نقد و بررسی
نقد The Company You Keep | 2012
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
گذشتهای که از تعقیب میگریزد «The Company You Keep» فیلمی سیاسی و تعلیقی است که گذشته را نه چون واقعهای سپریشده، بلکه همچون نیرویی زنده و مداخلهگر به تصویر میکشد؛ نیرویی که سالها پس از فروکشکردن شور انقلابی، همچنان بر زندگی آدمها سایه میاندازد. محور داستان جیم گرانت است: وکیلی آرام و پدری تنها که هویتی تازه برای خود ساخته، اما افشای گذشتهاش او را ناگهان به مرکز تعقیبی عمومی و قضایی میکشاند.
در سوی دیگر، بن شپرد، خبرنگاری جوان، با کشف این راز وارد مسیری میشود که هم حرفهاش را به آزمون میگذارد و هم برداشت سادهانگارانهاش از حقیقت را دگرگون میکند. فیلم از همان ابتدا پرسشی اخلاقی را در بطن تعقیبوگریز خود مینشاند: آیا آدمی را باید با آرمانها و اعمال گذشتهاش سنجید، یا با زندگیای که پس از آن ساخته است؟
پاسخ اثر روشن و بیمناقشه نیست و همین ابهام، یکی از سرچشمههای جذابیت آن به شمار میرود. البته فیلم گاه چنان به انباشت اطلاعات و چهرههای تازه متکی میشود که نیروی پرسش مرکزیاش پراکنده میگردد. تعلیق بر پایهٔ راز روایت بر افشای تدریجی هویتها و پیوندهای قدیمی بنا شده است. هر شخصیت انگار بخشی از داستانی را در اختیار دارد که هنوز تمام نشده؛ از اینرو، گفتوگوها و ملاقاتها اغلب حامل معنایی فراتر از ظاهرشان هستند.
این شیوه به فیلم امکان میدهد گذشته را قطرهچکانی آشکار کند و تماشاگر را در موقعیت کسی قرار دهد که باید از میان سکوتها، نیمهحقیقتها و خاطرههای متناقض تصویری کاملتر بسازد. بااینحال، تعلیق فیلم بیش از آنکه از خطر فوری و کنش پرشتاب نیرو بگیرد، بر اطلاعات و رازهای پنهان متکی است.
« پاسخ اثر روشن و بیمناقشه نیست و همین ابهام، یکی از سرچشمههای جذابیت آن به شمار میرود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این انتخاب با فضای تأملی اثر تناسب دارد، اما گاه از ضرباهنگ آن میکاهد. تعقیبها و گریزها بهندرت به اوجی پرتنش میرسند و روایت در بخشهایی حالتی ایستا پیدا میکند؛ گویی فیلم بیشتر از حرکت شخصیتها، به مکث میان حرکتها علاقهمند است. حاصل، اثری است که برای همراهی با آن باید به گفتوگو و زمینهٔ تاریخی توجه کرد، نه صرفاً به انتظار حادثهٔ بعدی.
گذشتهٔ سیاسی و داوری اخلاقی بستر تاریخی فیلم، جنبشهای رادیکال ضدجنگ و گروه «وِدِر آندرگراند» است؛ اما اثر نمیکوشد تاریخ را به درسنامهای مستقیم تبدیل کند. در عوض، نشان میدهد که چگونه شور سیاسی و باور به ضرورت مبارزه میتوانند در گذر زمان با پیامدهایی پیچیده و گاه دردناک روبهرو شوند.
شخصیتهای فیلم در گذشته تصمیمهایی گرفتهاند که آثارشان از زندگی شخصی آنان فراتر رفته است؛ اکنون نیز باید با این واقعیت کنار بیایند که گذر زمان، مسئولیت را خودبهخود از میان نمیبرد. نکتهٔ قابلتوجه آن است که فیلم نه آرمانگرایی را یکسره میستاید و نه آن را به سادگی محکوم میکند.
در نگاه آن، نیت سیاسی بهتنهایی برای توجیه عمل کافی نیست؛ همانطور که محکومکردن آدمها صرفاً بر پایهٔ تصویری ثابت از گذشتهشان نیز مسئله را حل نمیکند. با وجود این، طرح چنین پرسشهایی همیشه به عمق لازم نمیرسد. فیلم مفاهیم مهمی چون خشونت، مسئولیت، بخشایش و بازگشت به زندگی عادی را پیش میکشد، اما گاهی بهجای کاوش کامل در تناقضهایشان، به اشارهای موجز بسنده میکند.
