نقد و بررسی
نقد اتو باکستر: این یه داستان ترسناک لعنتی نیست (Otto Baxter: Not a F***ing Horror Story) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازپسگیری روایت؛ از سوژهبودن تا مؤلفشدن «اتو باکستر: این یک داستان ترسناک لعنتی نیست» مستندی دربارهٔ ساخت یک فیلم کوتاه نیست؛ یا دستکم، در آن خلاصه نمیشود. فیلم در ظاهر شش سال از زندگی اتو باکستر را دنبال میکند، هنگامی که او مینویسد و کارگردانی میکند، اما در ژرفای خود پرسشی مهمتر پیش میکشد: چه کسی حق دارد داستان زندگی یک انسان را روایت کند؟
اتو که از کودکی بارها در برابر دوربین دیگران قرار گرفته، این بار میخواهد نه فقط در قاب حاضر باشد، بلکه تعیین کند قاب چه چیزی را نشان دهد. فیلمسازان پیتر بیرد و بروس فلچر، دوستان دیرینهٔ او، این جابهجایی را به مرکز مستند میآورند؛ جابهجاییای که در آن قهرمانِ فیلم دیگر صرفاً موضوع نگاه نیست، بلکه صاحب دیدگاه و خواست هنری است.
فیلمی در دل فیلم؛ آینهای از زندگی پروژهٔ اتو، «آسایشگاه عروسکها»، فیلمی زندگینامهای با آمیزهای از وحشت، کمدی و موزیکال است که در لندن ویکتوریایی میگذرد. او در آن، بخشهایی از تولد و فرزندخواندگیاش را از راه تصویرهای ژانری بازمیآفریند و با «ارباب»، جادوگری که میخواهد بر زندگیاش مسلط شود، رویارویی میکند.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این جهان خیالپردازانه، پوششی برای گریز از واقعیت نیست؛ وسیلهای است برای نزدیکشدن به آن، بیآنکه ناچار باشد احساسات پیچیدهاش را در قالب شرح و تفسیر مستقیم بیان کند. فیلم در این انتخاب، به هوشمندی درمییابد که خیال و خودزندگینامه نقطهٔ مقابل یکدیگر نیستند: گاه هیولای داستانی زبان روشنتری برای بیان رنج و خشم فراهم میکند.
طنز بهمثابه شیوهٔ زیستن یکی از دلنشینترین ویژگیهای مستند، طنز گرم و بیتکلف اتو است. او خود را با شوخی از جایگاه قهرمان بینقص بیرون میکشد و فضای فیلم را از ترحمورزی دور نگه میدارد. این طنز نه آرایشی بر سطح داستان، بلکه بخشی از شخصیت و نگاه اوست؛ راهی برای مواجهه با آدمها، دشواریهای تولید و حتی جدیت خودِ سینما.
فیلم نیز بهجای آنکه اتو را به نمادی ساده از الهام یا رنج بدل کند، به تناقضها و گوشههای نامنظم شخصیتش مجال حضور میدهد. حاصل، صمیمیتی است که از ستایش یکسویه فاصله میگیرد و به رابطهای زندهتر میان دوربین و سوژه میرسد. صمیمیت بدون سادهسازی مستند در کنار شادی و شوخی، به موضوعهای دشواری چون فرزندخواندگی، رابطهٔ اتو با مادر زیستیاش، دلبستگی او به مادر adoptiveاش لوسی و نگرانی از آینده میپردازد.
« طنز بهمثابه شیوهٔ زیستن یکی از دلنشینترین ویژگیهای مستند، طنز گرم و بیتکلف اتو است. »
شخصیتها و اجرا
درگذشت مادر زیستی اتو در جریان ساخت فیلم، مسیر پروژه را از ثبت یک تجربهٔ هنری به مواجههای عاطفیتر با فقدان و زندگی آینده میکشاند. اما اثر از این رخداد برای تحمیل ملودرامی آماده استفاده نمیکند؛ اهمیتش در آن است که نشان میدهد ساخت فیلم چگونه با واقعیت بیرون از صحنه درهم میتنَد و به اتو امکان میدهد پرسشهایی را که گفتنشان دشوار است، در کار هنری خود بگنجاند.
صمیمیت مستند همچنین به معنای پنهانکردن همهٔ کاستیها نیست. اتو در مقام کارگردان، با مسئولیتهایی روبهرو میشود که با شوخی یا نیت خوب از میان نمیروند. فیلم به او نشان میدهد که بعضی رفتارهایش ممکن است دیگران را ناراحت کند و در محیط کاری معنایی جدیتر بیابد. این بخشها مهماند، زیرا احترام به اتو را با معافکردنش از پاسخگویی اشتباه نمیگیرند.
