نقد و بررسی
نقد صدای کوچک (Little Voice) | 1998
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
صدایی کوچک در جهانی پرهیاهو «Little Voice» فیلمی بریتانیایی به نویسندگی و کارگردانی مارک هرمن است که از نمایشنامهٔ «The Rise and Fall of Little Voice» نوشتهٔ جیم کارترایت اقتباس شده است. محور داستان، زنی جوان و منزوی است که پس از مرگ پدرش، بیش از پیش به اتاق خود پناه میبرد. الوی، نامی که از «صدای کوچک» گرفته شده، در سکوت روزهایش به صفحههای خوانندگان مشهور گوش میدهد و شبها صدای آنان را با دقتی خیرهکننده بازمیآفریند.
استعدادش زمانی از خلوت بیرون میآید که ری، دوستپسر مادرش و استعدادیابی فرصتطلب، آن را کشف میکند و برای اجرای عمومی به تکاپو میافتد. فیلم از همین کشاکش میان خلوت و صحنه، شنیدهشدن و بهکار گرفتهشدن، نیروی اصلی خود را میسازد. نقشآفرینیای که فیلم را به حرکت درمیآورد بزرگترین دستاورد فیلم، بیتردید بازی جین هوروکس در نقش الوی است.
او شخصیتی را میسازد که سکوتش صرفاً یک ویژگی ظاهری نیست؛ سکوت، سپری است در برابر جهانی که پیوسته از او چیزی میخواهد، بیآنکه واقعاً به او گوش دهد. هوروکس در جزئیات رفتاری، از نگاههای گریزپا تا مکثهای طولانی و واکنشهای کمدامنه، تصویری از انزوایی عمیق میپردازد. در سوی دیگر، هنگام آواز، بدن و صدا ناگهان گشوده میشوند و تواناییهایی آشکار میگردند که در زندگی روزمرهٔ شخصیت پنهان ماندهاند.
« محور داستان، زنی جوان و منزوی است که پس از مرگ پدرش، بیش از پیش به اتاق خود پناه میبرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تقلیدهای آوازی او تنها نمایش مهارت فنی نیستند؛ هر صدا دریچهای به حافظه و دلبستگی الوی است. فیلم با قرار دادن این اجراها در برابر خاموشی او، تضادی سینمایی و دراماتیک میآفریند: صدایی که در خلوت آزادانه جریان دارد، در برابر صدایی که دیگران میخواهند به محصولی نمایشی بدل کنند. هوروکس آوازهای فیلم را خود اجرا کرده است؛ نکتهای که اهمیت دستاورد او را دوچندان میکند.
مادر، دختر و رابطهای گرفتار در ناهمزبانی برندا بلتین در نقش ماری، مادر الوی، تصویری پرجنبوجوش و در عین حال آزارنده ارائه میدهد. ماری حضوری بلند، نمایشی و بیپروا دارد؛ درست در نقطهٔ مقابل دخترش که کمحرف و گوشهنشین است. این تقابل بهسرعت به یکی از منابع اصلی طنز فیلم تبدیل میشود، اما زیر سطح کمیک آن، شکافی عاطفی قرار دارد.
مادر و دختر نه فقط خلقوخویی متفاوت، بلکه شیوههایی ناسازگار برای حضور در جهان دارند: یکی همهچیز را با صدای بلند تصاحب میکند و دیگری برای حفظ خود، عقب مینشیند. بااینحال، فیلم گاهی ماری را بیش از حد به کاریکاتور نزدیک میکند. پرخاشگری و خودمحوری او بهروشنی قابلمشاهده است، اما فرصت کمتری برای درک پیچیدگیهای درونیاش فراهم میشود.
« تقلیدهای آوازی او تنها نمایش مهارت فنی نیستند؛ هر صدا دریچهای به حافظه و دلبستگی الوی است. »
شخصیتها و اجرا
همین محدودیت، بخشی از رابطهٔ مادر و دختر را به برخوردی ساده میان دو قطب بدل میکند؛ حال آنکه موضوع فیلم ــ شنیدن و شنیدهشدن ــ ظرفیت پرداختی ظریفتر و چندجانبهتر دارد. ری و منطق سودجویی مایکل کین در نقش ری، استعدادیابی را بازی میکند که میکوشد استعداد الوی را به فرصتی برای بازگشت حرفهای خود تبدیل کند.
در آغاز، او ترکیبی از شوخطبعی، خوشزبانی و عملگرایی دارد؛ مردی که میتواند در همان لحظهای که موهبت دیگری را تشخیص میدهد، به ارزش تجاری آن نیز فکر کند. کین از این دوگانگی بهره میگیرد و ری را به شخصیتی سرگرمکننده و نامطمئن تبدیل میکند. ضعف فیلم در این خط داستانی آن است که تغییر رفتار ری در بخشهای پایانی به اندازهٔ کافی از پیش زمینهچینی نمیشود.
فیلم میخواهد فرصتطلبی او را به بحرانی اخلاقی پیوند بزند، اما گذار از مردی مکار و سودجو به شخصیتی بهمراتب خشنتر، گاه ناگهانی جلوه میکند. این ناپیوستگی از باورپذیری تعارض میکاهد و بخشی از بار دراماتیک را به جای رشد طبیعی شخصیت، بر دوش تشدید ناگهانی تنش میگذارد. صحنه، کاباره و نیروی موسیقی باشگاه شبانه و فضای کابارهای، برای فیلم حکم قلمرویی دوگانه را دارند: صحنهای برای تجلی توانایی الوی و همزمان محیطی که دیگران میکوشند او را در قالبی سودآور جا دهند.
