرام «The Ones Below» از موقعیتی آشنا آغاز میشود: زوجی جوان در انتظار نخستین فرزندند و با همسایههای تازهواردِ طبقهٔ پایین آشنا میشوند؛ زوجی که آنها نیز چشمبهراه بچهاند. اما فیلم این آشنایی ساده را بهانهای برای ساختن فضایی میکند که در آن هر تعارف میتواند معنایی دوپهلو داشته باشد و هر سکوت، احتمال خطری پنهان را پیش بکشد.
دیوید فار، نویسنده و کارگردان فیلم، بهجای تکیه بر حادثههای پرشتاب یا خشونت آشکار، اضطراب را از دل زندگی روزمره بیرون میکشد: از راهروها، پنجرهها، مهمانیهای خانگی و رفتوآمدهایی که ظاهراً بیاهمیتاند. خودِ ساختمان نیز در سازماندهی تعلیق نقش دارد. فاصلهٔ میان دو طبقه هم مرز فیزیکی دو خانواده است و هم تصویری از فاصلهٔ عاطفی و اجتماعی آنها.
همسایهها آنقدر نزدیکاند که صدای حضور یکدیگر را حس کنند، اما نه آنقدر نزدیک که بتوانند نیتهای هم را بهدرستی بشناسند. همین نزدیکیِ ناخواسته، خانه را از پناهگاهی امن به فضایی بدل میکند که آدمها در آن مراقب نگاهها و رفتارهای یکدیگرند. دو زوج و رقابت بر سر خوشبختی هستهٔ درام، تقابل دو زوج با پیشینهها و خواستههایی متفاوت است.
« خودِ ساختمان نیز در سازماندهی تعلیق نقش دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
کیت و جاستین در ظاهر زندگیای باثبات و برخوردار دارند؛ آنها مدتها برای بچهدارشدن تصمیمی قطعی نداشتهاند، اما اکنون با امید به استقبال نخستین فرزندشان میروند. در برابرشان، ترزا و جان قرار دارند که اشتیاق و انتظارشان برای فرزند، بار عاطفی سنگینتری دارد. فیلم این تفاوت را نه در قالب توضیحهای مفصل، بلکه از خلال جزئیات رفتار و گفتوگوها آشکار میکند.
نکتهٔ مؤثر این است که حسادت و خصومت از ابتدا به صورت آشکار و یکدست عرضه نمیشود. روابط اجتماعی در آغاز مؤدبانه و حتی دوستانهاند؛ بااینحال، زیر سطح این ادب، رقابتی خاموش شکل میگیرد. فیلم بهخوبی نشان میدهد چگونه مقایسهٔ زندگیها، بهویژه در موقعیتی بهشدت شخصی چون بارداری و والدشدن، میتواند صمیمیت را شکننده کند.
بااینهمه، شخصیتها گاه بیش از آنکه از منطق روانشناختی خود پیروی کنند، در خدمت پیشبرد طرح قرار میگیرند؛ ازاینرو بعضی تصمیمها و واکنشها بهجای آنکه ناگزیر به نظر برسند، پرسشبرانگیز میشوند. بازیها؛ میدان اصلی کشمکش چهار بازیگر اصلی، بار مهمی از اثر را بر دوش میکشند. کلِمانس پوزی در نقش کیت، زنی را تصویر میکند که میان اشتیاق به مادری و احساس脆ندگیِ ناشی از آن گرفتار است.
« در برابرشان، ترزا و جان قرار دارند که اشتیاق و انتظارشان برای فرزند، بار عاطفی سنگینتری دارد. »
شخصیتها و اجرا
بازی او بر تغییرات کوچک تکیه دارد: مکثی کوتاه، نگاهی که بیش از اندازه درنگ میکند، یا تردیدی که در ظاهر آرام چهرهاش رسوخ مییابد. بهواسطهٔ این ظرافتها، اضطراب کیت بهتدریج در رفتار روزمرهاش نفوذ میکند. لورا بیرن در نقش ترزا حضوری پیچیده و حسابشده دارد. او شخصیتی را میسازد که در عین ظاهر آرام و معاشرتپذیر، همیشه چیزی ناگفته با خود دارد.
بیرن از اغراق پرهیز میکند و همین خویشتنداری، ابهام شخصیت را افزایش میدهد. دیوید موریسی و استیون کمپبل مور نیز در نقش جان و جاستین، دو مردی را بازی میکنند که واکنشهایشان به بحران یکسان نیست؛ یکی با کنترل و اطمینان ظاهری پیش میرود و دیگری میان نگرانی و تردید دستوپا میزند. حاصل کار، گروه بازیگری هماهنگی است که کشمکش را در نگاهها و فاصلههای میان آدمها زنده نگه میدارد.
تصویر و صدا؛ سردیِ زیرپوستی فضاسازی بصری فیلم از امتیازهای مهم آن است. خانهها و فضاهای داخلی مرتب و شیکاند، اما این نظم بهجای آنکه آرامشبخش باشد، حالتی سرد و بیروح پیدا میکند. قابهای خلوت و ترکیببندیهای دقیق، آدمها را گاه در محیط محصور میکنند؛ پنجرهها و آستانهها نیز امکان نگاهکردن را فراهم میآورند، بیآنکه شناختی واقعی از دیگری به دست دهند.
