نقد و بررسی
نقد پاول بلارت: پلیس مرکز خرید (Paul Blart: Mall Cop) | 2009
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایده و جایگاه فیلم «Paul Blart: Mall Cop» کمدیای استوار بر تضاد آشنایی بنا میکند: مردی معمولی، دستوپاچلفتی و کماعتبار، ناگهان در موقعیتی قرار میگیرد که باید از دیگران محافظت کند. پل بلارت نگهبان مرکز خریدی است که کارش را بسیار جدی میگیرد، حتی اگر اطرافیان چندان او را جدی نگیرند.
هنگامی که گروهی از سارقان مرکز خرید را به تصرف درمیآورند، همین نگهبانِ کمتوقع در جایگاهی قرار میگیرد که باید ابتکار عمل را به دست بگیرد. کارگردانی Steve Carr و بازی Kevin James فیلم را در قلمرو کمدی عامهپسند و فیزیکی نگه میدارند؛ اثری که قصد ندارد قواعد این ژانر را از نو بنویسد، بلکه میخواهد از موقعیتی ساده، مجموعهای از برخوردها، لغزشها و لحظههای خندهآور بسازد.
جذابیت اصلی آن نیز نه در تازگی طرح، بلکه در پیوند میان قهرمان دوستداشتنی و فضای سبکبال فیلم نهفته است. قهرمانی از جنس آدمهای معمولی پل بلارت قهرمانی نیست که با اعتمادبهنفس و مهارتهای خارقالعاده وارد میدان شود. او بیش از آنکه شبیه مأموران شکستناپذیر فیلمهای اکشن باشد، آدمی است که میخواهد وظیفهاش را درست انجام دهد و در عین حال، مدام با محدودیتهای خودش روبهرو میشود.
« پل بلارت نگهبان مرکز خریدی است که کارش را بسیار جدی میگیرد، حتی اگر اطرافیان چندان او را جدی نگیرند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
همین فاصله میان جدیت او و آشفتگی موقعیتها، سرچشمه بخش بزرگی از طنز فیلم است. نکته مهم آن است که فیلم، با وجود تکیه بر شوخیهای بدنی و زمینخوردنها، نمیخواهد پل را صرفاً به موضوع تمسخر تبدیل کند. پشت رفتارهای خام و گاه مضحک او، مهربانی و حس مسئولیتپذیری دیده میشود. او کارش را جدی میگیرد، به آدمهای اطرافش توجه دارد و در لحظههای دشوار حاضر نیست بیتفاوت بماند.
این ویژگیها به تماشاگر فرصت میدهد که از خندهکردن به او، به همراهی با او برسد. بازی کوین جیمز و نیروی اجرایی کمدی کوین جیمز مهمترین تکیهگاه فیلم است. او نقش را با ترکیبی از جسارت نمایشی و نوعی صمیمیت بازی میکند که مانع میشود پل به کاریکاتوری یکبعدی بدل شود. حرکات بدنی، مکثهای نابجا و تلاشهای نافرجام شخصیت، در اجرای او هماهنگی دارند؛ گویی خود پل نیز باور دارد که هر بار میتواند اوضاع را کنترل کند، حتی وقتی نشانهها خلاف آن را میگویند.
جیمز همچنین در تنظیم لحن شخصیت مهارت دارد: پل باید مضحک باشد، اما نه بیارزش؛ باید شکست بخورد، اما نه آنقدر که تماشاگر از دیدنش خسته شود. فیلم از همین تعادل سود میبرد. نقشآفرینی او به شخصیت گرمایی میبخشد که متن همیشه بهتنهایی قادر به ایجاد آن نیست. در کنار او، Jayma Mays و بازیگران دیگر فضای داستان را پُر میکنند، هرچند تمرکز اصلی همچنان بر حضور و واکنشهای پل باقی میماند.
« همین فاصله میان جدیت او و آشفتگی موقعیتها، سرچشمه بخش بزرگی از طنز فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
کمدی، خرابکاری و لحظههای موفق بخش عمده طنز فیلم از برخورد میان محیط آشنای مرکز خرید و رفتارهای غیرمنتظره پل شکل میگیرد. مرکز خرید، با راهروها، فروشگاهها و ابزارهای روزمرهاش، به زمین بازی مناسبی برای کمدی فیزیکی بدل میشود. تلاشهای پل برای نشاندادن تواناییهایش اغلب به نتیجهای متفاوت از آنچه انتظار دارد میانجامند؛ فاصله میان قصد قهرمانانه و حاصل آشفته، گاهی بسیار بامزه است.
فیلم چند موقعیت کمدی دارد که بهواسطه زمانبندی مناسب و بازی جیمز واقعاً سرگرمکننده از کار درمیآیند. شوخیها زمانی بهتر اثر میکنند که از ویژگیهای شخصیت و شرایط صحنه بجوشند، نه آنکه صرفاً برای افزودن یک شوخی دیگر به جریان روایت وارد شوند. از همین رو، خرابکاریهای پل میتوانند با وجود تکرار الگوی کلی، همچنان دلنشین باشند: تماشاگر از پیش میداند که او احتمالاً همهچیز را مطابق نقشه پیش نخواهد برد، اما دیدن شکل تازه شکستش گاه لذتبخش است.