« این انتخاب با فضای تأملی اثر تناسب دارد، اما گاه از ضرباهنگ آن میکاهد. »
شخصیتها و اجرا
بازیگران و چهرههای یک نسل یکی از امتیازهای برجستهٔ فیلم، گروه بازیگران پرتوان و متنوع آن است. رابرت ردفورد در نقش جیم، وقار و خویشتنداری شخصیتی را عرضه میکند که زندگیاش بر پایهٔ پنهانکاری و انضباط شکل گرفته است. بازی او در لحظات آرام و کمکلام، بیش از صحنههای تعقیب اثر میگذارد؛ بااینحال، میان تصویر کنونی جیم و گذشتهٔ پرشور و خطرناکش فاصلهای محسوس باقی میماند.
فیلم همیشه نمیتواند این دو سوی شخصیت را چنان به هم پیوند دهد که تحول زندگی او کاملاً باورپذیر جلوه کند. شیا لبوف در مقام بن، انرژی و بیقراری نسل جوانتر را به روایت میآورد. او خبرنگاری را بازی میکند که هم مشتاق کشف حقیقت است و هم در برابر وسوسهٔ شهرت و موفقیت حرفهای آسیبپذیر.
این کشاکش، بهویژه در تقابل او با چهرههای باسابقهتر، ظرفیت دراماتیک خوبی دارد. سوزان ساراندون و جولی کریستی نیز با حضورهایشان به فیلم وزن عاطفی و تاریخی میبخشند؛ حضورشان یادآور نسلی است که هنوز از انتخابهای دوردست خود جدا نشده است. بازیگران دیگر نیز با مهارت به جهان فیلم بافت میدهند، هرچند تعدد شخصیتها گاهی مجال کافی برای پرداخت برابر به همهٔ آنان باقی نمیگذارد.
رابطهٔ پدر و دختر؛ کانون عاطفی روایت در میان لایههای سیاسی و مطبوعاتی داستان، رابطهٔ جیم با دخترش ایزابل مهمترین پیوند عاطفی فیلم است. این رابطه مسئلهٔ هویت را از سطح تاریخ و سیاست به زندگی روزمره میآورد: راز پدر فقط راز خود او نیست، بلکه بر امنیت و تصور فرزند از خانواده نیز اثر میگذارد.
« بازیگران و چهرههای یک نسل یکی از امتیازهای برجستهٔ فیلم، گروه بازیگران پرتوان و متنوع آن است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
جیم در مقام پدر میکوشد میان محافظت از دخترش و پنهانکردن حقیقت تعادل برقرار کند، اما خودِ این پنهانکاری نشان میدهد که امنیت ساختهشدهٔ او تا چه اندازه شکننده است. بااینهمه، فیلم گاهی ظرفیت این رابطه را بیش از آنچه در تصویر میپرورد، در ایدهٔ آن باقی میگذارد. ایزابل میتوانست حضوری پررنگتر در فهم عاطفی داستان داشته باشد؛ زیرا پیامدهای گذشته بر نسل بعد، یکی از مهمترین موضوعات اثر است.
در برخی لحظات، رابطهٔ پدر و دختر بیشتر ابزاری برای تشدید خطر به نظر میرسد تا پیوندی که فیلم فرصت کند آن را با ظرافت و جزئیات بسط دهد. روزنامهنگاری و مرزهای حقیقت خط داستانی بن، فیلم را به پرسشی دربارهٔ اخلاق رسانه نیز میکشاند. کشف یک راز قدیمی میتواند برای خبرنگار خبری بزرگ و فرصتی حرفهای باشد؛ اما انتشار آن لزوماً به معنای خدمت بیطرفانه به حقیقت نیست.
بن میان کنجکاوی، جاهطلبی و مسئولیت اخلاقی گرفتار است و فیلم از خلال این کشمکش نشان میدهد که دانستن، افشا کردن و داوری کردن سه کار یکسان نیستند. در این بخش، رابطهٔ بن با سردبیر و مأموران قانون نیز بر پیچیدگی مسئله میافزاید. اطلاعات ممکن است از مسیرهایی به دست آید که اعتبارشان محل پرسش است، و گزارشگر ناچار میشود میان سرعت خبر و سنجش پیامدهای انسانی آن انتخاب کند.
