نقد و بررسی
نقد Citizen Ruth | 1996
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
زنی در مرکز میدان، نه صاحب میدان «Citizen Ruth» در ظاهر کمدیای گزنده دربارهٔ مناقشهٔ سقط جنین است؛ اما پرسش عمیقترش این است که چه بر سر انسانی میآید وقتی جامعه ناگهان او را نه بهعنوان فردی مستقل، بلکه بهعنوان نماد یک جدال میبیند. روث استوپس، زنی بیخانمان و گرفتار اعتیاد، سالهاست از نگاه اطرافیان تقریباً نامرئی مانده است.
بارداری ناخواستهاش، ناگهان او را به چهرهای عمومی بدل میکند و گروههایی را به سویش میکشاند که هرکدام میخواهند تصمیم او را در خدمت باورهای خود قرار دهند. الکساندر پین در نخستین فیلم بلندش، بهجای آنکه مناقشه را به مناظرهای اخلاقی و منظم تبدیل کند، آن را همچون غوغایی اجتماعی به تصویر میکشد: پر سر و صدا، پر از شعار، و آکنده از کسانی که به نام دفاع از حقیقت، در پی نفوذ بر زندگی دیگریاند.
فیلم بیش از آنکه پاسخ روشنی برای مسئلهای پیچیده عرضه کند، نشان میدهد چگونه خودِ میل به داشتن پاسخ قطعی میتواند آدمها را از دیدن انسان روبهرویشان محروم کند. طنزی سیاه، بیقرار و عامدانه زننده طنز فیلم از جنس شوخیهای آرام و دلپذیر نیست؛ خندهاش اغلب با ناراحتی همراه است. موقعیتهایی که در فیلم پیش میآیند، هم مضحکاند و هم دردناک، زیرا شخصیتها در همان لحظهای که به کاری بیمعنا یا پوچ دست میزنند، پیامدهای واقعی و تلخ رفتارشان را نیز آشکار میکنند.
« روث استوپس، زنی بیخانمان و گرفتار اعتیاد، سالهاست از نگاه اطرافیان تقریباً نامرئی مانده است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تضاد، نیروی اصلی کمدی سیاه فیلم است: تماشاگر میخندد، اما خندهاش بیدرنگ با این پرسش مواجه میشود که چرا چنین وضعی اصلاً خندهدار به نظر رسیده است. پین از هجو برای آرامکردن موضوع استفاده نمیکند؛ برعکس، با اغراق و وقاحت، زشتیِ مناسبات قدرت را برجسته میسازد. شوخیهای جسمانی، رفتارهای تکاندهنده و موقعیتهای عامدانه ناهنجار ممکن است برای بخشی از مخاطبان آزارنده باشند.
بااینحال، این زنندگی صرفاً برای تحریک یا جلب توجه نیست. فیلم میخواهد فضای آراسته و اخلاقنمایانهٔ بحث عمومی را کنار بزند و نشان دهد که زیر زبان رسمی و موعظهگر، چهقدر خودخواهی، میل به کنترل و بیاعتنایی به زندگی واقعی آدمها پنهان شده است. هجو دو سوی مناقشه و دامِ بیطرفی ساده یکی از ویژگیهای جسورانهٔ فیلم این است که هیچیک از اردوگاههای حاضر را قهرمان بیچونوچرای ماجرا نمیکند.
فعالان هر دو سوی مناقشه در رفتارهایی نمایشی، حسابشده یا فرصتطلبانه گرفتارند؛ هر گروه میکوشد روث را به سمت خود بکشاند و از او تصویری بسازد که با روایت سیاسیاش جور دربیاید. از این نظر، فیلم با ساختن تقارن میان دو طرف، سازوکار مشترک آنها را نقد میکند: هر دو ممکن است چنان در دفاع از موضع خود غرق شوند که شخصی را که ادعای حمایت از او دارند، از یاد ببرند.
