نقد و بررسی
نقد Extraordinary Tales | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه اثر و منطق اقتباس «Extraordinary Tales» ساختهٔ Raúl García، مجموعهای پویانمایی از پنج داستان ادگار آلن پو است که بهجای آنکه جهان نویسنده را به روایتی پیوسته و سینمایی تبدیل کند، با خوانشهایی صوتی و تصویرهایی متغیر به سراغ متنها میرود. حاصل، بیش از یک فیلم داستانی متعارف، ادای احترامی تصویری به ادبیات گوتیک است؛ اثری که میخواهد نه فقط رخدادهای داستانها، بلکه کیفیت کابوسوار و ناآرامکنندهٔ زبان پو را به پرده منتقل کند.
این شیوه به فیلم امکانی مهم میدهد: هر داستان میتواند دستور زبان بصری خاص خود را داشته باشد و از قالبی یکسان پیروی نکند. اما همین انتخاب، چالشی نیز پدید میآورد؛ زیرا فیلم باید میان پنج تجربهٔ جداگانه، نوعی پیوند احساسی و ریتمیک برقرار کند. روایتهای پو؛ ادبیات در مقام صدا فیلم با داستانهایی چون «سقوط خاندان آشر»، «قلب افشاگر»، «ماجرای م.
والدمار»، «چاه و آونگ» و «نقاب مرگ سرخ» مخاطب را به قلمروهای آشنای پو میبرد: ذهنهایی گرفتار هراس و وسواس، بدنهایی در معرض زوال، و جهانی که در آن مرز میان واقعیت و وهم پیوسته سست میشود. بخش مهمی از اثر بر صدای راویان تکیه دارد و متن ادبی را تا اندازهٔ زیادی دستنخورده نگه میدارد.
« روایتهای پو؛ ادبیات در مقام صدا فیلم با داستانهایی چون «سقوط خاندان آشر»، «قلب افشاگر»، «ماجرای م. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در این تصمیم، احترامی آشکار به نیروی نثر پو نهفته است؛ فیلم میداند که گاه واژهها، با تکرارها و آهنگ پرتنششان، بهتنهایی میتوانند فضای وحشت را بنا کنند. با این همه، وفاداری به متن لزوماً به معنای وفاداری کامل به تجربهٔ خواندن نیست. فیلم ناگزیر بخشهایی از داستانها را فشرده میکند و همین اختصار گاهی از فرصت مکث و انباشت اضطراب میکاهد.
برخی روایتها مجال نمییابند تا جزئیات روانشناختی و تدریجی خود را به تمامی بگسترانند. بنابراین اثر در لحظاتی میان دو خواسته معلق میماند: از یک سو، حفظ طنین ادبیات پو؛ از سوی دیگر، ساختن تجربهای سینمایی که به تصویر و حرکت تکیه دارد. پنج جهان بصری، پنج کیفیت هراس مهمترین دستاورد فیلم، تنوع سبکهای پویانمایی آن است.
هر بخش با بافت، حرکت و طراحی ویژهای از دیگر بخشها جدا میشود؛ گویی هر داستان از کتابی متفاوت بیرون آمده و به شیوهای مستقل جان گرفته است. این تفاوت صرفاً آرایش ظاهری نیست، بلکه به فیلم اجازه میدهد هراس را از مسیرهای گوناگون صورتبندی کند: گاه تصویرها خشن و گرافیکیاند، گاه حالتی شبیه پردهای نقاشیشده دارند و گاه سردیِ تصویر رایانهای، فاصلهای حسابشده میان مخاطب و صحنه میسازد.
« با این همه، وفاداری به متن لزوماً به معنای وفاداری کامل به تجربهٔ خواندن نیست. »
شخصیتها و اجرا
«قلب افشاگر» از بخشهایی است که تضاد سیاه و سفید و ضرباهنگ تصویریاش با آشفتگی ذهن راوی همخوانی پیدا میکند. «سقوط خاندان آشر» نیز از ظرفیت پویانمایی برای نمایش فرسودگی و فروپاشی فضایی بهره میبرد. در مقابل، برخی انتخابهای رایانهای در بخشهای دیگر ممکن است کهنهتر یا کماثرتر به نظر برسند؛ گویی فناوری و طراحی بهجای آنکه در خدمت احساس باشند، توجه را به خود جلب میکنند.
این نابرابری، بخشی از شخصیت ناهموار فیلم است: یکجا تصویر و روایت در هم حل میشوند و جای دیگر، شکاف میان آن دو آشکار میماند. صدا، موسیقی و میراث گوتیک در اثری که بخش عمدهای از آن بر روایت شفاهی استوار است، صدا نقشی فراتر از همراهی تصویر دارد. صداهای Christopher Lee، Bela Lugosi و Julian Sands به هر بخش وزن و شناسنامهای جداگانه میبخشند.
حضور Lugosi، با رنگ و کیفیت ویژهٔ صدای ضبطشدهاش، حس پیوند با تاریخ سینمای وحشت را تقویت میکند؛ صدای Lee نیز وقاری تیره و سنگین دارد که با فضای داستانی او تناسب مییابد. این راویان بهجای آنکه تنها متن را بخوانند، به نوعی واسطهٔ میان ادبیات کلاسیک و حافظهٔ سینمایی مخاطب بدل میشوند.