روایت آشنا و محدودیتهای فیلمنامه در برابر این جذابیتهای اجرایی، طرح داستانی فیلم چندان غافلگیرکننده نیست. تقابل قهرمانِ دستکمگرفتهشده با گروهی از سارقان، مسیری آشنا برای کمدیهای اکشن فراهم میکند؛ مسیری که از همان ابتدا نشانههای کلی خود را آشکار میسازد. فیلم بیش از آنکه بر پیچیدگی یا تعلیق روایی تکیه کند، بر این پرسش ساده متمرکز است که پل چگونه از موقعیتی به موقعیت دیگر میرسد و چه خرابکاری تازهای از او سر میزند.
« مرکز خرید، با راهروها، فروشگاهها و ابزارهای روزمرهاش، به زمین بازی مناسبی برای کمدی فیزیکی بدل میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این سادگی بهخودیخود ایراد نیست؛ برای کمدی سبک، قصهای روشن میتواند بستر مناسبی برای شوخی باشد. مشکل وقتی پدید میآید که روایت همان مسیر قابلپیشبینی را بدون افزودن کشش یا ظرافت کافی طی میکند. شخصیتهای فرعی نیز فرصت چندانی برای گسترش پیدا نمیکنند و بیشتر در خدمت حرکت داستان یا برجستهکردن ویژگیهای پل قرار میگیرند.
در نتیجه، فیلم از نظر قصه به اندازه شخصیت مرکزیاش زنده و متمایز نیست. ریتم و تکرار شوخیها ریتم «Paul Blart: Mall Cop» یکدست نیست. برخی صحنهها با سرعت و انرژی خوبی پیش میروند، اما میان آنها بخشهایی وجود دارد که بیش از اندازه مکث میکنند یا ایدهای کمدی را طولانیتر از ظرفیتش ادامه میدهند.
همین نوسان سبب میشود تجربه تماشای فیلم برای مخاطبان مختلف متفاوت باشد: کسی ممکن است با چند صحنه بلند بخندد و از حالوهوای ساده فیلم لذت ببرد، در حالی که دیگری همان مکثها را کشدار و ملالآور احساس کند. تکرار نیز محدودیت مهمی است. فیلم بارها به الگوی آشنای خرابکاری، جبران و تلاش دوباره بازمیگردد.
« این سادگی بهخودیخود ایراد نیست؛ برای کمدی سبک، قصهای روشن میتواند بستر مناسبی برای شوخی باشد. »
قوتها و کاستیها
این ساختار در آغاز کارآمد است، اما اگر شوخی تازهای به آن افزوده نشود، تأثیرش کاهش مییابد. بعضی لحظهها به جای آنکه از موقعیت داستانی برآیند، شبیه تکرار فرمولی به نظر میرسند که پیشتر نتیجه داده است. از این رو، فیلم همزمان میتواند در بخشهایی خندهدار و در بخشهایی نچسب یا کمتحرک باشد.
مرکز خرید بهمثابه صحنه انتخاب مرکز خرید بهعنوان فضای اصلی داستان، امکان خوبی برای خلق تضاد فراهم میکند. جایی که معمولاً برای خرید، تفریح و گردش ساخته شده، به میدان بحران بدل میشود؛ در چنین محیطی، رفتار روزمره پل و جدیت بیش از اندازهاش جلوه طنزآمیزتری مییابد. فضا به فیلم هویت بصری نسبتاً مشخصی میدهد و اجازه میدهد کنشها از راهروها و فروشگاهها برای ساختن موقعیتهای گوناگون استفاده کنند.
بااینحال، خود این محیط همیشه به عنصری رواییِ کاملاً بهرهبرداریشده تبدیل نمیشود. فیلم از قابلیتهای آشکار مرکز خرید استفاده میکند، اما گاه بیشتر به آن به چشم پسزمینهای برای شوخیها مینگرد تا فضایی که بتواند به تعلیق یا معنای داستان عمق بدهد. با وجود این، همین آشنایی و روزمرگی محیط با روح ساده و غیرمتکلف اثر تناسب دارد.
« این ساختار در آغاز کارآمد است، اما اگر شوخی تازهای به آن افزوده نشود، تأثیرش کاهش مییابد. »
جمعبندی
جمعبندی «Paul Blart: Mall Cop» نه کمدیای بینقص است و نه اثری که داستانش تازگی چشمگیری داشته باشد. قصه قابلحدس، شوخیهای تکراری و ریتم ناهموار، مانع از آن میشوند که فیلم در سراسر زمان خود با انرژی یکسان پیش برود. اما کوین جیمز به پل بلارت جان میدهد و او را از یک شخصیت صرفاً مضحک به آدمی مهربان، مصر و دوستداشتنی تبدیل میکند.
چند صحنه واقعاً خندهدار و حالوهوای سبک فیلم نیز از نقاط قوتی هستند که ضعفهای روایی را تا حدی جبران میکنند. این فیلم برای تماشاگرانی مناسبتر است که از کمدی فیزیکی، قهرمانهای ناکامل و قصههای ساده لذت میبرند و انتظار پیچیدگی یا طنزی ظریف و پیوسته ندارند. اثر شاید شاهکار یا حتی کمدیای کاملاً یکدست نباشد، اما در لحظههای موفقش گرمایی دارد که تماشاگر را وامیدارد به نگهبانی دستوپاچلفتی دل ببندد؛ و همین پیوند عاطفی کوچک، بیش از هر عنصر دیگری، دلیل ماندگاری دلنشین آن است.
« جمعبندی «Paul Blart: Mall Cop» نه کمدیای بینقص است و نه اثری که داستانش تازگی چشمگیری داشته باشد. »



ثبت دیدگاه