مستند از دشواری آموزش و گفتوگوی صریح نمیگریزد و در عین حال، اتو را به پروندهای اخلاقی یا موضوعی برای سرزنش تبدیل نمیکند. همکاری، حمایت و مرز اختیار حضور بیرد و فلچر رابطهای چندلایه میان دوستی، حمایت و قدرت در روایت ایجاد میکند. آنها در بهثمررسیدن رؤیای اتو نقش دارند، اما فیلم بهتدریج این پرسش را هم مطرح میکند که حمایت از یک فیلمساز چگونه میتواند با واگذاری اختیار همراه شود.
« صمیمیت مستند همچنین به معنای پنهانکردن همهٔ کاستیها نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
آیا کمککردن یعنی تصمیمگرفتن بهجای او، یا فراهمکردن امکان تصمیمگیری خودش؟ اهمیت پروژهٔ «آسایشگاه عروسکها» در همین آزمون نهفته است: اتو باید بتواند خواست و سلیقهٔ خود را به زبان سینما منتقل کند، حتی اگر مسیرش نامتعارف باشد. این نگاه، بحث فراگیرترِ امکان روایتگری و کار حرفهای برای افراد دارای معلولیت را نیز به تجربهای مشخص و ملموس پیوند میدهد.
ساختار و ریتم؛ گاه پراکنده، گاه صبور در برابر گرمای شخصیت مرکزی و جسارت ایدهٔ هنری، ساختار مستند همیشه به همان اندازه منسجم نیست. بخشهایی از زندگی اتو، روند تولید فیلم و دغدغههای آینده کنار هم قرار میگیرند، اما پیوند میان آنها گاهی شُل میشود و روایت بهجای حرکت در مسیری پیوسته، به مجموعهای از لحظهها و موضوعها میماند.
همچنین فیلم در بعضی جاها به روشهای آشنای مستندنگاری تکیه میکند: گفتوگو، ثبت پشتصحنه و دنبالکردن دشواریهای تولید. این انتخابها کارآمدند، اما همیشه به فرمی تازه یا پرریسک نمیانجامند. ریتم نیز تابع صبر مخاطب است. فیلم برای دنبالکردن فرایند چندسالهٔ ساخت اثر، مکث میکند و گاهی روی جزئیاتی میایستد که بیش از آنکه تعلیق روایی بسازند، به تماشاگر فرصت میدهند حضور اتو را تماشا کند.
« آیا کمککردن یعنی تصمیمگرفتن بهجای او، یا فراهمکردن امکان تصمیمگیری خودش؟ »
قوتها و کاستیها
برای کسی که انتظار مستندی پرشتاب با گرهگشاییهای پیدرپی دارد، این کندی میتواند مانع باشد. اما همین مکثها فرصت میدهند دشواریهای واقعی فیلمسازی، از محدودیت بودجه تا وقفههای ناشی از همهگیری، بخشی از تجربهٔ خلاقه به نظر برسند، نه صرفاً موانعی در راه رسیدن به پایان. جهان ژانری و امضای شخصی ارزش فیلم در این نیست که «آسایشگاه عروسکها» را بهانهای برای نمایش توانایی دیگران قرار دهد؛ برعکس، مستند پیوسته یادآور میشود که این اثر از تخیل و سلیقهٔ خود اتو سرچشمه میگیرد.
پیوند زندگینامه با وحشت، به او امکان میدهد تجربههای شخصی را به زبان استعاره و اغراق بیان کند؛ زبانی که هم میتواند هولناک باشد و هم به خنده بینجامد. این آمیزه، به فیلم هویتی نامعمول میبخشد و رابطهٔ مستند با فیلم درون فیلم را از یک گزارش سادهٔ پشتصحنه فراتر میبرد. مخاطب نهفقط میبیند که فیلم چگونه ساخته میشود، بلکه درمییابد چرا این شکل خاص از داستانگویی برای سازندهاش اهمیت دارد.
جمعبندی «اتو باکستر: این یک داستان ترسناک لعنتی نیست» مستندی صمیمی، شوخطبع و گاه نابرابر است که نیروی اصلیاش را از شخصیت اتو و خواست او برای روایت زندگی خویش میگیرد. پراکندگی بعضی بخشها و ریتم آرام، مانع از آن میشوند که اثر در همهٔ لحظات به یک اندازه متمرکز و پرکشش باشد؛ بااینحال، فیلم در پرهیز از ترحم، پذیرش تناقضهای شخصیت و جدیگرفتن حق خلاقهٔ او دستاوردی ارزشمند دارد.
« برای کسی که انتظار مستندی پرشتاب با گرهگشاییهای پیدرپی دارد، این کندی میتواند مانع باشد. »
جمعبندی
این اثر بیش از آنکه صرفاً دربارهٔ غلبه بر دشواریها باشد، دربارهٔ تغییر جایگاه دوربین است: از ثبت زندگی دیگری به ساختن فضایی که در آن خود او بتواند انتخاب کند چه چیزی دیده و چگونه روایت شود.


ثبت دیدگاه