« بهواسطهٔ این ظرافتها، اضطراب کیت بهتدریج در رفتار روزمرهاش نفوذ میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تماشاگر، مانند شخصیتها، مدام میکوشد از نشانههای کوچک معنایی قطعی استخراج کند. موسیقی و طراحی صدا نیز در حفظ این وضعیت سهم دارند. آنها بهجای حملههای ناگهانی و پرطنین، بیشتر بر تکرار و ناآرامیِ تدریجی تکیه میکنند. در نتیجه، فیلم به فضای وحشت روانشناختی نزدیک میشود، اما از قالب وحشت متعارف فاصله میگیرد: تهدید اصلی نه موجودی بیرونی، بلکه امکانِ خطا در قضاوت و ناتوانی آدمها در اعتمادکردن به یکدیگر است.
گاهی همین لحن سرد و تأکید بر رمزآلودگی، فیلم را بیش از اندازه کنترلشده و دور از عاطفه میکند؛ بااینحال، در بخشهای مؤثرتر، این انتخاب به تعلیق یاری میرساند. تعلیق تدریجی و مسئلهٔ باورپذیری فیلم از همان ابتدا نشانههایی میکارد که مخاطب را به مراقبت و بدگمانی وامیدارد. حادثهای تکاندهنده در جریان آشنایی دو خانواده، رابطه را از صمیمیت ظاهری به خصومت میکشاند و پس از آن، هر دیدار و گفتوگو زیر سایهٔ سوءظن قرار میگیرد.
نقطهٔ قوت این رویکرد آن است که تنش با شتابی حسابشده بالا میرود. فار زمان میدهد تا تماشاگر از رفتارهای عادی برداشتهای نگرانکننده بسازد و دربارهٔ انگیزههای شخصیتها گمانهزنی کند. اما همین سازوکار، گاه به نقطهضعف بدل میشود. وقتی داستان برای نگهداشتن ابهام به پنهانکاریهای پیدرپی تکیه میکند، برخی تصمیمهای شخصیتها دشوارتر باور میشوند.
« تماشاگر، مانند شخصیتها، مدام میکوشد از نشانههای کوچک معنایی قطعی استخراج کند. »
قوتها و کاستیها
تماشاگر ممکن است بپذیرد که کیت در وضعیتی آسیبپذیر قرار گرفته است، اما در بخشهایی انتظار دارد او یا اطرافیانش با دقت و احتیاط بیشتری رفتار کنند. این فاصله میان آنچه برای ایجاد تعلیق لازم است و آنچه از شخصیتها انتظار میرود، گاهی آشکار میشود و از اثرگذاری خطر میکاهد. پیشبینیپذیری و پایانبندی «The Ones Below» در خلق فضای ناآرام موفقتر از غافلگیرکردن مخاطب است.
نشانههایی که فیلم از آغاز در اختیار میگذارد، مسیر کلی درام را تا اندازهای قابل حدس میکنند؛ بنابراین تماشاگرِ آشنا با گونهٔ تعلیق روانشناختی ممکن است زودتر از آنچه فیلم میخواهد، به بدگمانیهای اصلی برسد. این پیشبینیپذیری الزاماً تجربه را بیارزش نمیکند، زیرا بخش مهمی از لذت فیلم در انتظارِ وقوع بحران و تماشای تغییر رابطههاست، نه فقط در کشف راز.
بااینحال، بخش پایانی در توضیحدادن برخی رخدادها شتاب میکند. بهجای آنکه همهٔ پیامدها در فضایی مبهم و حسابشده باقی بمانند، فیلم گاه اطلاعات را به شکلی فشرده عرضه میکند که از نیروی تعلیق میکاهد. آنچه باید همچون فرجامی تکاندهنده بنشیند، در بعضی لحظات بیش از اندازه روشن و توضیحی جلوه میکند.
« پیشبینیپذیری و پایانبندی «The Ones Below» در خلق فضای ناآرام موفقتر از غافلگیرکردن مخاطب است. »
جمعبندی
از همین رو، پایانبندی نمیتواند بهتمامی وزن عاطفی و روانیای را که فیلم پیشتر انباشته، حفظ کند. جمعبندی «The Ones Below» تریلری روانشناختی است که قدرت اصلیاش در فضاسازی سرد، بازیهای دقیق و تبدیلکردن روابط همسایگی به میدان سوءظن نهفته است. فیلم با بهرهگیری از موقعیتی خانوادگی و ظاهراً روزمره، اضطرابی میسازد که بهتدریج در خانه و رابطههای شخصیتها نفوذ میکند.
بازیهای کلِمانس پوزی و لورا بیرن، بهویژه، به کشمکش میان دو زن عمق و ابهام میبخشند و کیفیت بصری اثر، حس ناامنی را تقویت میکند. در برابر این امتیازها، داستان در بخشهایی بیش از حد قابلحدس میشود، بعضی رفتارها برای پیشبرد طرح بهسختی پذیرفتنیاند و پایانبندی با توضیحهای فشرده، از تعلیق میکاهد.
بااینهمه، فیلم تجربهای مؤثر برای مخاطبی است که از تریلرهای کمهیاهو و شخصیتمحور، با تنشی آرام اما پیوسته، لذت میبرد؛ اثری که بیش از آنکه با شوکهای ناگهانی به یاد بماند، با حس ناخوشایندِ نزدیکبودن خطر در ذهن میماند.
« از همین رو، پایانبندی نمیتواند بهتمامی وزن عاطفی و روانیای را که فیلم پیشتر انباشته، حفظ کند. »
ثبت دیدگاه