« کین از این دوگانگی بهره میگیرد و ری را به شخصیتی سرگرمکننده و نامطمئن تبدیل میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اجراهای موسیقایی به اثر رنگ و گرما میبخشند و هر بار که الوی به آواز پناه میبرد، ریتم فیلم از سکون خانه فاصله میگیرد. موسیقی در اینجا چاشنی سرگرمی نیست؛ صورت دیگری از بیان شخصیت است، زبانی که او در آن تسلط و آزادی بیشتری دارد. بااینهمه، گذر از فضای محصور اتاق به صحنهٔ پرنور و پرتماشاگر، فیلم را در معرض خطر بهرهبرداری از خود استعداد قرار میدهد.
تماشاگر نیز ممکن است همانند شخصیتهای داستان، مجذوب نمایش تقلیدها شود و رنجی را که پشت این توانایی پنهان است از نظر دور بدارد. فیلم در بهترین لحظاتش این تنش را حفظ میکند: اجرا هم شورانگیز است و هم نشانهای از فشاری که بر الوی وارد میشود. لحن میان طنز، اندوه و اغراق «Little Voice» در پی آن است که کمدی شخصیتمحور را با درامی دربارهٔ سوگ و انزوا درآمیزد.
گاه این آمیزش ثمربخش است: شوخیهای تند و رفتارهای نامتعارف آدمهای پیرامون الوی، فضای یک شهر کوچک و طبقهٔ کارگر را زنده میکنند؛ در پس این رنگآمیزی، اندوه فقدان پدر و دشواری ارتباط نیز حضور دارد. فیلم از قصهای ساده دربارهٔ ظهور یک استعداد، تصویری از آدمهایی میسازد که نیاز دارند دیده شوند، اما نمیدانند چگونه باید دیگری را ببینند.
« موسیقی در اینجا چاشنی سرگرمی نیست؛ صورت دیگری از بیان شخصیت است، زبانی که او در آن تسلط و آزادی بیشتری دارد. »
قوتها و کاستیها
اما لحن اثر همیشه متعادل نمیماند. بعضی شخصیتها و موقعیتها با اغراق و زمختی ترسیم میشوند و شوخیها گاهی چنان پرصدا هستند که ظرافت عاطفی داستان را میپوشانند. این نوسان، از یک سو به فیلم انرژی و هویت میدهد و از سوی دیگر، مانع شکلگیری لحنی کاملاً یکدست میشود. اثر میخواهد هم افسانهای گرم و دلپذیر باشد، هم کمدیای تلخ دربارهٔ بهرهکشی؛ گاهی این دو خواسته بهجای تقویت یکدیگر، با هم اصطکاک پیدا میکنند.
ریتم و کارکرد شخصیتهای فرعی بازیگران مکمل به سرزندگی جهان فیلم کمک میکنند. جیم برادبنت در نقش آقای بو حضوری نمایشی و خوشریتم دارد و ایوان مکگرگور نیز در نقش بیلی، سویهای آرامتر و مهربانتر از محیط پیرامون الوی را نمایندگی میکند. حضور این شخصیتها باعث میشود داستان به رابطهٔ مادر و دختر محدود نماند و مسیرهایی برای همدلی، دلبستگی و امکان ارتباط پیش روی قهرمان قرار گیرد.
در عین حال، برخی خطوط فرعی به اندازهٔ کافی با هستهٔ اصلی داستان جوش نمیخورند. رابطهٔ عاشقانه، با وجود آنکه میکوشد راهی برای خروج الوی از انزوا نشان دهد، گاهی شتابزده و کمباورپذیر به نظر میرسد. افزون بر آن، بحرانهای دراماتیک در بخش پایانی چنان برجسته میشوند که پیوند میان رخدادها و دگرگونیهای شخصیتها سستتر از آن است که باید باشد.
« این نوسان، از یک سو به فیلم انرژی و هویت میدهد و از سوی دیگر، مانع شکلگیری لحنی کاملاً یکدست میشود. »
جمعبندی
بدون ورود به جزئیات داستان، میتوان گفت فیلم در پرداختن به لحظات کوچکِ شکلگیری اعتماد و صمیمیت موفقتر از زمانی است که به بحرانهای بزرگ تکیه میکند. جمعبندی «Little Voice» اثری است که بخش عمدهٔ جذابیتش را از اجرای خیرهکنندهٔ جین هوروکس، فضای موسیقایی و تقابل بهیادماندنی سکوت و نمایش میگیرد.
فیلم در ترسیم شخصیتی که استعدادش هم پناهگاه اوست و هم چیزی که دیگران میخواهند تصاحب کنند، ایدهای ماندگار پیدا میکند. بازیهای پرانرژی و لحظات کابارهای، به اثر شور و رنگ میبخشند؛ اما اغراق در لحن، پرداخت ناپیوستهٔ ری و کمباوری بعضی خطهای عاطفی، مانع از آن میشوند که همهٔ اجزای داستان با یک نیروی واحد پیش بروند.
با وجود این لغزشها، فیلم بهواسطهٔ صدای مرکزی خود در حافظه میماند. پرسش مهم آن نه فقط این است که الوی چه صدایی دارد، بلکه این است که آیا اطرافیانش میتوانند او را فراتر از تواناییاش ببینند و واقعاً بشنوند. پاسخ فیلم در صحنههای موسیقایی، نگاههای خاموش و لحظههای نابرابرش شکل میگیرد؛ و همین آمیزهٔ لطافت و آشفتگی، به آن شخصیتی مستقل میدهد.
« با وجود این لغزشها، فیلم بهواسطهٔ صدای مرکزی خود در حافظه میماند. »



ثبت دیدگاه