این مضمون از نقاط اندیشمندانهٔ فیلم است، هرچند شخصیتپردازی بن در بخشهایی آنقدر پرداخت نمیشود که دگرگونی درونی او با تمام قوا احساس شود. میزانسن، فضا و ضرباهنگ کارگردانی ردفورد به سوی بیانی کلاسیک و کمتظاهر گرایش دارد. فیلم بهجای تدوین پرشتاب یا جلوههای نمایشی، بر گفتوگوها، چهرهها و فضاهای واقعی تکیه میکند.
« بااینهمه، فیلم گاهی ظرفیت این رابطه را بیش از آنچه در تصویر میپرورد، در ایدهٔ آن باقی میگذارد. »
قوتها و کاستیها
چشماندازهای جنگلی و جادهای، در کنار خانهها و فضاهای شهری، حالوهوایی میسازند که با مضمون پنهانبودن و گریز همخوان است. طبیعت در اینجا صرفاً پسزمینه نیست؛ گاهی پناهگاهی موقت است و گاهی تودهای از راههای ناپیدا که شخصیتها را از هم جدا میکند. اما همین آرامش بصری با ضعف ریتم پیوند میخورد.
فیلم در بخشهایی بیش از اندازه مکث میکند و در بخشهایی دیگر، از یک رویداد یا شخصیت به رویدادی دیگر میپرد بیآنکه پیوند میان آنها بهاندازهٔ کافی محکم شده باشد. ازاینرو، روایت همزمان با دو مسئله روبهروست: کندی در پیشروی و پراکندگی در ساختار. تعلیق بالقوهٔ داستان گاه زیر بار رفتوآمدهای متعدد و اطلاعات جانبی کمرنگ میشود.
ساختار فیلمنامه و گرههای کمپرداخت فیلمنامه ایدهای جذاب دارد و بهخوبی میداند که گذشتهٔ مشترک آدمها میتواند منبعی پایانناپذیر برای تنش باشد. بااینحال، داستان هرچه پیشتر میرود، شخصیتها و پیوندهای بیشتری را وارد میدان میکند. این گسترش، در آغاز حس جهانمندی میآفریند، اما در ادامه به انسجام روایت آسیب میزند.
شماری از موقعیتها به تصادف یا سهولت روایی متکیاند و برخی واکنشها نیز بیش از آنکه از شخصیتها برآیند، برای پیشبردن داستان لازم به نظر میرسند. مشکل دیگر آن است که فیلم در پیوند دادن تعلیق سیاسی با درام خانوادگی و اخلاق رسانهای، همیشه توازن یکسانی ندارد. هر یک از این مسیرها بالقوه میتواند محور اصلی اثری مستقل باشد، اما کنار هم قرار گرفتنشان گاه به جای غنا، پراکندگی میآورد.
« اما همین آرامش بصری با ضعف ریتم پیوند میخورد. »
جمعبندی
در نتیجه، برخی شخصیتهای فرعی با وجود بازیهای خوب، بیشتر نشانههایی از یک گذشتهٔ مشترک باقی میمانند تا انسانهایی با زندگی درونی کاملاً شکلگرفته. جمعبندی «The Company You Keep» اثری جدی و اندیشمندانه دربارهٔ بهای آرمانگرایی، تداوم مسئولیت و دشواری گسستن از گذشته است. ایدهٔ مرکزی فیلم درگیرکننده است و بازیگران باتجربهاش به روایت وقار و اعتبار میبخشند؛ همچنین طرح پرسشهایی دربارهٔ روزنامهنگاری، خشونت سیاسی و پدرانگی، آن را از یک داستان تعقیب ساده فراتر میبرد.
در برابر این امتیازها، ریتم کند، فیلمنامهٔ پراکنده و پرداخت ناکافی بعضی رابطهها و موقعیتها قرار دارد. پایانبندی نیز ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار جمعبندی محکمتری از گرههای داستانی دارند، رضایتبخش نباشد؛ بیآنکه لازم باشد جزئیات آن آشکار شود. فیلم در بهترین لحظههایش به تأملی زنده دربارهٔ گذشته و پیامدهایش بدل میشود، اما در مجموع نمیتواند همهٔ ظرفیتهای داستان و بازیگرانش را به تجربهای کاملاً منسجم تبدیل کند.
« در برابر این امتیازها، ریتم کند، فیلمنامهٔ پراکنده و پرداخت ناکافی بعضی رابطهها و موقعیتها قرار دارد. »
ثبت دیدگاه