« شوخیهای جسمانی، رفتارهای تکاندهنده و موقعیتهای عامدانه ناهنجار ممکن است برای بخشی از مخاطبان آزارنده باشند. »
شخصیتها و اجرا
اما این نگاه را نباید به معنای بیتفاوتی اخلاقی یا همارز دانستن همهٔ پیامدها دانست. فیلم اساساً توجه را از مسابقهٔ شعارها به تجربهٔ روث میبرد. نکتهٔ محوری، صرفاً این نیست که دو طرف رفتارهای مضحکی دارند؛ این است که بدن و آیندهٔ زنی آسیبپذیر به میدان رقابت آنها تبدیل شده است. هجو پین زمانی دقیقتر عمل میکند که نشان میدهد حتی نیتهای صادقانه نیز میتوانند به ابزار سلطه بدل شوند، اگر شنیدن و بهرسمیتشناختن خواست فرد جای خود را به پیروزی در جدل بدهد.
لورا درن و شخصیتِ دشوارِ روث لورا درن، روث را به شخصیتی بدل میکند که تماشایش آسان نیست، اما نمیتوان بهسادگی از او چشم برداشت. روث نه الگوی مقاومت است و نه قربانی پاکیزهای که بتوان با آسودگی از او دفاع کرد. او خودخواه، بیمسئولیت و گرفتار نیازهای فوری خویش است؛ گاه رفتارش خندهدار میشود و گاه تلخیِ وضعیتش را بیپرده به رخ میکشد.
درن این ناهماهنگی را با بازیای پرانرژی و جسورانه حفظ میکند و بهجای آنکه شخصیت را به یک نشانهٔ سیاسی تقلیل دهد، او را موجودی زنده و متناقض نگه میدارد. دستاورد مهم بازی درن آن است که همزمان فاصله و همدلی ایجاد میکند. روث ممکن است تصمیمهایی بگیرد که تماشاگر آنها را تأیید نکند؛ بااینحال، فیلم از ما نمیخواهد برای دیدن انسانیت او ابتدا سزاواربودنش را ثابت کنیم.
« اما این نگاه را نباید به معنای بیتفاوتی اخلاقی یا همارز دانستن همهٔ پیامدها دانست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این انتخاب، از نظر اخلاقی اهمیت دارد: همدلی در اینجا پاداش رفتار پسندیده نیست، بلکه راهی برای دیدن کسی است که دیگران معمولاً تنها زمانی متوجه او میشوند که بتوانند از حضورش استفاده کنند. ریتم روایی، شخصیتهای پیرامونی و نمایش رسانه فیلم با زبانی روایی پرتحرک، روث را از یک موقعیت به موقعیتی دیگر میبرد و فشار اجتماعی را بهتدریج گسترش میدهد.
هر مرحله از این حرکت، چهرهٔ تازهای از همان سازوکار را آشکار میکند: پیشنهاد، ترغیب، مراقبتِ مشروط، و تلاش برای هدایت تصمیمی که در اصل باید به خود روث تعلق داشته باشد. شخصیتهای پیرامونی نیز صرفاً مانع یا یاور نیستند؛ آنها نمایندهٔ طیفی از ترسها، باورها و نیازهای اجتماعیاند که بحران را به صحنهای عمومی تبدیل میکنند.
بااینهمه، همین ساختار گاهی بیش از اندازه طرحریزیشده به نظر میرسد. برخی موقعیتها چنان آشکارا برای رساندن یک نکتهٔ سیاسی چیده شدهاند که تازگیِ کشف را از دست میدهند. تماشاگر ممکن است زودتر از آنکه فیلم بخواهد، الگوی تکرارشوندهٔ جذبکردن روث را دریابد. در چنین لحظههایی، شخصیتها اندکی به ابزار هجو بدل میشوند و ظرافت مشاهدهٔ انسانی فیلم کاهش مییابد.