« قلب افشاگر» از بخشهایی است که تضاد سیاه و سفید و ضرباهنگ تصویریاش با آشفتگی ذهن راوی همخوانی پیدا میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
موسیقی وهمآلود و طراحی صوتی نیز به ساختن فضای گوتیک کمک میکنند؛ فضایی که در آن سکوت، طنین صدا و مکثهای روایی میتوانند بهاندازهٔ خود تصویر نگرانکننده باشند. با این حال، تکیهٔ پیوسته بر لحن پرتنش و تاریک ممکن است در درازای فیلم یکنواخت شود. وحشت اگر همواره در اوج بماند، مجال رشد و دگرگونی خود را از دست میدهد؛ و در بعضی لحظات، شدت بیان صوتی بیش از آنکه بر اضطراب بیفزاید، آن را پیشاپیش توضیح میدهد.
چارچوب روایی و مسئلهٔ انسجام میان داستانها، فیلم با قاب رواییای بازمیگردد که کلاغ و مرگ را در فضایی گورستانی در برابر هم قرار میدهد. این میانپردهها میکوشند پنج روایت مستقل را زیر سایهٔ موضوعاتی چون فناپذیری، میراث و میل انسان به چیرگی بر مرگ گرد آورند. انتخاب قاب، از نظر مفهومی با جهان پو سازگار است؛ مرگ در اینجا نه صرفاً پایان یک زندگی، بلکه حضوری دائمی و گفتوگوپذیر است.
اما کارکرد این پیوند همیشه به یک اندازه موفق نیست. میانپردهها گاهی بیش از آنکه تنش داستانها را افزایش دهند، جریان فیلم را قطع میکنند و توجه را از روایت اصلی منحرف میسازند. تفاوت چشمگیر لحن و شیوهٔ بصری بخشها نیز این احساس گسست را تشدید میکند. در عوض، همین ناپیوستگی برای مخاطبی که به تجربههای پویانمایی تجربی علاقه دارد، میتواند جذاب باشد: فیلم از یکنواختی میگریزد و هر بار قراردادهای بصری تازهای پیش میکشد.
« با این حال، تکیهٔ پیوسته بر لحن پرتنش و تاریک ممکن است در درازای فیلم یکنواخت شود. »
قوتها و کاستیها
شخصیتپردازی و محدودیتهای قالب قهرمانان داستانهای پو معمولاً بیش از آنکه شخصیتهایی با زندگی روزمره و روابط گسترده باشند، ذهنهایی گرفتار وضعیتی بحرانیاند. فیلم این ویژگی ادبی را حفظ میکند، اما فرصت کوتاه هر بخش، پرداخت شخصیتها را محدودتر میسازد. مخاطب بیشتر با ترس، گناه، وسواس یا درماندگی راوی روبهروست تا با شخصیتی که در طول زمان تغییر میکند.
این امر با منطق داستان کوتاه پو همخوان است، اما در قالب فیلم بلند ممکن است احساسی از شتابزدگی ایجاد کند. از همین رو، «Extraordinary Tales» در ساختن فضا و انتقال حال روانی موفقتر از گسترش روابط انسانی است. شخصیتها اغلب همچون صداهایی در تاریکی به گوش میرسند؛ حضوری که اثرش بر مخاطب بیش از آنکه از شناخت زندگی آنان حاصل شود، از شدت وضعیت هولناکشان سرچشمه میگیرد.
این انتخاب آگاهانه به نظر میرسد، اما بهایی دارد: برخی بخشها پیش از آنکه جهان خود را بهطور کامل بنا کنند، به پایان میرسند. ریتم و مخاطب اثر ریتم فیلم تابع تفاوت میان داستانهاست و ازاینرو یکدست نیست. بعضی بخشها با ایجاز و تراکم روایی خود پیش میروند، حال آنکه برخی دیگر مکثهای طولانیتری دارند و مخاطب را در فضایی خفه و کند نگه میدارند.
« فیلم این ویژگی ادبی را حفظ میکند، اما فرصت کوتاه هر بخش، پرداخت شخصیتها را محدودتر میسازد. »
جمعبندی
این کندی میتواند برای دوستداران ادبیات گوتیک فرصتی برای غوطهوری باشد، اما برای تماشاگرانی که انتظار روایتی پرتحرک دارند، به خستگی بینجامد. مشکل نه صرفاً آهستگی، بلکه نوسان میان بخشهایی است که مجال شکلگیری دارند و بخشهایی که ناگهان به فصل بعدی واگذار میشوند. فیلم بیش از همه برای مخاطبی مناسب است که به ادبیات پو، پویانمایی بزرگسالانه و پیوند میان تصویر تجربی و روایت ادبی علاقه دارد.
تماشاگر ناآشنا با داستانها نیز میتواند از فضا و صداها لذت ببرد، هرچند ممکن است فشردگی بعضی روایتها مانع درک کامل ظرافتهای ادبی شود. اثر را بهتر است نه بازگویی جامع و قطعی جهان پو، بلکه مجموعهای از مواجهههای تصویری با چند نمونه از آن جهان دانست. جمعبندی «Extraordinary Tales» اثری نابرابر اما صاحبهویت است؛ فیلمی که با جسارت، ادبیات ادگار آلن پو را به قلمرو پویانمایی میبرد و میکوشد برای هر داستان زبان بصری جداگانهای بیابد.
صداهای بهیادماندنی، موسیقی تیره و چند لحظهٔ تصویری چشمگیر، آن را به تجربهای مناسب برای دوستداران وحشت گوتیک بدل میکنند. در سوی دیگر، فشردگی روایتها، تفاوت محسوس کیفیت بخشها و گسست میان سبکها مانع از آن میشود که همهٔ اجزای فیلم به کلیتی کاملاً هموار تبدیل شوند. با وجود این، ارزش اصلی اثر در همین تلاش نهفته است: بهجای تقلید از اقتباسهای متعارف، میگذارد واژه، صدا و تصویر در کنار یکدیگر سایهای تازه از جهان پو بسازند.
ثبت دیدگاه