« بااینهمه، همین ساختار گاهی بیش از اندازه طرحریزیشده به نظر میرسد. »
قوتها و کاستیها
با وجود این، انرژی اجراها و بیپروایی لحن، معمولاً اجازه نمیدهد این تصنع به مانعی جدی تبدیل شود. رسانه نیز در فضای فیلم حضوری تعیینکننده دارد. ماجرا از تجربهای شخصی آغاز میشود، اما بهسرعت به نمایشی عمومی بدل میگردد؛ نمایشی که در آن هر طرف میخواهد روایت خود را تثبیت کند. این روند، طنز فیلم را از سطح شخصیتهای منفرد فراتر میبرد و به فرهنگ تماشاگرانهای میرساند که بحران را به محتوا و اختلاف را به سرگرمی تبدیل میکند.
در این جهان، توجه عمومی لزوماً به معنای فهمیدن نیست؛ گاه فقط شکل پرصداتری از مصرفکردن رنج دیگری است. لحن نامتوازن و بهای شوخیهای بیپروا «Citizen Ruth» همواره میان خندهٔ تلخ و احساس اندوه حرکت میکند. این نوسان به فیلم هویت میبخشد، اما همیشه کاملاً هموار نیست. برخی شوخیها آنقدر خشن یا بیپردهاند که ممکن است تماشاگر را از شخصیتها و موقعیتها دور کنند.
همچنین تغییرات لحن، بهویژه در بخش پایانی، میتواند ناگهانی احساس شود؛ گویی فیلم برای رسیدن به ضربهٔ نهایی، از ریتمی که پیشتر ساخته فاصله میگیرد. این ناهماهنگی البته بخشی از خطرپذیری اثر است. فیلم حاضر نیست تلخی را با ملایمتِ ساختگی مهار کند یا با یک پیام آرامشبخش، تناقضهایش را حلوفصل سازد.
« با وجود این، انرژی اجراها و بیپروایی لحن، معمولاً اجازه نمیدهد این تصنع به مانعی جدی تبدیل شود. »
جمعبندی
بااینحال، هزینهٔ چنین رویکردی آن است که همهٔ لحظهها به یک اندازه طبیعی و دقیق به نظر نمیرسند. گاهی هجو چنان آشکار است که خودِ فیلم از آنچه میخواهد نقد کند فاصله میگیرد و به سمت نمایشدادنِ ایدهاش میرود. این نقص، ارزش اثر را از میان نمیبرد، اما مانع از آن میشود که هر انتخاب فرمیاش به همان اندازهٔ بازی درن اثرگذار باشد.
جمعبندی «Citizen Ruth» کمدیای تلخ و عامدانه آشفته است که موضوعی حساس را بهانه نمیکند تا حکمی ساده و مطمئن صادر کند. نیروی آن در انتقال نگاه از مواضع سیاسی به انسانی است که در میان آن مواضع گرفتار شده؛ انسانی که نه بینقص است و نه بهآسانی به نماد تبدیل میشود. هجو تند فیلم، بازی درخشان لورا درن و پایانبندی کنایهآمیزش، تصویری ماندگار از جامعهای میسازند که گاه برای تصاحب یک بدن و یک روایت، مشتاقتر است تا برای شنیدن خواست صاحب آن.
با همهٔ نابرابریهای لحنی و برخی لحظات بیشازحد حسابشده، فیلم همچنان اثری جسور و زنده باقی میماند. تلخیِ آن از این واقعیت میآید که آدمها میتوانند با اطمینان اخلاقی سخن بگویند و در همان حال، فردی را که ادعای دفاع از او دارند نادیده بگیرند. «Citizen Ruth» نه بحث را به پایان میرساند و نه وعدهٔ مصالحه میدهد؛ اما با طنزی بیرحم یادآوری میکند که در میانهٔ هر جدل بزرگ، انسانی واقعی ایستاده است.
« بااینحال، هزینهٔ چنین رویکردی آن است که همهٔ لحظهها به یک اندازه طبیعی و دقیق به نظر نمیرسند. »
ثبت دیدگاه